کوردستان میدیا

سایت مرکزی حزب دمکرات کوردستان ایران

از ژکاف تا امروز: یک آغاز، یک آرمان و نسل‌ها مبارزه (تأملی بر تأسیس حزب دموکرات کوردستان ایران)

13:16 - 7 شهریور 1405

سهراب رحمتی

چکیده

حزب دموکرات کوردستان ایران در ۲۵ مرداد سال ۱۳۲۴، مصادف با ۱۹۴۵ میلادی، در کوردستان ایران توسط عده کثیری از روشنفکران کورد تأسیس شد. تأسیس این جریان سیاسی رویدادی ابتدایی و منفک از گذشته نبود، بلکه ریشه در مبارزات پیشین ملت کورد، به‌ویژه در تفکر «جمعیت احیای کورد» یا «کۆمەڵەی ژیانەوەی کورد» (ژ-ک)، داشت که خود در سال ۱۳۲۱ (۱۹۴۲ میلادی) شکل گرفته بود. در این جستار سعی می‌شود با نگاهی به اهداف، آرمان و جایگاه اجتماعی آن و مبارزه نزدیک به یک سده این جریان سیاسی، به‌مثابه جریانی سیاسی، ملی ـ دموکراتیک، اشاره‌ای شود و تلاش بر آن است که با توجه به ذهنیت ملی‌گرایی حاکم در ایران، به این پرسش پاسخ دهد که آیا اهداف، آرمان و استراتژی یک جریان فکری ـ سیاسی در زمان تأسیس آن، با تغییرات تاکتیکی در شیوه‌های مبارزه در جریان مبارزاتی آن، لزوماً به معنای تغییر آرمان و هویت بنیادین یک جریان سیاسی است یا می‌توان میان این دو تمایز قائل شد؟

مقدمه

«کۆمەڵەی ژیانەوەی کورد» در سال ۱۳۲۱ (۱۹۴۲ میلادی) در منطقه موکریان (کوردستان ایران) شکل گرفت. بنیان‌گذاران این جریان بخشی از روشنفکران کورد بودند که تفکر ملی‌گرایی کورد را دنبال می‌کردند و این تفکر در روزنامه «نیشتمان» بازتاب می‌یافت. گفتمان این نشریه، گفتمانی ملی‌گرایانه و خواهان تعیین سرنوشت کوردها در رادیکال‌ترین شکل آن، یعنی استقلال کوردستان، بود. شیوه تشکیلات کۆمەڵە (ژ-ک) بنا بر فضای سرکوب در زمان رژیم پادشاهی کاملاً مخفیانه بود، اما هم‌زمان با اشغال ایران و کوردستان ایران در جنگ جهانی دوم و خلأ قدرت در این منطقه، توانست فعالیت خود را علنی سازد و نظر روشنفکران بیشتری را به خود جلب کند؛ پیشوا قاضی محمد یکی از چهره‌های محبوب و در عین حال فرهیخته آن دوران بود.

با باز شدن فضای سیاسی موجود در آن دوران، نیاز به گذار از یک سازمان مخفی روشنفکری به یک حزب سیاسی فراگیر و مدرن، بنا بر آرمان کۆمەڵە ژ-ک، ضرورتی تاریخی بود که در ۲۵ مرداد ۱۳۲۴، با انتشار اساسنامه هشت‌ماده‌ای خود، حزب دموکرات کوردستان را وارد مرحله تازه‌ای کرد. از این منظر، ۲۵ مرداد تنها یادآور تأسیس یک حزب نیست، بلکه می‌توان آن را نقطه گذار از یک آگاهی ملی سازمان‌یافته و محدود به یک مدرسه فکری، به یک نیروی سیاسی فراگیر تلقی کرد.

سازمان‌یافتگی و آگاهی ملی

از نظر جامعه‌شناختی، «ملت» نمی‌تواند تنها یک احساس جمعی باشد. برای اینکه گروهی از مردم خود را در قالب یک ملت تعریف کنند، وجود یک مکتب فکری که اقشار مختلف جامعه را حول تفکر و سیاست‌های خود جمع کند، بدیهی است. آن زمان است که یک ملت می‌تواند ادعای حق تعیین سرنوشت خود را به یک نیروی سیاسی مؤثر تبدیل کند و خواست سیاسی خود را ارائه دهد. در غیر این صورت، این احتمال همیشه وجود دارد که میلیون‌ها نفر خود را بخشی از یک ملت بدانند، اما وقتی در چارچوب یک نهاد سیاسی ـ اجتماعی همکاری نکنند، در حد یک احساس ملی باقی بمانند و فعالیت‌های آنها خارج از چارچوب یک جامعه سیاسی سازمان‌یافته، بی‌ثمر بماند.

