برت مکگورک١، از مقامات ارشد پیشین امنیت ملی ایالات متحده در چهار دولت گذشته، در تحلیلی راهبردی برای شبکه «سیانان» تأکید کرد که ادعای پیروزی رژیم جمهوری اسلامی در جنگ ادعایی کاملاً زودهنگام و باطل است؛ چرا که با آغاز «پرده چهارم جنگ» و محاصره نفتی کارآمد بنادر توسط ارتش آمریکا، تهران نهتنها توانایی خود برای باجخواهی در تنگه هرمز را از دست داده، بلکه تحت فشار بحرانهای خردکننده اقتصادی و اجتماعی بهسرعت به سمت «نقطه شکست» پیش میرود.
این روزها دیدگاهی سطحی در میان برخی محافل شکل گرفته مبنی بر اینکه «رژیم ایران پیروز جنگ شده است»؛ با این استدلال که پس از هفتهها بمباران سنگین توسط آمریکا و اسرائیل، حکومت سرکوبگر تهران تسلیم نشده، ساختار قدرت سر جایش مانده، موشکهایش هنوز تهدیدند و به نظر میرسید توانایی اخلال در تنگه هرمز و بالابردن قیمت جهانی نفت را دارد. اما این فرضیه بسیار زودهنگام است.
جنگها نبرد «اهرمهای فشار» و «میزان تابآوری» هستند و موازنه این نبرد اکنون با ماههای ابتدایی کاملاً تفاوت دارد.
سیر ۶ ماه نبرد در چهار پرده
روند ششماهه این رویارویی را میتوان در چهار پرده مجزا دستهبندی کرد:
- پرده اول: آغاز عملیات نظامی از ۲۸ فوریه با حملات فشرده هوایی که به مدت ۶ هفته ادامه یافت و فرماندهی و کادر رهبری رژیم را هدف قرار داد.
- پرده دوم: برقراری آتشبس در ۷ آوریل و ورود به مذاکراتی که نهایتاً به امضای تفاهمنامه ۱۷ ژوئن میان ترامپ و مسعود پزشکیان منجر شد.
- پرده سوم: نقض تعهدات از سوی رژیم با هدف قرار دادن مجدد کشتیهای تجاری در تنگه هرمز با هدف باجگیری اقتصادی، که به درگیریهای متقابل نظامی جدیدی انجامید و حتی زمزمههایی مبنی بر واگذاری کنترل تنگه به تهران به راه انداخت.
- پرده چهارم (وضعیت کنونی و دگرگونی موازنه): از اواسط ژوئیه، ارتش آمریکا محاصره نظامی بنادر رژیم و تحریم فروش نفت آن را اجرایی کرد و همزمان با عملیات مینروبی مستمر، امنیت عبور کشتیهای تجاری را برقرار ساخت. نتیجه این راهبرد، انسداد کامل صادرات نفت رژیم ایران بوده است؛ در حالی که طبق گزارش بلومبرگ، تردد نفتکشهای بینالمللی در تنگه هرمز به دو سوم سطح پیش از جنگ بازگشته و قیمتهای انرژی ثبات خود را حفظ کردهاند.
به این ترتیب، اهرم فشار تاریخی رژیم بر سر تنگه هرمز در حال تبخیر است و فشارها اکنون مستقیماً به درون حکومت تهران منتقل شده است.
فروپاشی اقتصادی؛ پیشروی به سوی «نقطه شکست»
رژیم ایران پیش از جنگ نیز بر اثر سالها تحریم، فساد ساختاری و سوءمدیریت تضعیف شده بود، اما موقعیت کنونی آن بسیار بحرانیتر است:
انقباض شدید و تورم ۷۰ درصدی: به برآورد صندوق بینالمللی پول (IMF)، اقتصاد ایران در سال جاری بیش از ۵ درصد کوچکتر میشود و تورم به مرز ۷۰ درصد نزدیک شده است.
سقوط ارزش ریال و جهش سرسامآور قیمت کالاهای اساسی
نابودی بیش از یک میلیون شغل: بنا بر اعتراف یکی از مقامات وزارت کار رژیم، تنها در سه ماهه نخست جنگ بیش از ۱ میلیون فرصت شغلی در ایران از میان رفته است.
این شاخصها بسیار حیاتیاند؛ چرا که سپاه پاسداران برای تداوم سلطه و سرکوب جامعه معترضی که پیش از این نیز در اعتراضات سراسری خواستار تغییر بنیادین حکومت بودهاند، نیازمند منابع مالی است. این نخستین بار پس از سال ۱۳۵۷ است که رژیم با یک «قرنطینه و محاصره اقتصادی تمامعیار بر شاهرگ خلیج فارس» دستوپنجه نرم میکند.
شکست تاکتیکهای باجخواهی و بنبست تهران
تنها راه برونرفت رژیم، دست کشیدن از تهدید کشتیرانی بینالمللی و چشمپوشی کامل از بقایای برنامه هستهای و غنیسازی اورانیوم است؛ شروطی که ترامپ میپذیرد، اما پذیرش آن از سوی سپاه پاسداران به منزله اعتراف به شکست مطلق و تضعیف موقعیت داخلی حکومت خواهد بود.
حملات راکتی، مینگذاریهای ناموفق، تهدیدات حوثیها در دریای سرخ یا موشکپراکنی به سوی زیرساختهای کشورهای خلیج نیز نتوانسته فشار فزاینده بر دوش رژیم را کاهش دهد.
مکگورک در جمعبندی تحلیل خود مینویسد: «مقامات تهران همواره وانمود میکنند در برابر هر فشاری مصون هستند. اما در واقعیت، هر سیستمی یک "نقطه شکست" دارد. ایران تصور میکرد نقطه شکست ترامپ را یافته، اما این ترامپ است که میتواند نقطه شکست رژیم را رقم بزند. موازنه کنونی قدرت برای نخستین بار از آغاز جنگ، کاملاً به نفع واشنگتن و به ضرر رژیم ایران در جریان است.»
١) نویسنده: برت مکگورک (تحلیلگر امور بینالملل سیانان و از مقامات ارشد امنیت ملی در دولتهای بوش، اوباما، ترامپ و بایدن)
منبع: شبکه خبری سیانان (CNN)