
تجزیە طلبان ایران کنونی، از صفوی تا خامنەای
گردآورندە: آزاد مستوفی
در این مقالە کوتاه سعی کردەام با استفادە از منابع تاریخی ایران، نگاهی گذرا بە قراردادها و عهدنامەهایی داشتە باشم کە از زمان قاجاریە تا رژیم جمهوری اسلامی توسط حکومتهای مرکزی بستە شدە است. عهدنامەهایی کە بە مرور زمان باعث گربەشدن جغرافیای ایران کنونی شدە ولی تمامیت خواهان برای تحریف ناکارآمدی خود در ادارە امور مملکت، هموارە ملت در بند و تحت ستم را “دشمن” معرفی میکنند و سعی در فرافکنی و متهم کردن مبارزین راه آزادی و دمکراسی دارند.
-دوازدە اکتبر ١٨١٣، عهدنامهٔ گلستان مناطقی چون قرهباغ، گنجه، دربند، باکو، گرجستان، داغستان و بخشهایی از تالش با موافقت شاه قاجار به روسیه واگذار شد.
-دهم فوریە ١٨٢٨ عهدنامهٔ ترکمانچای در پایان جنگ دوم ایران و روسیه امضا شد و شانزده فصل داشت. واگذاری مناطقی چون ایروان، نخجوان و تالش و اعطای حق کاپیتولاسیون به روسیه از مهمترین پیامدهای انعقاد این عهدنامه بود.
-٤ مارس ١٨٥٧ عهدنامە پاریس که شامل یک مقدمه و پانزده فصل بود و انگلیس تعهد داد دست از اشغال بوشهر، خرمشهر و خارگ بردارد. از سوی دیگر نیز افغانستان از ایران جدا شد.
-۳ ژوئن ۱۸۴۷ عهدنامە دوم ارزنەالروم شامل نە ماده بین نمایندگان ایران و عثمانی و با وساطت سفرای روس و انگلیس منعقد شد. به موجب این عهدنامه، دولت ایران از دعاوی خود نسبت به سلیمانیه و قسمت غربی ولایت زهاب صرفنظر کرد. دولت عثمانی نیز حق تصرف ایران را نسبت به بندر خرمشهر و جزیره خضر و ساحل چپ شط العرب/اروندرود و حق کشتیرانی این دولت را در این قسمت به رسمیت شناخت.
-۲۱ سپتامبر ۱۸۸۱ پیمان آخالتکە قراردادی است میان امپراتوری روسیه و ایران قاجار برای تعیین مرزهای دو کشور در مناطق ترکمن نشین شرق دریای خزر بسته شد. این پیمان به اشغال خوارزم به دست روسیه تزاری رسمیت بخشید. پس از شکست ۱۸۶۰ ایران قاجاری پیمانی در تهران امضاء شد کە با سرنهادن به این پیمان، ایران از ادعا درباره خاک خود در سرتاسر آسیای میانه: ترکستان و فرارود چشم پوشی کرد و رود اترک را به عنوان مرز نوین پذیرفت. زان پس مرو، سرخس، عشق آباد و دورادور زیر فرمان الکساندر کومارف روسی در آمد.
جمع کل همه سرزمینهای جدا شده از ایران در دوران قاجاریه 3.413.000 کیلومتر مربع است. یعنی حدود 3.5 میلیون کیلومتر مربع که در کل تاریخ ایران بی سابقه و در دیگر کشورها نیز کم سابقه است.
-٨ ژوئیە ١٩٣٧ با موافقت رضاشاهپهلوی بنابر پیمان سعدآباد سرزمین آرارات با مساحت ٨٠٠ کیلومترمربع بە ترکیە، سرزمین دشت ناهید با مساحت ٣٠٠٠ کیلومترمربع بە افغانستان و مناطق نفتی با مساحت ١٨٠٠ کیلومترمربع بە عراق واگذار شد. -سال ١٩٥٤ با موافقت محمدرضاشاهپهلوی سرزمین نواحی مرزی شمالغربی (برام تپە، دیمان، تازەکن، باغچەسرا و…) و سرزمین ییلاق فیروزە و یک روستا و دو قطعە زمین بە شوروی واگذار شد.
-سال ١٩٧٠ سرزمین بحرین با مساحت ٦٩٤ کیلومترمربع بە مردم آن سرزمین با موافقت و تبریک محمدرضاشاه پهلوی، واگذار شد.
-دوازدە اوت ٢٠١٨ رژیم ایران از سهم ٥٠٪ خود در “دریای خزر” چشم پوشی کردە و در پنجمین اجلاس سران آکتای رژیم جمهوری اسلامی ایران سهم ١٣٪ خود در این دریا را پذیرفت و با کشورهای ترکمنستان، آذربایجان، قزاقستان و روسیه رژیم حقوقی جدیدی را برای دریای خزر امضا کرد.
