این گزارش تحلیلی نوشته مورگان فیلیپس است که در فاکسنیوز منتشر شده و لزوماً بازتاب دیدگاههای کوردستانمیدیا نیست.
با گذشت حدود دو ماه از تشدید فشارهای اقتصادی و نظامی علیه ایران، به نظر میرسد سیاست «فشار حداکثری» دولت دونالد ترامپ هنوز نتوانسته تهران را به امتیازدهی مورد نظر واشنگتن وادار کند؛ وضعیتی که برخی تحلیلگران آن را نشانهای از محدودیتهای این راهبرد ارزیابی میکنند.
در هفتههای اخیر، این کارزار با هدف قرار دادن صادرات نفت و شبکههای مالی ایران تشدید شده و همزمان، اقداماتی با هدف محدودسازی تردد دریایی، موجب اختلال در عبور و مرور از تنگه هرمز شده است. مقامهای آمریکایی میگویند ترکیب فشار نظامی و انزوای اقتصادی با هدف تضعیف توان ایران و وادار کردن آن به بازگشت به میز مذاکره دنبال میشود.
با این حال، با وجود فشارهای واردشده، ساختار سیاسی و امنیتی ایران همچنان پابرجا مانده است. برخی گزارشها نیز به بحثهایی درباره سناریوهای جانشینی در رأس قدرت اشاره دارند که از تداوم رویکردهای سختگیرانه حکایت دارد.
آرون دیوید میلر، مذاکرهکننده پیشین وزارت خارجه آمریکا، در اینباره گفته است واشنگتن ممکن است در ارزیابی خود از طرف مقابل دچار خطا شده باشد. او افزود ترامپ به دنبال یک شریک مذاکره انعطافپذیر بوده، اما با ساختاری مقاومتر روبهرو شده است. به گفته او، دستیابی به یک «پیروزی قاطع» تا زمانی که ساختار فعلی قدرت در ایران پابرجاست، دشوار به نظر میرسد.
در همین حال، تریتا پارسی نیز معتقد است شکاف اصلی میان دو طرف همچنان پابرجاست. به گفته او، ایران ممکن است به امتیازدهی محدود تن دهد، اما خواستههای واشنگتن بیشتر به سمت «تسلیم کامل» گرایش دارد؛ امری که بدون تغییرات اساسی در وضعیت موجود بعید به نظر میرسد.
بر اساس این تحلیل، ایران در ماههای اخیر تلاش کرده با استفاده از مسیرهای جایگزین از جمله ناوگانهای غیررسمی و بنادر کوچکتر، بخشی از صادرات نفت خود را حفظ کند. این اقدامات نشان میدهد تهران توانسته تا حدی فشارها را مدیریت و جذب کند، هرچند هزینههای اقتصادی قابل توجهی متحمل شده است.
برآوردها حاکی از آن است که خسارت ناشی از محدودیتهای اعمالشده میتواند به صدها میلیون دلار در روز برسد، اما در عین حال ایران همچنان به کسب درآمدهای نفتی ادامه میدهد. در این میان، نهادهایی مانند سپاه پاسداران نیز از طریق شبکههای اقتصادی خود فعال ماندهاند؛ وضعیتی که به گفته تحلیلگران، اثر فشارها را بیشتر متوجه جامعه کرده تا ساختار قدرت.
در نهایت، این وضعیت به آزمونی برای کارآمدی سیاست فشار حداکثری آمریکا تبدیل شده است؛ اینکه آیا فشار اقتصادی میتواند به تغییر سیاسی منجر شود یا ایران همچنان قادر خواهد بود با سازگاری، اثر این فشارها را کاهش دهد. در شرایط کنونی، به نظر میرسد هر دو طرف در انتظار فرسایش اراده طرف مقابل هستند، در حالی که بازارهای جهانی انرژی نیز تحت تأثیر این تقابل قرار گرفتهاند.