
حسن قهرمانی
در سیاست، زبان هرگز خنثی نیست. هر انتخابِ واژه، منعکسکنندهی یک جهانبینی، یک نقطه شروع ایدئولوژیک و یک هدف راهبردی است. بنابراین، تصادفی نیست که جنبشهای سیاسی توجه زیادی به نحوه توصیفِ دولتها، حکومتها و ملتها دارند. اصطلاحاتی مانند «ایران»، «جمهوری اسلامی ایران»، «دولت ایران»، «رژیم تهران» یا «مردم ایران» ممکن است در نگاه نخست مترادف به نظر برسند، اما در واقع نمایانگر دیدگاههای سیاسی و فلسفی متفاوتی هستند.
این موضوع بهویژه برای مردم کورد اهمیت دارد؛ کوردستان همچنان میان چندین دولت تقسیم شده است و کوردها مدتهاست با پیامدهای ناسیونالیسم، تمرکزگرایی و سیاستهای همگونسازی روبهرو بودهاند. بنابراین، سازمانهای سیاسی کوردستان، سخنگویان احزاب کوردستانی و روشنفکران کورد باید بهویژه از کارکرد سیاسی زبان آگاه باشند. واژهها نهتنها روایتهایی درباره تاریخ خلق میکنند، بلکه بر امکانهای سیاسی آینده نیز تأثیر میگذارند.
تفاوت دولت و حکومت
در علم سیاست، میان «دولت» (State) و «حکومت» (Government) که در یک دوره مشخص قدرت سیاسی را در دست دارد، تفاوت آشکاری قائل میشوند. دولت نهادی پایدار و دائمی است که دارای سرزمین، جمعیت، نظام حقوقی و جایگاه حقوقی بینالمللی است. در مقابل، حکومتها موقتی هستند؛ با انقلاب، انتخابات، کودتا یا هر تغییر دیگری در ساختار قدرت، میآیند و میروند.
این بدان معناست که تغییر حکومت، لزوماً به معنای تغییر هویت دولت نیست. فرانسه، فرانسه باقی میماند، فارغ از اینکه این کشور توسط جناح راست اداره شود یا جناح چپ. ایالات متحده نیز با تغییر رئیسجمهور، همان ایالات متحده باقی میماند. به همین ترتیب، ایران نیز به عنوان یک دولت باقی میماند، فارغ از اینکه این کشور توسط نظام پادشاهی، جمهوری اسلامی یا هر حکومت دموکراتیک در آینده اداره شود.
گفتمان سیاسی پیرامون ایران
در سالهای اخیر، برخی از کنشگران سیاسی؛ چه در میان گروههای اپوزیسیون ایران و چه در میان احزاب سیاسی کوردستان که بخشی از بحثهای سیاسی کوردها را تشکیل میدهند، بیشتر به جای واژه «ایران»، از تعابیری همچون «جمهوری اسلامی» یا «رژیم تهران» استفاده کردهاند. اغلب هدف از این کار، ایجاد مرزبندی روشن با حاکمیت کنونی است.
انتقاد از یک رژیم تمامیتخواه، هم روا و هم ضروری است. مشکل زمانی پدیدار میشود که این راهبرد زبانی به شکلی نامناسب به کار گرفته شود یا پیامدهای سیاسی ناخواستهای به دنبال داشته باشد.
اگر انسان پیوسته از واژه «ایران» دوری کند، این خطر وجود دارد که چنین تصوری شکل گیرد که گویی دولت (به معنای کشور و ساختار سیاسی) به خودی خود بیطرف یا بیگناه است؛ در حالی که مسئولیت بسیاری از چالشهای تاریخی و معاصر تنها بر عهده حکومت کنونی نیست. چنین رویکردی، واقعیت را سادهسازی میکند و تحلیل ساختارهایی را که در زیر سایه حکومتهای مختلف وجود داشتهاند، دشوارتر میسازد.
