این مطلب ترجمه، بازنویسی و تلخیصی از تحلیل مارک چمپیون، ستوننویس بلومبرگ، است که در کوردستان میدیا بازنشر میشود. دیدگاهها و ارزیابیهای مطرحشده در این مطلب، بازتابدهنده دیدگاهها و مواضع کوردستان میدیا نیست و صرفاً در چارچوب طرح و بازنشر دیدگاههای مختلف منتشر میشود.
مارک چمپیون، ستوننویس بلومبرگ، در تحلیلی نوشته است جنگ دونالد ترامپ علیه جمهوری اسلامی، برخلاف وعده او برای کمک به مردم عادی ایران، ممکن است در عمل به رژیمی که پیش از جنگ معترضان را سرکوب میکرد، فرصتی تازه برای ادامه حیات داده باشد. به نوشته او، در حالی که واشنگتن به دنبال راهی برای خروج از جنگ است، رهبران تهران خواهان ادامه یا حتی گسترش درگیری هستند، زیرا از نگاه آنان، صلح میتواند از جنگ خطرناکتر باشد.
چمپیون یادآوری میکند که در اوایل سال جاری، جمهوری اسلامی درگیر سرکوب بزرگترین اعتراضات ایران از زمان اعتراضات پس از انقلاب ۱۹۷۹ بود و دونالد ترامپ وعده داده بود که آمریکا برای نجات ایرانیان عادی که در خیابانها کشته میشدند، وارد عمل خواهد شد. اما به نوشته او، نتیجه متفاوت بود و جنگ به رژیمی که آنها را میکشت، «فرصتی تازه برای ادامه حیات» بخشیده است.
این ادعا در نگاه نخست ممکن است غیرقابلباور به نظر برسد؛ زیرا آمریکا و اسرائیل در نخستین ساعات درگیری، رهبران ارشد جمهوری اسلامی را هدف قرار دادند و سپس نیروی دریایی متعارف، کارخانهها و بخشهای گستردهای از اقتصاد ایران را نیز هدف حملات قرار دادند.
با این حال، چمپیون معتقد است با وجود خسارتهای سنگینی که جنگ به جمهوری اسلامی وارد کرده، این جنگ ممکن است به بقای آن کمک کرده باشد. او مینویسد در حالی که واشنگتن به دنبال راهی برای خروج از جنگ است، رهبران تهران میخواهند درگیری ادامه پیدا کند یا حتی گسترش یابد؛ زیرا برای آنها، صلح خطرناکتر از جنگ است.
از نگاه این تحلیل، پایان جنگ میتواند جمهوری اسلامی را بار دیگر در برابر شرایط داخلیای قرار دهد که پیش از آغاز درگیری وجود داشت. در مقابل، ادامه جنگ میتواند شرایطی را ایجاد کند که حکومت در آن همچنان با تهدید خارجی و فضای ناشی از درگیری مواجه باشد.
چمپیون بر همین اساس به یک تناقض اساسی اشاره میکند: جنگ از یک سو ضربات سنگینی به ساختار نظامی و اقتصادی جمهوری اسلامی وارد کرده است، اما از سوی دیگر ممکن است به بقای رژیمی کمک کرده باشد که پیش از جنگ با اعتراضات گسترده داخلی روبهرو بود.
بنابراین، مسئله از دید این تحلیل فقط میزان خسارتهایی نیست که جمهوری اسلامی در جنگ متحمل شده است. پرسش مهمتر این است که چرا رهبران تهران، با وجود این خسارتها، ممکن است پایان جنگ را گزینه مطلوبی ندانند.
بر اساس استدلال چمپیون، اگر پایان جنگ حکومت را دوباره با پیامدهای سرکوب اعتراضات و مشکلات داخلی روبهرو کند، ادامه درگیری میتواند برای رهبران جمهوری اسلامی از پذیرش صلح کمخطرتر باشد.
به همین دلیل، استدلال اصلی این تحلیل روشن است: برای رهبران جدید جمهوری اسلامی، صلح ممکن است از جنگ خطرناکتر باشد؛ حتی اگر ادامه جنگ هزینههای سنگینی برای کشور به همراه داشته باشد.