کوردستانمیدیا: در کنگره آزادی ایران که طی روزهای ۲۸ و ۲۹ مارس در لندن برگزار شد، شخصیتهای مختلف کورد نیز حضور داشتند. در این میان، دکتر منصور سهرابی بهعنوان سخنران در پنل «توسعه اقتصادی و عدالت اجتماعی؛ پیشنیاز دموکراسی» که در روز دوم کنگره برگزار شد، شرکت کرد.
سخنرانی دکتر سهرابی با دو نقد اساسی همراه بود. ایشان در آغاز، ضمن قدردانی از تلاشهای برگزارکنندگان، به این دو نکته مهم اشاره کرد:
• فقدان نمادهای کثرتگرایی: وی خاطرنشان کرد هرچند این کنگره بر اصل کثرتگرایی بنا شده بود، اما نه در موسیقیهای پخششده و نه در نمادهای بهکاررفته در سالن، نشانی از تنوع فرهنگی و موسیقی ملل ایران دیده نمیشود.
• بیتوجهی به بحرانهای محیطزیستی: ایشان با انتقاد از نادیدهگرفتن نقش حیاتی محیطزیست در آینده کشور، تأکید کرد که متأسفانه اپوزیسیون ایران نیز، همانند حاکمان جمهوری اسلامی، نسبت به بحرانهای زیستمحیطی بیاعتناست و لازم است در نشستهای آتی، جایگاه ویژهای برای این موضوع در نظر گرفته شود.
دکتر سهرابی همچنین یادآور شد در حالی که توجه بسیاری از نیروهای سیاسی معطوف به اثرات جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران است، نزدیک به یک قرن است که جنگی خاموش میان حاکمان و طبیعت ایران در جریان است؛ جنگی فرسایشی که کمتر جدی گرفته میشود.
بحث اصلی سخنرانی دکتر منصور سهرابی با عنوان «چشمانداز توسعۀ پایدار در ایران پساجمهوری اسلامی» بر این محور استوار بود که ایران آینده با میراثی سنگین از بحرانهای زیربنایی روبهرو خواهد شد؛ بحرانهایی که ریشه در دههها سوءمدیریت، فساد ساختاری و بیتوجهی به اصول توسعۀ پایدار دارد. این روند کشور را به مرز فلاکت اکولوژیک رسانده است؛ وضعیتی که در آن تخریب منابع طبیعی، فرسایش سرزمین، بحران آب، نابودی جنگلها و مراتع، خشک شدن تالابها، فرونشست زمین و از بین رفتن ظرفیتهای زیستی، همزمان و انباشته رخ دادهاند.
یکی از پایههای اصلی عبور از این وضعیت، آمایش سرزمین است؛ یعنی برنامهریزی بر اساس شناخت علمی از توان، محدودیت و ظرفیت اکولوژیک هر منطقه، نه بر پایه تصمیمهای متمرکز، رانتی و کوتاهمدت. توسعه باید با ظرفیت واقعی سرزمین هماهنگ باشد، زیرا نادیده گرفتن این اصل، ایران را به سوی نابرابری سرزمینی، تخریب بیشتر و تعمیق فلاکت اکولوژیک سوق داده است.
از این منظر، بازسازی ایران آینده نیازمند جراحی عمیق و تدوین برنامهای علمی، شفاف و آیندهنگر است؛ برنامهای که بر پایه علم، عدالت اجتماعی، عدالت محیطزیستی و مشارکت واقعی مردم بنا شود. عدالت محیطزیستی فقط به معنای توزیع عادلانه منابع نیست، بلکه شامل حق برخورداری برابر از آب سالم، هوای پاک، خاک سالم، امنیت غذایی، تنوع زیستی و مشارکت در تصمیمگیریهای زیستمحیطی است، و نیز به این معناست که بار بحرانها نباید بهطور ناعادلانه بر دوش مناطق پیرامونی و محروم گذاشته شود.
بیعدالتی محیطزیستی در کوردستان و بلوچستان شکلی آشکارتر و شدیدتر دارد. در کوردستان، سدسازیهای بیرویه (مخصوصاً در چند سال اخیر)، انتقال آب، تخریب جنگلها و مراتع، و امنیتیسازی کنشهای محیطزیستی، فشار سنگینی بر اکوسیستم و معیشت مردم وارد کرده است. در بلوچستان نیز کمآبی مزمن، خشکسالیهای پیدرپی، ضعف زیرساختهای آبی، فرسایش منابع طبیعی و محرومیت تاریخی، زندگی مردم را در شرایطی ناعادلانه و ناپایدار قرار داده است. از این رو، بدون توجه به کوردستان، بلوچستان، خوزستان، سیستان، هرمزگان و دیگر مناطق کمبرخوردار، سخن گفتن از عدالت محیطزیستی در ایران ناقص خواهد بود.
چشمانداز توسعۀ ایران آینده باید بر پایه آمایش سرزمین، تمرکززدایی عمیق، احترام به هویتهای گوناگون و تطبیق برنامههای توسعه با توان اکولوژیک هر منطقه شکل بگیرد تا سرمایه اجتماعی آسیبدیده دوباره ترمیم شود. در این مسیر، علوم محیطزیستی باید از حاشیه به متن برنامهریزیهای کلان منتقل شوند و جایگزین توسعۀ ناپایدار و رانتی گردند. سرمایهگذاری راهبردی در انرژیهای تجدیدپذیر، احیای منابع طبیعی و مدیریت هوشمند آب و خاک، میتواند ایران را از بنبست کنونی خارج کند و آن را به الگویی پیشرو از بازسازی سبز در خاورمیانه بدل سازد.