کوردستان میدیا

سایت مرکزی حزب دمکرات کوردستان ایران

بعد از هشتاد سال (۱)

23:34 - 23 مرداد 1405

رضا دانشجو

۲۵ مردادماه ۱۳۲۴، یک نقطه عطف تاریخی در تاریخ مبارزات سیاسی مردم کوردستان برای رسیدن به آزادی است؛ یک آغاز شکوهمند برای یک عمر حیات پرافتخار!

روزی که پیشوای بزرگ تصمیم گرفت با گذر از جامعه سنتی ـ عشیرتی، تعریفی مدرن از مبارزه هدفمند ارائه دهد، شاید حتی بسیاری از نزدیکان او نیز این اندیشه جدید را فکری گذرا و ماجراجویی‌ای خطرناک می‌پنداشتند.

اما پیشوا، جامعه‌ای را که در آن بزرگ شده بود، به‌خوبی می‌شناخت؛ او از داشته‌های بی‌نظیر این جامعه رو به جلو آگاه بود و البته نیازهای آینده را نیز به‌خوبی دیده بود. این نقطه آغاز یک مسیر طولانی بود؛ مسیری پر از تنگنا و پر از گردنه‌های خطرناک! مسیری که در نهایت نشان داد تصمیم آن روز پیشوای بزرگ تا چه اندازه منطقی و درست بوده است.

در این گفتار، ابتدا به چرایی اتخاذ این تصمیم توسط پیشوای بزرگ می‌پردازیم، سپس مقایسه‌ای ساده با احزاب هم‌دوره یا جنبش‌های آزادی‌بخش در ایران و جهان و سرنوشت آن‌ها خواهیم داشت و در پایان، نگاهی خواهیم انداخت به راز این ماندگاری و مانایی!

برای پاسخ به اینکه چرا پیشوا تصمیم به تأسیس حزب دمکرات کوردستان گرفت، ذکر سه نکته ضروری است:

شرایط جهانی و منطقه‌ای

با آغاز جنگ جهانی دوم در سپتامبر ۱۹۳۹، شرایط جهانی و منطقه‌ای به‌شدت در حال تغییر بود. در سال ۱۹۴۱، ایران توسط شوروی و بریتانیا اشغال شد! هدف از اشغال توسط متفقین، نزدیکی رضاخان با آلمان‌ها و ترس از همکاری او با هیتلر و، در واقع، بستن راه جنوب به شمال ایران عنوان شد. در همین میان، رضاخان توسط انگلیسی‌ها از قدرت خلع و تبعید شد! ارتش پرمدعای پهلوی برق‌آسا تسلیم شد، بدون اینکه کوچک‌ترین مقاومتی نشان بدهد! انگلیسی‌ها پسر بیست‌ویک‌ساله او، محمدرضا، را جانشین وی کردند!

ایران عملاً تحت نفوذ و اداره سفارتخانه‌های شوروی و بریتانیا قرار داشت و سیاستمداران فاسد پهلوی، هرکدام گوش‌به‌فرمان یکی و گاهی هر دو سفارت بودند! دولت مرکزی عملاً وجود نداشت؛ شوروی در شمال و انگلیسی‌ها در جنوب حکومت می‌کردند!

سران عشایر و خوانین در مناطق مرکزی و مرزها، در غیاب دولت مرکزی، هر آنچه می‌خواستند انجام می‌دادند؛ بی‌نظمی و آشوب بیداد می‌کرد. گرسنگی و قحطی شرایط را تحمل‌ناپذیر کرده بود. در چنین شرایطی، وجود یک دولت محلی پایانی بود بر این‌همه بی‌نظمی و آشوب!

اما بدون یک ساختار منسجم، امکان دستیابی به یک دولت محلی وجود نداشت؛ در واقع، تأسیس حزب، سنگ‌بنای یک حکومت بود!

حمایت شوروی

بدخواهان ملت کورد همیشه از حمایت شوروی از حزب دمکرات کوردستان و جمهوری کوردستان برای حمله به این حزب استفاده کرده‌اند، در حالی که حتی استقلال بسیاری از کشورها محصول شرایط جهانی و منطقه‌ای بوده است. اینکه حکومت شوروی در زمان تأسیس از حزب دمکرات کوردستان حمایت کرده، امری مشخص است؛ اما نکته مهمی که بدخواهان کورد هرگز به آن اشاره نمی‌کنند، استقلال رأی و بینش سیاسی متفاوت حزب دمکرات کوردستان و رهبران آن بوده است.

