کوردستان میدیا

سایت مرکزی حزب دمکرات کوردستان ایران

جنگ منطقه‌ای و چشم‌انداز تغییرات سیاسی در ایران: نقش جنبش کوردستان

12:53 - 25 اسفند 1404

ابراهیم لاجانی

جنگی که اکنون بیش از دو هفته میان ایران از یک سو و آمریکا و اسرائیل از سوی دیگر در جریان است، در سطح منطقه تنها یک رویارویی نظامی صرف محسوب نمی‌شود. این جنگ، در صورتی که ادامه یابد، می‌تواند پیامدهای بسیار عمیق و تغییرات گسترده‌ای در ساختار قدرت و آینده سیاسی این کشور به دنبال داشته باشد. در تحلیل چنین وضعیتی، یک پرسش بنیادین مطرح می‌شود: اگر فشارها و تضییقات خارجی منجر به تضعیف ساختار و قالب قدرت در ایران شود، کدام نیروهای سیاسی و اجتماعی قادرند در شکل‌دهی به یک سیستم دموکراتیک در ایران آینده نقش مؤثری ایفا کنند؟ واقعیت این است که در این زمینه، جنبش آزادی‌خواهانه کوردستان جایگاه ویژه‌ای دارد.

برای پاسخ به این پرسش، ابتدا باید نگاهی به تجربه‌های تاریخی داشت. تاریخ نشان می‌دهد که رژیم‌های دیکتاتوری و توتالیتر به ندرت تنها از طریق فشارهای داخلی سقوط کرده‌اند. چنین رژیم‌هایی معمولاً دارای دستگاه‌های امنیتی گسترده، شبکه‌های اقتصادی وابسته به قدرت و ابزارهای مؤثر برای کنترل و سرکوب اجتماعی هستند؛ همین امر باعث می‌شود ایجاد تغییر از درون، فرایندی سخت و دشوار باشد. نمونه‌های تاریخی فراوانی وجود دارند، مانند سقوط حکومت نازی در آلمان، پایان یافتن رژیم‌های دیکتاتوری در اروپای شرقی و فروپاشی رژیم‌های استبدادی در خاورمیانه طی چند دهه اخیر. همه این نمونه‌ها نشان می‌دهند که فشار خارجی و تغییر در توازن قوا در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی می‌تواند نقش مهم و مؤثری در ایجاد تحول سیاسی ایفا کند.

در چنین وضعیتی، جنگ می‌تواند مانند شوکی به پیکره قدرت سیاسی عمل کند؛ شوکی که بنیان‌های سیستم حاکم را به لرزه درآورده و فرصتی برای دیگر نیروهای سیاسی و اجتماعی فراهم می‌کند تا به میدان آمده و اثرگذاری خود را نشان دهند. با این حال، تجربه‌های تاریخی گویای آن است که سقوط یک رژیم دیکتاتوری به تنهایی منجر به تثبیت دموکراسی نخواهد شد. پیامد نهایی تغییرات، به توانایی، کارایی و عملکرد نیروهای سیاسی و اجتماعی داخلی در پیوند با بنیان‌گذاری سیستمی نو بستگی دارد.

یکی از نیروهای سیاسی و اجتماعی مؤثر که در طول چند دهه اخیر در ایران توان و کارایی خود را در سازماندهی سیاسی، پیشبرد مبارزه و حفظ پرچم مقاومت علیه استبداد سیاسی نشان داده، جنبش سیاسی و آزادی‌خواهانه کوردستان است. کوردستان از هشت دهه پیش تاکنون، در مقایسه با دیگر مناطق ایران، از نظر فعالیت سیاسی، حزبی و فرهنگ دموکراسی‌خواهی، فعال‌ترین بخش کشور بوده است. شکل‌گیری احزاب و سازمان‌های سیاسی، حضور چشمگیر جامعه مدنی و میراث مبارزاتی برای حقوق فرهنگی و سیاسی، ویژگی‌هایی هستند که کوردستان را از دیگر مناطق ایران متمایز می‌کنند.

یکی از ویژگی‌های بارز کوردستان، وجود فرهنگ تحزب و تکثرگرایی حزبی در جامعه کوردستان است. در حالی که در دیگر مناطق ایران فعالیت‌های حزبی و تشکیلاتی بسیار محدود و ناهماهنگ بوده، در کوردستان احزاب و سازمان‌های سیاسی نقش کلیدی در شکل‌دهی و طرح مطالبات توده‌های مردم ایفا کرده‌اند. این احزاب، علاوه بر کار سیاسی و تشکیلاتی، در حوزه‌های فرهنگی، اجتماعی، آموزشی و روشنگری نیز تأثیرات عمیقی بر مردم به جای گذاشته‌اند. از این رو، این تجربه غنی می‌تواند در دوران گذار از رژیم دیکتاتوری به یک سیستم دموکراتیک اهمیت بسزایی داشته باشد؛ چرا که برای بنا نهادن یک سیستم دموکراتیک، به سازمان‌ها، نهادها و ساختارهای سیاسی دموکراتیک نیازمندیم.

