کوردستان میدیا

سایت مرکزی حزب دمکرات کوردستان ایران

خالد عزیزی: ملت‌های ایران باید خود سرنوشت این رژیم را رقم بزنند

19:27 - 28 بهمن 1404

 

اشاره:

بخش سوسیال‌مدیای خارج از کشور حزب دموکرات، شامگاه شنبه و بامداد یکشنبه، ۲۶ بهمن ۱۴۰۴، نشستی سیاسی ویژه برای کاک خالد عزیزی، سخنگوی حزب دموکرات کوردستان ایران، در شبکه اجتماعی «ایکس» برگزار کرد. در این نشست، سخنگوی حزب دموکرات دیدگاه‌ها و مواضع حزب را درباره مسائل روز ایران و کوردستان تشریح کرد و در بخش پایانی به پرسش‌ها و ابهامات شرکت‌کنندگان پاسخ داد. «کوردستان‌میدیا» چکیده‌ای از مهم‌ترین محورهای مطرح‌شده در این نشست را برای خوانندگان ارائه کرده است.

 

ابعاد و مؤلفه‌های وضعیت کنونی ایران
تحلیل وضعیت کنونی ایران مستلزم توجه همزمان به چهار مؤلفه اصلی است:

جمهوری اسلامی و سازوکار سرکوب آن که در رأس آن علی خامنه‌ای قرار دارد؛

مردم و جنبش‌های اعتراضی پی‌درپی که در سال‌های اخیر استمرار یافته است؛

معادلات جامعه جهانی در پرتو کشمکش میان مردم و قدرت، و تأثیر سیاست خارجی جمهوری اسلامی، به‌ویژه تصمیمات ایالات متحده آمریکا و اسرائیل؛

اپوزیسیون جمهوری اسلامی و مسئله آلترناتیو رژیم که همواره مورد بررسی و بحث قرار دارد.

این چهار مؤلفه، ابعاد مختلف و پیچیده معادلات کنونی ایران را ترسیم می‌کنند. افزون بر این، ما به‌عنوان کورد، مؤلفه‌ای دیگر نیز به این معادلات اضافه می‌کنیم؛ چه در وضعیت کنونی و چه در سناریوی پس از فروپاشی جمهوری اسلامی.

 

جمهوری اسلامی: تاریخچه اعتراضات و بحران‌های کنونی

اگر از اعتراضات دی‌ماه امسال آغاز کنیم، می‌توان این قیام را ادامه روند نارضایتی‌های چند دهه‌ای علیه جمهوری اسلامی دانست؛ روندی که پس از پایان جنگ ایران و عراق آغاز شد و سال‌به‌سال دامنه و شدت بیشتری یافت. این نارضایتی‌ها واکنشی است به ناکارآمدی ساختاری، فساد سیستماتیک و سیاست‌های مداخله‌جویانه خارجی رژیم، که زندگی مردم را با فقر، محرومیت و تنگنا مواجه کرده و همچنین اعتراض به تبعیض و سرکوب حقوق و آزادی‌های بنیادین را در پی داشته است.

ویژگی برجسته قیام دی‌ماه، پیوند آن با جنبش ژینا (ژن، ژیان، ئازادی) است؛ جنبشی که تجربیات ارزشمند، الهام و افق‌های نوینی را در جامعه ایجاد کرد. از این منظر، یکی از نقاط قوت این قیام، الهام‌گیری از کوردستان و پیشینه مبارزات اعتراضی در آن است؛ جنبش‌هایی که طی ۴۷ سال گذشته به‌طور مستمر به جمهوری اسلامی «نه» گفته‌اند، جامعه سیاسی خود را سازماندهی کرده‌اند، کار حزبی و تشکیلاتی را نهادینه کرده‌اند و مبارزه‌ای سخت و خونین علیه رژیم پیش برده‌اند؛ مبارزه‌ای که بهای آن قربانیان و هزینه‌های سنگین در راه آزادی بوده است.

