کوردستان میدیا

سایت مرکزی حزب دمکرات کوردستان ایران

کارزار نظامی آمریکا و اسرائیل، محدودیت‌های قدرت هوایی را محک می‌زند

18:23 - 18 اسفند 1404

این گزارش تحلیلی در وال استریت ژورنال منتشر شده و توسط سایت کوردستان میدیا ترجمه و بازنویسی شده است.

 

حملات هوایی رژیم‌ها را سرنگون کرده‌اند، اما تنها زمانی که با نیروهای زمینی همراه بوده‌اند

به گزارش وال استریت ژورنال، جنگ هوایی ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران بار دیگر این پرسش را مطرح کرده است که آیا حملات هوایی به تنهایی می‌توانند به سرنگونی یک حکومت منجر شوند یا نه.

وقتی دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، آخر هفته گذشته ابراز امیدواری کرد که جنگ هوایی آغازشده علیه ایران بتواند به سقوط حکومت این کشور منجر شود، در واقع بر خلاف تجربه‌های تاریخی شرط‌بندی کرده بود.

در گذشته، هواپیماهای جنگی، موشک‌ها و بمب‌ها هرگز به تنهایی برای سرنگونی یک دولت و جایگزینی آن با دولتی دیگر کافی نبوده‌اند. ارتش آمریکا در مواردی دولت‌ها را سرنگون کرده است، اما تمامی این عملیات‌ها به حضور نیروهای زمینی یا دست‌کم یک نیروی بومی در داخل کشور نیاز داشته است.

ترامپ تمایل خود برای تغییر رژیم در ایران را پنهان نکرده است. ساعاتی پس از آغاز نخستین حملات هوایی، او از مردم ایران خواست علیه دولت خود قیام کنند و گفت این «احتمالاً تنها فرصت شما برای نسل‌ها خواهد بود».
او روز پنجشنبه نیز گفت که باید در انتخاب رهبر بعدی ایران نقش داشته باشد و روز جمعه در شبکه اجتماعی تروث سوشال نوشت ایالات متحده پیش از انجام معامله‌ای برای «بازگرداندن ایران از آستانه نابودی»، بر «تسلیم بی‌قید و شرط» و «انتخاب یک رهبر بزرگ و قابل قبول» اصرار خواهد کرد.

در مقابل، فرماندهان نظامی آمریکا در جلسات توجیهی عمومی تلاش کرده‌اند انتظارات درباره دستاوردهای احتمالی این جنگ را تعدیل کنند. آنها می‌گویند هدف اصلی عملیات، خلع سلاح ایران از موشک‌های بالستیک، پهپادهای تهاجمی یک‌طرفه و کشتی‌هایی است که نیروهای آمریکایی و متحدانشان را تهدید می‌کنند، و در عین حال پایان دادن به بقایای برنامه هسته‌ای این کشور نیز دنبال می‌شود.

در همین زمینه، برد کوپر، فرمانده فرماندهی مرکزی ایالات متحده که بر جنگ نظارت دارد، روز پنجشنبه به خبرنگاران گفت حملات آمریکا می‌تواند با «هدف قرار دادن مقرها و افرادی که معترضان را هدف قرار می‌دهند» به نفع مخالفان ایران باشد. او همچنین از مردم ایران خواست در خانه‌های خود بمانند و آرام باشند.

با این حال، ارتش آمریکا وعده‌ای برای سرنگونی حکومت ایران یا اقداماتی برای روی کار آوردن رهبران جدید در تهران نداده است؛ اقداماتی مانند مسلح کردن مخالفان یا فراهم کردن پوشش هوایی برای یک شورش احتمالی.

در همین حال، اختلافاتی نیز میان اهداف جنگی آمریکا و اسرائیل آشکار شده است. برای مثال، البریج کلبی، مقام ارشد سیاست‌گذاری وزارت دفاع آمریکا، روز سه‌شنبه در کنگره گفت پنتاگون با تمرکز بر توانایی‌های نظامی تهاجمی ایران «اهداف مشخص و معقولی» را دنبال می‌کند.
وقتی قانونگذاران از او پرسیدند چرا جنگ با حمله‌ای آغاز شد که به کشته شدن علی خامنه‌ای انجامید، او پاسخ داد: «اینها عملیات‌های اسرائیل هستند.»

حملات هوایی برای دهه‌ها ابزاری برای نمایش قدرت نظامی برای دولت‌های آمریکا بوده است که می‌خواهند خطر تلفات نیروهای آمریکایی را کاهش دهند و از درگیر شدن در جنگ‌های زمینی اجتناب کنند.

مقام‌های نظامی آمریکا می‌گویند این حملات توانایی ایران در پرتاب موشک‌های بالستیک را تا حد زیادی کاهش داده و بخش قابل توجهی از نیروی دریایی این کشور را نابود کرده است. با این حال، بدون نیروهای زمینی آمریکایی یا محلی، چنین حملاتی هرگز یک دولت خارجی را سرنگون و جایگزین نکرده‌اند.

فرانک کندال، وزیر نیروی هوایی در دوران ریاست‌جمهوری جو بایدن، در این باره گفته است:
«نیروی هوایی به تنهایی می‌تواند بسیاری از کارها را به خوبی انجام دهد، اما تغییر رژیم یکی از آنها نیست.»

