کوردستان میدیا

سایت مرکزی حزب دمکرات کوردستان ایران

تحلیل: عادی‌سازی روابط عربستان و اسرائیل؛ ضربه‌ای راهبردی به روایت «مقاومت» جمهوری اسلامی

13:34 - 1 مهر 1405

مهم‌ترین پیامد توافق احتمالی میان عربستان سعودی و اسرائیل، لزوماً تغییر در مرزهای رسمی اسرائیل نخواهد بود، بلکه می‌تواند به تغییر در نحوه تعریف اسرائیل در معادلات سیاسی منطقه منجر شود. مصر و اردن سال‌هاست با اسرائیل روابط رسمی دارند و امارات متحده عربی، بحرین و مراکش نیز در سال‌های اخیر به این روند پیوسته‌اند؛ اما عادی‌سازی روابط میان ریاض و اسرائیل، به دلیل جایگاه ویژه عربستان در جهان اسلام، می‌تواند وزن نمادین و سیاسی متفاوتی داشته باشد.

عربستان سعودی تنها یک دولت عربی دیگر نیست که در پی مدیریت روابط دوجانبه و منافع اقتصادی خود باشد. این کشور میزبان دو مکان مقدس مسلمانان است و نفوذ مذهبی و سیاسی آن فراتر از مرزهایش امتداد دارد. از همین رو، به رسمیت شناختن رسمی اسرائیل از سوی ریاض می‌تواند پرسش‌های اساسی‌تری را درباره یکی از مفروضات دیرپای گفتمان سیاسی اسلام‌گرا مطرح کند: اینکه اسرائیل باید همواره به‌عنوان یک استثنا و بازیگری غیرقابل‌قبول در نظم منطقه‌ای رد شود.

بر اساس این تحلیل، اگر عربستان اسرائیل را به‌عنوان یک طرف مشروع در نظم منطقه‌ای به رسمیت بشناسد، جریان‌های سیاسی مسلمان با این پرسش مواجه خواهند شد که اگر متولی دو مسجد مقدس می‌تواند با اسرائیل وارد تعامل رسمی شود، مبنای رد دائمی این کشور چیست. چنین تحولی می‌تواند معنای اسرائیل را در ذهنیت سیاسی گسترده‌تر جهان اسلام تغییر دهد.

با این حال، مسیر چنین توافقی بدون مانع نخواهد بود. عربستان همچنان به یک مؤلفه معتبر فلسطینی نیاز دارد؛ مؤلفه‌ای که الزاماً به معنای خروج کامل اسرائیل از سرزمین‌های مورد مناقشه نیست، اما باید آن‌قدر ملموس باشد که توافق را در داخل عربستان و در میان افکار عمومی جهان اسلام قابل دفاع کند. حساسیت‌های مذهبی نیز همچنان پابرجاست و پیامدهای حملات ۷ اکتبر نگرش‌ها را در هر دو طرف سخت‌تر کرده است.

در مقابل، دولت اسرائیل نیز برای تحقق چنین توافقی باید امتیازهای ملموسی در زمینه شهرک‌سازی، ترتیبات امنیتی و مسیری برای تشکیل دولت فلسطینی ارائه کند؛ امتیازهایی که باید در عین حال با محدودیت‌های سیاسی ائتلاف حاکم در اسرائیل نیز سازگار باشد.

با وجود این موانع، تحلیل یِنت نیوز استدلال می‌کند که این محدودیت‌ها لزوماً مانع تغییر ساختاری نخواهند شد. اگر متولی دو مسجد مقدس مسلمانان اسرائیل را به‌عنوان طرفی مشروع در تعاملات سیاسی به رسمیت بشناسد، رد مطلق اسرائیل بخشی از انحصار مذهبی و سیاسی پیشین خود را از دست خواهد داد و مخالفان ناچار خواهند شد استدلال خود را بر مبانی محدودتری بازسازی کنند.

چالشی برای روایت «مقاومت» جمهوری اسلامی

تهران طی دهه‌های گذشته مسئله فلسطین را به یکی از مهم‌ترین ابزارهای ایدئولوژیک خود برای پیشبرد نفوذ منطقه‌ای تبدیل کرده است. جمهوری اسلامی با معرفی خود به‌عنوان مدافع اصلی «مقاومت» در برابر اسرائیل، حکومت‌های عربی را ضعیف یا سازشکار معرفی کرده و در مقابل، جمهوری اسلامی و شبکه نیروهای نیابتی آن را نماینده رویکردی انقلابی و مستقل نشان داده است.

