این مطلب ترجمه، بازنویسی و تلخیصی از تحلیل رامی سیمانی در یدیعوت آحرونوت است و دیدگاهها و ارزیابیهای مطرحشده در آن لزوماً بازتابدهنده دیدگاه و مواضع کوردستان میدیا نیست.
رهبری جمهوری اسلامی ممکن است با محاسبات خود، زمینه پایان حکومتش را فراهم کند. در نهایت، ممکن است دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا، به نقطهای برسد که دیگر گزینهای جز اقدام قاطع در برابر تهران نداشته باشد.
ترامپ که بخشی از شهرت و ثروتش را از دنیای کازینو و املاک لوکس به دست آورده، بهتر از بسیاری میداند که هر بازی سرانجام به نقطهای میرسد که دیگر جایی برای شرطبندی بیشتر وجود ندارد.
توافقی که دوام نیاورد
توافقی که در ۱۷ ژوئن شکل گرفت، قرار بود به بازگشایی تنگه هرمز، کاهش تنشهای منطقهای و بازگشت کشتیهای کانتینری و نفتکشها به مسیرهای معمول منجر شود.
اما هنوز جوهر توافق خشک نشده بود که ایران بار دیگر به کشتیها حمله کرد، کشورهای منطقه را تهدید کرد و به بیثبات کردن منطقه ادامه داد.
راهبرد تهران به الگویی آشنا تبدیل شده است: توافق برای خریدن زمان و حمله برای تحمیل واقعیت جدید.
این بار، اما، آمریکاییها آمادهتر بودند. حدود ۸۰ میلیون بشکه نفت از خلیج فارس خارج شد؛ اقدامی که به کاهش شدید قیمت نفت و آرام شدن بازارهای نگران کمک کرد. همزمان، روندی برای بررسی امکان آزادسازی بخشی از داراییهای مسدودشده ایران در سراسر جهان آغاز شد.
با این حال، تهران بار دیگر نتوانست خود را از تشدید بحران بازدارد. همزمان با ازسرگیری حملات به نفتکشها و کشورهای منطقه، مقامهای جمهوری اسلامی بار دیگر به ادبیات تند مذهبی و روایت جنگ دینی روی آوردند و در حالی که از بازگشت جدی به مذاکرات خودداری میکردند، آمریکا را به چالش کشیدند.
تنها تهدیدهای ترامپ درباره پیامدهای سنگین برای ایران بود که تهران را دوباره به میز مذاکره بازگرداند؛ و اکنون بار دیگر چرخ قمار ژئوپلیتیک به حرکت درآمده است.
قمار تهران با سیاست آمریکا
ممکن است بار دیگر توافقی امضا شود، مفسران از آغاز «دوران جدید» سخن بگویند و دیپلماتها در برابر دوربینها لبخند بزنند. اما اگر الگوی قبلی تکرار شود، جوهر توافق هنوز خشک نشده، ایران بار دیگر محدودیتهای آن را آزمایش خواهد کرد.
راهبرد تهران روشن به نظر میرسد: واشنگتن را خسته و مستأصل کند، رئیسجمهوری آمریکا را در موضعی دشوار قرار دهد و تصویر ترامپ بهعنوان رهبر قدرتمند جهان را تضعیف کند.
رهبران جمهوری اسلامی یک واقعیت مهم درباره سیاست آمریکا را درک کردهاند: حتی اگر قیمت بنزین کاهش یابد و بازارها آرام شوند، تصور ضعف رئیسجمهوری میتواند به زخمی سیاسی تبدیل شود که در آستانه انتخابات، هزینه سنگینی به همراه داشته باشد.
اگر ترامپ در آستانه انتخابات نوامبر در برابر ایران زخمی و تحقیرشده به نظر برسد، این وضعیت میتواند برای او هزینه سیاسی داشته باشد؛ حتی اگر اقتصاد آمریکا همچنان نسبتاً باثبات باقی بماند.
