
رضا دانشجو
این روزها و با پخش اخبار مربوط به توافق احتمالی ایالات متحده آمریکا و جمهوری اسلامی، عدهای چنان در حال القای جو ناامیدی به مبارزات مردم ایران بهصورت عام و جنبش آزادیخواهی مردم کوردستان علیه رژیم بهطور خاص هستند که انگار جنگ آمریکا و اسرائیل علیه رژیم ولایت فقیه تنها آلترناتیو رهاییبخش مردم ایران علیه نظام دیکتاتوری آخوندی بوده و دیگر همه چیز به پایان رسیده است!
صرفنظر از اینکه احتمال توافق طولانی میان جمهوری اسلامی و آمریکا با توجه به ماهیت حاکمان تهران چه اندازه واقعی به نظر میرسد، مسلماً اینگونه تفکرات و القائات زاییده ذهن عدهای به اصطلاح فعال سیاسی است که بزرگترین فعالیت سیاسیشان انتشار چند پست در فضای مجازی بوده و مجموع سالهای فعالیت به اصطلاح سیاسیشان حتی به تعداد انگشتان یک دست هم نمیرسد. شاید جریان سلطنتطلب که در سالهای اخیر مانند علف هرز رشد کرده متاثر از این طرز تفکر باشد، اما جنبش اصیل و مردمی کوردستان را به این تفکرات مسموم و بیریشه چه کار!
نگاهی به ویژگیهای منحصربهفرد جنبش آزادیخواه کوردستان نشان میدهد که این حرکت چقدر مستقل، خودرو و جدا از اتفاقات مختلف بوده و از همه اینها شاید مهمتر، توان سازماندهی و دوبارهبرخاستن آن تا چه اندازه بزرگ و بینظیر بوده است.
پیدایش جنبش رهاییبخش مردم کوردستان محصول سالها سرکوب، تبعیض و نفی حق حاکمیت مردم کوردستان بوده است، نه یک فرمان و دستور خارجی! آنچه احزاب کورد را شکل داده است، تقاضا و خواست میلیونها کورد بوده، نه خواست و تقاضای یک حکومت خارجی یا حتی یک تفکر فکری ـ اجتماعی وارداتی!
شاید روند حوادث و تغییرات سیاسی ـ اجتماعی در پیدایش یک جریان سیاسی کوردستان تأثیرگذار بوده است، اما مدل این جریان سیاسی در گذر زمان شکلی کاملاً بومی و به عبارت دیگر کوردی پیدا کرده است. در واقع این نیروی غالب و عنصر تعیینکننده اراده مردم کورد بوده است که به تفکر سیاسی وارداتی شکل داده است! در واقع جوهر، قالب و فرم، کوردی بوده است و صرفاً متریال شاید وارداتی!
نکته مهم دیگر اینکه در تمامی این سالها حکومتها و قدرتهای جهانی رویکردهای کاملاً متفاوتی درباره حرکت رهاییبخش کوردستان داشتند و نگاهی کوتاه به سیر تحولات نشان میدهد که اتفاقاً این جریانات سیاسی، چه در قدرتهای منطقهای و چه در عرصه جهانی، بیشتر نقش مانع و بازدارنده را داشتهاند تا حامی و پشتیبان؛ و در واقع این حکومتها بودهاند که از جنبش مردم کوردستان در جهت رسیدن به منافع خود استفاده و در بسیاری از مواقع سوءاستفاده کردهاند. چه بسا در بسیاری از مواقع، احزاب کوردستان و مردم کوردستان قربانی زدوبندها و معاملات پشت پرده رژیمهای مرتجع منطقه و قدرتهای جهانی بودهاند.
نگاهی کوتاه به گذشته نشان میدهد که همیشه در بزنگاههای مهم و حیاتی و در حالی که جنبش رهاییبخش مردم کوردستان نزدیک به سرمنزل مقصود بوده است، چطور قدرتهای جهانی و منطقهای مانع شدهاند. تاریخ نشان میدهد چطور جغرافیای دربند کوردستان بر اساس یک تفاهم شوم تکهتکه شده و هر بار که سعی کرده مسیری برای آزادی و استقلال خود پیدا کند، چگونه بازی قدرت در منطقه و جهان در مقابل آن ایستاده است؛ از رویگردانی شوروی از جمهوری کوردستان تا فشارهای منطقهای و جهانی بعد از رفراندوم جنوب کوردستان و تا همین چند ماه پیش و همدستی آشکار آمریکا، ترکیه و اعراب منطقه با رژیم احمد الشرع در غرب کوردستان.