تجربیات تاریخی
تجربیات کوردها نشان میدهد که بسیاری از گستردهترین اقدامات سرکوبگرانه، با جمهوری اسلامی آغاز نشدهاند.
در دوران حکومت پهلوی، پروژههای گسترده مرکزگرایانه، محدودیت استفاده از زبان کوردی در حوزههای مختلف جامعه و برخوردهای نظامی با جنبشهای کوردی اجرا شد. جمهوری اسلامی نیز پس از انقلاب ۱۹۷۹، با سازوکارها و روشهایی متفاوت، اما اغلب با همان هدف، آن سیاستها را ادامه داد: حفظ تمامیت ارضی و محدود کردن خواستههای سایر ملتها برای تعیین سرنوشت خویش.
این بدان معنا نیست که آن دو نظام یکسان هستند؛ آنها از لحاظ ایدئولوژیک، نهادی و سیاسی با یکدیگر تفاوت دارند. اما از دیدگاه کوردی، تداوم قابلتوجهی در رویکرد ساختار دولت نسبت به تنوع ملی مشاهده میشود.
به همین دلیل، از نظر تاریخی مناسب نیست که تمام مناقشات را تنها نتیجه حاکمیت فعلی قلمداد کنیم.
مقایسههای بینالمللی
سیاست بینالملل، نمونههای روشنی از نحوه عملکرد زبان ارائه میدهد.
هنگامی که ایالات متحده در جنگی شرکت میکند، رسانههای جهان معمولاً از «آمریکا» سخن میگویند، نه از دولت خاصی که در آن زمان بر سر کار است. اگر هدف، توصیف یک دولت به عنوان کنشگر بینالمللی باشد، معمولاً گفته نمیشود: «دولت بوش/اوباما/ترامپ عراق را اشغال کرد».
به همین ترتیب، هنگامی که اسرائیل از نظر نظامی اقدام میکند، از نام این دولت استفاده میشود، اگرچه میتوان از دولت وقت آن انتقاد کرد. در تحلیل مسئولیتهای سیاسی، همچنان از «اسرائیل» سخن گفته میشود.
این بدان معنا نیست که حکومتها بیاهمیت هستند؛ برعکس، در روابط بینالملل، دولتها همچنان کنشگران اصلی به شمار میروند.
اتفاقنظر در تحلیل سیاسی
اگر گفته شود که هرگز نباید از واژه «ایران» یاد کرد، مگر آنکه «جمهوری اسلامی» به عنوان جایگزین نام آن به کار رود، پرسشی منطقی و اساسی مطرح میشود:
اگر روزی جمهوری اسلامی فروپاشد، همان افراد چگونه موضع خود را بیان خواهند کرد؟
برای نمونه، اگر در آینده یک نظام پادشاهی یا هر حکومت دیگری مستقر شود و ایران در یک منازعه سیاسی یا نظامی با کشورهای همسایه مانند عراق، ترکیه یا آذربایجان قرار گیرد، آیا باز هم همان افراد خواهند گفت «حکومت جدید تهران» در جنگ است؟
آیا دوباره از واژه «ایران» استفاده خواهند کرد؟
این پرسش درباره معناسازی نیست، بلکه به یکپارچگی تحلیلی مربوط میشود. نظریه سیاسی باید همواره کارآمد باشد، فارغ از اینکه چه دولتی در قدرت قرار دارد.
مسئولیت جنبش کوردی
جنبش ملی کورد بیش از یک قرن است که برای دموکراسی، حقوق بشر و به رسمیت شناختن حقوق جمعی ملت کورد مبارزه میکند. دقیقاً به همین دلیل، باید از انضباط فکری و تحلیلی بالایی برخوردار باشد.
یک جنبش ملی که خود خواهان احترام به هویتش است، باید زبانی را نیز توسعه دهد که بر پایه دقت، دانش تاریخی و انسجام تحلیلی استوار باشد.