بی‌تردید، ملت‌ها و مردم ایران در مجموع، مبارزه‌ای طولانی و خونین علیه جمهوری اسلامی انجام داده‌اند؛ با این حال، حاکمیت هنوز در جای خود باقی است. این رژیم در بسیاری زمینه‌ها با بحران مشروعیت و ناکارآمدی جدی مواجه است و آینده آن مبهم است. دیگر امکان بازگشت به وضعیت پیش از قیام اخیر برایش وجود ندارد. امروز، در تحلیل آینده ایران، جامعه بین‌المللی و به‌ویژه سیاست‌ها و برنامه‌های ایالات متحده آمریکا و اسرائیل نقش تعیین‌کننده و کلیدی دارند.

 

ایران در معادلات جامعه بین‌المللی

محور اصلی سیاست خارجی جمهوری اسلامی بر ایجاد هیمنه منطقه‌ای از طریق مداخله در امور خارجی، تشکیل نیروهای نیابتی برای بحران‌آفرینی، تروریسم دولتی و توسعه سلاح‌های کشتار جمعی مانند موشک و بمب هسته‌ای متمرکز بوده است. با این حال، پس از جنگ ۱۲ روزه، این هیمنه در حوزه‌های امنیتی و نظامی فرو ریخت. رژیمی که با گستاخی منطقه‌ای خود به تهدیدی برای منافع آمریکا و اسرائیل بدل شده بود، اکنون نه جایگاه پیشین را دارد و نه مشروعیتی که در داخل با زور و سرکوب و در خارج با مداخله و موشک‌پراکنی ایجاد کرده بود، باقی مانده و دچار ذلت و زبونی شده است.

با این حال، این بدان معنا نیست که فعالیت جمهوری اسلامی پایان یافته است. به دلیل سیاست‌های موشکی و هسته‌ای و تهدیداتی که برای امنیت اسرائیل ایجاد کرده، رژیم همچنان در معادلات بین‌المللی نقش دارد. وقتی جهان شاهد قتل‌عام مردم ایران است، جای تعجب ندارد که در صورت دستیابی به سلاح هسته‌ای، جمهوری اسلامی توان خود را علیه مخالفان منطقه‌ای، به‌ویژه اسرائیل، به‌کار گیرد. از این رو، سیاست کنونی آمریکا و اسرائیل بر محدود کردن توان نظامی و تخریبی رژیم متمرکز شده است.

سیاست پیشین آمریکا، به‌ویژه در دوره اوباما، بر بها دادن به تهران به عنوان مرکز اسلام شیعه، کنترل ایران و تغییر رفتار آن از یک مخالف سیاسی به شریک سیاسی و اقتصادی استوار بود. جمهوری اسلامی نیز طی چند دهه گذشته با زیرکی، از طریق ترکیبی از مذاکره، تهدید و همکاری محدود با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، توانسته بود سیاست‌های موشکی و هسته‌ای خود را پیش ببرد. در مقابل، دکترین ترامپ، برخلاف اوباما و حتی بایدن، رویکردی ضد تهران و حمایت از جهان سنی را در پیش گرفت. او استراتژی «پیمان ابراهیم» را اجرا کرد، سرمایه‌گذاری‌های آمریکا در جبهه کشورهای سنی منطقه از ترکیه تا عربستان و قطر گسترش یافت و حتی آمادگی کنار آمدن با رئیس‌جمهور کنونی سوریه را داشت؛ اقدامی که هم برای کاهش مشکلات آمریکا و هم برای ایجاد دشواری برای ایران صورت گرفت. با این حال، این دکترین همچنان در حال پیشرفت است و آرایش نظامی آمریکا در منطقه، محرک اصلی تضمین منافع بلندمدت آن باقی مانده است.

 

نبود آلترناتیو؛ پاشنه آشیل اپوزیسیون جمهوری اسلامی

در وضعیت کنونی، گمانه‌زنی‌ها و امیدها بر این است که ایران نرمش نشان ندهد و آمریکا برای پیشبرد برنامه‌های خود به اقدام نظامی متوسل شود؛ رویکردی که سابقه‌ای طولانی دارد و به سیاست‌های جرج بوش و برچسب «محور شرارت» برای جمهوری اسلامی بازمی‌گردد.

