رضا دانشجو
مقدمه
ترور و تروریسم واژههای هستند که با موجودیت حکومت جمهوری اسلامی گره خوردهاند و همیشه ابزاری بیبدیل در دست رژیم جنایتکار آخوندی بودهاند، سابقه ترور و تروریسیم در مکتب فکری پیروان حکومت ولایت فقیه حتی به قبل از استقرار جمهوری اسلامی و دوره پهلوی برمیگردد. این را میتوان به صراحت درخاطرات سران جمهوری اسلامی از جمله هاشمی رفسنجانی، محسن رضایی و … دید. گذر زمان نشان داد در حکومتی که دیالوگ و گفتگو و توجه به افکار مخالف هیچ جایگاهی ندارد، تنها ابزار برای ماندن درحکومت، سرکوب، اعدام و ترور است. درمسیر چهل و چند ساله حکومت ولایت فقیه ،رژیم هر روز شکل جدیدی از ترور را در جهان به نمایش گذاشت، از اعزام صدها تروریست به سراسر جهان تا ایجاد دهها گروه تروریستی نیابتی بخشی از پلان توسعه شبکه تروریسم جمهوری اسلامی است. شبکهای که حالا مرزهای جغرافیایی را یکی پس از دیگری درنوردیده و به هزاران کیلومتر آن طرفتر به خاک ایالات متحده آمریکا رسیده است. انصافا جمهوری اسلامی در هر چیزی ناموفق بوده باشد در توسعه و گسترش شبکه آدمکشی و ترور و صدور تروریسیم در جهان بینظیر عمل کرده است! کافی است نگاهی کوتاه بیاندازیم به برخی از خبرهای چند ماه اخیر خبرگزاریهای جهان در مورد اقدامات تروریستی جمهوری اسلامی در خاک ایالات متحده آمریکا تا اهمیت ترور و تروریسیم در جمهوری اسلامی را بهتر بشناسیم.
تلاش برای ربودن یک روزنامهنگار: وزارت دادگستری آمریکا در بیانیهای اعلام کرد دستگاه اطلاعاتی ایران تلاش کرده است یک روزنامهنگار و فعال حقوق بشر را از نیویورک برباید. نام این روزنامهنگار در بیانیه وزارت دادگستری آمریکا اعلام نشده است، اما مسیح علینژاد در گفتوگو با رادیو فردا تأیید کرد که هدف او از این تلاش آدمربایی بوده است. یک دادگاه فدرال آمریکا در نیویورک چهار شهروند ایرانی را به توطئه برای ربودن این روزنامهنگار و فعال حقوق بشر نقض تحریمها، کلاهبرداری بانکی و پولشویی متهم کرد. مسیح علینژاد ساعاتی پس از انتشار این خبر در پیامی توئیتری از تلاش پلیس فدرال آمریکا (اف.بی.ای) برای خنثی کردن توطئه ربودنش تشکر کرده است.
تلاش برای ترور همان روزنامه نگار: براساس گزارش پلیس فدرال آمریکا (اف.بی.آی) یک مرد مسلح با اسلحه کلاشینکف که بیرون از خانه مسیح علینژاد در بروکلین نیویورک پرسه میزد دستگیر شده است. منابع و اسناد اتهامی پلیس فدرال آمریکا نشان میدهد که خالد مهدی اف، ٢٣ ساله، با اسلحه تهاجمی کلاشینکف، و بیش از هزار دلار پول نقد، دستگیر شد. این اسلحه ظرفیت بالایی برای درگیری مسلحانه دارد. براساس گزارشها، خالد مهدیاف، تبعه جمهوری آذربایجان است و پیشتر عضو تیم ملی جودوی این کشور بوده است.
