تحلیل اختصاصی «هرب کینون» در روزنامه جروزالم پست حاکی از آن است که پایان جنگ ۶ هفتهای با ایران، اگرچه یک «پیروزی مطلق» به سبک جنگهای کلاسیک نبود، اما واقعیت بنیادین منطقه را به نفع اسرائیل تغییر داده است. کینون معتقد است حقیقتِ این نبرد، فراتر از قطببندیهای سیاسی و جایی میان ادعاهای طرفداران نتانیاهو (موفقیت کامل) و منتقدان او (شکست کامل) نهفته است؛ واقعیتی که نشان میدهد اسرائیل اکنون با تهدیداتی بهمراتب کمتر روبرو است و توان راهبردی ایران بهشکل قابلتوجهی تحلیل رفته است.
محورهای کلیدی این دگرگونی راهبردی:
ـ فلج شدن شاخکهای اختاپوس: نویسنده با بهکارگیری استعاره «اختاپوس» برای توصیف نقش منطقهای ایران، تشریح میکند که پیش از ۷ اکتبر، تهران با حلقهای از نیروهای نیابتی (حماس، حزبالله و حوثیها) عملاً اسرائیل را محاصره کرده بود. امروز این شاخکها بهشدت کوتاه و تضعیف شدهاند و «سرِ اختاپوس» در تهران، ضربهخورده و سرگردان باقی مانده است.
ـ تغییر دکترین؛ از بازدارندگی به پیشگیری: درس بزرگ وقایع پس از ۷ اکتبر این بود که دیگر نمیتوان به مفهوم «بازدارندگی» در برابر رژیمی با انگیزههای ایدئولوژیک تکیه کرد. دکترین اسرائیل اکنون به سمت «پیشگیری فعال» تغییر جهت داده است؛ بدین معنا که برای جلوگیری از شکلگیری توانمندیهای تهاجمی دشمن، پیش از آنکه به تهدیدی علیه امنیت تبدیل شوند، مداخله مستقیم صورت میگیرد.
ـ فرسایش تدریجی به جای فروپاشی آنی: کینون اشاره میکند که اگرچه رژیم تهران سقوط نکرده، اما توانایی آن برای تأمین نیازهای اولیه و حفظ اقتدار داخلی، بهدلیل خسارات سنگین وارده به مجتمعهای نظامی-صنعتی، بهشدت آسیب دیده است. او وضعیت فعلی ایران را با سالهای پایانی اتحاد جماهیر شوروی مقایسه میکند که تحت فشارهای خردکننده داخلی و خارجی، در مسیر فرسایش و فروپاشی تدریجی قرار داشت.
این تحلیل تأکید میکند که حتی اگر تمام اهداف جنگی — از جمله حذف کامل اورانیوم غنیسازی شده — بهطور کامل محقق نشده باشد، ناتوانی ایران در حفظ محاصره اسرائیل، یک شکست راهبردی برای تهران محسوب میشود. در حالی که حاکمیت در ایران میکوشد با روایتسازیهای دولتی، خود را پیروز میدان جلوه دهد، واقعیتهای روی زمین نشاندهنده تغییر توازن قدرت است. این وضعیت جدید، آینده سیاسی ایران را در برابر حاکمیتی که ثروتهای ملی را صرف جنگهای بیثمر کرده، در مسیری متفاوت قرار داده است.