اشاره: آنچه در ادامه میآید، ترجمه و بازنشرِ گزارش منتشرشده در جروزالم پست است.
جروزالم پست در این گزارش به بررسی توانمندیهای باقیمانده حزبالله، نقش ایران در بازسازی این گروه و این پرسش میپردازد که آیا اسرائیل میتوانست سه ماه زودتر به توافق با لبنان دست یابد یا خیر.
وضعیت کنونی حزبالله از نظر امکان تجدید تسلیح در دوره آتشبس و همچنین سرعت و گستره این روند، بسیار متغیر و در حال تحول است.
از یک سو، سرعت و گستره تجدید تسلیح حزبالله بهطور چشمگیری کاهش یافته است؛ اما از سوی دیگر، این گروه هنوز تا از دست دادن همه گزینههای خود برای قاچاق سلاحهای جدید فاصله دارد. جروزالم پست این موضوع را از منابع خود آموخته است.
مقامهای ارشد اسرائیلی بهشدت نگراناند که با احتمال دریافت چند میلیارد دلار از سوی ایران در آیندهای نزدیک، در چارچوب توافق آتشبس با ایالات متحده، و همچنین دریافت احتمالی تا ۳۰۰ میلیارد دلار، حزبالله بتواند با وجود ضربات سنگینی که طی نزدیک به سه سال گذشته متحمل شده، بار دیگر توان خود را بازیابد.
چالشهای پیش روی تجدید تسلیح حزبالله
نخستین مانع، چالشهای تازهای است که حزبالله برای تجدید تسلیح خود با آنها روبهرو است.
پیش از ۸ دسامبر ۲۰۲۴، حکومت بشار اسد به حزبالله و ایران آزادی عمل گستردهای برای انتقال سلاح از طریق خاک سوریه به این گروه داده بود. بر اساس اطلاعاتی که جروزالم پست به دست آورده، تا پیش از آن، نیروهای حزبالله و عوامل ایرانی تنها با در اختیار داشتن برگهای ساده که مجوز عبور از مناطق مختلف را صادر میکرد، میتوانستند تقریباً در هر نقطهای از سوریه برای اجرای مأموریتهای انتقال سلاح تردد کنند. این روند حتی شامل کامیونهای بزرگی میشد که موشکهای نقطهزن دوربرد و دیگر تسلیحات راهبردی را حمل میکردند.
پس از سقوط حکومت اسد، دولت جدید سنی به ریاست احمد الشرع تصمیم گرفت نیروهای حزبالله و عوامل ایرانی را که قصد انتقال سلاح از خاک سوریه را داشتند، تعقیب و بازداشت کند. در نتیجه، حزبالله مسیرهای اصلی و بسیاری از شبکههای انتقال سلاح خود را از دست داد.
جروزالم پست همچنین دریافته است که حزبالله بخش قابل توجهی از توان تولید صنعتی سلاح خود را، هم در سوریه و هم در لبنان، از دست داده است.
با این حال، این روزنامه میگوید حزبالله، با وجود کاهش توان خود برای انتقال تسلیحات راهبردی، همچنان موفق شده است سلاحهای سبکتر را از طریق سوریه و مسیرهای دیگر، بهویژه پس از برقراری آتشبس، قاچاق کند.
ادامه مسیرهای قاچاق سلاح و اختلافنظر بر سر توافق با لبنان
برای نمونه، قاچاقچیان وابسته به حزبالله همچنان میتوانند از بخشهایی از مرز نفوذپذیرِ لبنان و سوریه بهصورت مخفیانه عبور کنند. این وضعیت درباره مرزهای ایران، عراق، سوریه و لبنان نیز صدق میکند، زیرا هیچیک از این مرزها بهطور کامل بسته و نفوذناپذیر نیست.
علاوه بر این، جروزالم پست دریافته است که در این مناطق، شبکههای قدیمی و ریشهدار قاچاق فرامرزی همچنان فعال هستند و صرفنظر از اینکه چه کسی بر این کشورها حکومت میکند، به فعالیت خود ادامه میدهند.
