
رضا دانشجو
ارنست رنان (Ernest Renan) فیلسوف و مورخ فرانسوی در مقاله معروف خود تحت عنوان «ملت چیست؟»، ملت را بهعنوان یک «اراده جمعی» برای زندگی مشترک تعریف میکند.
برخلاف بسیاری از نظریههای دیگر، «رنان» معتقد است که نژاد، زبان، دین و جغرافیا هیچکدام سازنده یا تعیینکننده یک ملت نیستند. او بهعنوان مثال از ایالات متحده نام میبرد که زبان انگلیسی بهعنوان زبان مشترک میتواند افراد را به اتحاد دعوت کند، اما تضمینکننده وحدت ملی نیست.
در واقع از نظر رنان، این اراده جمعی و خواست مردمان یک سرزمین برای زندگی در کنار یکدیگر است که اساس یک ملت را تشکیل میدهد.
نگاهی کوتاه به تاریخ صد سال اخیر در کوردستان، بهویژه در کوردستان ایران، بهخوبی ردپای این اراده جمعی را در روند حرکت آزادیخواهانه مردم کورد برای دستیابی به حقوق خود نشان میدهد؛ ارادهای که فراتر از یک زبان، یک فرهنگ و داشتههای فرهنگی مشترک خود را متجلی میسازد.
سراسر تاریخ این سرزمین مملو از این اراده جمعی است؛ ارادهای برای در کنار هم بودن، زنده ماندن و با هم زندگی کردن!
«ژ-کاف» در سختترین شرایط سیاسی و اجتماعی کوردها پا به عرصه وجود نهاد؛ عدهای روشنفکر آگاه و مطلع که تغییرات سیاسی و اجتماعی جامعه خود را رصد میکردند و در فکر نجات جامعه خویش از آسیمیلاسیون چندلایه دوران پهلوی بودند؛ جایی که قرار بود ایده «یک ملت، یک پرچم» پهلوی، همه ملیتهای غیرفارس را ذبح کند و تمام داشتههای فرهنگی آنها را از بین ببرد. سیر تحولات بعدی، تولد حزب دموکرات و تأسیس جمهوری کوردستان توسط پیشوای بزرگ در ادامه همین روند، نقطه عطفی در تاریخ آزادیخواهی مردم کورد بود و بازتعریف ناسیونالیسم کورد را رقم زد. چه در «ژ-کاف» و چه در جمهوری کوردستان، بیتردید بزرگترین حامی و یاریدهنده اصلی، همین «اراده جمعی» بود؛ اراده جمعی برای بازپسگیری هویت سلبشده!
در این میان، یادآوری یک نکته بنیادین ضروری است: اینکه اساسا ناسیونالیسم پدیدهای نوین است و تاریخ پیدایش آن به اواخر قرن هجدهم و آغاز قرن نوزدهم بازمیگردد. این بدان معناست که در گذشته، مرزها به شکل امروزی وجود نداشتند، بنیان جامعه بر همزیستی استوار بود و در خاورمیانه نیز اسلام نقشی فراملیتی ایفا میکرد که چارچوب زیست مشترک همگان بود.
در واقع، اراده جمعی مردم کوردستان برای دفاع از هویت ملی خود زمانی شکل گرفت که طرفهای مقابل با فاصله گرفتن از اصل همزیستی، درصدد دیکته کردن هنجارها، فرهنگ و زبان خود برآمدند.
نکته جالب در تجربه جمهوری کوردستان، حضور شخصیتهایی از دیگر نقاط کوردستان، بهویژه کوردستان عراق است؛ امری که نشان میدهد چگونه این اراده جمعی، مرزهای ساختگی را به حاشیه رانده و با عبور از همه سدها و موانع، به سمت بازپسگیری هویت پایمالشده خود حرکت میکند.
رنان معتقد است یک ملت نه تنها با خاطرات مشترک، بلکه با «فراموش کردن خشونتها، جنگها و خطاهای گذشته» زنده میماند و وحدت ملی یعنی توانایی به اشتراک گذاشتن همین فراموشیها و گذر از زخمهای کهنه.
