کوردستان میدیا

سایت مرکزی حزب دمکرات کوردستان ایران

تحلیل: ایران و «بازی تاج‌وتخت»: با فروکش کردن جنگ، کشمکش بر سر قدرت تشدید می‌شود

09:14 - 20 مرداد 1405

این مطلب ترجمه و بازنویسی تحلیل راز زیمت١ در یدیعوت آحرونوت است و دیدگاه‌ها و ارزیابی‌های مطرح‌شده در آن لزوماً بازتاب‌دهنده دیدگاه و مواضع کوردستان میدیا نیست.

در حالی که تهران منتظر تصمیم رهبران ارشد جمهوری اسلامی درباره توافقی است که می‌تواند به بازگشایی تنگه هرمز منجر شود، تحولات سیاسی مهم روزهای اخیر از تشدید کشمکش بر سر قدرت در ساختار رهبری جدید ایران حکایت دارد.

نخستین تحول، موج شایعات درباره قصد مسعود پزشکیان برای استعفا از ریاست‌جمهوری است. پزشکیان ناچار شد علناً این گزارش‌ها را تکذیب کند و در یک مصاحبه تلویزیونی گفت قصد کناره‌گیری ندارد و اگر روزی چنین تصمیمی بگیرد، آن را رسماً اعلام خواهد کرد. او همچنین تأکید کرد دولتش کاملاً با نیروهای مسلح هماهنگ است و مدعی شد برخی جریان‌ها تلاش می‌کنند تصویری نادرست از شکاف میان او و مجتبی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، ایجاد کنند.

دفتر رهبر جمهوری اسلامی نیز پس از اظهارات محمدباقر خرازی، روحانی تندرو، تکذیبیه‌ای غیرمعمول صادر کرد. خرازی مدعی شده بود پزشکیان ده‌ها بار تهدید به استعفا کرده و مجتبی خامنه‌ای نیز گفته است اگر بار دیگر استعفا دهد، آن را خواهد پذیرفت. دفتر رهبر جمهوری اسلامی اعلام کرد مجتبی خامنه‌ای در ۹ اوت با پزشکیان درباره مسائل اقتصادی و امنیتی دیدار کرده است.

اظهارات خرازی به محور بحران سیاسی دیگری تبدیل شد. این روحانی افراطی که با خانواده خامنه‌ای پیوند خانوادگی دارد اما هیچ سمت رسمی در ساختار حکومت ندارد، در ویدئوهایی که در شبکه‌های اجتماعی منتشر کرد، خواستار بسیج گسترده هواداران برای «تصرف» تهران، اعدام زنانی که از حجاب اجباری تبعیت نمی‌کنند و حتی سرنگونی حکومت شد.

این اظهارات واکنش‌های شدیدی برانگیخت و به احضار خرازی به دادگاه ویژه روحانیت انجامید. حامیان پزشکیان هشدار دادند اظهارات او بخشی از تلاش جریان تندرو برای تضعیف رئیس‌جمهوری، تشدید دوقطبی سیاسی و در دست گرفتن نهادهای سیاسی است.

در تحول مهم دیگری، مجتبی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، محسن رضایی، فرمانده پیشین سپاه پاسداران و مشاور نظامی خود، را به‌عنوان نماینده‌اش در شورای عالی امنیت ملی منصوب کرد. اندکی بعد، پزشکیان نیز رضایی را به‌عنوان دبیر شورا منصوب کرد؛ او جایگزین محمدباقر ذوالقدر شد که در آوریل ۲۰۲۶، پس از کشته شدن علی لاریجانی، به این سمت منصوب شده بود.

این انتصاب پس از گزارش‌هایی انجام شد که حاکی از آن بود پزشکیان با پذیرش استعفای ذوالقدر مخالفت کرده و با انتصاب رضایی نیز موافق نبوده است.

پرسش اصلی این است که آیا جمهوری اسلامی، که هم‌اکنون با چالش‌های جدی داخلی، به‌ویژه بحران اقتصادی رو به تشدید، روبه‌رو است، می‌تواند کشمکش‌های فزاینده بر سر قدرت را مهار کرده و به ثبات سیاسی برسد، یا اینکه این اختلافات به بحرانی تبدیل خواهد شد که موجودیت نظام را تهدید می‌کند.

هنوز برای ارزیابی پیامدهای انتصاب رضایی زود است. رضایی ۷۱ ساله، که دکترای اقتصاد دارد، از سال ۱۹۸۱ تا ۱۹۹۷ فرمانده سپاه پاسداران بود و به مواضع تندروانه خود شهرت دارد. او همچنین به دست داشتن در بمب‌گذاری سال ۱۹۹۴ در مرکز یهودیان در بوئنوس‌آیرس مظنون بوده است.

