کوردستان میدیا

سایت مرکزی حزب دمکرات کوردستان ایران

تغییر ماهیت جنگ؛ از محو اسرائیل تا جنگ با اعراب

10:17 - 18 مرداد 1405

رحمان سلیمی

نابودی اسرائیل و تأسیس کشور فلسطینی از شعارهای اصلی جمهوری اسلامی طی پنج دهه گذشته بوده و حتی روزشمار نابودی اسرائیل، به‌عنوان تجلی خواسته رهبران نظام در پایتخت ایران، به نوعی افکار عمومی عربی و اسلامی را نیز با سیاست‌های ضداسرائیلی جمهوری اسلامی همراه کرده بود. کاربرد واژگانی چون «جرثومه فساد»، «غده سرطانی»، «اشغالگر» و غیره توسط سران نظام اسلامی و دستگاه پروپاگاندای رژیم در دفاع از ملت فلسطین، توجیه‌گر سیاست‌های منطقه‌ای و بلندپروازی‌های نظامی رژیم بوده و از نوعی مشروعیت نسبی نزد مردم در بخشی از کشورهای اسلامی برخوردار بوده است.

جنگ ۱۲ روزه و ۳۹ روزه ایران با اسرائیل و آمریکا و موشک‌پراکنی‌های ایران به اسرائیل، علی‌رغم حمله به کشورهای عربی منطقه، حامیان سیاست ضداسرائیلی جمهوری اسلامی را سرپا نگه داشته بود و قدرت مانور دولت‌های منطقه که تحت هجوم پهپادها و موشک‌های ایران بودند را به‌شدت تضعیف کرده بود. شاید پاشنه‌آشیل سیاست آمریکا در دوران جنگ‌های ۱۲ روزه و ۳۹ روزه، همین جهت‌گیری افکار عمومی عربی و اسلامی در همذات‌پنداری با شلیک‌های ایران به تل‌آویو و حیفا بود که به نوعی التیام‌بخش شکست‌های نظامی اعراب طی جنگ‌های چند دهه گذشته با اسرائیل بود و کشورهای عربی را در منگنه رویارویی جدی با رژیم ایران، با وجود نقض مکرر حاکمیتشان از جانب ایران، گذاشته بود.

اما انگار اوضاع به‌یک‌باره دارد تغییر می‌کند و دشمن اصلی از اسرائیل به کشورهای عربی تبدیل شده است؛ دیگر این جمهوری اسلامی است که دشمن اصلی اعراب است و خبری از رویارویی نظامی ایران و اسرائیل نیست. دقیقاً در همین‌جا است که سیاست‌های ضدصهیونیستی و آزادسازی قدس و نابودی اسرائیل رنگ باخته و از یک سو دست دولت‌های عربی را در مواجهه با جمهوری اسلامی بازتر گذاشته و از سوی دیگر، عرق ملی اعراب را علیه رژیم حاکم بر ایران برانگیخته است.

این تغییر ماهیت جنگ، از جنگ جمهوری اسلامی با آمریکا و اسرائیل به جنگ ایران و اعراب، بزرگ‌ترین چالشی است که تصمیم‌سازان تهران را نگران کرده است. دخالت مستقیم و اعلام‌شده عربستان در بمباران پایگاه‌های نیروهای وابسته به ایران در عراق، هدف قرار دادن ریاض توسط حوثی‌ها، و موضع‌گیری عریان‌تر کشورهای حاشیه خلیج فارس علیه حملات پهپادی و موشکی ایران به زیرساخت‌هایشان، نقطه عطف این تغییر ماهیت است.

تغییر رویه کشورهای عربی در دور جدید جنگ کاملاً مشهود است. در جریان جنگ‌های قبلی و قبل از تفاهم‌نامه ایران و آمریکا، مهم‌ترین تلاش این کشورها کمک به روندهای دیپلماتیک و حل منازعه جاری از راه گفت‌وگو بود، در حالی که اکنون و پس از به حاشیه رفتن نقش اسرائیل و تغییر تحمیل‌شده در مسیر جنگ به سوی جنگ ایران و اعراب، چانه‌زنی‌های این کشورها در راستای حل دیپلماتیک منازعه کاهش محسوسی داشته است و این بزرگ‌ترین خطری است که جمهوری اسلامی با آن مواجه شده است؛ بعید نیست این روند بر موضع کشورهایی چون مصر و پاکستان در ادامه این جنگ نیز تأثیرگذار باشد.

جمهوری اسلامی که در آغاز جنگ، با کشاندن جنگ به کشورهای منطقه و بستن تنگه هرمز تا حدودی موفق به ایجاد بازدارندگی و تعدیل سیاست‌های آمریکا و غرب شده بود، اکنون با کنار گذاشتن اسرائیل از منازعه و فروکش کردن بازتاب رسانه‌ای ضداسرائیلی ایران، با بحران مشروعیت ادعایی خود روبه‌روست و دیگر نه‌تنها قادر به اقناع گروه‌های وابسته به خود در منطقه نیست، بلکه در داخل ایران و میان هواداران پروپاقرص خود نیز دچار خلأ گفتمانی ویرانگر شده است.

تداوم این روند و تبدیل آن به جنگی فرسایشی، برخلاف آنچه تصور می‌شد که می‌توانست دست بالا را به جمهوری اسلامی در این جنگ بدهد و آمریکا را وادار به عقب‌نشینی کند، هزینه‌های سیاسی و نظامی جنگ را بین شرکای منطقه‌ای و بین‌المللی آمریکا تقسیم کرده و از فشارهای داخلی علیه دولت ترامپ می‌کاهد.

عدم ورود اسرائیل در دوره اخیر جنگ را نیز باید در راستای همین رویکرد تحلیل کرد؛ رویکردی که به نظر می‌رسد با هماهنگی دو کشور و با هدف به چالش کشیدن جمهوری اسلامی در تقابل بین ایران و اعراب صورت گرفته باشد.

در چنین شرایطی، مسئله اصلی برای تهران دیگر صرفاً ادامه تقابل با اسرائیل نیست؛ بلکه تغییر آرایش منطقه‌ای و تبدیل کشورهای عربی به طرف مستقیم‌تر این منازعه است. این تغییر می‌تواند مهم‌ترین پیامد راهبردی مرحله جدید جنگ برای جمهوری اسلامی باشد؛ زیرا در صورت تداوم آن، تهران با محیط منطقه‌ای متفاوتی مواجه خواهد شد که در آن بهره‌گیری از گفتمان ضداسرائیلی برای حفظ مشروعیت منطقه‌ای و توجیه سیاست‌های خود، دیگر کارکرد گذشته را نخواهد داشت.