
البرز روئینتن
در ۱۷ شهریور ۱۳۹۷، جمهوری اسلامی ایران با حمله موشکی به مقر حزب دموکرات کوردستان ایران در نزدیکی شهر کویه در اقلیم کوردستان، جلسه رهبری حزب را هدف قرار داد. در این حمله، ۱۶ تن از کادرها، پیشمرگان و اعضای رهبری حزب شهید و دهها نفر نیز زخمی شدند.
حمله موشکی جمهوری اسلامی به مقر حزب دموکرات، تنها یک عملیات نظامی علیه یک جریان سیاسی مخالف نبود؛ بلکه اقدامی بود که در خاک کشور دیگری صورت گرفت و از همین رو، واکنشها و بحثهای گستردهای پیرامون نقض حاکمیت اقلیم کوردستان و زیر پا گذاشتن موازین و حقوق بینالملل به دنبال داشت. جمهوری اسلامی با این تهاجم تلاش کرد ضربهای جبرانناپذیر به ساختار رهبری حزب دموکرات وارد آورد و از این مجرا، جنبش ملی کوردستان را زمینگیر کند و از تداوم پویایی آن بازدارد.
اما پرسش اساسی این است: آیا جمهوری اسلامی، پس از گذشت هشت سال از آن واقعه، به اهداف راهبردی خود دست یافته است؟
برای پاسخ به این پرسش، شاید بتوان گویاترین نشانه را در واکنش هوشمندانه جامعه کوردستان ایران به این حمله جستوجو کرد. تنها چند روز پس از این جنایت موشکی، شهرهای مختلف کوردستان ایران شاهد اعتصاب عمومی کمسابقهای بودند. این اعتصاب فراگیر، صرفاً یک اعتراض مقطعی به یک رویداد نظامی نبود؛ بلکه نشان داد حزب دموکرات و مجموعه جنبش ملی کوردستان، از پایگاه اجتماعی ژرف، ریشهدار و پایداری در عمق جامعه برخوردارند.
اگر هدف جمهوری اسلامی از این حمله، ایجاد رعب، قطع پیوند انداموار میان احزاب کورد با بدنه جامعه و فرسایش پایگاه اجتماعی جنبش بود، پاسخ قاطع کردستان در قالب اعتصاب سراسری، این محاسبات را درهم شکست. جامعه کوردستان در عمل ثابت کرد که تهاجم موشکی و حذف فیزیکی رهبران، هیچگاه به معنای پایان یک جریان سیاسی و خاموشی اندیشهای نیست که در تاروپود جامعه ریشه دوانده است.
در سالهای پس از آن تهاجم نیز کوردستان دوشادوش دیگر کانونهای اعتراضی در سراسر ایران، همواره در صف مقدم مخالفت با سیاستهای جمهوری اسلامی ایستاد. در موارد متعددی، خیزشها و کنشهای اعتراضی یا از شهرهای کوردستان جرقه خورد یا بهسرعت دامنه آن به این جغرافیا پیوند یافت. اوج این پویایی در خیزش انقلابی «ژن، ژیان، ئازادی» متجلی شد؛ جایی که بار دیگر ثابت کرد کوردستان همچنان کانون الهامبخش و پیشران تحولات سیاسی و اجتماعی در ایران است. از این منظر، استمرار این مقاومت مدنی و تشکیلاتی، روشنترین گواه بر تداوم سازشناپذیر مطالبات ملی، آزادیخواهانه و دموکراتیک مردم کورد است.
بنابراین، اگر هدف محوری حمله موشکی ۱۷ شهریور، مهار و انهدام ظرفیتهای سیاسی و اجتماعی جنبش ملی کوردستان بود، روندهای عینی سالهای بعد آشکار ساخت که این هدف، حتی در حداقلیترین سطوحِ مورد انتظار حاکمیت نیز ناکام مانده است.
بیتردید موشکباران ۱۷ شهریور ۱۳۹۷، رویدادی منفرد و گسسته از پیشینه نبود؛ جمهوری اسلامی چه پیش و چه پس از آن، همواره با بهکارگیری زنجیرهای از راهبردها—از فشارهای امنیتی و میلیتاریزاسیون منطقه گرفته تا ترور، گروگانگیری، تهدید، پروندهسازی، صدور احکام اعدام و عملیاتهای تروریستی برونمرزی—تلاش کرده تا تحرک احزاب کوردستان را متوقف سازد.
با این وجود، آنچه در بحرانهای اخیر منطقهای بیش از پیش جلب توجه میکند، هراس عمیق حاکمیت از نقشآفرینی مؤثر نیروهای سیاسی و پیشمرگان کورد در مقاطع سرنوشتساز است. در جریان تقابلهای اخیر میان ایران و اسرائیل و ضربات راهبردی واردآمده به ساختارهای نظامی و امنیتی نظام، بار دیگر موضوع کوردستان و موقعیت وزنههای سیاسی آن در کانون حساسیتهای حاکمیت قرار گرفت.
این هراس ساختاری از ورود نیروهای کورد به معادلات تعیینکننده، در خود حامل یک پیام بنیادین است: اگر جمهوری اسلامی بهراستی توانسته بود با بمباران و موشکپراکنی، جنبش ملی کوردستان را به حاشیه براند یا به نیرویی منفعل تبدیل کند، چرا در سختترین بحرانهای پیشروی بقای خود، همچنان با نگرانی تحرکات این جنبش را رصد میکند؟
واقعیت این است که اصالت و وزن یک جنبش ریشهدار اجتماعی را نمیتوان با آتش توپخانه، موشکهای بالستیک و ترور فیزیکی مهار کرد. جریانهایی که مشروعیت خود را از مطالبات تاریخی یک ملت میگیرند، حتی اگر در برهههایی زیر بار سنگین سرکوب ناچار به بازآرایی صفوف خود شوند، با اتکا به مطالبات زنده مردم، پیوسته بازتولید شده و نیرومندتر از گذشته به میدان بازمیگردند.
حمله موشکی ۱۷ شهریور ۱۳۹۷، اگرچه ضربهای دردناک بود و جان شماری از برجستهترین کادرها و پیشمرگان فداکار را گرفت، اما هرگز نتوانست پایانبخش راهی باشد که تاریخ آن با اراده یک ملت پیوند خورده است. استمرار حیات تشکیلاتی، حضور زنده و فعال جامعه در میادین مبارزه، و هدایتگری کوردستان در بزنگاههای تاریخی ایران، اثبات کرد که راهبرد خشونت عریان رژیم به بنبست کامل رسیده است.
پاسخ بدینسان کاملاً روشن است: اگر مأموریت حمله موشکی ۱۷ شهریور، نابودی یا انزوای دائمی جنبش ملی کوردستان بود، تاریخ هشت سال گذشته نشان داد که جمهوری اسلامی به این هدف دست نیافته است.
پیام فرجامین این کارزار نابرابر چیزی جز این نیست: موشک میتواند دیوارها را ویران کند و کالبد انسانها را هدف بگیرد، اما اراده، آرمان و حقیقتی را که در قلب و باور یک ملت ریشه دارد، هرگز نمیتوان با سلاح خاموش کرد.