سوقصد به جان سلمان رشدی: تروریست متهم به ترور سلمان رشدی با حضور دادگاه اعلام کرد که «بیگناه» است و اتهام قتل را نپذیرفت. او با حکم دادگاه بدون قرار وثیقه در بازداشت خواهد ماند. هادی مطر٢٤ ساله، متهم است که به روی صحنه دویده و حداقل ۱۰ ضربه چاقو به صورت، گردن و شکم آقای رشدی زده است. شبکه آمریکایی «انبیسی نیوز» گزارش داد بررسی محتوای حسابهای کاربری هادی مطر در شبکههای اجتماعی نشان میدهد که او از هواداران سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بوده است. هنوز روشن نیست که او به شکل مستقیم یا غیرمستقیم با سپاه در تماس بوده یا نه.
تلاش برای ترور برخی ازمقامات سیاسی سابق آمریکا : وزارت دادگستری آمریکا روز چهارشنبه اعلام کرد که یک عضو سپاه پاسداران ایران به تلاش برای ترور جانبولتون، مشاور امنیت ملی ایالات متحده در دوران ریاستجمهوری دونالد ترامپ متهم شده است. بنا به اعلام این وزارتخانه شهرام پورصفی معروف به مهدی رضایی، ۴۵ ساله با طرح پیشنهاد پرداخت ۳۰۰ هزار دلار به فرد یا افرادی که جان بولتون را به قتل برسانند به دنبال اجرای طرح ترور او بود. مقامات آمریکایی از طرف فردی که از شهرام پورصفی او را مامور ترورجان بولتون کرده بود در جریان این توطئه قرار گرفتند. هویت این فرد فاش نشده است. از انتقامگیری بابت حمله آمریکا به کاروان قاسم سلیمانی، فرمانده پیشین سپاه قدس ایران به عنوان انگیزه احتمالی برای طرح ترور جانبولتون یاد شده است. قاسم سلیمانی دراین حمله که ماه ژانویه سال ۲۰۲۰ به دستور دونالد ترامپ، رئیس جمهوری وقت آمریکا در بغداد، پایتخت عراق صورت گرفت کشته شد.
اینها فقط بخشی از فعالیت های تروریستی جمهوری اسلامی، هزاران کیلومتر آن طرفتر در قلب ایالات متحده آمریکا، بزرگترین قدرت سیاسی نظامی جهان با آن دستگاه عریض و طویل اطلاعاتیاش میباشد. بدیهی است اینها صرفا آن دسته از اقدامات تروریستی هستند که توسط دستگاههای اطلاعاتی ایالات متحده کشف شدهاند، مطمئنا دامنه فعالیتهای تروریستی جمهوری اسلامی به مراتب بیشتر از این است.
برای دموکرات و قلعه تسخیرناپذیرش
خبرنگار شبکه تلویزیونی رووداو از کاک مصطفی هجری مسئول هیئت رهبری حزب دمکرات کوردستان ایران میپرسد: بعد از اتحاد مجدد حزب، آیا شما نمیترسید که اقدامات تروریستی جمهوری اسلامی علیه شما افزایش یابد؟ کاک مصطفی هجری بعد از سکوت کوتاهی پاسخ می دهد: مگر کاری هم مانده که جمهوری اسلامی علیه ما انجام ندهد.
اما واقعا جمهوری اسلامی چه اقدامی مانده تا علیه حزب دمکرات انجام ندهد؛ از زمانی که در پاسخ به نامه زندهیاد دکتر قاسملو تلاش او برای برقراری دیالوگ با جمهوری اسلامی و یافتن راهحلی مسالمتآمیز برای مشکل کوردها در ایران، مزدوران جمهوری اسلامی به شهرهای کوردستان لشکرکشی کردند و هزاران نفر را کشته و بیخانمان کردند تا همین امروز "پوتینهایشان را در نیاوردهاند" و برای حمله به مردم کورد و حزب دمکرات در آمادهباش هستند.
