کوردستان میدیا

سایت مرکزی حزب دمکرات کوردستان ایران

از طناب دار تا موشک، ماشین کشتار از کار نمی‌افتد

13:52 - 28 تیر 1405

میرخان شمسی برهان

جمهوری اسلامی ایران از همان زادروز خود در سال ۱۳۵۷، تنها یک زبان برای گفت‌وگو با ملت کورد داشته است: زبان اعدام. آنچه رسانه‌های مصلحت‌اندیش «نقض حقوق بشر» می‌نامند، در حقیقت چیزی جز یک سیاست سنجیده دولتی نیست؛ ترور دولتی سازمان‌یافته‌ای که هدفش خاموش کردن هر صدای آزادی‌خواه در کوردستان است. هر طنابی که در زندان‌های ارومیه، سنندج و مهاباد بر دار می‌رود، نه مجازات یک «مجرم»، بلکه پیامی به یک ملت است: یا سر فرود آور، یا بمیر.

از سال ۱۳۵۷ تاکنون، اعدام زندانیان سیاسی کورد به یکی از ستون‌های اصلی حاکمیت ترور بدل شده است. سازمان عفو بین‌الملل سال‌هاست مستند می‌کند که ایران یکی از بالاترین نرخ‌های اعدام در جهان را دارد و کوردها به‌گونه‌ای نامتناسب از قربانیان این ماشین‌اند. اتهام‌های واهی چون «محاربه» و «بغی» تنها پوششی حقوقی برای یک تصمیم سیاسی‌اند: حذف فیزیکی مخالفان. اعتراف زیر شکنجه، محاکمه‌های چنددقیقه‌ای پشت درهای بسته و محرومیت از وکیل مستقل؛ این «دادگاه» نیست، بلکه صحنه‌آرایی یک قتل از پیش طراحی‌شده است. اعدامی که از دل چنین فرایندی بیرون می‌آید، با هر معیار حقوقی در جهان، نه عدالت، بلکه قتل حکومتی است.

ترورهای رژیم هرگز در مرزهای ایران متوقف نشده‌اند. بر اساس مستندات حزب دموکرات کوردستان ایران، بیش از ۴۰۰ تن از اعضا و کادرهای این حزب در کارزار ترور جهانی جمهوری اسلامی جان باخته‌اند. این کارزار، برجسته‌ترین چهره‌ها را نیز هدف قرار داد. دکتر عبدالرحمن قاسملو، دبیرکل حزب، در سال ۱۳۶۸ در وین، درست بر سر میز مذاکراتی که قرار بود به «صلح» بینجامد، به ضرب گلوله ترور شد. سه سال بعد، جانشین او، دکتر صادق شرفکندی، در سال ۱۳۷۱ در رستوران میکونوس برلین، همراه با سه تن از یارانش، به قتل رسید. در همین پرونده بود که حقیقت در برابر چشم جهان آشکار شد. دادگاه میکونوس در برلین، در رأی تاریخی خود، اعلام کرد که فرمان این ترور از بالاترین سطوح نظام، از جمله رهبر جمهوری اسلامی، علی خامنه‌ای، و رئیس‌جمهور وقت، اکبر هاشمی رفسنجانی، صادر شده بود. این، ادعای یک حزب مخالف نیست، بلکه حکم یک دادگاه مستقل اروپایی است. تروریسم دولتی، در اینجا نه یک شعار، بلکه واقعیتی اثبات‌شده در پیشگاه عدالت است.

امروز همان دست‌ها، تفنگ را با موشک عوض کرده‌اند. بنا بر مستندسازی حزب دموکرات کوردستان ایران، از نیمه اسفند سال گذشته تاکنون، رژیم و نیروهای نیابتی‌اش نزدیک به ۱۵۰ بار مقرها و اردوگاه‌های پناهندگان سیاسی کورد را در اقلیم کوردستان عراق با موشک‌های بالستیک و پهپادهای انتحاری هدف قرار داده‌اند؛ حملاتی که عامدانه مدرسه، بیمارستان و تأسیسات آب‌رسانی، یعنی همان زیرساخت‌های غیرنظامی مورد حمایت حقوق بین‌الملل بشردوستانه، را نشانه گرفته‌اند. این دیگر «تنش مرزی» نیست؛ بلکه جنایت جنگی و سرکوب فرامرزی است: کشتار آوارگان سیاسی در خاک کشوری دیگر و تجاوز آشکار به حاکمیت ملی عراق و اقلیم کوردستان.

اما حزب دموکرات کوردستان ایران تنها قربانی این ترور نیست، بلکه بدیلی برای آن است. در برابر نظامی که جز زبان مرگ نمی‌شناسد، این حزب، به‌عنوان نیرویی سوسیال‌دموکرات و هم‌پیمان با سازمان بین‌الملل سوسیالیست، جایگزینی دموکراتیک، فدرال و پلورالیستی را نه فقط برای کوردستان، بلکه برای سراسر ایران پیش می‌نهد. تأسیس «هم‌پیمانی احزاب سیاسی کوردستان ایران» در ابتدای اسفند ۱۴۰۴ نیز گامی در همین مسیر است؛ اتحادی برای گذار از استبداد به دموکراسی.

مصطفی هجری، رهبر حزب دموکرات کوردستان ایران، در سخنرانی خود در نشست «اتحاد پیشرو» (Progressive Alliance) در بارسلونا، در اردیبهشت امسال، این پیام را به جهان رساند: ملت کورد گدای ترحم نیست. آنچه ما از جامعه جهانی می‌خواهیم، صدقه نیست، بلکه سه خواست روشن است: به‌رسمیت شناختن سیاسی این بدیل، پاسخ‌گو کردن رژیم در برابر حملات فرامرزی، و ایجاد هم‌پیمانی فکری و سیاسی میان نیروهای دموکراتیک. سکوت در برابر ترور دولتی، شراکت در آن است.

تاریخ گواه آن است که این رژیم با هر «توافق» و هر «گذار»، تنها زمان می‌خرد تا ماشین مرگ خود را دوباره روغن‌کاری کند. اما ملتی که قاسملو و شرفکندی را در راه آزادی تقدیم کرده است، از پای نخواهد نشست. راه ما روشن است: نه تسلیم، نه فراموشی؛ بلکه دموکراسی، برابری و آزادی.