کوردستان میدیا

سایت مرکزی حزب دمکرات کوردستان ایران

هشتاد و یکمین سالگرد تأسیس حزب دموکرات کوردستان ایران: دیرپایی، پویایی و چالش‌های پیش‌رو

12:33 - 2 شهریور 1405

د. آسو حسن‌زادە

(کمترین انتظاری که از حدکا می‌رود این است که همچنان بر هویت سیاسی ویژه‌ی کوردها و ضرورت کسب منزلت حقوقی خاص رای کوردستان ایران با صراحت و صلابت پای بفشارد و از دنباله‌روی روندهایی خودداری ورزد که زیر لفاف نوین و با زبانی جذاب برای از میان برداشتن تبعات حقوقی پیشینه‌ی تاریخی و تمایز‌طلبی مشروع کوردها می‌کوشند.)

در ٢٥ مرداد ١٣٢٤، حزب دموکرات کوردستان در مهاباد بنیان نهاده شد؛ حزبی که بعدها به «حزب دموکرات کوردستان ایران» تغییر نام یافت. با گذشت هشتاد و یک سال، این حزب همچنان یکی از نیروهای اصلی سیاسی، اگر نگوئیم مهمترین آنها، در عرصه سیاسی کوردستان ایران به شمار می‌رود. چنین دیرپایی و تداوم زیست سیاسی، به خودی خود پدیده‌ای تأمل‌برانگیز است؛ چرا که کمتر سازمان سیاسی توانسته است در برابر این حجم از سرکوب‌، تحولات جهانی و منطقه‌ای، گسست‌های نسلی، اصالت و هویت سیاسیِ و پایگاه مردمی و حضور میدانی خود را تا این اندازه حفظ کند.

حزب دموکرات کوردستان ایران غالباً به‌عنوان نخستین حزب مدرن کوردی و دیرینه‌ترین جریان سیاسیِ هنوز فعال در سپهر سیاسی ایران توصیف می‌شود. این مدعا اگرچه در کلیت خود صحت دارد، اما نیازمند تدقیق و تصحیح هم هست. پیش از این حزب، سازمان‌های مدرن دیگری در جنبش کورد، به ویژه حزب «هیوا» در کوردستان عراق و جمعیت آزادیخواهان کوردستان در ایران شکل گرفته بودند، اما هیچ‌یک نتوانستند به استمرار و تداوم سازمانی دست یابند. در سطح کشوری نیز حزب توده چند سال پیش از حزب دموکرات کوردستان تأسیس شد، اما امروزه عملاً از گردونه سیاسی اپوزیسیون ایران ناپدید شده است. از این‌رو، حزب دموکرات کوردستان ایران به‌حق می‌تواند این ویژگی منحصربه‌فرد خود در زمینه‌ی پیشکسوتی سیاسی در کوردستان و ایران را برجسته کند؛ حزبی که برای نخستین‌بار توانست آگاهی ملیِ موجود میان کوردها را به یک جنبش سیاسیِ نوین، ساختارمند، ماندگار و فراگیر بدل سازد.

این حزب تحت رهبری قاضی محمد و از دل «جمعیت احیای دوباره‌ی کورد» (ژ.ک) که در سال ۱۹۴۲ پایه‌گذاری شده بود، ظهور کرد. پیوستگی فکری و همپوشانی تشکیلاتی میان ژیکاف و حزب دموکرات به قدری است که امروزه بسیاری بر این باورند که می‌بایست سه سال عمر این تشکل را نیز به سابقه‌ی مبارزاتی حزب دموکرات افزود. گذار از تشکیلاتِ نسبتاً بسته و مخفی ژیکاف به یک حزب سیاسیِ تأثیرگذار و جامعه‌محور، نشان‌دهنده اراده‌ای معطوف به پرگماتیسم سیاسی و تکثرگرایی اجتماعی بود؛ به بیان دیگر، هدف از این جهش نوعی در امر تحزب کوردهای ایران همگرا کردن طبقات مختلف اجتماعی و بازتعریف مطالبات ملی کوردها با در نظر گرفتن واقعیت‌های سیاسی آن عصر بود.