با وجود قدرت آتش گسترده‌ای که آمریکا و اسرائیل علیه ایران به کار گرفته‌اند، این حملات هنوز نتوانسته‌اند ساختارهای اصلی حکومت ایران را از بین ببرند؛ ساختارهایی که برای سرکوب مخالفان داخلی و تحمل شوک‌های خارجی طراحی شده‌اند.

طبق برآورد مؤسسه بین‌المللی مطالعات راهبردی، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی حدود ۱۹۰ هزار نیروی فعال دارد. این رقم جدا از بیش از ۳۰۰ هزار سرباز ارتش متعارف ایران و حدود ۶۰۰ هزار نیروی بسیجی نامنظم است که حکومت می‌تواند بسیج کند.

پس از کشته شدن خامنه‌ای، حکومت ایران مجلسی ۸۸ نفره تشکیل داد که پسر او، مجتبی خامنه‌ای، را به عنوان رهبر جدید معرفی کرد.

کارشناسان می‌گویند اگر حکومت ایران قرار باشد تسلیم شود یا سقوط کند، یکی از نشانه‌های اولیه می‌تواند جدایی نیروهای نظامی از حکومت یا نافرمانی از دستورات باشد؛ پدیده‌ای که در انقلاب ۱۹۷۹ ایران نیز مشاهده شد. نشانه دیگر می‌تواند اعتصاب‌های گسترده، به‌ویژه در صنعت نفت باشد.

با این حال، برخی تحلیلگران نسبت به ظهور چنین نشانه‌هایی تردید دارند.
آلن آیر، دیپلمات سابق آمریکایی، می‌گوید نخبگان نظامی و امنیتی ایران بیشترین سود را از وضعیت موجود می‌برند و احتمالاً ترجیح می‌دهند برای حفظ آن بجنگند.

در صورت سقوط حکومت ایران، ایجاد یک دولت جدید می‌تواند شریکی برای واشنگتن فراهم کند تا ایالات متحده و اسرائیل با همکاری آن برای ایجاد ثبات در کشور، تأمین اورانیوم غنی‌شده ایران و از بین بردن ذخایر پنهان موشک‌ها، پهپادها و مین‌های دریایی اقدام کنند.

با این حال، سناریوی دیگری نیز وجود دارد: باقی ماندن حکومت در حالی که ساختارهای دولتی پیرامون آن فروبپاشند؛ وضعیتی که می‌تواند در کشوری با بیش از ۹۰ میلیون نفر جمعیت و در کنار مهم‌ترین مسیر انتقال انرژی جهان در خلیج فارس، به بی‌ثباتی گسترده منجر شود.

در چنین شرایطی، ترامپ ممکن است با یک دوراهی روبه‌رو شود: یا به کارزار هوایی و دریایی ادامه دهد تا توانایی‌های تهاجمی ایران را کاهش دهد، یا دامنه عملیات را با حمایت از جناح‌های سیاسی یا گروه‌های جدایی‌طلب در داخل کشور گسترش دهد.

روز چهارشنبه، کارولین لیویت، سخنگوی کاخ سفید، گفت اعزام نیروهای زمینی آمریکا بخشی از طرح فعلی نیست، اما ترامپ روز شنبه گفت اگر «دلیل بسیار خوبی» وجود داشته باشد، می‌توان از آنها استفاده کرد.

تماس‌های اخیر ترامپ با مقام‌های کورد در عراق گمانه‌زنی‌هایی را ایجاد کرده است که او امیدوار است جنگجویان کورد در ایران همسایه را به حمله علیه حکومت تشویق کند. با این حال، ترامپ گفته است این ایده را رد کرده زیرا «جنگ بدون دخالت دادن کوردها هم به اندازه کافی پیچیده است.»

در نهایت، جوزف وتل، ژنرال بازنشسته ارتش آمریکا و رئیس پیشین فرماندهی مرکزی ایالات متحده، گفته است:
«در نهایت باید یک روند سیاسی وجود داشته باشد. باید کسی باشد که بتواند وارد این خلأ شود و کار دشوار اداره دولت را آغاز کند.»

 

درس‌های تاریخ

نظریه پیروزی قاطع از طریق قدرت هوایی نخستین بار توسط جولیو دوهه مطرح شد. او در کتاب «فرماندهی هوا» در سال ۱۹۲۱ استدلال کرد که بمباران استراتژیک می‌تواند با نابودی مراکز حیاتی یک کشور ـ شامل صنعت، حمل‌ونقل، ارتباطات، دولت و اراده مردم ـ به پیروزی در جنگ منجر شود.

با این حال، تجربه‌های تاریخی نشان داده‌اند که حتی حملات گسترده هوایی نیز معمولاً بدون عملیات زمینی به نتیجه نهایی نمی‌رسند. نمونه‌هایی مانند جنگ جهانی دوم، عملیات «طوفان صحرا» در سال ۱۹۹۱، جنگ کوزوو در سال ۱۹۹۹ و جنگ لیبی در سال ۲۰۱۱ نشان می‌دهند که قدرت هوایی زمانی بیشترین اثر را دارد که در کنار نیروهای زمینی یا یک روند سیاسی برای شکل‌گیری حکومت جدید به کار گرفته شود.

کارشناسان نظامی در نهایت تأکید می‌کنند که اگرچه قدرت هوایی می‌تواند توان نظامی دشمن را به شدت تضعیف کند، اما تغییر حکومت در نهایت به تحولات سیاسی و نیروهای داخلی در داخل کشور بستگی دارد.