با این حال، مسائل سیاسی داخلی آمریکا و اسرائیل، مانند انتخابات کنگره و تشکیل دولت جدید اسرائیل، در یکسره کردن این موضوع مؤثر است. هر دو کشور به موفقیت نیاز دارند و تنش با ایران می‌تواند به عنوان کارتی سیاسی برای ترامپ و نتانیاهو عمل کند. قیام‌های اخیر و فجایعی که جمهوری اسلامی در داخل رقم زده، پرسش تغییر رژیم را پررنگ‌تر کرده است، اما آمریکا و اسرائیل همچنان با احتیاط با این وضعیت برخورد می‌کنند.

سؤالی که برای آن‌ها مطرح است این است که اگر جمهوری اسلامی فروبپاشد، چه کسی جایگزین آن خواهد شد و چه کسی در تهران طرف حساب جامعه بین‌المللی خواهد بود؟ نبود آلترناتیو تا حد زیادی به سود جمهوری اسلامی تمام شده است. بنابراین، ضربه محدود به رژیم، اگر با قیام و خروش سراسری مردم همراه نباشد، می‌تواند مسیر بازگشت ضعیف‌تر آن به میز مذاکره را هموار کند. اما اگر ضربه همزمان با قیام سراسری مردم باشد، معادله تغییر خواهد کرد. آمریکا ممکن است سناریوی مشابه ونزوئلا را دنبال کرده و با فشار اقتصادی و محاصره نظامی، رژیم را تضعیف و زمینه را برای گسترش نارضایتی‌ها فراهم سازد.

 

کورد و اپوزیسیون سراسری جمهوری اسلامی

حزب دموکرات همواره بر این باور بوده است که مردم ایران خود باید سرنوشت این رژیم را رقم بزنند و نمی‌توان منتظر مداخله دیگران بود. در کوردستان و سایر مناطق ایران باید از مرحله صرفاً اپوزیسیون بودن و اقدامات مقطعی مانند اعتصاب و تظاهرات فراتر رفت. درست است که جمهوری اسلامی نزد اکثریت مردم مشروعیت ندارد، اما هنوز نیروی سرکوب، منابع مالی و اراده کافی برای حفظ حاکمیت خود را داراست. نیروهای طرفدار رژیم تنها زمانی دچار ریزش خواهند شد که امیدشان از بین برود؛ و این زمانی ممکن است که آلترناتیو واقعی در میدان مبارزه حضور یابد.

در زمینه آلترناتیو جمهوری اسلامی، حزب دموکرات با حفظ دیدگاه‌ها و منافع خود، هیچ‌یک از جریان‌های اپوزیسیون را دشمن نمی‌داند و وارد جنگ یا اختلافات داخلی آن‌ها نمی‌شود، چرا که سود اصلی از چنین آشفتگی‌ای دوباره به جیب جمهوری اسلامی می‌رود.

ما به عنوان حزب دموکرات همواره تلاش کرده‌ایم با جریان‌های مختلف گفت‌وگو و همکاری کنیم، اما تا کنون دستاورد چندانی نداشته است. اکنون، با خروش مردم در سطح سراسری ایران و شعارهای ساختارشکنانه علیه رژیم، فرصت سیاسی بزرگی پدید آمده است. اگر آلترناتیو واقعی نتواند خود را نشان دهد، این فرصت از دست رفته و عمر رژیم طولانی‌تر خواهد شد. بنابراین، تلاش مستمر و مداوم برای شکل‌گیری آلترناتیو ضروری است.

 

وظایف پیش‌روی جنبش سیاسی کورد

در قیام اخیر، مردم کوردستان در دو استان ایلام و کرماشان شهید و مجروح بسیاری دادند و در دیگر مناطق کوردستان اعتصاب سراسری اعلام شد. سرکوب مردم، سیاست کشت‌وکشتار و بازداشت‌ها نیز شدت بیشتری یافته است. در چنین شرایطی، ضروری است تلاش خود را گسترش دهیم تا در سایر بخش‌های ایران، شریکان و هم‌پیمانان بیشتری برای دفاع از حقوق خود پیدا کنیم.