تنها چند ماه پس از تأسیس، حزب دموکرات کوردستان در مرکز تجربه‌ای تاریخی قرار گرفت که هویت و گفتمان آن را برای همیشه رقم زد: جمهوری کوردستان که در سال ۱۹۴۶ در مهاباد اعلام شد. گرچه عمر این جمهوری از یازده ماه تجاوز نکرد، اما نقشی حیاتی و ماندگار در بازآفرینی تخیل سیاسی-ملیِ کوردها ایفا نمود. این تجربه، نمادهایی به یادگار گذاشت که اهمیت آن‌ها فراتر از چارچوب حزبی گسترش یافت. تکاپو برای دستیابی به حاکمیت ملی، پرچم کوردستان، سرود ملی، نام و نماد پیشمرگه و درک ویژه‌ای از آگاهی شهروندی در کوردستان و اتحاد میان کوردها در فراسوی مرزها، از جمله میراث سیاسی این تجربه به شمار می‌آیند.

ملی‌گراییِ راسخ اما واقع‌گرایانه

میراث تاریخی مهاباد در بطن خود حامل نوعی دیالکتیک و تنش گفتمانی بود که در تمام دهه‌های بعد همراه حزب دموکرات کوردستان ایران باقی ماند. این حزب همواره خود را پرچمدار اصلی دفاع از آرمان‌های ملی کوردها در ایران دانسته، اما هم‌زمان کوشیده است تا در چارچوب ایران به دنبال یافتن راه حل صریح و پایدار مساله‌ی کورد باشد؛ راه حلی که تا سال ۲۰۰۴ در قالب الگوی خودمختاری فرموله می‌شد و پس از آن به فدرالیسم ارتقا یافت.

برخی ناقدان، حزب دموکرات کوردستان ایران را متهم می‌سازند که با در پیش گرفتن این رویکرد، سقف مطالبات و افق آرمان‌های کوردها را محدود کرده است و از خواست یا حق استقلال کوردها عدول کرده‌ است. واقعیت امر چیز دیگری است. از یک سو، تجربه تاریخی جمهوری کوردستان پیچیده‌تر از این ارزیابی‌ ساده‌انگارانه بود. بسیاری از انتخابهای سیاسی-نهادی و نمادپردازیها در جمهوری کوردستان و فضای حاکم بر زیست کوتاه‌مدت آن، دلالت بر بینشی فراگیرتر و بلندپروازانه‌تر داشت. همان‌گونه که دکتر قاسملو بعدها در کتاب «مختصری از تاریخ حزب دموکرات کوردستان ایران» نگاشت، قاضی محمد و رهبران جمهوری، چشم به افقی فراتر از یک خودمختاری محصور در چارچوب ایران دوخته بودند؛ اما در عین حال، به محدودیتهای بین‌المللی و مضایق منطقه‌ایِ پیش‌رو نیز کاملا واقف بودند. این پیوند میان آرمان‌خواهی ملی و واقع‌گرایی سیاسی، به یکی از ویژگی‌های دیرپا و یکی از مؤلفه‌های توازن‌بخش حزب دموکرات بدل شد. از دیگر سو، در دهه‌‌های پس از سقوط جمهوری کوردستان حزب دموکرات هرگز از تاکید بر حق تعیین سرنوشت ملت کورد دریغ نکرده و حتی بعضا به حق کوردهای ایران برای برگزاری رفراندوم استقلال نیز اشاره کرده است.

