کوردستان میدیا

سایت مرکزی حزب دمکرات کوردستان ایران

ایران آینده نه با بازگشت به گذشته و نه با تکرار الگوهای شکست‌خورده ساخته خواهد شد

10:59 - 20 دی 1404

کاوه عبدالی

ایران در آستانه تحولی ایستاده است که نمی‌توان آن را صرفاً به موجی اعتراضی یا نارضایتی‌ای زودگذر فروکاست. آنچه امروز در خیابان‌ها جریان دارد، نشانه‌های فروپاشی نظمی فرسوده و ناعادلانه است؛ نظمی که نه توان پاسخ‌گویی به مطالبات جامعه را دارد و نه قادر است چشم‌اندازی قابل زیست برای نسل‌های آینده ترسیم کند.

اعتراضات کنونی، پیش از هر چیز، بیان یک خواست مشترک است: پایان دادن به حاکمیتی مذهبی و رادیکال که بر حذف مخالفان، تمرکز قدرت و انکار حق تعیین سرنوشت بنا شده است. تداوم وضعیت موجود، چیزی جز تداوم بی‌عدالتی و بازتولید بحران‌های ساختاری به همراه نخواهد داشت.

در چنین شرایطی، تلاش برای تحمیل نسخه‌های از پیش‌ساخته‌شده از آینده ایران، نه‌تنها کمکی به رهایی جامعه نمی‌کند، بلکه بازتولید همان منطق اقتدارگرایانه‌ای است که مردم علیه آن به پا خاسته‌اند. آینده را نمی‌توان مصادره کرد؛ همان‌گونه که نمی‌توان صدای جامعه را به نام نمادها، چهره‌ها یا روایت‌های تاریخی خاص خاموش ساخت. جامعه امروز ایران به سطحی از آگاهی رسیده است که دیگر حاضر نیست سرنوشت خود را به اراده نیروهایی بسپارد که در عمل، پاسخ‌گویی، شفافیت و برابری را تضمین نمی‌کنند.

یکی از برجسته‌ترین ویژگی‌های این خیزش، تکثر آن است. ایران مجموعه‌ای از ملت‌ها، فرهنگ‌ها و تجربه‌های متنوع است و هر طرح سیاسی که این واقعیت بنیادین را نادیده بگیرد، محکوم به شکست خواهد بود. حق تعیین سرنوشت برای همه ملت‌ها، نه امتیازی ویژه، بلکه پیش‌شرطی ضروری برای شکل‌گیری همزیستی داوطلبانه، پایدار و عادلانه است. وحدت واقعی نه از مسیر اجبار، بلکه از راه برابری و احترام متقابل ساخته می‌شود.

امروز دیگر زمان آزمون‌وخطاهای پرهزینه نیست. آنچه ضرورت دارد، شکل‌گیری افقی مشترک بر پایه اصولی روشن است: نفی هرگونه استبداد، پذیرش تکثر ملی و اجتماعی، جدایی نهاد دین از قدرت سیاسی، تحقق عدالت اجتماعی و توزیع متوازن قدرت. چنین افقی به معنای یکدست‌سازی یا حذف تفاوت‌ها نیست، بلکه چارچوبی است برای همزیستی‌ای اصولی و پایدار.

ایران آینده نه با بازگشت به گذشته ساخته خواهد شد و نه با تکرار الگوهای آزموده‌شده و شکست‌خورده. این آینده تنها زمانی تحقق می‌یابد که مردم، نه به‌عنوان تماشاگر، بلکه به‌عنوان صاحبان اصلی قدرت سیاسی به رسمیت شناخته شوند. گذار واقعی، گذاری است که از دل جامعه می‌جوشد، بر اراده جمعی تکیه دارد و هیچ‌کس را از حق مشارکت و تصمیم‌گیری محروم نمی‌کند.

این لحظه تاریخی، بیش از هر چیز، نیازمند شجاعت در اندیشیدن به نظمی نو است؛ نظمی که در آن آزادی، برابری و کرامت انسانی نه شعار، بلکه مبنای عمل سیاسی باشند.