یک حزب ناسیونالیست کوردی چگونه می‌تواند دنباله‌روی یک جریان رادیکال چپ باشد؟ از طرفی دیگر، دین و مذهب در دوران جمهوری کوردستان، پرشکوه‌تر از همیشه در جامعه حضور داشت؛ در واقع، حکومت سکولار بود، اما هیچ منافاتی با دین و مذهب مردم نداشت و این، کوچک‌ترین سنخیتی با جریان چپ استالینی نداشت!

همان‌طور که گفته شد، مسلماً پیشوای بزرگ، مثل هر رهبر اندیشمند دیگری، از این فرصت تاریخی استفاده کرده است، اما نسخه او تماماً کوردی و مبتنی بر نیازهای جامعه خود بوده است.

گذار از یک جامعه سنتی ـ عشیرتی

برای فهم بهتر این موضوع، بهتر است نگاهی به سال‌های دور بیندازیم. جامعه‌ای که در آن سران عشایر و خوانین تعیین‌کننده روند رویدادها هستند، در واقع همه‌چیز در گرو خوشایند آن‌هاست!

این راه را بسیار پرخطر و ناامن می‌کند. در واقع، صرف‌نظر از اینکه برخی از سران عمدتاً آدم‌های وابسته بودند و به چیزی بیشتر از منافع شخصی خود فکر نمی‌کردند، آن‌هایی هم که در جهت بهبود شرایط عشیره خود می‌خواستند قدم بردارند، عموماً تحت‌تأثیر شرایط محیط بودند و گاهی با تصمیمات غیرمنطقی خود همه‌چیز را نابود می‌کردند.

حزب، پایان این مسیر بود؛ همه‌چیز باید شکلی منطقی و مدرن به خود می‌گرفت. فضای احساسی و تصمیمات یک‌طرفه باید پایان می‌یافت.

البته نباید فراموش کرد حرکت‌های روشنفکرانه و آزادی‌خواهانه‌ای مانند «ژکاف» وجود داشت و نقش پررنگی هم ایفا کرده بود، اما حالا شرایط فرق کرده بود؛ آزادی عمل بیشتر وجود داشت و ژکاف ظرفیت اتفاقات بعدی، مانند تأسیس جمهوری کوردستان، را نداشت.

آنچه گفته شد، دورنمایی کلی از علت و چرایی اتخاذ تصمیم جسورانه پیشوای بزرگ در تأسیس حزب دمکرات کوردستان است.

وابستگی به حمایت خارجی

اما حزب دمکرات کوردستان در حالی دهه نهم فعالیت سیاسی خود را طی می‌کند که از بسیاری از احزاب هم‌دوره و احزابی که حتی سال‌ها بعد در ایران و جهان تأسیس شده‌اند، جز یک نام در تاریخ چیزی باقی نمانده است. در ادامه، نگاه کوتاهی به این موضوع می‌اندازیم.

در بالا اشاره شد که بسیاری از اتفاقات و رخدادهای سیاسی، حتی استقلال و تغییر مرزها، تابع شرایط سیاسی منطقه‌ای و جهانی است. زمانی ارمنستان، قره‌باغ و بسیاری از مناطق آذربایجان را در سایه حمایت روس‌ها و شرایط نامساعد نظامی ـ اقتصادی آذربایجان تصرف کرد؛ سال‌ها بعد آذربایجان با حمایت ترکیه و البته پشت کردن روس‌ها به ارمنستان، همه این مناطق را پس گرفت و ارمنستان تسلیم شد؛ وگرنه ممکن بود اتفاق دیگری هم رخ بدهد.

