کوردستان میدیا

سایت مرکزی حزب دمکرات کوردستان ایران

حزب دموکرات کوردستان ایران از نگاه گرامشی؛ از هویت تا هژمونی

19:42 - 11 مهر 1405

حمید محسنی

در بررسی جریان‌های سیاسی ایران از منظر گرامشی، حزب دموکرات کوردستان ایران موردی متفاوت است. اینجا با جریانی روبه‌رو هستیم که سرمایه سیاسی‌اش در طول دهه‌ها از پیوند هویت، حافظه تاریخی، تجربه اجتماعی، زبان، سرزمین و سازمان سیاسی شکل گرفته است. به همین دلیل، از منظر گرامشی شاید یکی از پیچیده‌ترین نمونه‌های اپوزیسیون ایران باشد.

حزب دموکرات کوردستان ایران در ۱۶ اوت ۱۹۴۵ در مهاباد تأسیس شد و یک سال بعد در شکل‌گیری جمهوری مهاباد نقش محوری داشت. این جمهوری حدود یازده ماه دوام آورد و پس از بازگشت ارتش ایران فروپاشید و شماری از رهبران آن، از جمله قاضی محمد، اعدام شدند. حزب پس از آن نیز از میان نرفت و در دوره‌های مختلف به فعالیت زیرزمینی ادامه داد.

این تداوم برای تحلیل گرامشی اهمیت زیادی دارد. سیاست فقط در لحظه‌ای که یک حزب به قدرت می‌رسد ساخته نمی‌شود؛ سال‌ها پیش از آن، در حافظه، فرهنگ، زبان و سازمان اجتماعی ساخته می‌شود. حزب دموکرات توانسته است در بخش‌هایی از جامعه کوردستان، یک روایت تاریخی را از نسلی به نسل دیگر منتقل کند؛ روایتی که در آن مسئله حقوق ملی کوردها با آزادی، دموکراسی و رابطه آنان با ساختار قدرت مرکزی پیوند خورده است.

نقطه مهم تحول حزب را باید در دوره دکتر عبدالرحمن قاسملو دید. او در دهه ۱۹۷۰ رهبری حزب را برعهده گرفت، به مدرن‌سازی تشکیلات پرداخت و برنامه سیاسی تازه‌ای را پیش برد. پس از فاصله گرفتن از کمونیسم و گرایش به سوسیالیسم دموکراتیک، ایده محوری او به روشنی در این عبارت خلاصه شد: «دموکراسی برای ایران، خودمختاری برای کوردستان.»

این جمله از نگاه گرامشی بسیار مهم است، زیرا تلاش می‌کند یک مطالبه هویتی را به یک پروژه سیاسی عمومی پیوند بزند. کوردستان در این صورت فقط صاحب یک مطالبه محلی نیست؛ مسئله آن به ساختار سیاسی کل ایران گره می‌خورد. دموکراسی برای ایران و حقوق ملی برای کوردستان دو جزء یک پروژه‌اند، نه دو شعار جدا از هم.

قاسملو از همینجا به چیزی نزدیک می‌شود که گرامشی آن را تولید یک زبان سیاسی مشترک می‌داند. او تلاش کرد مطالبات کوردها را در چارچوب دموکراسی، حقوق سیاسی و مشارکت در ساختار آینده ایران توضیح دهد. در سال ۱۳۵۸ نیز در انتخابات مجلس خبرگان قانون اساسی شرکت کرد و طبق گزارش ایرانیکا، بیش از ۸۰ درصد آرای حوزه ارومیه را به دست آورد. همزمان، با رهبران حکومت تازه‌تأسیس مذاکره کرد و حتی با وجود شکل‌گیری درگیری مسلحانه، مسیر گفت‌وگو را کنار نگذاشت.

این بخش از کارنامه قاسملو کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد. او نه فقط یک فرمانده سیاسی در شرایط جنگی، بلکه یک کنشگر سیاسیِ اهل مذاکره و نهادسازی نیز بود. ایرانیکا گزارش می‌کند که حتی زمانی که حکومت عراق به او پیشنهاد پول و سلاح برای تشکیل یک دولت کوردی در ایران داد، قاسملو این پیشنهاد را نپذیرفت و همچنان بر دموکراسی و خودمختاری در چارچوب ایران تأکید داشت.

این موضوع از دیدگاه گرامشی اهمیت ویژه‌ای دارد؛ زیرا نشان می‌دهد یک جریان سیاسی چگونه میان هویت، منافع، سازمان و یک افق سیاسی بزرگ‌تر ارتباط برقرار می‌کند. البته این به معنای بی‌نقص بودن حزب یا حذف بخش‌های مناقشه‌برانگیز تاریخ آن نیست. حزب دموکرات سابقه مبارزه مسلحانه، اختلافات درونی و شکاف با جریان‌های دیگر کوردی را نیز داشته است. حتی در دوره قاسملو، بخشی از اعضای چپ‌تر حزب با گرایش او به سوسیالیسم دموکراتیک و گفت‌وگو با حکومت مخالف بودند.

اما همین تناقض‌ها، حزب را به یک نمونه جدی برای مطالعه تبدیل می‌کند. هژمونی از یکدستی ساخته نمی‌شود؛ از توانایی مدیریت تفاوت‌ها و تبدیل آنها به یک پروژه مشترک ساخته می‌شود.