بر اساس این تحلیل، توافق رسمی میان عربستان و اسرائیل می‌تواند این روایت را مستقیماً به چالش بکشد؛ زیرا نشان خواهد داد که منافع دولت‌ها، ثبات منطقه‌ای و دیپلماسی می‌توانند بر ایدئولوژی انقلابی و شعارهای سیاسی غلبه کنند.

این مسئله در شرایطی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که ریاض، هم‌زمان با مواجهه با فشارهای امنیتی، از جمله حملات حوثی‌ها از یمن، در حال گسترش دیپلماسی منطقه‌ای خود و تعامل با کشورهایی مانند ترکیه، مصر و پاکستان است. از این منظر، راهبرد عربستان بیش از گذشته بر منافع دولتی، امنیت منطقه‌ای و همکاری اقتصادی متمرکز شده است.

اگر ریاض در نهایت روابط رسمی خود با اسرائیل را برقرار کند، جمهوری اسلامی برای حفظ این ادعا که «مقاومت» معتبرترین گزینه سیاسی برای منطقه است، با چالش بیشتری مواجه خواهد شد. در چنین شرایطی، محور مقاومت تحت رهبری تهران ممکن است بیش از گذشته نه به‌عنوان آینده اجتناب‌ناپذیر منطقه، بلکه به‌عنوان یک مدل سیاسی رقیب در برابر رویکرد عربستان، مبتنی بر منافع دولت‌ها، دیپلماسی و ادغام اقتصادی، دیده شود.

از این منظر، ادعای تهران برای نمایندگی «مقاومت» در منطقه نیز دشوارتر خواهد شد؛ به‌ویژه اگر عادی‌سازی عربستان با اسرائیل با گسترش همکاری‌های امنیتی میان اسرائیل و کشورهای خلیج همراه شود. چنین تحولی می‌تواند یکی از مهم‌ترین پوشش‌های ایدئولوژیک راهبرد منطقه‌ای جمهوری اسلامی را تضعیف کند و اهداف توسعه‌طلبانه تهران را بیش از گذشته در معرض scrutiny سیاسی بین‌المللی قرار دهد.

پیامدهای احتمالی برای حماس و جریان‌های مخالف اسرائیل

تحول احتمالی در روابط عربستان و اسرائیل می‌تواند بر گروه‌هایی مانند حماس و جریان‌های همسو با آن نیز تأثیر بگذارد؛ گروه‌هایی که بخش مهمی از هویت سیاسی خود را بر مقاومت مسلحانه و مخالفت با یک توافق سیاسی دائمی با اسرائیل بنا کرده‌اند.

به نوشته یِنت نیوز، عادی‌سازی روابط با عربستان می‌تواند این تصور را تضعیف کند که گذشت زمان به سود جریان‌های مسلح و مخالف هرگونه توافق سیاسی است. اگر یک قدرت مهم عربی مانند عربستان مسیر تعامل با اسرائیل را انتخاب کند، دیپلماسی مورد حمایت ریاض می‌تواند به رقیبی جدی برای این دیدگاه تبدیل شود که مقابله مسلحانه تنها مسیر دستیابی فلسطینی‌ها به اهداف سیاسی‌شان است.

عادی‌سازی همچنین می‌تواند هزینه سیاسی «رد مطلق» اسرائیل را برای گروه‌های مسلح افزایش دهد. این گروه‌ها همچنان توانایی اعمال خشونت را خواهند داشت، اما ادعای آنها مبنی بر اینکه تنها مسیر اصیل برای تحقق اهداف ملی فلسطینیان، رویارویی مسلحانه است، با یک روایت منطقه‌ای قدرتمندتر مواجه خواهد شد.

عربستان در چنین شرایطی می‌تواند برای دیگر دولت‌های عربی نیز فضای سیاسی بیشتری ایجاد کند تا روابط خود با اسرائیل را بدون نگرانی از پیامدهای داخلی یا متهم‌شدن به خیانت، گسترش دهند. بسیاری از کشورهای مهم عربی سال‌هاست خواهان همکاری نزدیک‌تر راهبردی و اقتصادی با اسرائیل بوده‌اند، اما حساسیت‌های داخلی و فشار افکار عمومی مانع از گسترش آشکار این روابط شده است.

