کوردستان میدیا

سایت مرکزی حزب دمکرات کوردستان ایران

پیشمرگ؛ مفهومی در درون جنبش مدنی-سیاسی کوردها

10:57 - 18 شهریور 1405

د. آزاد محمدیانی

به محض اینکه از کورد و مبارزه آن‌ها در برابر استبداد و تبعیض سخن به میان می‌آید، آنچه پیش از هر چیز به ذهن مخاطب غیرکورد خطور می‌کند، جنگ مسلحانه و پیشمرگ است؛ امری که بدون دلیل نیست و مسلماً یک ذهنیت پیشینی دارد. از این‌رو، از دو جهت می‌توان به این موضوع نگریست: نخست اینکه این نگاه پیش‌داورانه می‌تواند ناشی از بازنمایی بخشی از هویت مبارزه کوردها برای احقاق حقوق ملی و انسانی خود باشد، و از سوی دیگر نشان‌دهنده عدم درک درست از ماهیت جنبش ملی-دموکراتیک ملت کورد است؛ جنبشی که در تمام دوران معاصر بر دوش مردم از همه اقشار و طبقات قرار داشته و با حضور مدنی و سیاسی خود، استبداد حاکم را به چالش کشیده است. این حضور، بهترین و زیباترین نمونه‌های جنبش مدنی و مقاومت منفی در ایران را به نمایش گذاشته است. هم‌زمان که ملت کورد ناگزیر برای دفاع از خود به اسلحه پناه برده، هرگز از شیوه‌های دیگر مبارزه غافل نبوده است. بنابراین درک فلسفه وجودی پیشمرگ و سلاح در دست مردم کورد، مستلزم فهم دقیق و همه‌جانبه تمامی شیوه‌های مبارزاتی آنان است.

در یک بازخوانی تاریخی از دلایل و چگونگی شکل‌گیری نیروی پیشمرگ به عنوان یک سازمان یا نهاد متشکل و ساختارمند، می‌توان به جمهوری کوردستان اشاره کرد. زمانی که این جمهوری بنیان گذاشته شد، این حکومت برای اعمال حاکمیت و برقراری نظم، مانند هر حاکمیت دیگری ناچار به تشکیل نیرویی بود که هم توان رزم داشته باشد و هم تحت امر مدیریت سیاسی کوردستان انجام وظیفه کند. البته این امر، یعنی مسلح بودن، به هیچ وجه در کوردستان و دیگر مناطق حاشیه‌ای ایران تازگی نداشت؛ در زمانی نه چندان دور از این مقطع تاریخی، در جای‌جای ایران سلاح هم در دست مردم بود و هم در اختیار اقوام و قبایل متعدد قرار داشت. در واقع کاری که جمهوری کوردستان انجام داد این بود که موضوع اسلحه و نیروی نظامی را وارد چارچوبی سازمانی نموده و به آن انسجام نهادی بخشید؛ نیرویی که می‌بایست تحت امر مدیریت سیاسی، برای اعمال حاکمیت و دفاع از کیان تأسیس‌شده انجام وظیفه کند.

بعد از فروپاشی جمهوری کوردستان تا انقلاب ۱۳۵۷ ــ به غیر از یک دوره، یعنی دوران کمیته انقلابی ۴۶–۴۷ ــ تمرکز اصلی همواره بر مبارزات مدنی و سیاسی بود؛ به همین دلیل است که زندان‌های رژیم پهلوی مالامال از انبوه فعالان سیاسی کورد بود. هم‌زمان با سرنگونی دیکتاتوری پهلوی، نیروهای سیاسی کورد مانند هر نیروی مسئول دیگری که مطالبات ملی-دموکراتیک مردم را نمایندگی می‌کردند، نیروی پیشمرگ را برای ایجاد نظم در شرایط خلأ سیاسیِ پیش‌آمده به کار گرفتند. این نیرو با وجود بی‌ثباتی سیاسی در مرکز، توانست به شیوه‌ای موفق و کارآمد نظم را در مناطق تحت نفوذ خود برقرار سازد. اما با خرابکاری نیروهای سپاه پاسداران و سپس صدور فرمان جهاد خمینی علیه مردم کورد، این تشکل به نیرویی رزمنده و جنگجویانی متعهد به آرمان‌های ملت خود تبدیل شد؛ پاسخی طبیعی که همه ملت‌های دنیا در برابر تجاوز، نسل‌کشی و جنایت انجام داده و می‌دهند.

بنابراین، این نیرو در وجدان جمعی مردم کورد به عنوان پشتیبانی ازخودگذشته در برابر هجوم نیروهای ضدبشری حکومت دینی و همچنین الهام‌بخش مبارزات مدنی مورد تکریم بوده است. حتی طی سال‌هایی که مبارزه مسلحانه در اولویت نبوده، نمونه‌های بی‌شماری وجود دارد که مردم حاضر در میدان مبارزه خیابانی، در برابر خشونت سازمان‌یافته حکومتی از پیشمرگ استمداد طلبیده‌اند؛ اما درک درست تاریخی و واقع‌بینی مدیریت سیاسی کوردستان در این مقاطع، به حضور خیابانی و مسلحانه این نیرو رأی نداده و همواره راه مبارزه و مقاومت مدنی را ارجح شمرده است.

کوتاه اینکه موضوع اسلحه و نیروی پیشمرگ صرفاً یک پدیده نظامی نیست، بلکه از ستون‌های استوار گفتمان سیاسی کورد به شمار می‌رود که همواره در هم‌ارزی با دیگر مفاهیم جنبش ملی-دموکراتیک، در حال تولید و بازتولید معنایی فراتر از مبارزه مسلحانه است. پیشمرگ اکنون مفهومی الهام‌بخش و از ارکان تشکیل‌دهنده گفتمانی است که در آن، این نیرو نه ابزار خشونت و تهدید، بلکه از یک‌سو منادی آزادی و صلح، و از سوی دیگر پشتیبان مطمئن مبارزه مدنی-سیاسی جامعه کوردستان است؛ مبارزه‌ای که استوار و هوشمندانه در حال حرکت به سوی فردای بدون استبداد است.