در اینجا مفهوم «روشنفکر ارگانیک» گرامشی نیز اهمیت پیدا می‌کند. قاسملو را می‌توان از این زاویه بررسی کرد: او صرفا رهبر یک سازمان نبود؛ تجربه اجتماعی و مطالبات سیاسی یک جامعه را به زبان سیاسی قابل فهم تبدیل می‌کرد. البته روشنفکران ارگانیک فقط رهبران مشهور نیستند. معلم، روزنامه‌نگار، نویسنده، فعال اجتماعی، هنرمند یا کنشگر محلی نیز زمانی که بتواند تجربه اجتماعی یک جامعه را به معنا و زبان سیاسی تبدیل کند، در این فرآیند نقش دارد.

حزب دموکرات نیز صرفا با بیانیه سیاسی باقی نمانده است. شبکه‌های اجتماعی، رسانه‌ای و سازمانی وابسته به یک جریان سیاسی، هنگامی اهمیت گرامشی پیدا می‌کنند که بتوانند میان زندگی روزمره مردم و سیاست پل بزنند؛ یعنی تجربه تبعیض، فقر، توسعه نامتوازن، مسئله زبان، آموزش، مشارکت سیاسی و شأن انسانی را به یک فهم مشترک تبدیل کنند.

امروز نیز برنامه اعلامی حزب بر دستیابی به حقوق ملی کوردها در چارچوب یک ایران فدرال و دموکراتیک تأکید دارد و در کنار آن از برابری، عدالت اجتماعی و حقوق زنان سخن می‌گوید. حزب همچنین خود را عضو بین‌الملل سوسیالیست معرفی می‌کند. در سال ۲۰۲۶ نیز حزب دموکرات در ائتلافی با چند جریان کوردی بر دموکراسی، حقوق ملی، انتخابات آزاد، حقوق زنان و یک نظام دموکراتیک و سکولار در ایران تأکید کرده است.

این تحول مهم است، چون نشان می‌دهد حزب تلاش کرده است از یک سازمان صرفا حزبی به سوی ائتلاف اجتماعی و سیاسی گسترده‌تر حرکت کند. اما از منظر گرامشی هنوز یک پرسش مهم باقی می‌ماند: آیا این زبان سیاسی می‌تواند از کوردستان عبور کند و در سطح سراسری برای دیگر گروه‌های اجتماعی ایران نیز معنایی پیدا کند؟

اینجاست که مفهوم هژمونی از مفهوم «نفوذ» جدا می‌شود. یک حزب ممکن است در میان جامعه‌ای مشخص ریشه‌دار باشد، اما هژمونی زمانی شکل می‌گیرد که بتواند مطالبات خود را چنان صورت‌بندی کند که دیگران نیز احساس کنند بخشی از آینده مشترک آنهاست.

حزب دموکرات در این زمینه یک امکان مهم دارد: می‌تواند استدلال کند که حقوق ملی کوردها در تضاد با ایران نیست، بلکه مسئله‌ای مربوط به شکل دولت، توزیع قدرت و دموکراتیزه کردن ایران است. در ادبیات رسمی خود حزب نیز بر یک ایران دموکراتیک و فدرال تأکید شده است.

اما همینجا دشواری هم آغاز می‌شود. اگر فدرالیسم صرفا به عنوان مطالبه یک منطقه فهمیده شود، امکان تبدیل آن به زبان مشترک سراسری کاهش پیدا می‌کند. اگر بتواند به بحثی عمومی درباره تمرکززدایی، مشارکت سیاسی، عدالت منطقه‌ای، توسعه متوازن و حقوق برابر شهروندان تبدیل شود، ظرفیت اجتماعی آن بسیار متفاوت خواهد شد.

این همان چیزی است که در منطق گرامشی، جنگ موقعیت نامیده می‌شود: ساختن آرام و تدریجی معنا در جامعه، پیش از تصاحب قدرت دولتی. حزب دموکرات نزدیک به هشت دهه است که تجربه سازمانی، تولید گفتمان، سیاست هویتی، مبارزه، مذاکره و ائتلاف را همزمان تجربه کرده است. چنین سابقه‌ای را نمی‌توان صرفا با عنوان «حزب کوردی» توضیح داد.

پرسش گرامشی درباره حزب دموکرات این نیست که صرفا چقدر نیرو دارد یا چقدر در میان کوردها شناخته شده است. مسئله مهم‌تر این است که آیا می‌تواند از هویت به زبان سیاسی، از زبان سیاسی به ائتلاف، از ائتلاف به سازمان و از سازمان به یک پروژه سراسری حرکت کند، بدون آنکه هویت کوردی خود را انکار کند؟

شاید مهم‌ترین ارزش تجربه این حزب نیز همین باشد: ایران را نمی‌توان با حذف تفاوت‌هایش دموکراتیک کرد. مسئله، ساختن نظمی است که تفاوت‌ها در آن از تهدید به سرمایه سیاسی تبدیل شوند.

از منظر گرامشی، هژمونی واقعی زمانی پدید می‌آید که یک جامعه بتواند میان هویت‌های متنوع خود، یک «ما»ی سیاسی تازه بسازد. حزب دموکرات کوردستان یکی از قدیمی‌ترین تجربه‌های ایران در تلاش برای این پیوند است؛ تجربه‌ای که باید با همدلی تاریخی خوانده شود، اما با نقد علمی نیز سنجیده شود. نه برای کوچک کردن کوردستان، بلکه برای فهم این پرسش بزرگ‌تر که آیا می‌توان از دل تکثر ایران، یک قرارداد سیاسی تازه برای همه ایرانیان ساخت؟