علاوه بر حزب و فرهنگ حزبی، فرهنگ مبارزه و مقاومت در کوردستان نیز فاکتوری مهم قلمداد می‌شود. طی هشت دهه گذشته، کوردستان تجربه‌های فراوان و گوناگونی در مبارزات سیاسی، مقاومت مدنی در برابر سرکوب و خشونت، و رویارویی جمعی علیه خودکامگی، ظلم و تبعیض به دست آورده است. این تجربه غنی نه تنها منجر به شکل‌گیری یک هویت سیاسی خاص در کوردستان شده، بلکه باعث ایجاد نوعی آگاهی سیاسی جمعی در مورد حق شهروندی، عدالت سیاسی، عدالت اجتماعی و حق دموکراتیک مردم برای مشارکت در امور سیاسی گشته است.

مسئله مهم دیگری که لازم است به آن اشاره کنیم، این است که اکثریت قاطع مردم کوردستان و نیروهای سیاسی مبارز آن‌ها، خواهان دموکراسی و حقوق و آزادی‌های انسان هستند. اکثر نیروهای سیاسی کوردستان در چند دهه اخیر، گفتمان‌هایی همچون خودمختاری، فدرالیسم، حکومت محلی، تقسیم قدرت، مشارکت در حاکمیت، حقوق بشر، حقوق زنان و کودکان و اقلیت‌ها را در برنامه‌های سیاسی خود گنجانده‌اند. این اصطلاحات، بخش مهمی از ترمینولوژی ادبیات سیاسی معاصر جهان را تشکیل می‌دهند و به‌عنوان ابزار و متدهای پذیرفته‌شده برای مدیریت کشورها و جوامع چند ملت و چند فرهنگی به کار گرفته می‌شوند.

در یک سناریوی فرضی، اگر جنگ و فشار خارجی منجر به تضعیف و به لرزه افتادن قواره و ساختار قدرت سیاسی در ایران شود، وجود این نیروها و سازمان‌های سیاسی در کوردستان، به ویژه پس از تشکیل ائتلاف کوردستانی، می‌تواند نقشی کلیدی در جلوگیری از ایجاد خلأ قدرت و هرج‌ومرج اجتماعی ایفا کند. جامعه کوردستان به دلیل تجربه طولانی در کار حزبی و سازماندهی اجتماعی و سیاسی، می‌تواند به‌عنوان بازیگری مؤثر در شکل‌دهی به نظم سیاسی و سیستم دولتی آینده ایران نقش‌آفرینی کند.

از این منظر، کوردستان می‌تواند الگویی برای تمامی مناطق دیگر کشور باشد. فرهنگ حزبی، پلورالیسم سیاسی، مذهبی و فرهنگی، مشارکت جمعی در امور سیاسی، پافشاری بر حقوق سیاسی، مدنی و فرهنگی، و تلاش برای تأمین حقوق اقلیت‌ها، زنان و کودکان، به ما نشان می‌دهد که حتی جوامع چند ملت و چند فرهنگ نیز می‌توانند ساختاری سیاسی و دموکراتیک را پایه‌گذاری کرده و توسعه دهند. این امر برای دیگر مناطق ایران که درگیر تمرکزگرایی و ضعف نهادهای دموکراتیک هستند، می‌تواند منبع الهام و درس‌آموزی باشد.

با این همه، پدید آمدن چنین شرایطی و ایفای چنین نقشی، به عوامل متعددی بستگی دارد: اول آنکه نیروهای دموکراتیک در سراسر ایران باید بتوانند نوعی همکاری و هماهنگی سیاسی میان خود ایجاد کنند. دوم آنکه جنبش‌های ملی در مناطق مختلف ایران مطالبات خود را در چارچوب یک پروژه ملی و دموکراتیک تدوین و ارائه نمایند. سوم نیز آنکه جامعه بین‌المللی باید نه تنها از تغییرات کوتاه‌مدت، بلکه از نیروهای دموکراتیک و فرآیند دموکراتیزاسیون در ایران حمایت کند.

تاریخ به ما می‌گوید که جنگ می‌تواند سرآغاز تغییرات سیاسی باشد، اما این نیروهای سیاسی و اجتماعی داخلی هستند که شکل، ابعاد و چگونگی نتایج این تغییرات را تعیین می‌کنند. اگر در پیامد این جنگ شرایطی پیش آید که منجر به تغییر در ساختار قدرت سیاسی در ایران شود، نقش نیروهای سیاسی و اجتماعی دموکراتیک، نقشی حیاتی و سرنوشت‌ساز خواهد بود. در این میان، جنبش کوردستان به دلیل تجربه تاریخی در تحزب، فرهنگ و میراث مبارزاتی سیاسی، و به دلیل پافشاری بر ارزش‌های دموکراتیک، می‌تواند نقشی مؤثر در شکل‌دهی به آینده‌ای آزاد و دموکراتیک در ایران داشته باشد.