تکاپو برای برقراری تعادل میان این دو استراتژی همواره برای این حزب یک تمرین فکری و سیاسی سخت و منشاء تنش و نوسان در هردو بستر ایرانی و کوردستانی بوده است. حزب دموکرات کوردستان ایران به دلیل مسئولیت تاریخی و گفتمانیِ ویژه‌ای که در جنبش کوردیِ ایران بر دوش می‌کشد، غالباً از اتخاذ مواضع رادیکال پرهیز کرده است. در واقع برای این حزب، مساله‌ی بنیادی تنها انتخاب میان خودمختاری/فدرالیسم در چارچوب ایران و استقلال‌طلبی نیست؛ بلکه چالش اصلی در نحوه‌ی مشخص ساختن جایگاه سیاسی کوردستان در بازسازی ساختاری ایران نهفته است، به‌گونه‌ای که مسئله کورد در مفهوم انتزاعی و تقلیل‌یافته‌ی حقوق برابر شهروندی محو نشود. این چالش به همان نسبت دشوارتر میشود که پایگاه اجتماعی و بدنه‌ی این حزب (نه تنها در میان نسل‌های جوان‌تر بلکه حتی در میان پیشمرگان قدیمی‌) در بیان خواسته‌های ملی خود مرام و دیدگاهی به‌مراتب رادیکال‌تر از ادبیات رسمی و برنامه مصوب حزب را دارند.

امروزه دولتهای حاکم بر سایر بخشهای کوردستان بیشتر از هر زمانی حقوق مشروع و موجودیت سیاسی کوردها را تهدید میکنند و در صدد نابودسازی جایگاه ویژه‌ی کوردستان در امر توسعه‌ی سیاسی و معماری نهادی کشور هستند. متاسفانه بعضی جریانات کوردی نیز، عمدا یا سهوا، سعی بر عادی‌سازی ادغام حقوقی مطالبات سیاسی و جمعی کوردها در ایران و ذوب کردن مساله‌ی کورد بعنوان معضل تاریخی یک ملت با دیگر مسائل اجتماعی و باصطلاح دموکراتیک ایران دارند. در چنین شرایطی کمترین انتظاری که از حزب دموکرات بعنوان حامل اصلی رسالت ملی کورد در ایران میرود این است که ضمن حفظ واقعبینی سیاسی و گسترش ظرفیت خود برای مشارکت در روندهای سراسری، همچنان بر هویت سیاسی متمایز کوردها و ضرورت کسب منزلت حقوقی ویژه برای کوردستان ایران با صراحت و صلابت پای بفشارد، تحت هیچ شرایطی از این مهم عدول نکند و از دنباله‌روی روندهایی خودداری ورزد که زیر لفاف نوین و با زبانی جذاب برای از میان برداشتن تبعات حقوقی پیشینه‌ی تاریخی و تمایز‌طلبی مشروع کوردها میکوشند.

از چپ سنتی تا سوسیالیسم دموکراتیک

حزب دموکرات کوردستان ایران در بستری تاریخی متولد شد که اردوگاه چپ تأثیری تعیین‌کننده بر شکل‌گیری هویت سیاسی جنبش‌های آزادی‌بخش ملی داشت. با این وجود، این حزب هرگز به یک تشکیلات ایدئولوژیک بدل نگردید. تحت رهبری دکتر قاسملو که از سال ۱۹۷۱ به بعد مسئولیت دبیرکلی را بر عهده گرفت، این حزب توانست خود را از سیطره گفتمانی حزب توده برهاند و بازتعریفی مستقل و غیرارتودوکس از ایده‌آل چپ ارائه دهد. در این چارچوب، سوسیالیسم دموکراتیک به مدلی تحلیلی بدل شد تا میان عدالت اجتماعی، دمکراسی و آرمان‌ ملی کوردها تلفیقی معقول و کارا ایجاد کند.

با این وجود، اگرچه در عصر حاضر مرزبندی‌های ایدئولوژیک گذشته بسیار رنگ باخته‌اند، چالش مربوط به رابطه و اولویت‌بندی میان آزادی ملی و برابری طبقاتی همچنان پابرجا است. در روزگاری که مفاهیم لیبرالی حتی در بطن جنبش‌های آزادی‌بخش ملی نفوذ یافته‌اند، حزب دموکرات کوردستان ایران نیازمند آن است که به تعهدات خود در قبال عدالت و برابری اجتماعی، معنایی عینی و عملی ببخشد. چرا که مسئله ملی برای ملت کورد هر اندازه امری بنیادی و حیاتی و در واقع دلیل وجودی حزب دموکرات باشد، به‌تنهایی نمی‌تواند مانیفست کامل و جامعی برای اداره جامعه ارائه دهد. چه بسا عدم توجه یا توجه ناکافی به مسئله‌ی عدالت و به‌طور کل به معضلات اجتماعی باعث پراکنده شدن و هدر رفتن بخشی از ظرفیت‌های درون جامعه می‌شود و این امر به ضرورت هم‌افزایی در مبارزه‌ی ملی لطمه وارد می‌سازد.