بعد از حمله نظامی و جنگ نابرابر با مردم کورد، وقتی حزب دمکرات به ناچار و برای محافظت از مردم، کوهها را برای ادامه مبارزه برگزید تا کوچ اجباری به اقلیم کوردستان، همیشه و همهگاه حزب دموکرات در معرض عملیات تروریستی جمهوری اسلامی بوده و هست. از ترور ناجوانمردانه دکترقاسملو و دکترشرفکندی تا ترور دهها فرمانده و حتی اعضای عادی حزب در سراسر جهان، از چندین مرحله تجاوز و لشکرکشی نظامی به منزله اشغال کمپ حزب دمکرات تا موشکباران مقر حزب، از دهها مورد بمبگذاری تا ارسال جاسوس و خبرچین به مقر حزب، از توپباران روستاها و حتی کوههای کوردستان تا فشار بر روستاییان و ساکنین به منظور عدم همکاری با حزب، از رایزنی و عقد پیمانهای امنیتی با حکومت عراق و ترکیه تا فشار بر احزاب اقلیم کوردستان به منظور ایجاد فضایی ناامن برای حزب دمکرات و… فقط بخشی از اقدامات جمهوری اسلامی علیه حزب دمکرات برای به زانو درآوردن و وادار کردن حزب دموکرات کوردستان ایران به تسلیم بوده است. اما دستاورد جمهوری اسلامی از اینهمه فشار سیاسی، ترور،بمب گذاری، تجاوز و حمله نظامی چه بوده است؟
هیچ، واقعا هیچ!
اینک حزب دمکرات کوردستان ایران درحالی هفتادوهفتمین سالگرد تاسیس خود را جشن میگیرد که با اتحاد مجدد دو بخش خود بعد از ١٦ سال ، مسیر جدیدی از مبارزه با جمهوری اسلامی را آغاز کرده است. اتحادی که نوید بخش اپوزیسیونی کارا بر ضد رژیم ولایت نه فقط درپهنه کوردستان بلکه درگسترده ایران است.
پس اینک بر میخیزیم و کلاه از سر برمیداریم به افتخار حزب دمکرات و بیش از هفت دهه حیات سیاسی پرشکوه و مبارزه بی وقفه علیه حاکمان جور و رژیمهای دیکتاور، اینک برمیخیزیم و کلاه از سر بر میداریم به افتخار قلعه تسخیرناپذیر دموکرات که زیر بار همه فشارها و حملات خم به ابرو نیاورد و هر بار استوارتر از گذشته به مبارزهاش ادامه داد.
برمی خیزیم وکلاه ازسربرمی داریم به افتخار حزب دموکرات و قلعه سربلندش که با تقدیم هزاران شهید درطول سالیان مبارزه بی امان ،هرگزدرمقابل ظالم تسلیم نشد و سرتعظیم فرود نیاورد، جان داد اما حاضر نشد هرگز در برابر شاه و شیخ سرخم کند. برمیخیزیم و کلاه از سر برمیداریم به افتخار حزب دمکرات و قلعه تسخیرناپذیرش که در همه دوران حیات سیاسیاش در زیر شدیدترین فشارها، هرگز پیادهنظام و همراه هیچ حکومت اشغالگری نشد، رنج آوارگی دید اما حاضر نشد شرافت سیاسیاش را به معامله بگذارد؛ همیشه رفیق بود و همراه، هرچند نارفیقی و بیمرامی بسیار دید. اینک برمی خیزیم وکلاه ازسر برمیداریم به افتخار حزب دمکرات و قلعه مقاومت، که در طول حیاتش علیرغم همه اتفاقات ناخوشایند و انشعابات ناخواسته هرگز دیالوگ و زبان گفتگو را فراموش نکرد و به دموکرات و دموکراسی پایبند ماند؛ تلخی جدایی برادر را دید اما از همان فردای جدایی، برای دوباره کنار هم بودن اشک ریخت. برمیخیزیم و کلاه از سر بر میداریم به افتخار دموکرات و قلعه دلها که شاهد پرکشیدن تعدادی ازعزیزترین فرزندانش بود اما هرگز رخت عزا نپوشید ؛ دوباره بلند شد و از دردهایش نوایی دوباره ساز کرد؛ نوایی که پژواک صدایش گوش هراشغالگری را آزار می دهد: "تا زمانی که کوهها هستند ما هم هستیم".