از این منظر، یکی از اهمیت‌های تاریخی حزب دموکرات را باید در تلاش آن برای تبدیل آگاهی ملی کورد به نیرویی سیاسی و اجتماعی و سازمان‌یافته جست‌وجو کرد.

جمهوری کوردستان؛ از آرمان تا تجربه دولت‌داری

حزب دموکرات تنها چند ماه پس از تأسیس، به نیروی سیاسی اصلی جمهوری کوردستان تبدیل شد. در این مدت توانست کابینه دولت را تشکیل دهد و پایگاه اجتماعی خود را که بر فرهنگ سیاسی و حکمرانی کوردها مبتنی بود، در میان اقشار مختلف جامعه اشاعه بخشد. با مطالعه اندکی می‌توان دریافت که جمهوری کوردستان بر این امر واقف بوده است که اگرچه وجود سرزمین یا مرزها و اعمال حاکمیت، پایه‌های اصلی دولت‌داری را تشکیل می‌دهند، اما وجود نهادهای سیاسی و حقوقی بنیادین و در عین حال پاسخگو، همراه با جامعه مدنی و فرهنگی، از شروط اساسی پیشرفت و ثبات سیاسی آن به‌شمار می‌آیند.

بر این منوال، جمهوری کوردستان به تشکیل اتحادیه‌های اجتماعی و صنفی همت گماشت. شاید مهم‌ترین آنها تأسیس اتحادیه زنان دموکرات کوردستان و اتحادیه جوانان دموکرات کوردستان، برای مشارکت در امور اجتماعی و سیاسی بوده باشد. از طرفی دیگر، اعزام دانش‌آموزان و دانشجویان به شوروی و باکو برای آموزش‌های تخصصی، همچون رشته‌های پزشکی، مهندسی و امور نظامی، یکی دیگر از کارهای مهم جمهوری برای تداوم حیات و ثبات خود بود که در طول یازده ماه زندگی سیاسی خود نهادینه کرد. پس می‌توان با صراحت تأکید نمود که اگر هدف اساسی این جریان تعیین سرنوشت یک ملت بوده، نهادینه‌کردن ارزش‌های مدرن، دموکراتیک و مشارکتی و ساختن یک جامعه سیاسی نیز از مبانی مهم این ساختار سیاسی به‌شمار می‌آمده است.

با وجود اینکه جمهوری کوردستان در آذر ۱۳۲۵، پس از یازده ماه حاکمیت، سقوط کرد، اما نیروی محرکه این جمهوری، که همانا حزب دموکرات کوردستان بود، مبارزه خود را در همان راستا و با همان استراتژی و آرمان ملی‌گرایی پیش برد. در این دوران، اگرچه نسل نخست جمهوری کوردستان اعدام، دستگیر و سرکوب و در نهایت پراکنده شد، فعالیت مخفیانه جای فعالیت آشکار حزب را گرفت.

در سال‌های ۱۳۴۰ تا ۱۳۴۷، نسلی جدید پا به عرصه میدان می‌گذارد و مبارزات مسلحانه را پیش می‌گیرد. جنبش سال‌های ۱۳۴۶ تا ۱۳۴۷، که شهدای این مبارزه مسلحانه به نمادهای نسل نوین تبدیل می‌شوند، ادامه‌دهنده این تفکر بود که بعد از سرکوب این جنبش، دوباره مبارزه مخفیانه آغاز می‌شود. بی‌گمان، این دوران را نه دوران تشتت و سکوت، بلکه دوره بقا و بازسازی و، از طرفی دیگر، دوره انتقال نسلی، بازتعریف استراتژی و شیوه مبارزه حزب تلقی کرد.

جای بسی تأمل است که در این مبارزه طولانی، حزب دموکرات با نیروها و گرایش‌های مختلف ملی‌گرا، چپ و جریان‌های سیاسی منطقه‌ای نیز مواجه شد و با فراز و نشیب‌های زیادی روبه‌رو شد. با این همه، می‌توان تداوم یک خواست بنیادین ـ دفاع از حقوق ملی و سیاسی ملت کورد در کوردستان ایران ـ را در تاریخ آن مشاهده کرد.