این وضعیت در حالی ادامه دارد که اسرائیل مستقیماً واحد ۴۴۰۰ حزبالله، مسئول انتقال و قاچاق سلاح، را هدف قرار داده است. هرچند قاچاقچیان باقیمانده از کارآمدی و مهارت کمتری نسبت به گذشته برخوردارند، اما همچنان به فعالیت خود ادامه میدهند.
آیا اسرائیل میتوانست توافق با لبنان را در ماه مارس نهایی کند؟
موضوع دیگری که مطرح است، این پرسش است که آیا اسرائیل میتوانست همان توافقی را که سرانجام در اواخر ژوئن با لبنان بر سر آن به توافق رسید، از اواسط مارس نیز به دست آورد یا خیر.
در ۱۶ مارس، ژوزف عون، رئیسجمهوری لبنان، بهطور علنی از اسرائیل خواست مذاکرات درباره آتشبس را آغاز کند؛ مذاکراتی که قرار بود در آن، مسیری برای عادیسازی روابط و برقراری صلح نیز مطرح شود.
با این حال، مقامهای سیاسی اسرائیل این پیشنهاد را «بسیار اندک و بسیار دیرهنگام» توصیف کرده و رد کردند. آنان اعلام کردند که عملیات نظامی علیه حزبالله را تا زمانی که این گروه ناچار به خلع سلاح شود، ادامه خواهند داد.
در حالی که بنیامین نتانیاهو مدعی است زرادخانه موشکی حزبالله، که پیش از جنگ سال ۲۰۲۳ حدود ۱۵۰ هزار فروند موشک برآورد میشد، اکنون به هشت درصد حجم پیشین خود کاهش یافته است، جروزالم پست دریافته است که تعیین شمار دقیق موشکهای باقیمانده بسیار دشوار است. حتی اگر این برآورد درست باشد، حزبالله همچنان بیش از ۱۰ هزار فروند موشک در اختیار خواهد داشت؛ افزون بر آنکه ناوگانی از پهپادهای هدایت اولشخص (FPV) نیز در اختیار دارد.
در مجموع، این حجم از تسلیحات، همراه با نیروهای باقیمانده حزبالله ــ که نتانیاهو شمار کشتهشدگان آن را ۹ هزار نفر اعلام کرده است، در حالی که برآوردهای پیش از جنگ از ۳۰ تا ۵۰ هزار نیروی رزمی حکایت داشت ــ همچنان این گروه را، هرچند تضعیفشده، به تهدیدی قابل توجه تبدیل میکند.
اگر حزبالله نه شکست خورده و نه تا ماه ژوئیه با خلع سلاح موافقت کرده است، این پرسش مطرح میشود که چرا اسرائیل امضای توافق با دولت لبنان را حدود سه ماه به تأخیر انداخت، در حالی که میتوانست آن را از اواسط مارس نیز نهایی کند.
چرا اسرائیل جنگ را ادامه داد؟
درباره این موضوع میان مقامهای اسرائیلی اختلافنظر وجود دارد، اما دستکم آن دسته از مقامهای سیاسی و امنیتی اسرائیل که معتقدند ادامه جنگ تصمیم درستی بود، از این رویکرد چنین دفاع میکنند:
به باور آنان، ژوزف عون برای دستیابی به توافق آمادگی داشت، اما بر اساس شرایطی کاملاً متفاوت. همچنین، هرچند حزبالله هنوز بهطور کامل شکست نخورده است، اما حزباللهِ ماه مارس امسال در مقایسه با وضعیت کنونی، تهدیدی بهمراتب بزرگتر برای اسرائیل به شمار میرفت. افزون بر این، مقامهای اسرائیلی پیشنهاد ماه مارس عون را مبتنی بر این میدانستند که خروج کامل نیروهای اسرائیلی از لبنان، شرط آغاز مذاکرات باشد.
