
ابراهیم لاجانی
این نوشتار در ابتدا به فلسفه وجودی حزب دموکرات، مبانی سیاستها و مواضع حزب و دیدگاهها و نظرات آن برای آینده ایران میپردازد:
• حزب دموکرات کوردستان ایران، بهعنوان حزبی ملّی و دموکرات که در ۲۵ مرداد ۱۳۲۴ خورشیدی (۱۶ اوت ۱۹۴۵) به رهبری پیشوا قاضی محمد تأسیس شد و در ۲ بهمن همان سال جمهوری کوردستان را در مهاباد اعلام کرد، متعلق به خانواده بزرگ جنبشهای آزادیخواهانه ملّی و اردوگاه سوسیال دموکراسی جهانی است. حزب دموکرات بر این باور است که مسئله کورد در ایران نهتنها یک مسئله امنیتی نیست، و صرفاً یک مسئله فرهنگی و اقتصادی نیز به شمار نمیرود؛ بلکه مسئلهای ملّی است؛ چرا که کورد در ایران ملّتی است که از حقوق ملّی خود محروم شده است.
• ساختار سیاسی مسلط بر ایران، ساختار دولتی مرکزگرا و تکملّتی است که پیِ آن در دوران رضا شاه نهاده شد و جمهوری اسلامی نیز با افزودن دیکتاتوری دینی و ایدئولوژیک، به شیوهای سرکوبگرانهتر، همان سیستم را بازتولید کرده است. تا زمانی که این ساختار مرکزگرا و تکملّتی برقرار باشد، هر حکومتی در تهران با هر نام و ایدئولوژیای بر سر کار آید، ستم ملّی را بازتولید خواهد کرد و مسئله ملّی در ایران بیپاسخ و حلنشده باقی خواهد ماند. تجربه سده گذشته بارها راستیِ این حکم را به اثبات رسانده است.
• علت اصلی بقای حکومتهای مرکزگرا در ایران، با توجه به بحران مشروعیت و پایگاه مردمی محدودشان در میان ملل ایران، عمدتاً اعمال زور و سرکوب سازمانیافته بوده است. مدافع اصلی جمهوری اسلامی در کوردستان نیز سپاه پاسداران، نهادهای اطلاعاتی–امنیتی و شبکه گسترده دستگاههای سرکوبگر در منطقه هستند. حکومت از طریق این نیروها، جنبش ملّی و سیاسی کورد را بهشدت سرکوب کرده است.
• گذار ایران به دموکراسی بدون حل دموکراتیک مسئله ملّی محال است؛ همچنین تحقق حقوق ملّی ملت کورد در ایران، بدون نهادینه شدن دموکراسی در سراسر کشور امکانپذیر نخواهد بود. این دو، دو روی یک سکهاند و شعار تاریخی حزب — «دموکراسی برای ایران، خودمختاری برای کوردستان» که اکنون به فدرالیسم ارتقا یافته — بیان فشرده این رابطه دیالکتیکی است.
• در شرایطی که حکومت حق فعالیت سیاسی و حتی صنفی را از مردم سلب کرده است، مبارزه و مقاومت مدنی، اعتصابات عمومی، نافرمانی مدنی و سازماندهی جامعه مدنی، اصلیترین اشکال مبارزه ما را تشکیل میدهند. حزب از طریق مبارزه سیاسی و مدنی و با اتکا به نیروی متشکل مردم، در راستای سرنگونی جمهوری اسلامی و گذار به سیستمی دموکراتیک تلاش میکند.
• در برابر خشونت دولتی، حزب حق مشروع دفاع از خود و دفاع از بقا و وجود ملت کورد — حقی که در قوانین و عرف بینالمللی به رسمیت شناخته شده — را حق مسلّم خود میداند. نیروی پیشمرگه کوردستان، نیروی مدافع مردم است؛ نه ابزار جنگ و ترویج خشونت.
• راهکار ما برای مسئله ملّی در ایران، سیستمی غیرمتمرکز و فدرال است که در چارچوب تمامیت ارضی ایران، خودمختاری/خودمدیریتی کوردستان را با پارلمان و نهادهای انتخابی محلی، اختیارات قانونی شفاف و بهرسمیتشناختهشدن زبان کوردی تضمین کند.
• حزب به حق تعیین سرنوشت ملل بهعنوان حقی بنیادی و به رسمیت شناختهشده در پیماننامههای بینالمللی متعهد است. در شرایط کنونی، اعمال این حق را در قالب همزیستی داوطلبانه و برابری ملل ایران در سیستمی فدرال و دموکراتیک میبیند.