باید صفوف خود را در درون جنبش منظم کنیم و سطح بالاتری از یکپارچگی و انسجام گفتاری را به همه نشان دهیم. همچنین نباید نسبت به تحولات سایر مناطق ایران و مسائل سیاسی در سطح سراسری بی‌تفاوت باشیم و باید همگام با روند رویدادها حرکت کنیم. این دو اقدام دارای دو فایده اساسی است: نخست، حضوری فعال در شکل‌گیری ایران آینده خواهیم داشت و سهم خود را از آن دریافت می‌کنیم، زیرا نمی‌توان فرض کرد که با فروپاشی جمهوری اسلامی، تمامی حقوق و مطالبات ما به دست خواهد آمد. بی‌گمان، پس از فروپاشی رژیم، آشفتگی و ناآرامی رخ خواهد داد و ما باید برای مواجهه با آن آماده باشیم.

موضوع استراتژیک آن است که در هر شرایط، ما به عنوان کورد و به عنوان حزب دموکرات، حق‌محور باشیم و در ایران آینده برای احقاق حقوق و خواست‌های خود تلاش کنیم. همچنین در داخل کوردستان، تمامی آحاد جامعه، سازمان‌های مدنی، فعالان سیاسی و احزاب باید برای سازمان‌یابی و انسجام بیشتر جامعه بکوشند.

هرچند پیش‌بینی روشنی از شکل ایران آینده در دست نیست و به تنهایی نمی‌توان سرنوشت حکومت آینده تهران را رقم زد، اما حقوق خودمان باید برای ما اهمیت داشته باشد. هرکس قدرت را در دست داشته باشد، مادامی که به خواست‌ها و مطالبات ما اعتنایی نکند، طبیعی است که از مبارزه و تلاش خود کوتاه نخواهیم آمد و با تمام توان برای احقاق حقوق خود عمل خواهیم کرد. با این حال، برای کاهش هزینه‌ها و خسارت‌ها، نیازمند مخاطب، هم‌پیمان و همراه هستیم؛ بنابراین بنیاد سیاست، رفتار و گفتار کنونی ما باید بر همین اصل استوار باشد.

 

مانع منطقه‌ای: رابطه کورد و ترک

یکی از موانع جدی، مسئله میان کورد و ترک است. ضروری است عقلانیت را ترویج دهیم و روشن کنیم که مشکل میان ما و ترک‌ها، مشکل دو ملت با یکدیگر نیست و نباید اجازه دهیم سوءتفاهم‌ها و تردیدها شکاف میان ما را گسترش دهد. باید از تندروی‌ها جلوگیری کنیم و پیش‌بینی کنیم که در سناریوی فروپاشی ایران، محاسبات ژئوپلیتیک بازیگران منطقه‌ای ممکن است تلاش کنند به این شکاف دامن بزنند؛ در چنین شرایطی، نباید متضرر شویم.

کوردستان مرزی طولانی با مناطق ترک‌نشین دارد و حکومت‌های ترک همسایه ایران با منافع و چشم‌اندازهای متفاوت عمل می‌کنند. بنابراین، ضروری است درک متقابل میان کورد و ترک شکل گیرد و تقویت شود.

 

استراتژی فدرالیسم و تعامل با دیگر ملت‌ها

استراتژی ما بر پایه فدرالیسم است و باور داریم که یک سیستم فدرالی مطلوب تنها با مشارکت همه ملت‌ها و ساختارهای کشور قابل تحقق است. از این رو، تعامل سازنده با جامعه ترک و فارس‌ها ضروری است و سازمان‌ها و فعالان مدنی باید در داخل کشور مشوق این تعامل، شکل‌گیری درک متقابل و دستیابی به اهداف مشترک باشند. تجربه آغازهای موفق انقلاب ۱۳۵۷ و تاریخ خونین کشتارها و قتل‌عام‌ها نیز نباید از یاد برود.

در پایان، بار دیگر بر ضرورت هم‌مبارزه بودن و یک‌صدا بودن میان نیروهای سیاسی کورد و جامعه کوردستان، و همچنین در سطح سراسری ایران تأکید می‌کنم. انسجام، حق‌محوری و فعالیت سازنده در کنار دیگر ملت‌ها، تنها راه تضمین حقوق و آینده کوردستان در ایران آینده است.