
آسو منبری
این مقاله میخواهد در چارچوب مبارزه ملی دموکراتیک ملت کورد طی سالهای گذشته به این موضوع بپردازد که چگونه مبارزه از نسلی به نسل دیگر منتقل میشود؟ چگونه ممکن است نسلی که بخش قابل توجهی از رهبران خود را از نزدیک ندیده، خود را به عنوان رهرو راه آنها بشناسد و در بازتعریف مبارزه نوین خود، همسو با تغییرات بنیادی در جامعه، همچنان خط فکری نسلهای قبل از خود را دنبال کند؟
در این مقاله سعی خواهم کرد در چند بخش اصلی، به مبارزه ملت کورد در کوردستان ایران، نقش نسل Z در مبارزات چند سال اخیر و مسیر کلی مبارزه بپردازم.
مبارزه ملی دموکراتیک ملت کورد در کوردستان
کوردستان ایران، طی سالهای گذشته همیشه میدانی از مبارزه علیه استعمار و دیکتاتوری بوده. شاید این میدان هم دستخوش فراز و نشیبهایی شده باشد، اما مسئله مهم، تداوم مبارزهٔ ملت کورد در راستای احقاق حقوق ملیشان بوده است.
هرچند که این مسیر عدالتخواهی، طولانی است، اما اگر بسیار به گذشتههای دور برنگردیم و تنها به مبارزه ملت کورد در این بخش از کوردستان در زمان زمامداری حکومت شاهنشاهی و از سوی دیگر جمهوری اسلامی بپردازیم، خواهیم دید که مبارزه این ملت برای دستیابی به حقوق اولیه خود، مبارزهای نه توأم با خشونت بلکه، بسیار متمدنانه و دموکراتیک بوده است.
از زمان تأسیس حزب دموکرات کوردستان ایران به عنوان با سابقهترین حزب سیاسی در کوردستان و بعدها، تأسیس جمهوری کوردستان، کاملاً مشهود است که این ملت تمام خواستههای خود را در چارچوب مشخص قانونی و با اتکا بر حقوق انسانی و حفظ اصول دموکراتیک تعریف کرده، اما پاسخ رژیمهای حاکم، چیزی جز سرکوب، قتلعام، اعدام و خشونت نبوده. از اعدام قاضی محمد گرفته تا سقوط جمهوری کوردستان و بعدها هم ترور رهبران کورد، شهیدان قاسملو و شرفکندی آن هم بر سر میز مذاکره!
نسل Z و پلی به مبارزه امروز
آنچه که در سالهای اخیر و در جریان مبارزه ملت کورد، بیشتر مورد توجه قرار گرفت، مشارکت فعال بخشی از جامعه در جریان مبارزات بود که با نام «نسل Z» شناخته شده است. نسلی که اگرچه از لحاظ زمانی و تاریخی فاصله بسیاری با مبارزات نسلهای پیشین دارد، اما توانسته پلی از آینده به گذشتهٔ مبارزه را ترسیم و در این راه قدمهای مؤثری بردارد. نسلی که با وجود عدم ارتباط فیزیکی با رهبران پیشین خود، در مسیر مبارزاتی آنها به صورت آگاهانه گام نهاده و با فرمی نو از مبارزه و همسو با نیازهای امروز در این مسیر پیش رفته است.
این نسل، با توجه به پیشرفتهای بارز دنیای امروز، توانسته بازتعریفی از مبارزه داشته باشد. بازتعریفی که در آن این نسل کاراکتر اصلی میدان مبارزه است. کاراکتری که با رسانه، هنر، شبکههای اجتماعی، فضای لبریز از خفقان جامعهٔ سرکوبشده کوردستان و ایران را به سنگری جدید برای مبارزه تبدیل کرده است. این نسل برخلاف تمام باورهای غلط که آنها را نسلی عاری از احساس وطندوستی و سردرگم در شبکههای اجتماعی میدانست، بهعنوان لیدر اصلی مبارزه، نقش اساسی در مبارزه نوین جامعه را عهدهدار شده است. این نسل توانسته، مطالبات ملیگرایانه و دموکراتیک خود را با مفاهیم مهمی همچون: آزادی فردی، حقوق بشر، تکثرگرایی و نقش برابریخواهانهٔ زنان که در انقلاب ژینا با شعار «ژن، ژیان، ئازادی» به اوج خود رسید، تلفیق کند. موضوعی که میتواند در گامهای بعدی مبارزه هم حائز اهمیت باشد.
زمانی که نسل Z با فریاد دادخواهی، وارد میدان مبارزه با بیرحمترین دیکتاتور عصر خود میشود، زمانی که خواستههایش در انقلاب ژینا نمودی رادیکالتر مییابد و زمانی که این نسل، شعار «قاسملو، قاسملو، راهت ادامه دارد» را در برهه زمانی مهمی همچون انقلاب ژینا بر زبان میآورد و جامعه را به سوی این حقیقت ژرف سوق میدهد که نقش مبارزاتی، ایدههای سیاسی و اندیشه یک رهبر دستخوش مرور زمان نمیشود و با مرگ فیزیکی از حافظه تاریخی یک ملت محو نمیشود، میتوان دریافت که تمامی تلاشهای سیستم حاکم، در نزدیک به ۵ دهه گذشته برای پرورش نسلی ایدئولوژیک بر پایه خواستههای او دچار شکست بنیادی شده حتی اگر سرکوبگرترین سیستم امنیتی جهان را نیز در اختیار داشته باشد.
انتقال خط فکری از نسلی به نسل دیگر
با توجه به مطالبی که گفته شد، این پرسش مهم مطرح میشود که دلیل اصلی این تداوم چیست؟ نسل جدید جامعه کوردستان و ایران چه میخواهند و چگونه میتوان، نیازها، احساسات و خواستههای آنها را از رفتار و کنشگری آنها دریافت؟
با نگاهی به چگونگی مبارزه در کوردستان درخواهیم یافت که مسائلی همچون حافظه تاریخی و بستر خانوادگی و روایتهایی از مبارزه جمعی در جهت احقاق حقوق ملی، شخصیتهای کاریزماتیک مبارزه همچون رهبران شهید و تبدیل شدن آنها به نماد مبارزاتی، اسطورههای اخلاقی و گفتمانی برای نسل Z و البته نقش شبکههای اجتماعی در ثبت رویدادهای مهم تاریخی و بازنشر آنها در برهههای زمانی دیگر، تأثیر بسزایی در انتقال خواستهها، نیازها، درک مفاهیم و حقوق ملی داشتهاند.
سخن آخر
مبارزات ملی دموکراتیک در کوردستان، به دلیل پیوند میان نسلها، مبارزهای پویا و غیرقابل توقف است. این مبارزه با وجود اینکه در هیچ برههای از زمان طی سالهای گذشته دچار توقف نشده، توانسته بنا بر موقعیتهای متفاوت سیاسی، اجتماعی و... فرمهای تازهتری را تجربه کند. مبارزهای که در یک مسیر مشخص، با چارچوبی اصولی و به پویاترین شکل، با پیوند میان نسلها و با توجه به خواستههای اقشار متفاوت جامعه و بازتعریف نقش اساسی هر یک از آنها، افق روشنی از آینده را برای ملت کورد ترسیم کرده است. در همین راستا، موضوع اصلی، استفاده از تمامی پتانسیل موجود در میدان مبارزه و اعتراف به قدرت نسلی است که با وجود تفاوتهای فاحش با نسلهای قبل از خود، جویای راهی به سوی مبارزه برای تأمین آیندهای روشن، به دور از ستم، بیعدالتی و سرشار از آزادی است.