حزب توده با حمایت مستقیم روس‌ها تأسیس شد؛ حزب دمکرات آذربایجان و حزب دمکرات کوردستان هم تقریباً در بازه زمانی یکسان و با حمایت شوروی تأسیس شدند! حزب توده مدت طولانی بزرگ‌ترین حزب سیاسی ایران بود؛ در انقلاب ۵۷، بسیاری از تجمعات حزب توده به ده‌ها هزار نفر می‌رسید! اینک از حزب توده چیزی جز چند نفر در خارج از ایران و با چندین نام مختلف باقی نمانده است! پیشه‌وری، رهبر فرقه آذربایجان، به شوروی گریخت و همان‌جا فوت کرد؛ از حزب دمکرات آذربایجان همان چند نفر هم باقی نماند و این حزب به تاریخ پیوست!

اما حزب دمکرات کوردستان در حالی دهه نهم فعالیت خود را آغاز می‌کند که تعداد اعضایش، چه در ایران، چه در اقلیم کوردستان و چه در ده‌ها کشور جهان، صدها برابر شده است!! این یعنی حمایت خارجی می‌تواند برای مدت کوتاهی سپر و پناهگاه باشد، اما خانه اصلی جای دیگری است. پناه و پشتیبان حزب دمکرات، مردم کوردستان بوده‌اند و هستند و این، رمز ماندگاری است.

مرگ رهبری، مرگ و پایان یک جنبش و یک حزب

در بسیاری از موارد، مرگ رهبری و فقدان اعضای برجسته باعث پایان یک حزب یا حرکت سیاسی شده است.

مرگ کوچک جنگلی و تسلیم شدن تعدادی از رهبران این جنبش، پایان نهضت جنگل بود. مرگ پیشه‌وری، پایان فرقه آذربایجان بود. دستگیری سران حزب توده، مانند احسان طبری و کیانوری، پایانی بر حزب توده شد! این موضوع مختص جغرافیای ایران نبوده و نیست.

ببرهای تامیل (Liberation Tigers of Tamil Eelam) از سال ۱۹۷۶ در شمال و شرق سریلانکا علیه تبعیض قومی و نژادی علیه اقلیت تامیل در این کشور مبارزه کردند. بعد از سال‌ها جنگ مسلحانه و در سال ۲۰۰۹، با کشته شدن رهبر این گروه، مبارزه برای خودمختاری نیز پایان یافت و این گروه علناً منحل شد!

حزب دمکرات کوردستان در چندین مقطع، رهبرانش اعدام یا ترور شده‌اند! در دوران جمهوری اسلامی و پهلوی، گاهی این ترور علیه حتی اعضای عادی حزب نیز صورت گرفته است! اعدام پیشوا (شهید) و رفقایش توسط پهلوی، ترور دکتر قاسملو و دکتر شرفکندی و همراهانشان توسط جمهوری اسلامی، ترور ده‌ها عضو رهبری و صدها عضو عادی حزب، هیچ خللی در مسیر پرشکوه مبارزه حزب دمکرات ایجاد نکرده است.

هرچند فقدان این افراد برجسته دردناک و پیمودن مسیر را مشکل‌تر کرده است، اما مقاومت همچنان ادامه دارد.

پایان مبارزه بدون دست یافتن به هدف

در مسیر مبارزه، احزاب و جنبش‌هایی بوده‌اند که بعد از مدتی از مبارزه خسته و به نوعی تسلیم شرایط محیطی شده‌اند.

جنبش اتا (Euskadi Ta Askatasuna) که سال‌ها برای استقلال باسک در اسپانیا مبارزه می‌کرد، بعدها در سال ۲۰۱۱ پایان مبارزه مسلحانه را اعلام کرد و در سال ۲۰۱۸ منحل شد و باسک همچنان بخشی از اسپانیا ماند.

جمهوری‌خواهان ایرلند موقت (Provisional Irish Republican Army) بعد از سال‌ها مبارزه، مبارزه مسلحانه را کنار گذاشتند، بدون آنکه به اهداف خود برسند.

حزب دمکرات کوردستان همیشه از اسلحه به عنوان ابزاری برای مبارزه در شرایط مشخص استفاده کرده است. سال‌ها مبارزه مسلحانه کرده است و به تبع شرایط، برای مدتی مشخص مبارزه مسلحانه را متوقف کرده است. در واقع، اسلحه ابزاری است برای رسیدن به هدف و این هدف است که مسیر را مشخص می‌کند.

بدون رسیدن به هدف، پایان مبارزه یعنی تسلیم!