-٢٧مارس ٢٠٢١ امضا رسمی و علنی کردن قرارداد ٢٥ سالە ایران با چین کە طبق این قرارداد کە مغایر با اصل ٧٧ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران است، بهرەبرداری از معادن طلا و منابع چابهار در بلوچستان و جزیرهٔ کیش و امتیاز صید ماهی بی رویە در آبهای جنوب ایران و فروش نفت ایران به چین، به بهای بسیار پایین یا با تخفیف بسیار بە مدت ٢٥ سال بە چین واگذار شدە است.
اینها بخشی از قراردادها و عهدنامەهایی هستند کە حکومتهای مرکزی در زمان سلسلەهای متفاوت و شاهان ایران و یا رژیم جمهوری اسلامی ایران با امضاء خود بر جدایی بخشهای وسیعی از جغرافیای تحت تسلطشان رسمیت بخشیدەاند و هرگز نتوانستەاند یا نخواستەاند آن را بازپس بگیرند. بە عنوان مثال ٢٣ اوت ١٥١٤ جنگ چالدران، شاه اسماعیل صفوی از سلطان سلیم عثمانی شکست خورد و بخش وسیعی از کوردستان (کوردستان عراق، ترکیە و سوریە) و بخشی دیگر از مناطق تحت تسلطش را بە عثمانی واگذار کردند و هرگز آن مناطق دیگر ضمیمەی ایران نشدند. همچنین فراموش نکنیم لنین شخصا در اعلامیهای که در ۱۴ دسامبر ۱۹۱۷ به امضای او صادر شده بود؛ عهدنامه اوت سال ۱۹۰۷ بریتانیا و روسیه دایر بر تقسیم ایران به دو منطقه نفوذ و یک منطقه بیطرف فیمابین و ضمائم محرمانه آن را ساقط از درجه اعتبار اعلام داشت و تاکید کردە بود که هرگونه قراردادی که با استقلال، حاکمیت ملی، تمامیت ارضی و آزادی ایرانیان مغایرت داشته و آن را محدود کند از این لحظه بی اثر و کان لم یکن است و همه را پاره کرده و دیگر وجود خارجی که بتوان به آنها استناد کرد نخواهند داشت. سران انقلاب روسیه سپس برای جلب اعتماد ایرانیان "براوین" دیپلمات روسیه را به تهران فرستادند تا افکار عمومی ایران را حضورا از ماوقع آگاه سازد. سوال اینجاست چرا ایران قراردادهای گلستان و ترکمنچای که با میانجیگری بریتانیا تنظیم شده بود و لنین آن را لغو کردە بود تلاش نکرد کە این مناطق متصرفه به ایران بازگردانده شود؟
صد البتە اگر بخواهم امتیازات اقتصادی سرسام آوری را کە حکومتهای مرکزی از صفویان تا خامنەای بە کشورهای خارجی در قبال کمک آنان بە ادامە سلطەشان، هدیە کردەاند بە رشتەی نگارش درآورم بدون شک خود “مثنوی هفتاد من کاغذ” میطلبد. سوال من این است کە آیا بازهم کوردها، بلوچها، عربها و.. تجزیەطلب اند؟ و بدون شک انگ این مفهوم سیاسی بە ملت های تحت ستم، نشان از بیسوادی گویندە آن دارد چون تجزیەطلبی مفهومی در حقوق بین الملل و مابین کشورهاست و اگر افرادی از جریان خاصی آنرا بە کار میبرند تنها بە این دلیل است کە نمیخواهند بە حقوق پایمال شدە ملتی اعتراف کنند.
این تجزیەها کە توسط حاکمیت نالایق ایران در طول تاریخ صورت گرفتە است باعث تأثیرات عمیقی بر توسعه سیاسی، اقتصادی و... در این مناطق گذاشتە است، چرا که دسترسی آنها به منابع و زیرساختهای لازم محدود شد و هموارە به طور سیستماتیک در معرض تبعیضهای مضاعف مذهبی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی قرار گرفتند. کلام پایانی در واقع کسانی از تجزیە میترسند کە حق و حقوق مردم کشورشان را نادیدە میگیرند و سالها بە آنان انواع ستم و جنایت و قتل و عام روا داشتەاند، منابع اقتصادی و طبیعی آنان را بە یغما بردەاند و بودن خویش را در استثمار دیگران میپندارند. رژیم های توتالیتر اشغالگر کوردستان کە برای بقای خود از هیچ جنایتی فروگذار نکردەاند، از تقسیم خاک کشور تحت اشغال نمی هراسند بلکە هراس آنان از تقسیم قدرت و مشارکت مردم در تصمیم گیری های کلان سیاسی و بە دست گرفتن سرنوشت خودشان است.