مصاحبە: شهرام سبحانی
اشارە: در دنیای پر از چالشهای سیاسی، تحلیلگران و پژوهشگران همواره تلاش میکنند تا بر اصول و بنیادهای عمیق جنبشهای آزادیخواهانه روشنی بیفکنند. کاوە آهنگری، بهعنوان یک تحلیلگر سیاسی، در این مصاحبه تحلیلی دقیق و واقعبینانه ارائه میدهد و بر نیروی اصلی جنبش کوردستان دست میگذارد؛ نیرویی که نه از ابزارهای مادی و پیشرفته، بلکه از «سرمایه اجتماعی» و پیوند عمیق آن با مردم سرچشمه میگیرد.
نامبرده تأکید میکند که حزب دموکرات، بهعنوان حزب مادر، با پیروی از پرنسیپهای «از مردم بودن، برای مردم بودن و با مردم بودن»، توانسته است به چراغی روشنگر و الهامبخش برای سایر بخشهای کوردستان تبدیل شود. همچنین در بخش دیگری از سخنان خود اشاره میکند که در شرایط پیچیده کنونی منطقه، تلاش برای تحقق دموکراسی در ایران تنها یک خواسته نیست، بلکه یک وظیفه اخلاقی و انسانی است که باید از طریق سازوکارهای مشترک و یکپارچهسازی خانه کوردی برای آن تلاش کرد.
آقای آهنگری، خیلی ممنون از اینکه دعوت ما را پذیرفتید. ابتدا میخواهم مصاحبه را با این سؤال شروع کنم که حزب دموکرات با چه ابزارهایی توانست احیای آگاهی ملی در کوردستان ایران را محقق سازد و خواستههای ملی را به یک باور عمومی و فراگیر تبدیل کند؟
واژه «ابزار» در این پرسش، واژهای بسیار تأملبرانگیز و جالب است؛ زیرا واقعیت این است که حزب دموکرات، بهویژه در شرایط کنونی، ابزارهای چندان گسترده و مدرنی در اختیار نداشته و ندارد. با گذشت بیش از هشتاد سال از تأسیس حزب دموکرات، این حزب همچنان از بسیاری از ابزارهای مدرن و ضروری برای مبارزه سیاسی، بهویژه در حوزه آگاهیرسانی و ارتباطات، محروم است و آنچه در اختیار دارد نیز در بسیاری موارد ساده و ابتدایی است.
اما شاید این پرسش مطرح شود که با وجود چنین محدودیتهایی، حزب دموکرات چگونه توانسته است تا این اندازه در سازماندهی سیاسی و ارتقای آگاهی ملی در میان کوردها موفق باشد؟ به باور من، پاسخ را باید در سه اصل جستوجو کرد: «از مردم بودن»، «برای مردم بودن» و «با مردم بودن». این پیوند عمیق و تاریخی با جامعه، یکی از مهمترین عوامل موفقیت حزب دموکرات در سازماندهی و ارتقای آگاهی ملی کوردها، نهتنها در کوردستان ایران، بلکه در دیگر بخشهای کوردستان نیز بوده است. حزب دموکرات بیش از آنکه متکی بر امکانات و ابزارهای مادی باشد، از سرمایهای اجتماعی برخوردار بوده که در طول دههها مبارزه سیاسی و حضور در میان مردم شکل گرفته است.
این تجربه سیاسی چه تأثیری بر الهامبخشی و جهتدهی به مبارزات سیاسی در سایر بخشهای کوردستان داشت؟
حزب دموکرات کوردستان ایران را میتوان نخستین حزب مدرن کوردستان دانست که فعالیت سیاسی خود را در یک نقطه عطف تاریخی و ملی آغاز کرد؛ نقطه عطفی که با تأسیس جمهوری کوردستان همراه بود. رهبری شخصیتهای فرزانه و میهندوستی همچون پیشوا قاضی محمد و دکتر عبدالرحمان قاسملو نیز به این تجربه سیاسی و تاریخی عمق و اعتبار ویژهای بخشید.
از این منظر، تجربه حزب دموکرات در ابعاد مختلف، برای جریانهای سیاسی در دیگر بخشهای کوردستان الهامبخش بوده است. تأثیر این تجربه را میتوان از تأسیس و پایهگذاری حزب دموکرات کوردستان عراق با نقش تاریخی مرحوم ملا مصطفی بارزانی تا فعالیتهای دیپلماتیک و بینالمللی حزب دموکرات ایران در ارتباط با مسئله کورد، مشاهده کرد. حزب دموکرات از طریق روابط بینالمللی و فعالیتهای سیاسی و دیپلماتیک خود توانست مسئله کورد را تا حدی از یک مسئله صرفاً منطقهای به موضوعی با ابعاد بینالمللی تبدیل کند و در عین حال، زمینه و تجربهای برای دیگر احزاب کورد در عرصه روابط بینالملل و لابیگری سیاسی فراهم آورد.