• حزب خواستار جدایی دین از دولت است. دین امری مربوط به وجدان فردی است و دولت باید در برابر تمامی ادیان، مذاهب و همچنین خداباور نبودن، بیطرف باشد. آزادی اندیشه و باور برای همه ادیان، آیینها و اقلیتهای دینی و مذهبی باید تضمین شود.
• برابری کامل حقوقی زن و مرد در تمامی زمینهها، رفع هرگونه ستم و تبعیض جنسیتی و مشارکت برابر زنان در نهادهای تصمیمگیر، از اصول تغییرناپذیر برنامه ماست. شعار «زن، زندگی، آزادی» که از دل جنبش کوردستان برخاست و به شعاری سراسری در ایران و جهان بدل شد، ریشه در همین سنت دارد.
• حزب خواستار دادگری و عدالت اجتماعی است: حق کار، حق تشکل و اعتصاب برای کارگران، معلمان و پرستاران، بیمه و تأمین اجتماعی فراگیر، آموزش و درمان رایگان، و پایان دادن به سیاست عمدیِ عدم توسعه کوردستان و نیز حفاظت از محیط زیست کوردستان — از جنگلهای بلوط گرفته تا منابع آبی — بخش جداییناپذیر این برنامه است.
• مبارزه ما در کوردستان و ایران برای برپایی حاکمیتی است که اعلامیه جهانی حقوق بشر و پیمانهای مرتبط با آن، شالوده قانونگذاریاش باشد؛ ایرانی دموکراتیک، فدرال، سکولار و متکثر (کثرتگرا)، و کوردستانی خودمختار و آزاد که مردمش خود سرنوشت خویش را تعیین کنند. این همان هدفی است که قاضی محمد در راه آن جان باخت، دکتر عبدالرحمان قاسملو در وین و دکتر صادق شرفکندی در برلین جان خود را بر سر آن نهادند و هزاران پیشمرگه و مبارز کورد در راهش فداکاری کردهاند.
در شرایط کنونی نیز وظایف خود را اینگونه تعریف میکنیم:
• امروز که نزدیک به پنج دهه از استقرار جمهوری اسلامی میگذرد، این سیستم نهتنها هیچیک از اهداف انقلاب ملل ایران را محقق نساخته، بلکه با تلفیق دیکتاتوری دینی و مرکزگرایی افراطی، ایران را به یکی از بحرانزدهترین کشورهای منطقه و کوردستان را به یکی از نظامیترین مناطق کشور بدل کرده است.
• جمهوری اسلامی با اتکا به سپاه پاسداران، وزارت اطلاعات، اطلاعات سپاه و دستگاه قضاییِ گوشبهفرمان، کوردستان را به منطقهای اشغالشده و امنیتی تبدیل کرده است: بالاترین آمار اعدامها، بیشترین شمار زندانیان سیاسی نسبت به جمعیت، کشتار، بازداشت و تعقیب مردم و ممنوعیت فعالیتهای سیاسی و مدنی و آموزش به زبان مادری، چهره آشکار این سیاست است.
• با وجود تمامی این سرکوبها، جامعه کوردستان در چهار دهه گذشته از نظر آگاهی ملّی و دموکراتیک رشد چشمگیری داشته است. نسل جدید کورد، علیرغم تمام اختناق و سرکوبی که با آن مواجه است، شبکه گستردهای از انجمنهای ادبی، دورههای آموزشی زبان کوردی، تشکلهای صنفی معلمان، فعالان کارگری، فعالان محیطزیست، حقوقدانان و فعالان فضای دیجیتال را شکل داده است.
• در طول تمامی دوران حاکمیت جمهوری اسلامی، مردم کوردستان لحظهای از مقاومت بازنایستادهاند: از مقاومت تاریخی سال ۱۳۵۸ در برابر فتوای جهاد و لشکرکشی به کوردستان، تا اعتصابات عمومی سراسری و نقش پیشتاز کوردستان در خیزش ژینا در سال ۱۴۰۱ که با جانباختن ژینا امینی آغاز شد و شعار «ژن، ژیان، ئازادی» را به سراسر ایران و جهان گسترش داد. سرکوب خونین سنندج، سقز، مهاباد، بوکان، جوانرود، پیرانشهر و شنویه و موشکباران مقرهای احزاب کوردستان در اقلیم کوردستان، نشان داد که حکومت جز زبان گلوله هیچ پاسخ دیگری برای کوردستان ندارد.