نقطهای که دیپلماسی ممکن است به پایان برسد
حتی جیدی ونس، معاون رئیسجمهوری آمریکا، که خود را میهندوستی آمریکایی، حامی اسرائیل و طرفدار حفظ امکان متقاعد کردن جمهوری اسلامی برای کنار گذاشتن توانایی هستهای میداند، ممکن است در صورت ادامه نقض توافقها و افزایش اقدامات تحریکآمیز ایران، دیگر نتواند از این موضع دفاع کند.
جمهوری اسلامی به جای ایجاد فضای آرامی که بتواند افکار عمومی غرب را متقاعد کند تهران قابل اعتماد است، بارها رفتاری در پیش گرفته که همین ادعا را تضعیف میکند.
این مسئله میتواند نقطهضعف راهبردی جمهوری اسلامی باشد؛ نقطهضعفی که در نهایت به اشتباه مرگبار آن تبدیل شود.
ترامپ این اصل را از تجربه سالهای فعالیتش در کازینوها بهخوبی میشناسد: وقتی بازیگر اصلی تصور کند میتواند صاحب میز را فریب دهد و همزمان او را در برابر دیگران تحقیر کند، سرانجام بازی به پایان میرسد.
و میزبان انتظار دارد برنده شود.
احتمال تغییر مسیر ترامپ
اگر ترامپ به این نتیجه برسد که همه مسیرهای دیپلماتیک به بنبست رسیدهاند و همزمان جایگاه بینالمللی او بیش از پیش آسیب میبیند، فشار سیاسی و راهبردی برای اقدام نظامی علیه ایران میتواند بهشدت افزایش یابد.
در چنین شرایطی، او ممکن است برای اجرای یک عملیات گستردهتر به اسرائیل روی آورد؛ عملیاتی که هدف آن صرفاً ارسال یک «پیام» یا ایجاد بازدارندگی موقت نباشد، بلکه تضعیف بنیادهای بقای جمهوری اسلامی را دنبال کند.
چنین رویاروییای با درگیریهای محدود گذشته تفاوت خواهد داشت و میتواند زیرساختهایی را هدف قرار دهد که حکومت ایران برای ادامه فعالیت خود به آنها وابسته است؛ از جمله شبکههای انرژی، حملونقل، اقتصادی و لجستیکی و همچنین مسیرهای تأمین و پشتیبانی آن.
کشورهای عربی حوزه خلیج فارس بیش از دیگران با ابعاد این خطر آشنا هستند. آنها نمیخواهند دههها در کنار حکومتی غیرقابل پیشبینی زندگی کنند که میتواند با یک پهپاد، زیرساختهای حیاتی آنها را در قلب مناطق بیابانی تهدید کند.
پیامدهای احتمالی سقوط جمهوری اسلامی
سقوط جمهوری اسلامی، در صورت وقوع، تنها خاورمیانه را دگرگون نخواهد کرد.
چنین تحولی میتواند قیمت جهانی نفت را بهطور چشمگیری کاهش دهد، جایگاه ترامپ را پیش از انتخابات نوامبر تقویت کند و زمینهساز چند دهه برتری ژئوپلیتیکی محافظهکاران آمریکا شود.
چین نیز با دقت این تحولات را دنبال خواهد کرد، زیرا پکن دلایل خاص خود را برای نگرانی از فروپاشی ایران دارد.
در پایان، رهبران جمهوری اسلامی ظاهراً بر این باورند که همیشه فرصت دیگری برای یک قمار تازه وجود دارد.
اما ممکن است خیلی زود دریابند که چنین فرصتی وجود ندارد.
دیگر شرطی در کار نیست. بازی در حال پایان یافتن است و فرصت شرطبندی رو به بسته شدن است.
تهران ممکن است در نهایت چیزی را به قمار گذاشته باشد که دیگر امکان بازگرداندنش را ندارد: زمان.