با پیچیدهتر شدن معادلات خاورمیانه و فشارهای خارجی، پیام ۲۵ مرداد (۲۵ی گەلاوێژ) برای گرد هم آوردن جریانهای سیاسی و تقویت انسجام داخلی (ناوماڵی کوردی) چگونه میتواند بهصورت عملی پیاده شود؟
حزب دموکرات از زمان تأسیس تاکنون، مبارزه خود را برای تحقق یک ایدئولوژی خاص و شناختهشده در سطح جهان تعریف نکرده است. این حزب اساساً برای اداره امور عمومی، پاسداری از کیان ملی و سرزمینی، دفاع از هویت ملی کوردها و سازماندهی ظرفیتهای جامعه در مسیر آزادی و برابری شکل گرفته و مبارزه کرده است.
به تعبیر دیگر، حزب دموکرات، بهعنوان «حزب مادر»، نمیتوانسته و نمیتواند هیچ بخشی از جامعه را نادیده بگیرد و خود را به حزب یک طیف، طبقه یا قشر خاص از جامعه کوردستان تقلیل دهد. همین ویژگی چتری و فراگیر، مسئولیت بسیار بزرگ و در عین حال ارزشمندی را بر دوش حزب دموکرات گذاشته است. از این منظر، حزب دموکرات با تکیه بر پیشینه سیاسی و تاریخی خود و با اتکا به اهداف و آرمانهای مردمی و دموکراتیکش، همچنان میتواند بهعنوان «حزب مادر» نقشی مهم در تقویت همبستگی و انسجام ملی کوردها ایفا کند.
به باور من، آرمانها و تاریخ مبارزاتی حزب دموکرات میتوانند مبنایی منطقی برای ایفای چنین نقشی باشند. البته این نقش زمانی میتواند به نتیجه برسد که پیام ۲۵ مرداد (گەلاوێژ) از سطح یک یادآوری تاریخی فراتر رود و به یک رویکرد عملی برای گفتوگو، همکاری، اعتمادسازی و ایجاد سازوکارهای مشترک میان جریانهای سیاسی کورد تبدیل شود.
در همین پیوند و در ادامه پرسش قبل، با ناامیدی مردم از اپوزیسیون مرکزگرا و نبود افق دموکراسی در ایران، آیا شعار «دموکراسی برای ایران» همچنان یک استراتژی واقعبینانه است یا نیازمند بازنگری میباشد؟
ممکن است انسان از یک یا چند شخصیت، جریان یا حتی بخشی از نیروهای فعال در عرصه سیاسی ناامید شود؛ اما به باور من، هیچگاه نباید از دموکراسی و تلاش برای دستیابی به آن ناامید شد.
تصور کنید ما کوردها از برقراری دموکراسی در ایران ناامید شویم. آیا چنین ناامیدیای در نهایت میتواند به معنای پذیرش بازتولید یا استمرار یک نظام اقتدارگرا نباشد؟ من معتقدم باید دموکراسی را نهتنها برای ایران، بلکه برای جهان بهطور عام و برای خاورمیانه بهطور خاص بخواهیم و از این آرمان دست نکشیم. استراتژی «دموکراسی برای ایران» محصول یک نگاه جهانوطن، سکولار، تکثرگرا و دموکراتیک است.
اگر محیط پیرامونی کوردها در اختیار نظامهای توتالیتر، رادیکالهای مذهبی یا فاشیستهای اتنیکی قرار گیرد، بیشترین هزینه و زیان را در نهایت کوردها و کوردستان خواهند پرداخت. به همین دلیل، من بر این باورم که مبارزه برای نهادینه شدن اصول بنیادین و جهانشمولی همچون دموکراسی، صرفاً یک انتخاب سیاسی نیست؛ بلکه یک وظیفه اخلاقی و انسانی است. به تعبیر دیگر، هر طور که به این موضوع نگاه کنیم، مبارزه برای دموکراسی وظیفهای جهانی و انسانی است. برای کوردها نیز هرچه دموکراسی در ایران عمیقتر و نهادینهتر شود، هزینه دستیابی به حقوق مشروع و قانونی آنان کمتر خواهد شد.
بنابراین، به نظر من، مسئله نیازمند بازنگری در اصل شعار «دموکراسی برای ایران» نیست؛ بلکه آنچه نیازمند بازنگری است، روشها، ائتلافها و سازوکارهای دستیابی به این هدف است. دموکراسی همچنان میتواند یکی از واقعبینانهترین و پایدارترین راهها برای ساختن آیندهای باشد که در آن حقوق ملی کوردها و حقوق همه شهروندان ایران بهرسمیت شناخته شود.
اگر پیرامون کوردها به دست توتالیترها، رادیکالهای مذهبی و یا فاشیستهای اتنیکی بیفتد، یا در دست برخی از آنها بماند، بیشترین میزان ضرر و زیان نصیب کورد و کوردستان خواهد شد. به همین دلیل بر این باورم که مبارزه برای نهادینه شدن اصول بنیادین و جهانشمولی چون دموکراسی، یک وظیفه اخلاقی است. به تعبیری دیگر، ما از هر نظر که به این موضوع نگاه کنیم، مبارزه برای دموکراسی، وظیفهای جهانی و انسانی است و به میزانی که دموکراسی در ایران نهادینهتر میشود، کوردها هزینه کمتری برای رسیدن به حقوق حقه خود خواهند پرداخت.