استقلال سیاسی و پایبندی به پرنسیپ‌های تحسین‌برانگیز

استقلال در تصمیم‌گیری و نفی وابستگی، همواره جزئی لاینفک از فرهنگ سیاسی حزب دموکرات کوردستان ایران بوده است. در دوران رهبری قاسملو، این حزب توانست از سیطره‌ی حزب توده و کلاً روندهای سیاسی سراسری در ایران و نیز از قیمومیت جنبش کورد در دیگر بخش‌های کوردستان خارج شود. زمانی که حزب دریافت شورای ملی مقاومت (تحت سلطه مجاهدین خلق) استقلال عمل و خودمختاری سیاسی این حزب را برنمی‌تابد، تصمیم به خروج از این ائتلاف گرفت و در روابط خود با جریانات مطرح در دیگر بخش‌های کوردستان نیز همواره توازن و بی‌طرفی را رعایت کرده است.

این استقلالِ ساختاری، در حوزه روابط و مناسبات بین‌المللی حزب نیز مصداق داشته است. واقعیت‌های ژئوپلیتیکِ پس از جنگ جهانی دوم نشان داد که هیچ‌یک از دو بلوک قدرتمند جهانی، تمایل واقعی برای حمایت از خواست‌های کوردها را ندارند. در عین حال، حزب دموکرات کوردستان ایران نیز به‌مرور فرهنگ سیاسیِ ویژه‌ای مبتنی بر پرهیز از وابستگی و حاشیه‌نشینی در برابر قدرت‌ها را جا انداخت؛ به‌نحوی که در زمان جنگ سرد در آن واحد شجاعت انتقاد از هر دو بلوک سیاسی غالب آن زمان را داشت. در شرایط فعلی نیز که جمهوری اسلامی درگیر یک جنگ بی‌سابقه و سرنوشت‌ساز است، این حزب برخلاف بعضی روایت‌ها و انتظارات، همچنان بر استقلال سیاسی خود و حتی نوعی از خویشتن‌داری خردمندانه اصرار می‌ورزد.

در زمینه‌ی رابطه با دولت‌های حاکم بر بخش‌های مختلف کوردستان، حزب دموکرات کوردستان استقلال سیاسی خود را به بستری برای ارتقای همبستگی فراگیر کوردی و ترویج اخلاق سیاسی مبتنی بر مسئولیت ملی تبدیل کرده است. در طول جنگ ایران و عراق، با وجود آن‌که حزب خود درگیر مبارزه مسلحانه علیه جمهوری اسلامی بود، هرگز اجازه نداد همسویی عینی و تاکتیکی این حزب با بغداد در رویارویی با جمهوری اسلامی به سرسپردگی سیاسی به این دولت منجر شود. از نیمه‌ی دهه ۱۹۹۰ به بعد نیز این حزب همواره سعی بر آن داشته است که مبارزه‌ی میدانی‌اش (مخصوصاً در بُعد نظامی آن) فرصت اعمال فشار و تهدید بر حکومت اقلیم کوردستان عراق را به جمهوری اسلامی اعطا نکند. در هر دوی این رویکردها، این حزب یک اصل بسیار مهم را دنبال کرده است: این‌که پیشبرد مسئله‌ی کورد در یک بخش از کوردستان نباید به قیمت تضعیف منافع یا تهدید دستاوردهای کوردها در بخش‌های دیگر تمام شود. این اصلی است که لزوماً یا همیشه مورد عنایت جریانات سیاسی دیگر بخش‌های کوردستان نبوده است.