در مقابل، جروزالم پست به نقل از منابع خود مینویسد توافق اواخر ژوئن این معادله را وارونه کرده است. بر اساس این توافق، مسئولیت اصلی بر عهده ارتش لبنان قرار گرفته است. در مرحله نخست، ارتش اسرائیل تنها از دو منطقه بهطور محدود عقبنشینی میکند و نیروهای ارتش لبنان در آن مناطق مستقر میشوند تا اطمینان حاصل شود که حزبالله به آن مناطق بازنمیگردد. تنها پس از راستیآزمایی این روند، اسرائیل درباره مراحل بعدی عقبنشینی تصمیم خواهد گرفت.
به اعتقاد مقامهای اسرائیلی، این تغییر رویکرد باعث شده است توافق اواخر ژوئن با لبنان، درست در نقطه مقابل تفاهم با ایران قرار گیرد؛ توافقی که به باور آنان، جمهوری اسلامی در آن از ابتدا تعهد قابل توجهی نپذیرفته و حداکثر ممکن است بهطور غیررسمی وعده داده باشد که در مراحل پایانی توافق، امتیازهایی در زمینه برنامه هستهای خود ارائه کند.
جروزالم پست همچنین دریافته است که یکی از اهداف ادامه عملیات نظامی، تفکیک دوباره جبهه لبنان از جبهه ایران بوده است.
با این حال، هنوز روشن نیست که این هدف تا چه اندازه محقق شده است؛ زیرا ایران دستکم در دو مورد توانسته دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا، را وادار کند بر اسرائیل برای خویشتنداری در برابر حملات حزبالله فشار وارد کند. با وجود این، برخی مقامهای اسرائیلی امیدوارند امضای توافق لبنان در شرایط جدید، در نهایت به تحقق این هدف کمک کند.
مقامهای اسرائیلی ارزیابی مثبتی از عملیات نظامی خود دارند و معتقدند موقعیت این کشور در برابر حزبالله، هم پس از جنگ سال ۲۰۲۴ و هم پس از عملیاتهای انجامشده از ماه مارس سال جاری، تقویت شده است.
با این حال، جروزالم پست به نقل از منابع خود مینویسد مقامهای اسرائیلی بر این باورند که گام بعدی باید اجرای یک کارزار بلندمدت برای جلوگیری از تجدید تسلیح حزبالله باشد؛ هرچند نسبت به میزان موفقیت چنین راهبردی تردیدهای جدی دارند.
از دیدگاه این مقامها، این پرسش مطرح است که چرا اسرائیل باید به ارتش لبنان اعتماد کند تا مانع بازگشت حزبالله و تسلیحاتش به مناطقی شود که متعهد شده است آنها را از حضور حزبالله پاک نگه دارد، در حالی که تجربه سالهای گذشته نشان داده ارتش لبنان در اجرای چنین مأموریتی کارآمد نبوده است.
در واقع، جروزالم پست دریافته است که ارتش لبنان در بسیاری از موارد، پیش از انجام بازرسیها، به حزبالله اطلاع میدهد تا این گروه فرصت انتقال تسلیحات خود به نقاط دیگر را داشته باشد.
همچنین نگرانیهایی وجود دارد مبنی بر اینکه ارتش لبنان گزارشهای غیرواقعی درباره روند اجرای تعهدات خود ارائه دهد و ایالات متحده نیز این توضیحات را بپذیرد.
بسیاری از مقامهای اسرائیلی نیز تمایلی ندارند درباره این احتمال اظهارنظر کنند که اگر دونالد ترامپ برای پیشبرد اهداف دیگری، از جمله حفظ روند توافق با ایران، اسرائیل را به عقبنشینی سریعتر از بخشهای بیشتری از خاک لبنان وادار کند، چه رخ خواهد داد.
