
البرز روئینتن
یکی از پرسشهایی که در سالهای اخیر بارها مطرح شده، این است که چرا سلاح و برجستهسازی سلاح در دست پیشمرگان کوردستان، پیش از آنکه بخشی از تبلیغات رژیمهای دیکتاتور برای توجیه سرکوب، اشغال و استعمار کوردستان باشد، به مسئلهای برای بخشی از اپوزیسیون و رسانههای فارسیزبان تبدیل شده است. هر بار که یکی از مسئولان یا نمایندگان احزاب کورد در این رسانهها حضور مییابد، بخش قابل توجهی از پرسشها به سلاح پیشمرگان اختصاص پیدا میکند؛ بهگونهای که مخاطب از چرایی وجود سلاح و زمینههای تاریخی آن دور میشود و این تصور شکل میگیرد که گویا مشکل از زمانی آغاز شده است که کوردها سلاح به دست گرفتهاند.
این نوع پرسشها، گاه آگاهانه و در چارچوب راهبرد دیکتاتورها، نیروهای ضددموکرات و مخالفان آزادی ــ چه در حاکمیت و چه در میان مخالفان اقتدارگرا ــ برای توجیه سرکوب یک ملت و استمرار سلطه بر سرزمینی به نام کوردستان مطرح میشوند. گاه نیز از روی ناآگاهی یا ناخواسته، همان روایت تبلیغاتی علیه کوردها بازتولید میشود. در هر دو صورت، این رویکرد نشاندهندهٔ ناآشنایی با مسئلهٔ کورد، فاصله گرفتن از واقعیتهای کوردستان و درک نادرست از ماهیت مبارزهٔ کوردها است.
مبارزهٔ ملت کورد از زمانی آغاز نشده است که پیشمرگان سلاح به دست گرفتند. اگر بخواهیم ریشههای این مبارزه را بررسی کنیم، باید به واقعیت وجود ملتی مستقل با هویتی متمایز بازگردیم. برخلاف همهٔ نظریهها و تلاشهایی که کوشیدهاند کوردها را صرفاً شاخهای از اقوام دیگر یا بخشی از ملتهای همسایه معرفی کنند، پژوهشهای مستقل و دانشگاهی بر وجود هویت تاریخی و متمایز ملت کورد تأکید دارند؛ ملتی که از دیرباز در این سرزمین زیسته و با وجود اشغال، تحریف هویت، سرکوب و سیاستهای همگونسازی، همچنان هویت خود را حفظ کرده و خود را کورد میداند. این هویت تنها در کوردستان باقی نمانده است. حتی کسانی که طی قرنها با زور از سرزمین خود دور شدهاند نیز نتوانستهاند هویت کوردی خود را فراموش کنند. حضور جوانان کورد خراسان در صفوف حزب دموکرات، نمونهای روشن از استمرار این هویت تاریخی و ملی است.
پس از واقعیت وجود ملت کورد، واقعیت وجود سرزمینی به نام کوردستان، دومین پایهٔ اساسی ماهیت این مبارزه است. هیچ حکومت دیکتاتوری تاکنون نتوانسته است آرمان آزادی کوردستان را از میان ببرد. برای ملت کورد، کوردستان صرفاً یک محدودهٔ جغرافیایی نیست، بلکه همانند مادری است که پیوندی عمیق و ناگسستنی با فرزندان خود دارد؛ پیوندی که توصیف آن با واژهها دشوار است. نمونهای از این پیوند را میتوان در جمهوری کوردستان مشاهده کرد؛ زمانی که مبارزان کورد برای تقویت حس میهندوستی، نمایشنامهای با عنوان «دایک» (مادر) را به صحنه بردند؛ آن هم در دورانی که میزان باسوادی در جامعه بسیار پایین بود. آیا این تنها یک اتفاق بود یا بازتاب همان حقیقتی که کوردستان را وطن تاریخی ملت کورد میداند؛ حقیقتی که بسیاری هنوز نمیخواهند آن را بپذیرند؟
وجود ملت کورد و وجود سرزمینی به نام کوردستان، ماهیت مبارزهٔ کوردها را شکل میدهد. تا زمانی که ملت کورد و کوردستان از آزادی برخوردار نباشند، مبارزه در اشکال گوناگون و با شیوههای مختلف ادامه خواهد یافت. کسانی که واقعیت وجود ملت کورد و کوردستان را انکار میکنند، طبیعی است که همه چیز را به وجود سلاح تقلیل دهند؛ اما کسانی که با واقعیتهای تاریخی و سیاسی کوردستان آشنا هستند، میدانند که سلاح علت این مبارزه نیست، بلکه معلول شرایطی است که بر این ملت تحمیل شده است.
بنابراین، ماهیت مبارزهٔ ملت کورد، دلیل وجود سلاح است، نه اینکه سلاح علت شکلگیری این مبارزه باشد. ریشهٔ اصلی مسئله را باید در سرکوب، تبعیض، انکار هویت و سیاستهای حکومتهای دیکتاتوری جستوجو کرد. از این منظر، هر تلاشی برای تبدیل سلاح پیشمرگان به مسئلهٔ اصلی، آگاهانه یا ناآگاهانه، به انحراف افکار عمومی از ریشههای واقعی مسئله و در نهایت به سود روایت حکومتهای سرکوبگر تمام خواهد شد.