در کنار این استقلال عمل، ارزش‌ها و پرنسیپ‌هایی وجود دارند که سهمی به‌سزا در تقویت منزلت، مسئولیت‌پذیری و اعتبارسنجی بین‌المللی حزب دموکرات داشته‌اند؛ از جمله تلاش مداوم برای کاهش هزینه‌های انسانیِ جنگ، رفتار انسانی با اسرا و آزادسازی آنان، و نفی صریح تروریسم، گروگان‌گیری و حملات کور و متضاد با قانون بشردوستی.

تمامی این اصول و ارزش‌ها به حزب دموکرات کوردستان ایران اعتبار و احترام بخشیده‌اند و این حزب می‌تواند بدان‌ها ببالد. اما باید به روی دیگر سکه نیز توجه کرد: پایبندی سخت‌گیرانه به این پرنسیپ‌ها و احتیاطِ متوالی آن، در برهه‌هایی از زمان، قدرت مانور و انعطاف استراتژیک حزب را هم محدود ساخته است. منظور اینجا هرگز زیر پا گذاشتن این اصول قابل ستایش نیست؛ بلکه ضرورت تصور راهکارهای مبارزاتی‌ای که در ضمن احترام به ارزش‌های اخلاق سیاسی-ملی، ابتکار عمل حزب دموکرات و ظرفیت‌های عملیاتی این حزب برای تأثیرگذاری مؤثر بر سیر تغییر و تحولات را ارتقا بخشد.

واقع‌گرایی به‌عنوان الگوی رفتاری

حزب دموکرات کوردستان ایران به‌عنوان یک حزب مردمی و غیرایدئولوژیک از بدو تأسیس تاکنون همواره کوشش کرده است کانون به‌هم‌رسیدن بخش اعظم تنوعات درونی جامعه‌ی کوردستان و ظرفیت‌های مبارزاتی این جامعه باشد. بدین منظور این حزب، هم سعی کرده است که با تاریخ جنبش ملی کورد در قبل از تأسیس این حزب سنتز و پیوستگی ایجاد کند، هم صیغه‌ای از سکولاریسم و روبنای مدرن سیاسی ارائه دهد که زیربنای سنتی جامعه‌ی کوردستان را برای پیشبرد مبارزه‌ی ملی بسیج کرده و در عین حال به شکاف‌های ساختاری درون این جامعه نیافزاید.

از طرف دیگر، این حزب هیچ‌گاه یک فرم یا شیوه‌ی خاص از مبارزه را مطلق نپنداشته است. حزب دموکرات هرگاه به کمترین زمینه‌ی سیاسی هم پی برده باشد، حتی در سایه‌ی سلطه‌ی حاکمیت غیردموکراتیک هم در انتخابات شرکت کرده یا دعوت به مشارکتی هدفمند نموده است؛ رهبران برجسته‌ی خود را حتی به قیمت جانشان برای مذاکره با «دشمن» روانه کرده است؛ روی حوزه‌های مدنی و دیپلماسی سرمایه‌گذاری کرده است؛ در شرایط ممکن و بر حسب ضرورت به مقاومت مسلحانه روی آورده و همواره نیروی پیشمرگه‌ی خود را حفظ کرده است.

این توانایی در بازی در جبهه‌های متعدد، نقطه‌قوتی برای این حزب محسوب می‌شود؛ اما در عین حال، پرسشی استراتژیک و حیاتی را مطرح می‌سازد: چگونه می‌توان این ابزارهای متکثر را اولویت‌بندی کرده و در قالب یک استراتژی منسجم و یکپارچه ساخت تا به نتایج ملموس سیاسی منتج شوند؟ چالش اصلی حزب دموکرات در شرایط حساس کنونی که بیش از هر زمان دیگری از نظر میدانی و امنیتی در تنگنا قرار گرفته، این است که چگونه می‌تواند از تنش‌های منطقه‌ای و بین‌المللی با ایران برای رهایی از محدودیت‌های ناشی از سی سال ماندن رهبری حزب در عمق کوردستان عراق بهره بگیرد، بی‌آنکه در این راه ناچار شود از جوهر خواست‌ها و هویت سیاسی هشتاد ساله‌ی خویش هزینه‌های بسیاری کند.

