
کاوه سندوسی
نشست اخیر «مرکز دیالوگ» متشکل از هفت حزب شرق کوردستان، بدون دستیابی به امضای نهایی پلتفرم ائتلاف به پایان رسید.
این رویداد، در عین حال که نشاندهنده تداوم گفتوگوها میان طرفهاست، ضرورت تسریع روند همگرایی و رسیدن به چارچوبهای عملی همکاری را بیش از پیش برجسته میکند.
تحولات شتابان منطقهای و بینالمللی، حساسیت این مقطع را دوچندان کرده است. جنگ ۱۲ روزه ایران و اسرائیل، رخدادهای اخیر در ایران و کوردستان، تنشهای فزاینده در منطقه، تحرکات نظامی ایالات متحده در خلیج و فضای پیچیده و پُرابهام مذاکرات تهران و واشنگتن، همگی نشان میدهند که معادلات پیشرو میتواند با سرعتی فراتر از تصور سران احزاب دگرگون یا شیفت شود.
در چنین شرایطی، نبود هماهنگی مؤثر میان نیروهای سیاسی کوردستان میتواند هزینههای راهبردی در پی داشته باشد.
در شرایط حساس کنونی، افکار عمومی مردم کوردستان با دقت روند تعاملات میان نیروهای سیاسی را دنبال میکنند و انتظار دارند اختلافنظرهای موجود در فضایی مسئولانه، شفاف و مبتنی بر منافع جمعی کوردستان مدیریت شود و نه آنکه منافع حزبی و ایدئولوژیک بر خواست و آینده آنان در این بزنگاه تاریخی ـ که هر آن احتمال زایشی نو یا نارس در آن وجود دارد ـ ارجحیت یابد.
تجربه دهههای گذشته در کوردستان نشان داده است که هرچه میزان هماهنگی و انسجام بیشتر باشد، ظرفیت پاسخگویی به مطالبات مردم نیز افزایش مییابد؛ و هر اندازه احزاب منسجمتر و کوردستانیتر باشند، به همان اندازه مردم در شرق کوردستان به آنها لبیک گفتهاند. از اینرو، تفاهم جریانهای سیاسی، با حفظ دیدگاه و جهانبینی حزبی، حداقل حقی است که باید برای مردم کوردستان اعاده شود.
تجربه تلخ کوردها در روژاوا طی پانزده سال گذشته، که در برخی مقاطع به دلیل فقدان اجماع و انسجام لازم، مردم کورد در آن بخش از کوردستان با چالشها و هزینههای مضاعف روبهرو شدند، یادآور اهمیت حیاتی وحدت عمل در بزنگاههای تاریخی است؛ و به تبع آن، این رویدادها مسئولیت احزاب در این بخش از کوردستان را، با توجه به تجربه تلخ روژاوا، صدچندان میکند.
تحرکات و تهدیدهای امنیتی در ماههای اخیر در منطقه خاورمیانه، همراه با نگرانیها درباره احتمال گسترش بیثباتی به شرق کوردستان، بیش از پیش ضرورت هوشیاری و همگرایی سیاسی را نمایان میسازد.
بدیهی است که مردم کوردستان طی سالیان طولانی هزینههای قابل توجهی در مسیر تحولات سیاسی پرداختهاند و نسل جوان، با امید به آیندهای باثباتتر، نقش فعالی در این روند ایفا کرده است. این واقعیت، مسئولیت تاریخی احزاب و جریانهای سیاسی را در تقویت اعتماد متقابل، جلوگیری از فرسایشی شدن اختلافات و حرکت بهسوی سازوکارهای مشترک دوچندان میکند.
انتظار عمومی و بهحق در کوردستان آن است که گفتوگوهای پیشرو در چارچوب «مرکز دیالوگ» با رویکردی واقعبینانه، آیندهنگر و فراحزبی ادامه یابد و زمینه برای دستیابی به تفاهمی پایدار و ملی فراهم شود. تحقق این هدف میتواند گامی مؤثر در صیانت از منافع بلندمدت کوردستان و ارتقای ظرفیت عمل جمعی نیروهای سیاسی در این منطقه باشد، حتی در مواجهه با هر رویداد ناخواسته و غیرقابل پیشبینی سیاسی.
بدون تردید، نحوه مدیریت این مقطع حساس در حافظه جمعی و تاریخی مردم کوردستان ثبت و ماندگار خواهد شد و موفقیت در دستیابی به این همگرایی، که امری ضروری در این شرایط است، نقش تعیینکنندهای در تقویت اعتماد جمعی به احزاب کوردی—متشکل از فرزندان راستین همین خاک و مردم—خواهد داشت.
در غیر این صورت، تاریخ با فجیعترین شکل ممکن برای کوردستان تکرار خواهد شد، زیرا زمان بیرحمانه علیه ماست.