
لیلا قاسملو
یاوهگوییهای اخیر احمد آریایینژاد، نماینده فرمایشی ملایر در مجلس ارتجاع درباره ژینا امینی را نمیتوان صرفاً یک «عقدهگشایی فردی» یا کلامی نسنجیده دانست. هنگامی که یکی از کارگزاران امنیتی رژیم، درباره دختر جوانی که قتل حکومتی او بزرگترین زلزله سیاسی را زیر پای حاکمیت فاشیستی جمهوری اسلامی رقم زد، با وقاحت تمام از عبارت «به درک واصل شد» استفاده میکند و خیزش اعتراضی پس از آن را به «هشت ماه تبعات» تقلیل میدهد، در واقع با یک تهاجم برنامهریزیشده روبهرو هستیم: تلاش مذبوحانه ماشین پروپاگاندای حکومت برای تحریف تاریخ، جعل حافظه سیاسی جامعه و کوچکنمایی قیامی که از قلب کوردستان جوشید و پایههای کاخ ستم را لرزاند.
اما چرا با گذشت چند سال از قتل حکومتی ژینا، نام او همچنان کابوس شب و روز ساختار قدرت است؟
ژینا هرگز یک نام معمولی نماند؛ ژینا شناسنامه خیزش «ژن، ژیان، ئازادی» و مانیفست رهاییبخش یک جامعه بپاخاسته شد. جنبش «ژن، ژیان، ئازادی» در پاییز ۱۴۰۱ یک جرقه تصادفی یا رخدادی برآمده از خلأ تاریخی نبود. این شعار، ریشه در دههها ایستادگی، فداکاری و مقاومت بیامان جنبش رهاییبخش کوردستان علیه استعمار داخلی و شوونیسم حاکم دارد؛ گفتمانی عمیقاً مترقی، رادیکال و دموکراتیک که با پیشاهنگی کوردستان متولد شد و توانست به میثاق مشترک تمام ملل و فرودستان تحت ستم در جغرافیای ایران برای سرنگونی استبداد بدل گردد.
کوردستان دهههاست که سینه به سینه در خط مقدم سنگر مقاومت، زندان، اعدام، تبعیض سیستماتیک و پاسداری از هویت و خاک خویش ایستاده است. به همین دلیل، هنگامی که دژخیمان گشت ارشاد در تهران جان ژینا را ستاندند، جامعه کوردستان با واقعهای ناشناخته روبهرو نشد؛ بلکه تکرار خونین همان ماهیت آپارتاید و ستم ساختاری را دید که سالهاست بر این جغرافیا تحمیل شده است. از همین نقطه بود که خون ژینا، آتش انباشتهشده دههها خشم و دادخواهی را شعلهور کرد.
در دستگاه تبلیغاتی و امنیتی رژیم، اصرار کورکورانهای وجود دارد تا او را با نام شناسنامهای تحمیلیاش، «مهسا»، بازنمایی کنند. اما خانواده او و اراده جمعی ملت کورد، همواره بر نام اصیل او، «ژینا»، پای فشردهاند. این نبرد بر سر نامها، در ظاهر کوچک اما در عمق سیاستِ رهایی، خط مرز بنیادین است: «مهسا» نماد انکار هویت، یکسانسازی اجباری و سیاست فاشیستی حذف هویت تاریخی کوردهاست؛ و در نقطه مقابل، «ژینا» فریاد حیات، تجلی اراده خودویژه کوردی و نماد خیزش علیه ماشین همگونساز حاکمیت است. جنبشی که با ژینا آغاز شد، این ترفند تاریخی را در هم کوبید.
فریاد حقطلبی از سقزِ سرفراز و کوردستان انقلابی به تهران رسید و سراسر فلات ایران و جهان را فراگرفت. جنبش ژینا بلافاصله پیوند بنیادین خود را با بحرانهای ساختاری رژیم ــ از اعدامهای فلهای، فقر و فلاکت عمومی، تاراج سرمایهها، تا فساد نهادینهشده ولایتفقیه ــ آشکار ساخت.
امروز رسالت کوردستان فراتر از زنده نگهداشتن یک نام است. مسئله، پیوند ناگسستنی مبارزه رهاییبخش ملل تحت ستم، حقوق زنان، عدالت اجتماعی و حق تعیین سرنوشت در یک صفوف انقلابی و سرنگونیطلب است. بزرگترین ضربه تاریخی جنبش ژینا به اتاقهای فکر رژیم این بود که خط بطلانی کشید بر توهم جدایی ستم بر کوردستان از رهایی کل جامعه؛ جنبش ژینا نشان داد که پیشاهنگی و تجربه زیسته کوردستان، کلیدواژه اصلی سرنگونی توتالیتاریسم مذهبی در ایران است. «ژن، ژیان، ئازادی» دقیقاً قدرت خود را از همین تلاقی گرفت: آرمانی برخاسته از بطن جنبش کورد که بدون عدول از اصالت و ریشه ملی خود، قطبنمای مبارزه سراسری علیه دیکتاتوری شد.
کارگزاران فرتوت رژیم و مزدوران امنیتیاش میتوانند نامها را از سنگ مزارها پاک کنند، اینترنت را به محاق ببرند، خانوادههای جانباختگان را زیر تیغ تهدید ببرند و با ادبیات لمپنی و نفرتپراکن عقدهگشایی کنند؛ اما چرخ تاریخ را نمیتوانند به عقب بازگردانند. اراده ملتی که طعم همبستگی و بیداری را چشیده، با پارس سگهای دستآموز حکومت خاموش نمیشود.
ژینا در ۲۲ سالگی به دست فاشیسم مذهبی پرپر شد، اما امروز پس از گذشت سالها، تکرار نامش لرزه بر اندام نمایندگان سرسپرده مجلس میاندازد؛ هنوز والدینش چون کوه در برابر هیولای قدرت ایستادهاند؛ هنوز زنان پیشرو خیابانها را به کابوس رژیم تبدیل کردهاند و هنوز طنین رعدآسای «ژن، ژیان، ئازادی» در سراسر جهان نام جمهوری اسلامی را به زبالهدان تاریخ میفرستد.
اگر پرونده ژینا برای رژیم «بسته شده بود»، کارگزارانش هنوز از سایه نام او وحشتزده به لجنپراکنی نمیافتادند. ترس استبداد، از مرگ ژینا نیست؛ از رستاخیزی است که با نام ژینا در وجدان بیدار جامعه رخنه کرده است. این است تفاوت میان یک «قربانی خاموش» و یک «نماد جاودانه جنبش».
ژینا امینی تنها یک دختر جانباخته در شهریور ۱۴۰۱ نیست؛ او میعادگاه ابدی مقاومت فمینیستی، سنگر شکستناپذیر جنبش کوردستان و اراده پولادین یک جامعه برای سرنگونی استبداد است. این نبرد تا پیروزی نهایی ادامه دارد:
ژن، ژیان، ئازادی