انقلاب ۱۳۵۷، بازگشت به عرصه سیاسی

ظهور دوباره حزب دموکرات و تشکیلات آن را می‌توان همچون جوانه‌ای تعریف کرد که از ریشه نسل‌های قبل از خود و بر پیکره یک ساختار مبارزاتی کهن، اما در افکار همچنان مدرن، روییده باشد. این نسل در انقلاب مردمی ۱۳۵۷، نسلی سیاسی، آکادمیک و آگاه به سیاست جهانی و در عین حال باتجربه و دارای چند دهه مبارزه سیاسی بود. این نسل، حقوق ملی و سیاسی کوردها را با توجه به شرایط سیاسی آن دوران و زیر سایه سنگین یک ایدئولوژی تئولوژیک مذهبی ـ جمهوری اسلامی ایران ـ در قالب شعار «خودمختاری برای کوردستان و دموکراسی برای ایران»، به‌عنوان شیوه‌ای از حق تعیین سرنوشت، ارائه داد.

چنان‌که اشاره شد، یکی از مهم‌ترین اهداف حزب دموکرات، وجود یک چارچوب جغرافیایی عینی بود که نخست بتواند یک اجماع ملی فراگیر و همگرا در کوردستان ایران را بنیاد نهد. این نسل می‌دانست که سیاست امر واقع است و سیاست‌ورزی مؤثر، نیازمند آن است که پا بر زمینی سخت استوار باشد تا بتوان از بستر اجتماعی جامعه خویش نیرو گرفت. سیاست‌ورزی حزب دموکرات کوردستان ایران در این مرحله از دو جهت بسیار پربار بود.

نخست، اینکه توانست افکار خود را در اذهان عمومی کوردستان اشاعه دهد و در انتخابات مجلس خبرگان قانون اساسی و نیز در انتخابات نمایندگان مجلس شورا در همه شهرهای کوردستان، اکثریت قریب به اتفاق آرا را به دست بیاورد. اما با تشدید سیاست‌های مرکزگرایانه و سرکوبگرایانه جمهوری اسلامی، که اساساً هم ذهنیت ملی‌گرای حاکم و هم ایدئولوژی ولایت فقیهی را نمایندگی می‌کرد، نتوانست سیاست راهبردی و دموکراتیک حزب دموکرات را بپذیرد و متأسفانه آن را از روند مشارکت سیاسی و مذاکره به سوی رویارویی و مبارزه پیش برد. در این مرحله نیز می‌توان مشاهده کرد که سیاست حزب از مطالبه و مشارکت سیاسی به مذاکره و سپس مبارزه تغییر کرد، اما تغییر در شیوه مبارزه لزوماً به معنای کنار گذاشتن آرمان ملی نبود.

ثانیاً و در یک جبهه دیگر، حزب دموکرات کوردستان با کشمکش‌های دیگری در درون جنبش کوردستان مواجه شد. منشأ این اختلافات ریشه‌ای، تفاوت‌های ایدئولوژیک بود که طرفین حزب دموکرات در این تنازع‌ها، دو خط‌مشی متفاوت از هم ـ دو ایدئولوژی مارکسیستی و مذهبی کوردی ـ بودند. هر یک از جریان‌های فکری، بر یک جهان‌بینی نامطلوب و متضاد با تفکر حق تعیین سرنوشت کوردها استوار بودند که در نهایت سنگین‌ترین ضربه را به جنبش ملی ـ دموکراتیک کوردستان وارد ساختند.

در فرهنگ سیاسی دموکراتیک، اختلاف با یک جریان سیاسی به معنای نفی موجودیت آن جریان نیست. فرانسوی‌ها تعبیر زیبایی در وصف ارزش‌های دموکراتیک خود دارند با این عنوان که «بچه را با آب حمام دور نمی‌اندازیم». اوج اهمیت این فرهنگ دموکراتیک در سخنرانی «ژورژ سالینز»، پدر «لولا سالینز»، یکی از کشته‌شدگان حمله ۲۰۱۵ به سالن باتاکلان در پاریس، خطاب به اذهان عمومی بیشتر رونق گرفت، وقتی در اوج سوگواری گفت: «نباید آن‌قدر از ترس، یا با خشم پیش رفت که خود ارزش‌های دموکراتیک و انسانی‌ای را که می‌خواهیم از آنها دفاع کنیم، نابود کنیم».