پس ذکر دو نکته در اینجا بسیار حیاتی است: اول اینکه برخلاف لجنپراکنیها و جعلسازیهای دشمنان کورد، حرکت آزادیخواه مردم کورد مبتنی بر خود مردم کوردستان بوده، نه هیچ قدرت منطقهای یا جهانی. نکته دوم اینکه اگر حمایتی هم صورت گرفته است، بسیار محدود و مقطعی بوده، ضمن اینکه در موارد بسیاری در نهایت این حمایت به رویگردانی و تنها گذاشتن تبدیل شده و آسیب زده است.
اما موضوع آخر و در واقع مهمترین ویژگی مورد بحث، حداقل در تاریخ یکصد ساله اخیر مبارزه مردم کوردستان علیه رژیمهای مرتجع منطقه بهویژه در شرق کوردستان و علیه دو حکومت خودکامه پهلوی و جمهوری اسلامی، این است که علیرغم همه سرکوبها و همه جنایتها، از دل هر سرکوب و خفقانی جنبشی بسیار بزرگتر و پویاتر به دنیا آمده است.
سرکوب خونین جمهوری کوردستان و اعدام پیشوا و یارانشان نه تنها پایانی بر ناسیونالیسم کوردی نبود، بلکه به نقطه عطف و بازتعریف آن تبدیل شد. نهالی که پیشوای شهید هشتاد سال پیش کاشت، با خون هزاران شهید آبیاری شد و اینک چنان درخت تنومندی گشته است که ریشههایش به پهنای تمامی این جغرافیای دربند گسترده شده و هیچ اشغالگری را یارای درافتادن با آن نیست. ترور رهبران شناختهشده کورد در مقاطع تاریخی بعدی هم هرگز خللی در این مسیر ایجاد نکرده است. حرکت امروز آزادیخواهان کوردستان به مراتب رادیکالتر و باشعورتر از سالهای قبل در حال گذر از موانع است. شاید شکل مبارزه تغییر کرده باشد، اما باورمندی به حقانیت و تلاش برای رسیدن به آرمان مردم کوردستان پرتوانتر از همیشه در حال شکوفایی است.
این توان بازآفرینی و نوزایی از دل بحرانها ریشه در حقانیت مبارزات مردم کوردستان دارد و عنصر زمان نه تنها باعث بهفراموشیسپردهشدن آن نشده، بلکه روح آن را جلا داده و رنگ و لعاب تازهتری به آن داده است.
واقعیت این است جنبش رهاییبخش مردم کوردستان جدا از همه اتفاقات منطقهای و جهانی بوده و قالب، رنگ و فرم مشخص خود را داشته و دارد. این به معنای عدم تأثیرپذیرفتن از شرایط منطقهای و جهانی نیست؛ مسلماً در مقاطعی روند رخدادها کمککننده بوده و همراهی کرده و البته در بعضی مواقع هم نقش مانع را داشته و مبارزه را سخت و مشکل کرده است، اما حرکت آزادیخواهی کوردستان ریشه در خواستههای برحق مردم کوردستان داشته و هیچ مانعی و هیچ عاملی نتوانسته و نخواهد توانست جلوی این موج خروشان را بگیرد! همچنان که گفته شد، شاید این رودخانه خروشان بر اساس شرایط مجبور شده باشد مسیر دیگری را انتخاب کند، اما تا زمانی که سرچشمه آن مردم کوردستان است، همیشه ساری و جاری خواهد بود.
در نهایت باید گفت تحلیل و تجزیه مداوم اتفاقات منطقهای و جهانی امری لازم و ضروری است، اما ربط دادن همه چیز به این اتفاقات و در واقع اسیر تصمیمات سیاسی دیگران شدن، اشتباهی مرگبار است. ما از دل طوفانهای بیشماری عبور کردهایم و مصائب بیشماری را از سر گذراندهایم؛ طوفانهایی که هر یک میتوانست پایانی بر داستان یک حرکت آزادیخواه باشد. جنگ یا صلح بین جمهوری اسلامی و آمریکا هیچ خللی در مسیر جنبش حقخواهی مردم کوردستان ایجاد نخواهد کرد. مبارزه تا رسیدن به حقوق برابر و یک دموکراسی واقعی فراگیر ادامه دارد. سرچشمه این رودخانه خروشان، دل و جان میلیونها کورد آزادیخواه است.
این رودخانهها دهها دوره سیل و خشکسالی را دیدهاند! صدها مانع و سد جلویش ساختند! اما هنوز ساری و جاری است. مبارزه ادامه دارد!