با این همه، حتی اگر چنین سناریویی نیز محقق شود، مقامهای اسرائیلی معتقدند عملیات نظامی سال ۲۰۲۶ و پاکسازی بخشهای گستردهتری از جنوب لبنان از تسلیحات حزبالله ــ در کنار عملیات مشابه در پاییز ۲۰۲۴ ــ توان این گروه برای هرگونه حمله احتمالی به شمال اسرائیل را برای سالها به تأخیر انداخته است.
به باور برخی از مقامهای اسرائیلی، تجربه ۷ اکتبر نشان داده است که اگر یگان ویژه رضوان وابسته به حزبالله همزمان با حمله حماس به جنوب اسرائیل، به شمال این کشور یورش میبرد، میزان خسارت میتوانست تا ۱۰ برابر بیشتر باشد.
فرانسه، ترامپ و درسهای تهدید پهپادهای FPV
به نوشته جروزالم پست، عامل دیگری نیز وجود دارد که مقامهای اسرائیلی اکنون به آن اشارهای نمیکنند، هرچند برخی از آنان در اواسط ماه مارس و هنگام رد پیشنهاد لبنان برای آغاز مذاکرات عادیسازی روابط، بهطور ضمنی به آن اشاره کرده بودند؛ و آن، نقش کشور میانجی در روند مذاکرات است.
در آن زمان، فرانسه یکی از میانجیان و حامیان مذاکرات بود.
اسرائیل از پاییز ۲۰۲۵، زمانی که پاریس در کنار گروهی از کشورها دولت فلسطین را به رسمیت شناخت، اعتماد خود را به فرانسه از دست داد. همچنین، فرانسه پیش از عملیات پیجرها و دیگر دستاوردهای نظامی اسرائیل در سال ۲۰۲۴، تلاش کرده بود این کشور را به پایان دادن به جنگ با حزبالله ترغیب کند.
در مقابل، آخرین دور مذاکرات با میانجیگری دونالد ترامپ انجام شد؛ فردی که اسرائیل در حال حاضر او را نزدیکترین متحد خود در عرصه بینالمللی میداند.
در مورد پهپادهای هدایت اولشخص (FPV)، مقامهای اسرائیلی، با وجود ابراز تأسف از زخمی شدن شمار زیادی از نظامیان و کشته شدن تعدادی از آنان بر اثر حملات این پهپادها در جریان ادامه جنگ پس از ماه مارس، همچنان این پهپادها را تهدیدی راهبردی تلقی نمیکنند.
نکتهای که به گفته جروزالم پست بارها از سوی مقامهای سیاسی و امنیتی اسرائیل مطرح شده، این است که آنان از ظهور تهدید پهپادهای FPV غافلگیر شدند؛ زیرا حزبالله در جریان جنگ پاییز ۲۰۲۴ از این پهپادهای مجهز به فیبر نوری ــ که در برابر سامانههای اخلال در سیگنال GPS مقاوم هستند ــ استفاده نکرده بود.
این روزنامه مینویسد بارها از مقامهای اسرائیلی پرسیده است که چرا با وجود استفاده از این پهپادها در جنگ اوکراین طی چند سال گذشته، اسرائیل پیشبینی نکرد که چنین تهدیدی دیر یا زود از سوی حزبالله نیز پدیدار خواهد شد.
به نوشته جروزالم پست، هیچیک از مقامهای اسرائیلی پاسخ قانعکنندهای به این پرسش ندادهاند، هرچند برخی گفتهاند تصور میکردند حزبالله برای بهکارگیری این نوع جدید از تسلیحات به زمان بیشتری نیاز خواهد داشت.
با این حال، مقامهای اسرائیلی میگویند هرچند حزبالله هنوز توانایی تولید انبوه این پهپادها را ندارد، اما اگر ارتش اسرائیل نتواند مانع تولید بیشتر آنها شود، در صورت افزایش شمار این پهپادها به چند هزار فروند، آنها میتوانند به تهدیدی راهبردی تبدیل شوند.