مقصود این است که این اصل در فرهنگ سیاسی حزب دموکرات دوچندان بود. با وجود اینکه استراتژی حزب دموکرات کوردستان از بدو تأسیس خود تا امروز، تحقق حق تعیین سرنوشت بزرگ‌ترین ملت بدون دولت بوده است، اما نهادینه کردن ارزش‌های بنیادینی همچون دموکراسی، پلورالیسم سیاسی و تکثرگرایی، عدالت اجتماعی و برابری انسان‌ها، از اهداف مهم این حزب برای اداره یک جامعه سامانمند بوده است. همین امر باعث شد که در اوج مبارزه با رژیم‌های غیردموکراتیک در ایران، نه‌تنها برای از بین بردن صدای مخالف خود در کوردستان ـ اگرچه این توانایی را داشت ـ اقدام نکرد و ارزش‌های بنیادین خود را محفوظ نگه داشت، بلکه در هیئت‌های مذاکره‌ای آنها را شرکت داد و حتی بعد از دو دهه مبارزه و اعتراف برخی از این جریان‌ها، با تغییر مشی سیاسی آنها از ضدیت با جنبش ملی به همسویی با آن، همچنان این حزب به یک جامعه پلورال و دموکرات پایبند است و برای مبارزه خود با هر شیوه‌ای از تمامیت‌خواهی استعمارمآبانه حاکمیت در ایران، به همکاری با آنها خود را موظف می‌داند.

اگر به اهداف حزب دموکرات کوردستان ایران به‌عنوان یک جریان سیاسی ملی‌گرا اشاره شود، می‌توان گفت که احقاق حقوق ملی کورد، در هر شکلی از حق تعیین سرنوشت در دوران‌های متفاوت، هدف بنیادین آن بوده است که در طول قریب به یک سده بر آن تأکید داشته است. ایجاد جامعه‌ای که در آن همه اقشار مختلف ـ کارگران و زحمتکشان، بازاریان و صاحبان کسب‌وکار، فرهنگیان، روحانیون و نیروهای مذهبی و اقلیت‌های مذهبی و زبانی ـ در آن پویا باشند، از آرمان‌های این جریان سیاسی بوده است.

این حزب، در طول یک قرن گذشته با دو نظام سیاسی، چند ایدئولوژی در قالب یک ساختار، راهکارهای سیاست، مذاکره و مبارزه را پیش گرفته است. نخست، نظام سابق پادشاهی ـ سلطنتی که با تأکید بر ایران باستان و روایت آریایی و ایرانشهری و پروژه ملت‌سازی، زیر سایه رعب و وحشت، پروسه آسیمیلاسیون نژادی را به اجرا گذاشت و بازماندگان این ایده تاکنون نیز در دیاسپورا بر این تفکر پافشاری می‌کنند. پس از آن، جمهوری اسلامی ایران نیز سیاست انکار و حذف ملل تحت‌ستم را با همان تفکر، اما در چارچوب امت‌محوری و ایدئولوژی اسلامی، همراه با فرهنگ اصیل ایرانی، به سلطه‌گری ناسیونالیسم و ذهنیت ملی‌گرای حاکم، پیش می‌برد.

در چنین ذهنیتی تمامیت‌خواه، خودمحور و به‌ظاهر متضاد، هیچ تفکر دیگری حق مشارکت ندارد. ارجحیت ملی‌گرایی حاکم با سیاست همگون‌سازی و دیگری‌سازی، تحت لوای شعارهای «قدسیت تمامیت ارضی» و اینکه «مخالفین، تجزیه‌طلب هستند»، به‌صورت مداوم بازتولید می‌شود و سیاست خود را بر این مبنا تعریف می‌نمایند. در این تفکر، همیشه قدسیت ملت حاکم، شخص شاه و فقیه و سرزمین در اولویت نخست و حقوق بشر و ملیت‌های داخل این جغرافیای سیاسی در هیچ کجای این رتبه‌بندی قرار نگرفته است؛ گویی که اگر انسان‌ها بر روی این کره خاکی نمی‌زیستند، آیا قدسیت خود را از کدام ناکجاآباد می‌گرفتند؟

البته جای تعجب هم دارد که آیا این فاتحان این سرزمین و سالاران تئوری‌های «تمامیت ارضی» و «تجزیه‌طلبی» به مطالعه و درک این اصطلاحات پرداخته و نیت‌های پشت آن را دریافته‌اند؟ آیا مقصود از تمامیت ارضی و حمایت از وحدت و مرزهای سرزمینی کشورها در حقوق بین‌الملل، در برابر اقدام و دخالت دولت‌های خارجی است یا جنبش ملل تحت‌ستم در یک نظام توتالیتر؟ آیا اساساً اصطلاحی همچون «تجزیه‌طلبی» که در ادبیات سیاسی ذهنیت تمامیت‌خواه حاکم در ایران بیش از هر چیز اذهان عمومی را اشغال کرده است، می‌تواند بر یک ارزش سیاسی و حقوقی و حقوق بین‌الملل غلبه کند؟