حزبی دیرپا در جامعه‌ای با ترکیب نسلی و بافت اجتماعی جدید

در ادبیات و مباحث سیاسی کوردستان ایران، بعضی‌ها احزاب کوردی‌ای که پیش از یا بلافاصله پس از انقلاب ۱۳۵۷ بنیان نهاده شده‌اند، با برچسب «سنتی» یا «کلاسیک» توصیف می‌کنند؛ به‌گونه‌ای که گویی دیرپایی و قدمت آن‌ها نشانه‌ی تعلقشان به تاریخ و گذشته باشد. اما آیا ممکن است حزبی هشت دهه انسداد سیاسی و فعالیت مخفیانه، سرکوب و ترور رهبرانش، جنگ‌های پی‌درپی، انشعاب‌های درونی و تغییر شرایط را از سر بگذراند، بی‌آن‌که از ظرفیت واقعی برای انطباق‌پذیری و بازآفرینی برخوردار باشد؟

سنجش وزن و پایگاه کنونی احزاب سیاسی در کوردستان ایران، به دلیل ممنوعیت فعالیت آن‌ها و نبود رقابت‌های آزاد انتخاباتی، هنوز امری دشوار است. تنها برهه‌ی تاریخی که شاخصی معتبر و عینی از وزنه‌ی این احزاب را به دست داد، انتخابات نخستین پس از انقلاب ۱۳۵۷ بود؛ جایی که کاندیداهای مورد حمایت حزب دموکرات کوردستان ایران در اکثر قریب به اتفاق مناطقی که در آن حضور و فعالیت آزاد داشت، موفق به کسب اکثریت مطلق آرا (گاهی بالای ۸۰ درصد) شدند. امروزه ارزیابی تخمینی وزن سیاسی احزاب کوردستان ایران تنها از طریق شاخص‌هایی چون عمق تاریخی، نفوذ اجتماعی، توان بسیج عمومی، ساختار سازمانی و دامنه‌ی روابط و میزان اعتبار آن‌ها میسر است؛ معیارهایی که نشان می‌دهند حزب دموکرات کوردستان ایران همچنان جایگاهی محوری و تعیین‌کننده را در زیست‌بوم سیاسی کوردستان ایران اشغال کرده است.

با این همه، کوردستان سال ۲۰۲۶ دیگر کوردستان سال ۱۳۵۷ نیست. نسل‌های نوپدید و کنشگران سیاسی فردی و جمعی جدیدی (گاهی به قیمت اتمیزه‌شدن بازی سیاسی کوردهای ایران) پا به عرصه گذاشته‌اند و تکثر درونی جامعه‌ی کوردی نه فقط از نظر سیاسی، بلکه مخصوصاً در بستر فرهنگی بیش از هر زمان دیگری نمود یافته است. حزب دموکرات کوردستان ایران برای آن‌که بتواند نقش تاریخی خود را به‌عنوان کانون همگرایی جنبش ملی کورد حفظ کند، نیازمند آن است که این کثرت‌گرایی و تنوع منطقه‌ای را به‌گونه‌ای ملموس‌تر در ساختار سازمانی و گفتمان سیاسی خود منعکس سازد، بدون اینکه این امر به انسجام درونی جنبش سیاسی کوردستان و چشم‌انداز راهبردی آن لطمه وارد کند؛ امری که دولت‌های حاکم بر کوردستان به دنبال آن هستند.