مابهازای سطر به سطر این دیدگاه را میتوان در تاریخ مبارزات مردم کورد جستجو کرد. سرکوبهای خونین و خشونتبار اشغالگران در دهها مقطع تاریخی، نه تنها کوچکترین خللی در روند حرکت آزادیخواهانه مردم کورد ایجاد نکرده، بلکه هر بار با ارادهای استوارتر، مبارزه از نقطهای دیگر شعلهور شده است. توقف برای یک بازه زمانی محدود یا تغییر شکل مبارزه بر اساس شرایط حاکم، یک واقعیت پذیرفتهشده است، اما اصل مبارزه و ایستادگی همواره تداوم داشته است. از اعدام و سرکوب خونین پیشوا و رفقایش توسط پهلوی تا ترور و اعدام دهها رهبر و هزاران مبارز شهید، هیچکدام نتوانستند این مسیر پرشکوه را متوقف سازند. مسلما در این مسیر لغزشها و اشتباهات زیادی نیز رخ داده است؛ حتی تجربه بسیار تلخ جنگ داخلی و برادرکشی هم پایان این راه نبود. این اراده جمعی برای کنار هم آمدن و همبستگی، نقطه پایانی بر همه این کشمکشها و مرهمی بر تمامی زخمهای نو و کهنه بوده و خواهد بود.
این اراده جمعی بود که در شرایطی که جایجای ایران پس از انقلاب ۵۷ فریفته پوپولیسم جمهوری اسلامی شده و گوشبهفرمان ولی فقیه بودند، رفراندوم فرمایشی را تحریم کرد! اگرچه تاوان این تحریم، یورشی ناجوانمردانه و سالها ویرانی و کینهتوزی بیپایان بود، اما باز این اراده جمعی بود که تمام این مصائب را تاب آورد. این اراده جمعی مردم کوردستان بود که در برابر قتل حکومتی یک دختر بیگناه کورد چنان خروشید که پایههای دیکتاتوری ولایت فقیه را به لرزه درآورد؛ آنچنان که از آن روز، رژیم جمهوری اسلامی حتی یک لحظه هم روی آرامش را ندیده است و بیتردید نخواهد دید. این اراده جمعی بود که وقتی سپاهیان تاریکی به کوردستان سوریه یورش بردند، مردم در کوردستان ایران بیشتر از همه نگران و دلواپس شدند. کافی است بخشی از پیکر این جغرافیای دربند آسیبی ببیند، تا ببینید چگونه دیگر اعضای آن یکپارچه به یاریاش میشتابند.
آری، زبان و فرهنگ مشترک میتواند از شاخصههای یک ملت باشد، اما فراتر از آن، اراده جمعی برای کنار هم بودن و در کنار هم ماندن است. همین ویژگی بینظیر است که کوردستان را بهعنوان یک سرزمین زنده و کورد را بهعنوان یک ملت واحد پایدار نگه داشته است! سالها سیاست آسیمیلاسیون هدفمند و تحمیل هویت بیگانه هیچ چیزی را تغییر نداده است؛ کم نیستند فرزندان این دیار که حتی فرصت تکلم به زبان مادری از آنان سلب شده، اما قلبی تپندهتر برای میهن خود دارند.
رنان ملت را پدیدهای ایستا و موروثی نمیداند، بلکه آن را به یک «همهپرسی هرروزه» تشبیه میکند که با اراده و عزم مستمر شهروندان برای زیست مشترک تجدید میشود.
جمهوری کوردستان، «نه» تاریخی به رفراندوم تحمیلی جمهوری اسلامی، حماسه کوبانی، رفراندوم استقلال اقلیم کوردستان و دهها برگ زرین دیگر، همه و همه جلوههای این همهپرسی هرروزهاند!
یا همین چند روز پیش در سالگرد ژینای کوردستان؛ تازهترین همهپرسی اراده ملی، با اعتصاب سراسری و یکپارچه کوردستان!
این است تجلی اراده جمعی؛ و این است معنای حقیقی یک ملت!