سادهسازی خطابی (فن بیان سیاسی) گاهی ممکن است دستاوردهای سیاسی کوتاهمدت به همراه داشته باشد، اما خطر تضعیف اعتماد درازمدت را نیز در پی دارد.
وظیفه ایدئولوژیک زبان
زبان هرگز تنها ابزاری برای انتقال پیام نیست، بلکه به عنوان یک ابزار سیاسی نیز عمل میکند.
مشروعیت از طریق واژهها پایهگذاری میشود.
هویتها از طریق کلمات قالببندی میشوند.
واژهها تعیین میکنند که چه کسی قربانی، چه کسی مسئول و چه کسی نماینده مردم تلقی شود.
بنابراین، هر نویسنده سیاسی یا سخنگوی احزاب باید از خود بپرسد: استفاده مشخص از زبان چه پیامدهایی به دنبال دارد؟
زمانی که دولت و حکومت با یکدیگر ادغام میشوند، این خطر وجود دارد که تحلیلها به سمت سادهانگاری پیش بروند.
اما زمانی که دولت و حکومت از یکدیگر تفکیک شوند، میتوان همزمان از قدرت انتقاد کرد و ساختارهای تاریخی عمیقی را تحلیل نمود که بر روابط میان دولت و ملتهای مختلف تأثیر گذاشتهاند.
برای جنبش کوردی، که مدتهاست ناچار بوده در برابر تبلیغات سیاسی و انکار تاریخی از گذشته و هویت خود دفاع کند، این امر اهمیت ویژهای دارد. اعتبار ما نهتنها با قدرت مطالباتمان، بلکه با کیفیت تحلیلهایمان تعیین میشود.
تقویت مبارزه دموکراتیک
کوردها بارها از جهان خارج خواستهاند که به حقایق گوش دهند، نه به تبلیغات سیاسی. ما نیز باید همین اصل را در مورد خودمان رعایت کنیم.
ما باید از زبانی بهره ببریم که متکی بر شواهد اثباتشده باشد، منسجم باشد و از نظر فکری دارای چارچوبی روشن باشد. انتقاد از جمهوری اسلامی، هنگامی که صحبت از نقض حقوق بشر، سرکوب سیاسی و انکار حقوق ملی به میان میآید، امری ضروری است. در عین حال، این تحلیل باید تفاوت میان «دولت»، «حکومت» و «جامعه» را بهروشنی تبیین کند. این تفکیک، انتقاد را تضعیف نمیکند، بلکه آن را تقویت مینماید.
پایان
مبارزه سیاسی تنها به سرزمین، نهادها و قدرت وابسته نیست، بلکه پیوندی عمیق با واژهها دارد. زبان، درک مردم از تاریخ را سامان میدهد و تأثیری مستقیم بر نگرش آنان نسبت به آینده دارد.
برای کوردها که تاریخشان اغلب تحریف یا به حاشیه رانده شده است، استفاده از زبان دقیق تنها یک تمایل آکادمیک نیست، بلکه یک ضرورت سیاسی است. از این رو، لازم است تمامی مطالب، سخنان سخنگویان احزاب کوردستانی و مقالات و تحلیلهای عمومی با دقت، آگاهی تاریخی و انسجام فکری تهیه شوند.
هنگام نوشتن، نباید اجازه دهیم احساسات سیاسیِ لحظهای، شیوه انتخاب واژگانمان را تعیین کند؛ بلکه باید بکوشیم زبانی به کار ببریم که دقت علمی را با شفافیت سیاسی درآمیزد. تنها در آن صورت است که استدلالهای ما اعتماد بلندمدت کسب میکنند و به بخشی از درکی عمیقتر از مسائلی تبدیل میشوند که به آینده کوردستان گره خوردهاند.
یک جنبش ملیِ بالنده، نهتنها با شجاعت در مبارزه، بلکه با شجاعت در تفکر انتقادی، تحلیل دقیق و بیان روشن حقایقی شناخته میشود که آینده تاریخی آن را طلب میکند.