• خواست مردم روشن است: کارگران خواستار حق تشکل و دستمزد عادلانه هستند؛ کولبران خواستار کار شرافتمندانه به جای مرگ در گذرگاههای مرزی؛ معلمان خواستار آموزش به زبان مادری و معیشتی شایسته؛ زنان خواستار برابری کامل و آزادی پوشش؛ خانوادههای زندانیان سیاسی خواستار توقف اعدامها؛ و ملت کورد به طور کلی خواستار به رسمیت شناختن هویت و حقوق ملّی خویش است. تحقق این خواستهها در چارچوب جمهوری اسلامی غیرممکن است.
• تجربه چهار دهه نشان داده است که زیر سایه این حکومت، امکان سازماندهی علنی و قانونی مردم حتی در نهادهای صنفی نیز وجود ندارد. اما تجربه درخشان کوردستان — از شوراهای مردمی در سالهای نخست انقلاب تا اعتصابات عمومیِ منظم و سراسری در خیزش ۱۴۰۱ — به اثبات رساند که مردمِ متشکل میتوانند در کانون سرکوب نیز نهادهای مقاومت بیافرینند. کوردستان، متشکلترین جامعه مدنیِ مقاومت را در ایران شکل داده است.
• در شرایط کنونی، نخستین گام برای دستیابی به پیروزی، پایان دادن به حاکمیت جمهوری اسلامی است. اما این پیروزی تنها زمانی تضمین خواهد شد که به جای این سیستم، ساختاری غیرمتمرکز، فدرال، سکولار و دموکراتیک جایگزین شود. جایگزینی یک دیکتاتوری مرکزی با دیکتاتوری مرکزی دیگری از نوعی دیگر، تکرار همان فاجعه است.
• ما برای ایرانی مبارزه میکنیم که در آن حق بهرهمندی از «نان، کار، مسکن، آزادی و هویت ملّی» تضمین شده باشد؛ سیستمی که زنجیرهای سرکوب را از پای کارگران، زحمتکشان، زنان، جوانان، ملل تحت ستم و اقلیتهای دینی و مذهبی بگسلد و ثروت و منابع کشور را در خدمت رفاه و آزادی همه مردم به کار گیرد.
آینده ایران به این بستگی دارد که آیا نیروهای دموکرات این کشور میتوانند بر مرکزگرایی تاریخی غلبه کنند و ایرانی چندملّتی، چندزبانه و چندفرهنگی را بر پایه رضایت و مشارکت داوطلبانه همه ملتها بازسازی کنند یا خیر. حزب دموکرات کوردستان ایران، از نخستین روز تأسیس تا به امروز، پاسخ خود را داده است: دموکراسی برای ایران و تأمین و تضمین حقوق ملّی ملل ایران در چارچوب ایرانی آزاد، دموکراتیک، فدرال و سکولار.
با توجه به اینکه گذار به دموکراسی در ایران بدون حل مسئله ملّی محال است و با عنایت به نقش پیشتاز کوردستان در جنبش سراسری، حزب دموکرات کوردستان ایران بر این باور است که:
• الف- تقویت و گسترش سازماندهی مدنی و سیاسی در داخل کوردستان، متناسب با شرایط امنیتی، نخستین وظیفه است. تشکیلاتی بودن، شرط بقا و شرط اثرگذاری است.
• ب- اتحاد و هماهنگی میان حزب و نیروهای سیاسی کوردستان ایران یک ضرورت تاریخی است، نه یک تاکتیک مقطعی. تفرقه و پراکندگی، بزرگترین رخنه و شکافی است که دشمن علیه کوردستان از آن بهره میجوید.
• ج- ائتلاف با نیروهای دموکراتیک و فدرالخواه سراسری در ایران و نمایندگان سایر ملل ایران، بر پایه اصول شفاف و پذیرش حقوق ملّی، باید با جدیت پیگیری شود. هرگونه همکاری با نیروهایی که مسئله ملّی را انکار میکنند یا آن را به «دوران پس از گذار» موکول میسازند، غیرقابل توجیه است.
• د- دیپلماسی و فعالیتهای بینالمللی — از سازمان ملل متحد و نهادهای حقوق بشری گرفته تا پارلمانها و احزاب همسو در اروپا و آمریکا — ابزاری جدی برای طرح مسئله کورد و افشای نقض حقوق بشر در کوردستان است و این روند باید گسترش یابد.
• هـ- نیروی پیشمرگه کوردستان، بهعنوان نیروی مدافع مردم و ضامن امنیت آنان در برابر خشونت دولتی، باید حفظ شده، سازماندهی شود و در آمادگی کامل نگه داشته شود.