این مطلب ترجمه، بازنویسی و تلخیصی از تحلیل فرید زکریا١، ستوننویس فارن پالیسی، است و دیدگاهها و ارزیابیهای مطرحشده در آن، بازتابدهنده دیدگاهها و مواضع کوردستان میدیا نیست و در چارچوب طرح و بازنشر دیدگاهها و آراء مختلف منتشر میشود.
هفته گذشته، یک زمینلرزه ژئوپلیتیکی، هرچند کوچک، خاورمیانه را تکان داد. عربستان سعودی و ترکیه ــ دو کشوری که در بخش عمدهای از یک دهه گذشته آشکارا با یکدیگر خصومت داشتهاند ــ متعهد شدند در دفاع از یکدیگر وارد جنگ شوند. این دو کشور به همراه پاکستان «توافقنامه دفاع مشترک مکه» را امضا کردند و در چارچوبی مشابه ناتو اعلام کردند که حمله به یکی از آنها، حمله به همه اعضا تلقی خواهد شد.
پاکستان و عربستان سعودی از مدتها پیش روابط امنیتی نزدیکی داشتهاند. اما عربستان سعودی و ترکیه رقبای سرسخت منطقهای بودهاند و بر سر قطر، مصر، اخوانالمسلمین و، بیش از همه، قتل جمال خاشقجی در استانبول با یکدیگر اختلاف داشتهاند؛ قتلی که رجب طیب اردوغان، رئیسجمهوری ترکیه، ظاهراً مستقیماً محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی، را مسئول آن دانسته بود.
پس چه چیزی آنها را به یکدیگر نزدیک کرد؟
دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا ــ یا دقیقتر، کاهش اعتماد آنها به او و وعدههایش.
نزدیکی عربستان سعودی و ترکیه را باید در بستر کاهش اعتماد به تعهدات امنیتی آمریکا و اعتبار وعدههای واشنگتن درک کرد. توافق دفاعی مکه صرفاً یک پیمان منطقهای نیست؛ بلکه نشانهای از تغییر محاسبات کشورهایی است که برای سالها امنیت خود را تا حد زیادی به تضمینهای آمریکا وابسته میدانستند.
این کشورها اکنون بیش از گذشته به دنبال ترتیبات مستقل و گزینههای جایگزین برای تأمین امنیت خود هستند؛ تحولی که میتواند پیامدهایی فراتر از روابط میان سه کشور امضاکننده این توافق داشته باشد.
اعتبار یک ابرقدرت تنها به قدرت نظامی یا اقتصادی آن وابسته نیست. قدرت یک کشور زمانی به نفوذ پایدار تبدیل میشود که متحدان و شرکایش به تعهدات آن اعتماد داشته باشند. هنگامی که این اعتماد تضعیف شود، حتی برخورداری از قدرت نظامی عظیم نیز لزوماً نمیتواند مانع از آن شود که دیگر کشورها به دنبال گزینههای جایگزین بروند.
اگر شرکای آمریکا به این نتیجه برسند که وعدههای واشنگتن ممکن است تغییر کند یا در لحظهای حساس قابل اتکا نباشد، طبیعی است که برای امنیت خود به دنبال بیمههای دیگری باشند.
توافق دفاعی مکه را میتوان از همین منظر نشانهای از تلاش قدرتهای منطقهای برای کاهش وابستگی به آمریکا و ایجاد شبکههای امنیتی مستقلتر دانست.
این تحول برای واشنگتن اهمیت ویژهای دارد. سیاستی که قرار بود قدرت و نفوذ آمریکا را افزایش دهد، میتواند نتیجهای معکوس داشته باشد و متحدان این کشور را به سمت ایجاد ترتیباتی سوق دهد که بتوانند بدون اتکا به آمریکا نیز امنیت خود را تأمین کنند.
در این میان، مسئله اصلی برای آمریکا ممکن است صرفاً از دست دادن یک متحد یا یک توافق مشخص نباشد. خطر بزرگتر، فرسایش تدریجی اعتماد به تعهدات آمریکا است؛ زیرا اعتبار بینالمللی، برخلاف قدرت نظامی، به آسانی قابل بازسازی نیست.
وقتی متحدان یک قدرت بزرگ دیگر مطمئن نباشند که این قدرت در لحظه حساس به وعدههای خود عمل خواهد کرد، شروع به ایجاد گزینههای جایگزین میکنند. این روند میتواند به تدریج وابستگی آنها به واشنگتن را کاهش دهد و در نهایت، نفوذ آمریکا را در مناطقی که برای دههها بر آن تکیه داشته است، محدود کند.
و هنگامی که اعتماد از میان برود، بازسازی آن بسیار دشوارتر از دستیابی به یک توافق جدید یا افزایش قدرت نظامی خواهد بود.
١) فرید زکریا مجری برنامه «فرید زکریا جیپیاس» در شبکه سیانان و نویسنده کتاب «عصر انقلابها» است. او همچنین ستون هفتگی روزنامه واشنگتنپست را مینویسد و این تحلیل در فارِن پالیسی منتشر شده است.