اتحاد دوباره‌ی صفوف حزب دموکرات در سال ۲۰۲۲، نشان‌دهنده‌ی توانایی این حزب برای ایجاد سنتز و عبور از گسست‌های درونی بود. در عین حال، این حزب در سال‌های اخیر در شکل‌گیری ابتکارات همگرایانه و ائتلاف‌های میان‌حزبی در کوردستان ایران نقش تعیین‌کننده ایفا نمود. چالش و وظیفه‌ی اصلی در برهه‌ی کنونی، بهره‌گیری از فصل نوین و امیدبخش دینامیسم درونی جنبش کوردستان برای جلوگیری از تکرار نزاع‌های گذشته‌ی درون جنبش سیاسی کوردستان و کارآمد کردن و عملی‌ساختن اتحاد است، بدون این‌که برای حفظ اتحاد و ارتقای ظرفیت هم‌افزایی ناچار شود به پایین‌آوردن سقف مطالبات سیاسی کوردهای ایران و کم‌رنگ ساختن پایه‌های تاریخی هویت سیاسی جنبش کوردستان تن بدهد.

ترسیم آینده بر پایه میراث تاریخی و ظرفیت امروزی

بزرگ‌ترین نقطه‌قوت حزب دموکرات کوردستان ایران شاید در تلفیق میراث تاریخی و ریشه‌ی عمیق اجتماعی با پتانسیل نوسازی درونی و وفق‌یابی بیرونی نهفته باشد. با این حال، میراث گذشته به خودیِ خود و به‌طور اتوماتیک تضمین‌کننده آینده نخواهد بود.

امروزه ارتقای نقش جوانان و زنان و گردش نسلی و جانشین‌پروری، بهره‌برداری بهینه از پایگاه گسترده مردمی و بسیج همه‌ی ظرفیت‌های درون جامعه، جلب گسترده و دقیق‌تر نخبگان، استفاده‌ی بیشتر از دیاسپورا و لابیگری دیپلماسی، مدرن‌سازی ابزارهای مبارزاتی و سازمان‌دهی، بنیان‌سازی استراتژیک در زمینه‌ی گفتمان رهایی‌بخش خاک‌محور و منابع کوردستان، ایجاد و تقویت یک قطب قدرتمند ملت‌های تحت ستم در ایران با توجه خاص به روابط کورد و آذری در ایران و پیداکردن پارتنرهای قابل اعتماد در اپوزیسیون ایرانی، از جمله وظایف پیش‌روی حدکا به شمار می‌روند. با اینکه امروزه مبارزه مسلحانه با مضایق و محدودیت‌های جدی ژئوپلیتیک مواجه شده است و در عین حال خود احزابی که در گذشته ادعای پیشروی جامعه‌ی کوردستان را داشتند به تواضع سیاسی روی آورده‌اند، حزب دموکرات نباید از توان اثربخشی و نقش محوری خود در جنبش سیاسی کوردستان غافل شود. در این راستا شایسته است جایگاه تاریخی، پتانسیل مردمی و ظرفیت‌های مبارزاتی این حزب در همه‌ی عرصه‌ها بیش از پیش به یک مبارزه‌ی چندبعدی و هوشمند بدل شود که بر اولویت‌بندی‌های صریح و شفاف استوار بوده و دستاوردهای عینی و ملموس را در پی داشته باشد.

در هشتاد و یک سالگی، چالش استراتژیک حزب دموکرات کوردستان ایران عبارت است از تبدیل توانایی بقای سیاسی به ابتکار عمل و قدرت سمت‌وسوسازی. تحقق‌پذیری این امر در گرو آن است که این حزب استقلال سیاسی خود و طبیعت قائم‌به‌ذات مسئله کوردستان را حفظ کند، بی‌آن‌که در خارج از روندهای سیاسی فراگیر قرار بگیرد؛ در ساختن یک جایگزین دموکراتیک برای ایران مشارکتی فعال داشته باشد، بی‌آن‌که راضی شود مسئله کورد در این روند ذوب و ناپدید گردد؛ به اصول و پرنسیپ‌های خود وفادار بماند و هم‌زمان مانورپذیری سیاسی‌اش را گسترش دهد؛ کثرت و تنوع درونی کوردستان را بیشتر از قبل در آغوش بپذیرد، بی‌آن‌که انسجام و وحدت ملی را از یاد ببرد؛ و در نهایت، این میراث تاریخی را به نسل‌هایی منتقل کند که نه صرفاً در پی پاسداشت و تجلیل از گذشته، بلکه در صدد ساختن آینده هستند.