البته در نقطه مقابل این شیوه از استعمار، جنبش ملی ـ دموکراتیک کوردستان و ملت‌های تحت‌ستم در ایران وجود دارد که تاریخی از کشتار و آسیمیلاسیون، تهدید و تبعیض را تجربه کرده است و نیز شاهد رادیکال‌تر شدن گفتمان این ذهنیت خودمحورانه از سوی طیف‌های سیاسی حاکم و حتی کسانی که خود را آزادی‌خواه و در جبهه مخالف حاکمیت می‌بینند، بوده‌اند؛ و اینکه چه برنامه‌ای را برای جنبش خود در پیش می‌گیرند، مسئله‌ای مهم و سرنوشت‌ساز است.

نتیجه‌گیری:

اگر به تاریخ مبارزاتی حزب دموکرات کوردستان ایران از زمان تأسیس تا امروز نگاه کنیم، در میان همه تغییرات سیاسی، نسلی و استراتژیک می‌توان خطی از تداوم را مشاهده کرد؛ آن هم دفاع از حقوق ملی و سیاسی ملت کورد و تلاش برای تحقق حق تعیین سرنوشت آن است. شیوه مبارزه در طول تاریخ سیاسی و مبارزاتی آن تغییر کرده است؛ از فعالیت مخفیانه و سازماندهی سیاسی تا تجربه جمهوری کوردستان، از مشارکت و مطالبه سیاسی تا مذاکره و مبارزه مسلحانه و همچنان فعالیت‌های سیاسی. اما بدیهی است که تغییر تاکتیک و حتی استراتژی نمی‌تواند به معنای تغییر آرمان باشد.

کۆمەڵەی ژ- ک یک سرآغاز بود؛ حزب دموکرات آن را به یک جریان سیاسی سازمان‌یافته در عرصه سیاسی و از زاویه آگاهی ملی، به یک مکتب فکری ناسیونالیستی آزادی‌خواهانه ارتقا بخشید. از این رو، می‌توان اهمیت تاریخی این مبارزات را در این عبارات خلاصه کرد که نسل‌ها می‌گذرند، شرایط سیاسی تغییر می‌کند، استراتژی‌ها دگرگون می‌شوند، ایدئولوژی‌ها افول می‌کنند، اما اگر آرمان بر آزادی، دموکراسی و حق تعیین سرنوشت ملت‌ها استوار باشد، مبارزه برای آن از نسلی به نسل دیگر واگذار می‌شود و تحقق می‌یابد.

در اندیشه حزب دموکرات کوردستان ایران می‌توان دریافت که آینده کوردستان نه‌تنها به استمرار مبارزه، بلکه به توانایی جامعه کوردستان در سازمان‌یافتگی، دموکراسی و پذیرش تکثر، مشارکت همه اقشار جامعه و تصمیم‌گیری آزادانه درباره سرنوشت سیاسی خود وابسته است. حق تعیین سرنوشت ملت کورد، حتی در قالب استقلال کوردستان، در این نگاه نه یک تصمیم از پیش گرفته‌شده به نمایندگی از ملت کورد، بلکه می‌تواند انتخابی باشد که خود ملت کورد در یک فرآیند آزاد و دموکراتیک درباره آن تصمیم بگیرد؛ و حزب دموکرات نیز می‌تواند زمینه‌ساز و یکی از بازیگران این فرایند سیاسی باشد. این شاید مهم‌ترین پیوند میان آغاز ۲۵ مرداد، مبارزه نسل‌های گذشته و آرمان نسل‌های آینده باشد؛ اما باز هم مداخله دادن جهان‌بینی و صورت‌بندی‌های فکری خارج از چارچوب حق تعیین سرنوشت کوردستان، آب را به آسیاب غاصبان و استعمارمآبان کوردستان می‌ریزد.

 

منابع:

کورتە مێژووی حیزبی دێموکراتی کوردستانی ئێران، عبدالرحمان قاسملوو و عەبدوڵڵا حەسەن‌زادە

اتنیسیتە، رولان برتون

کوردها و حکومت در ایران، عباس ولی