در صورت گام رسمی ریاض، عادی‌سازی روابط با اسرائیل می‌تواند از یک اقدام استثنایی و مناقشه‌برانگیز به گزینه‌ای عادی‌تر در دیپلماسی منطقه‌ای تبدیل شود.

تغییر احتمالی در معادلات جهان اسلام

پیامدهای چنین تحولی می‌تواند به سازمان همکاری اسلامی و اتحادیه عرب نیز گسترش یابد و بر شیوه تصمیم‌گیری و ادبیات مشترک این نهادها درباره اسرائیل تأثیر بگذارد. ترکیه و پاکستان، به‌عنوان دو کشور بزرگ مسلمان که تاکنون در قبال این مسئله مواضعی پیچیده داشته‌اند، ممکن است با فشار بیشتری برای تعیین موضع خود مواجه شوند.

در مناطقی که نفوذ و حمایت عربستان همچنان اهمیت دارد، از جمله برخی جوامع سنی لبنان، بخش‌هایی از یمن و شاخ آفریقا، نیروهای نزدیک به جمهوری اسلامی نیز ممکن است با هزینه سیاسی بیشتری برای حفظ مواضع مطلق‌گرایانه خود مواجه شوند. عادی‌سازی این گروه‌ها را یک‌شبه تغییر نخواهد داد، اما می‌تواند در چندین جبهه هم‌زمان نسبت میان ایدئولوژی و منافع دولت‌ها را تغییر دهد.

از سوی دیگر، دولت‌های شمال آفریقا، خاورمیانه و سایر مناطق نیز ممکن است در صورت عادی‌سازی روابط ریاض و اسرائیل، فضای سیاسی بیشتری برای دنبال‌کردن روابط دوجانبه با اسرائیل پیدا کنند. در این صورت، اقدام عربستان می‌تواند جایگاه عادی‌سازی را از یک گزینه بحث‌برانگیز و استثنایی به یک گزینه دیپلماتیک قابل‌طرح برای کشورهای بیشتری تبدیل کند.

مسئله فلسطین همچنان پابرجاست

با وجود این تغییرات احتمالی، مسئله فلسطین از میان نخواهد رفت. عربستان همچنان تشکیل دولت فلسطینی را بخش مهمی از موضع دیپلماتیک خود می‌داند. تفاوت احتمالی در این خواهد بود که مسئله فلسطین به‌جای آنکه مبنایی برای رد کامل روابط با اسرائیل باشد، بیش از گذشته به موضوعی برای مذاکره و دستیابی به یک راه‌حل سیاسی تبدیل شود.

بر اساس این تحلیل، عربستان می‌تواند به‌جای قرارگرفتن در برابر اسرائیل در یک رویارویی دائمی، از نفوذ خود برای پیشبرد مطالبه جمعی کشورهای عربی درباره تحقق یک راه‌حل پایدار دوکشوری استفاده کند؛ راه‌حلی که اسرائیل نیز در چارچوب روابط جدید منطقه‌ای ناچار به مواجهه سیاسی با آن خواهد بود.

در نهایت، عادی‌سازی احتمالی روابط عربستان و اسرائیل نه به‌طور کامل اسلام سیاسی را از میان خواهد برد، نه جمهوری اسلامی را خنثی می‌کند و نه مسئله فلسطین را یک‌شبه حل خواهد کرد. با این حال، از نگاه نویسنده، این تحول می‌تواند نسخه مطلق‌گرای رد اسرائیل را از انحصار سیاسی و مذهبی پیشین خود خارج کند.

اسرائیل همچنان بازیگری مورد مناقشه باقی خواهد ماند، اما دیگر لزوماً به‌عنوان کشوری که باید صرفاً به دلیل موجودیتش از نظم منطقه‌ای طرد شود، تعریف نخواهد شد. در منطقه‌ای که بخش مهمی از معادلات سیاسی آن برای دهه‌ها بر همین استثنا استوار بوده است، تغییر این پیش‌فرض بنیادین می‌تواند از مفاد هر بند منفرد یک توافق دیپلماتیک نیز پیامدگذارتر باشد.

منبع: یِنت نیوز (Ynetnews) / بازتنظیم و تلخیص در کوردستان میدیا

این مطلب ترجمه، تلخیص و بازتنظیم یک گزارش تحلیلی منتشرشده در یِنت نیوز است و نظرات و ارزیابی‌های مطرح‌شده لزوماً بازتاب‌دهنده مواضع و دیدگاه‌های کوردستان میدیا نیست.