
رضا دانشجو
اقتصاد بیمار و ساختار سیاسی فاسد حاکم بر جمهوری اسلامی، رژیم حاکم بر تهران را در چنان باتلاقی گرفتار کرده است که حتی از نگاه خوشبینترین هواداران جمهوری اسلامی هم برونرفت از آن غیرممکن و محال مینماید.
سقوط آزاد ارزش ریال دیگر توانی بر این اقتصاد نامعلوم دولتی–سرمایهداری باقی نگذاشته است. سیستمی که از همان زمان استقرار جمهوری اسلامی تاکنون در یک دور باطل و بسته در دست سردمداران فاسد رژیم میچرخد! جمهوری اسلامی که با وعده آب و برق مجانی بر سر کار آمد، حالا ناتوان از کنترل قیمتها حتی برای چند روز، در آستانه فروپاشی تمامعیار اقتصادی است!
سیستم کوپنی جمهوری اسلامی که در اوایل عمر ننگین رژیم برای راضی نگه داشتن قشر فقیر جامعه طراحی شده بود، بعدها تحت عنوان یکسانسازی قیمتها از بین رفت و زخم عمیقی بر جای گذاشت. حالا این سیستم به شکلی عجیب دوباره فعال شده با این تفاوت که تضاد طبقاتی بیش از هر زمان دیگری خود را نشان میدهد و جمعیت نیازمند و فقیر جامعه بیشتر و بیشتر شده است!
طرح بهاصطلاح خصوصیسازی که در واقع واگذاری سیستم اقتصادی کشور به فرماندهان و کارتلهای سپاه تروریستی پاسداران بود، وضعیت را وخیمتر کرد. این آغاز فرآیندی بود که در علم اقتصاد از آن بهعنوان فساد سیستماتیک یاد میشود و معنی آن این است که یک سیستم به حدی از فساد میرسد که برای ادامه حیات خود مجبور به بازتولید فساد است و سیستم از درون خود را نابود میکند.
جنگطلبیها، یاوهگوییها و بلندپروازیهای بیثمر و بیدلیل رژیم که تنها دستاوردش تحریمهای بینالمللی بود، آخرین رمقهای این سیستم فاسد را نیز گرفته است.
سقوط آزاد ریال که از سالها پیش آغاز شده بود، در چند ماه اخیر به طرز بیسابقهای شدت گرفته و اینک عملاً امکان هرگونه دادوستد را فلج کرده است.
اعتراضات روزهای اخیر که با میدانداری بازاریان آغاز شد و اینک به دانشگاهها هم کشیده شده است، بار دیگر نشان داد که وضعیت جمهوری اسلامی چقدر شکننده و ناپایدار است.
اظهارات سردمداران جمهوری اسلامی، از جمله پزشکیان، رئیسجمهور دستنشانده خامنهای، و قالیباف، رئیس مجلس رژیم، که مطابق معمول سعی کردند با ربط دادن اعتراضات به خارج از مرزها اذهان عمومی را به سمت دیگری منحرف کنند، با تشدید نارضایتیها به شکست انجامید.
نگاهی به شعارهای دادهشده از همان آغاز تاکنون نشان میدهد اعتراضات ادامه همان روندی است که از انقلاب ژینا آغاز شد و سمتوسوی آن براندازی نظام جمهوری اسلامی است و نه چیز دیگری!
واقعیت این است که چهل و چند ساله عمر ننگین جمهوری اسلامی ماهیت این رژیم را به گونهای آشکار کرده است که دیگر هر تغییر و حرکتی داخل ساختار جمهوری اسلامی از نگاه عموم مردم ایران بیاهمیت و بیاعتبار است و عامه مردم به شکل مشخصی از جمهوری اسلامی عبور کردهاند.
رژیم جمهوری اسلامی که از آغاز این اعتراضات برخلاف انقلاب ژینا سعی کرد با پوشش کاملاً هدفمند و پخش برخی شعارهای صنفی، آن را صرفاً یک حرکت اعتراضی اقتصادی جلوه دهد، اینک با گسترش اعتراضات و کشیده شدن آن به شهرهای مختلف دچار یک شوک بزرگ شده است.
تداوم این حرکت اعتراضی و پیوستن شهرهای مختلف دیگر میتواند آغاز یک تغییر بزرگ در روند اعتراضات چند سال اخیر بعد از رویدادهای انقلاب ژینا باشد و پایانی بر کابوس جمهوری اسلامی!
نکته مهم دیگر، تلاش برخی رسانههای متعلق به جریان سلطنتطلب در این روزهاست که از هر ابزاری برای القای این موضوع استفاده کردند که جامعه خواهان بازگشت حکومت سابق است. شاید شعار «مرگ بر دیکتاتور» که از سوی این رسانهها با عنوان شعار انحرافی ارزیابی شد، بزرگترین پاسخ به همه کسانی است که در فکر تحمیل خمینی دیگری به این ملت هستند.
ملتهای ایرانی سالهاست که از این بازی تکراری عبور کرده و به چیزی جز یک سیستم دموکراسی مبتنی بر حقوق بشر، مثل تمامی کشورهای آزاد، راضی نمیشوند. دیگر آن زمان که عکس کسی را در ماه میدیدند، سالهاست سپری شده است. حالا مردم بیشتر از شعارهای توخالی و وعدههای بیاساس، به واقعیات توجه دارند.
این خیابانها هستند که پایان همه دیکتاتورها را رقم زدهاند! زمان، زمان عبور از کلیشههاست! این مردم از تکرار بیزارند! دنبال هوای تازه هستند! دموکراسی و آزادی و پایان هر نوع خودکامگی!
ایران فردا، یک ایران آزاد با یک دموکراسی فراگیر و غیرمتمرکز و رعایت حقوق همه ملتهای ساکن در آن خواهد بود. بازگشت به گذشته، هرگز!