یکی از پسران رضایی که به آمریکا مهاجرت کرده بود، از سیاست‌های حکومت ایران انتقاد و پدرش را به حمایت از فعالیت‌های تروریستی متهم کرد. این پسر در سال ۲۰۱۱ در هتلی در دبی مرده پیدا شد و برخی مدعی شدند پدرش در مرگ او نقش داشته است.

کشمکش بر سر قدرت در «جمهوری اسلامی سوم»

پس از امضای تفاهم‌نامه میان ایران و آمریکا، رضایی نسبت به اقدامات دیپلماتیک پزشکیان و محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس، ابراز تردید کرد و خواستار اتخاذ رویکردی سختگیرانه‌تر در برابر واشنگتن شد.

رضایی برخلاف ذوالقدر، ظاهراً از شبکه گسترده‌تری از ارتباطات و نفوذ، هم در دفتر رهبر جمهوری اسلامی و هم در سپاه پاسداران، برخوردار است. از این رو، انتصاب او می‌تواند جایگاه جریان امنیتی و نظامی در سطوح بالای جمهوری اسلامی را تقویت کند؛ جریانی که فرمانده سپاه، احمد وحیدی، در رأس آن قرار دارد.

این جریان عموماً رویکردی تهاجمی دارد و با دادن امتیاز به خواسته‌های آمریکا مخالف است. با این حال، رضایی سیاستمداری باتجربه، قدرت‌طلب و فرصت‌طلب نیز هست که پیش‌تر در تلاش‌های خود برای رسیدن به ریاست‌جمهوری ایران ناکام مانده و اگر منافعش اقتضا کند، ممکن است رویکردی عملگرایانه‌تر در پیش بگیرد.

تحولات اخیر شواهد بیشتری از کشمکش‌های قدرت در «جمهوری اسلامی سوم» ارائه می‌کند؛ ساختاری که پس از کشته شدن علی خامنه‌ای شکل گرفته و هنوز در مراحل ابتدایی تثبیت خود قرار دارد.

این کشمکش‌ها صرفاً اختلاف میان «عملگرایان» و «تندروها» یا میان رهبری سیاسی و ساختار نظامی-امنیتی نیست. نظام سیاسی ایران از مراکز متعدد قدرت تشکیل شده و حتی سپاه پاسداران نیز ساختاری یکپارچه و یکدست ندارد.

در دوره رهبری خامنه‌ای پیشین نیز اختلافات شدیدی در رأس حکومت شکل می‌گرفت، اما او می‌توانست در نهایت نقش داور و تصمیم‌گیرنده نهایی را ایفا کند. این وضعیت با شرایط پسرش متفاوت است؛ مجتبی خامنه‌ای هنوز نتوانسته است حاکمیت خود را به‌طور کامل تثبیت کند و غیبت طولانی‌مدت او و شرایط امنیتی و جسمانی، تصمیم‌گیری مؤثر را دشوارتر کرده است.

هرچه ایران بیشتر از مرحله درگیری فعال فاصله می‌گیرد، مقام‌های ارشد جمهوری اسلامی ظاهراً تلاش می‌کنند از این وضعیت برای تثبیت جایگاه خود در ساختار رهبری جدید بهره ببرند.

نتیجه این کشمکش‌ها تنها بر آینده مذاکرات با آمریکا و انتخاب میان راه‌حل دیپلماتیک و توسعه اقتصادی از یک سو و ادامه دکترین «مقاومت» و جنگ طولانی‌مدت از سوی دیگر تأثیر نخواهد گذاشت؛ بلکه می‌تواند شکل آینده جمهوری اسلامی را نیز تعیین کند، از جمله احتمال گذار از حکومت دینی به یک نظام اقتدارگرای نظامی تحت رهبری سپاه پاسداران.

پرسش محوری همچنان این است که آیا جمهوری اسلامی، در شرایطی که با چالش‌های جدی داخلی و مهم‌تر از همه بحران اقتصادی فزاینده روبه‌رو است، می‌تواند کشمکش‌های قدرت را مهار و به ثبات سیاسی دست پیدا کند، یا اینکه این اختلافات عمیق‌تر شده و به بحرانی تبدیل خواهد شد که موجودیت نظام را تهدید می‌کند.

١) راز زیمت، مدیر برنامه ایران و محور شیعه در مؤسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل (INSS) است.