
سوزان فتحی
در شرایطی که ایران در آستانهی تحولی تاریخی قرار دارد، طرح یک پرسش بنیادین اجتنابناپذیر است: چه گروهها و کنشگرانی در تعیین آیندهی سیاسی کشور نقش خواهند داشت؟ چنانچه زنان از مشارکت در احزاب سیاسی، مناصب تصمیمساز، مدیریت اجرایی و مذاکرات مرتبط با نظام سیاسی آیندهی ایران کنار گذاشته شوند، هر الگویی از دموکراسی که در حال حاضر وعدهی تحقق آن داده میشود، از همان ابتدا با کاستیای ساختاری مواجه خواهد بود.
در بستر تاریخی خاورمیانه، الگوی پایدار و نهادینهشدهای از حاشیهنشینی زنان در ساختار قدرت سیاسی و مراکز تصمیمگیری مشاهده میشود؛ ایران نیز نهتنها از این الگو مستثنی نیست، بلکه بهصورت سیستماتیک و برنامهریزیشده، دسترسی زنان به قدرت سیاسی را محدود کرده است. این وضعیت در تضاد آشکار با نقش اجتماعی و سیاسی زنان ایران قرار دارد؛ زنانی که از فعالترین و جسورترین نیروهای اجتماعی در مقاومت در برابر اقتدارگرایی بودهاند. کنار گذاشتن آنان در مقطع کنونی—در زمانی که چارچوبهای یک نظام سیاسی جدید در حال شکلگیری و بازتعریف است—نهتنها از منظر عدالت سیاسی محل تردید است، بلکه از دیدگاه عقلانیت سیاسی نیز اقدامی است که پیامدهای گسترده و قابل توجهی در عرصههای سیاسی و اجتماعی در پی خواهد داشت.
ادارهی ایرانِ آزاد و دموکرات بدون مشارکت مؤثر زنان امکانپذیر نیست. این ادعا صرفاً مبتنی بر گفتمان هنجاری نیست، بلکه پشتوانهی تجربی و پژوهشی نیز دارد. بر اساس مطالعات نهاد زنان سازمان ملل متحد (UN Women)، توافقنامههای صلحی که زنان در فرآیند تدوین و مذاکرهی آنها مشارکت داشتهاند، در مقایسه با توافقهایی که بدون حضور زنان شکل گرفتهاند، در بازهی زمانی دو ساله ۲۰ درصد و در بازهی پانزدهساله ۳۵ درصد احتمال پایداری بیشتری داشتهاند.
یافتههای مؤسسهی جورجتاون برای زنان، صلح و امنیت نیز نشان میدهد که مشارکت زنان با افزایش احتمال گنجاندهشدن اصلاحات سیاسی، تضمین حقوق بشر و پیشبینی سازوکارهای پاسخگویی و نظارت دموکراتیک در توافقنامههای سیاسی ارتباط معناداری دارد. حضور زنان در فرآیندهای مذاکره موجب میشود توافقها بیش از آنکه معطوف به تقسیم قدرت میان گروهی محدود از نخبگان باشند، بازتابدهندهی منافع عمومی و مطالبات گستردهی اجتماعی باشند و در نتیجه، چشماندازی پایدارتر برای گذار سیاسی فراهم آورند.
در این چارچوب، مسئولیت ایجاد امکان مشارکت واقعی و مؤثر زنان، نهتنها متوجه اپوزیسیون ایران بهطور کلی، بلکه بهطور خاص متوجه نیروهای سیاسی کورد و بهویژه حزب دموکرات کوردستان ایران (حدکا) است. زنان کورد در جنبش آزادیخواهی کوردستان، دهههاست که بهعنوان کنشگرانی فعال در مبارزات مسلحانه، اعتراضات مدنی و سازماندهیهای سیاسی حضور داشتهاند و نقشی تعیینکننده در حفظ زبان، هویت و زیستبوم کوردستان ایفا کردهاند.
با این حال، مشارکت در هزینههای مبارزه—از میدان جنگ تا زندان و خیابان—باید با مشارکت در فرآیندهای تصمیمگیری سیاسی متوازن و همسنگ باشد. در مقطع حساس کنونی، نیروهای سیاسی کوردستانی بیش از هر زمان دیگری نیازمند درک این پیوند هستند و باید تضمین دهند که زنان بهصورت معنادار و اثرگذار در ساختارهای رهبری و در گفتوگوهای سیاسی پیرامون آیندهی ایران حضور خواهند داشت.
به تعویق انداختن مشارکت زنان به مرحلهی پس از «پیروزی سیاسی»، خطایی آشکار و تاریخی است. گذاری که زنان را—بهویژه زنانی را که برای تحقق آن مبارزه کردهاند—به حاشیه براند، از منظر مفهومی و عملی نمیتواند واجد ویژگیهای یک گذار دموکراتیک باشد. زنان ایران، از جمله زنان کورد، پیشتر تعهد خود به آزادی و دموکراسی را در عمل نشان دادهاند. در مرحلهی کنونی، فراهمکردن فرصت، قدرت و امکان مشارکت در تصمیمگیری برای آنان، شرطی ضروری برای ترسیم آیندهای دموکراتیک و پایدار برای ایران است.