۲۶ شهریور امسال (۱۴۰۵) خورشیدی، ۳۴ سال از ترور ۱۷ سپتامبر ۱۹۹۲ میلادی (مطابق با ۲۶ شهریور ۱۳۷۱ خورشیدی) میگذرد. در آن روز دکتر صادق شرفکندی، دبیرکل وقت حزب دموکرات کوردستان ایران و یارانش فتاح عبدلی، نمایندهٔ حزب در خارج از کشور، همایون اردلان، نمایندهٔ حزب در آلمان و نوری دهکوردی شخصیت برجسته و فعال سیاسی اپوزیسیون، در شهر برلین آلمان در رستوران میکونوس توسط عوامل تروریستی جمهوری اسلامی به شهادت رسیدند.
ترور دکتر صادق شرفکندی همچون زخمی بزرگ بر پیکر جنبش کورد و حزب دموکرات کوردستان ایران، بر زخم التیامنیافتهای که از ترور دکتر قاسملو بهجا مانده بود، وارد شد. ازاینرو، با از دست دادن دکتر شرفکندی، حزب دموکرات و ملت کورد بار دیگر متحمل خسارتی بزرگ شدند.
دکتر صادق شرفکندی شخصیتی روشنفکر، فرهنگی و سیاسی بود که تحصیلات خود را در دانشسرای عالی تهران به پایان رسانده بود. پس از چند سال تدریس در دبیرستانهای شهرهای مهاباد و ارومیه، به دلیل شایستگی و توانمندی علمی، بورس تحصیل در خارج از کشور به وی اعطا شد و در فرانسه موفق به دریافت مدرک دکترای شیمی گردید. او در فرانسه با دکتر قاسملو آشنا شد و به عضویت حزب دموکرات کوردستان ایران درآمد. پس از بازگشت از خارج، به حرفه تدریس در دانشسرای عالی ادامه داد و همزمان فعالیت سیاسی خود را در دانشگاهها و در محیطی آکادمیک، به صورت مخفیانه آغاز کرد. پس از انقلاب مردم ایران، وی بهعنوان عضو دفتر سیاسی حزب دموکرات کردستان ایران به فعالیتهای علنی خود ادامه داد. پس از ترور و شهادت دکتر قاسملو، دکتر شرفکندی که در آن زمان جانشین دبیرکل حزب بود، با اتفاق آراء کمیته مرکزی، به عنوان دبیرکل حزب انتخاب شد.
دکتر شرفکندی در دوران مسئولیت عالی خود در حزب نشان داد که یار وفادار دکتر قاسملو است و اجازه نمیدهد آرزوی دشمنان برای تضعیف حزب دموکرات تحقق یابد. از همین رو، جمهوری اسلامی برای ترور او برنامهریزی کرد و در ۲۶ شهریور سال ۱۳۷۱ خورشیدی، پس از شرکت در نشست انترناسیونال سوسیالیست در شهر برلین آلمان، به همراه یارانش ترور شد.
حزب دموکرات، علیرغم شهادت دکتر شرفکندی، بهدلیل تثبیت فرهنگ رهبری جمعی، نشان داد که با وجود تحمل زخم سنگین شهادت رهبران خود، اجازه نمیدهد دشمنان کورد و جنبش آن به اهداف خود دست یابند. ازاینرو، حزب دموکرات با اقتدار در مسیر رهبران خود در میدان مبارزهٔ ملی باقی ماند.
دکتر شرفکندی شخصیتی سیاسی و توانمند، رهبری برجسته و مدیری کارآمد، وفادار به راه و آرمانهای حزب دموکرات و پیگیر و استوار در مبارزه برای آزادی ملت کورد بود. او تمامی توان و ظرفیتهای خود را در خدمت حزب دموکرات و جنبش کورد در شرق کوردستان قرار داد؛ بهگونهای که حاصل این فداکاری و ازخودگذشتگی، تأثیری عمیق بر راه و مبارزه حزب دموکرات بر جای گذاشت.
پس از ترور دکتر صادق شرفکندی، جمهوری اسلامی تلاش بسیاری کرد تا مانع رسیدگی به پرونده این ترور شود؛ اما بهدلیل استقلال دستگاه قضایی آلمان، شجاعت قضات، تلاشهای مستمر وکلای این پرونده و وجود اراده برای به سرانجام رساندن آن، سرانجام دادگاه برلین ــ که به نام دادگاه میکونوس شهرت یافته بود ــ پس از چند سال تحقیق و بررسی، در ۲۱ فروردین ۱۳۷۶ خورشیدی (۱۰ آوریل ۱۹۹۷ میلادی) حکم نهایی خود را صادر کرد. این دادگاه بهصراحت رهبران جمهوری اسلامی ایران در بالاترین سطوح را بهعنوان طراحان و هدایتکنندگان این اقدام تروریستی معرفی و برای عاملان آن نیز حکم زندان صادر کرد. در همین ارتباط و پس از صدور حکم دادگاه مبنی بر مجرم شناختن جمهوری اسلامی ایران، کشورهای اروپایی در اعتراض به این اقدام رژیم، سفرای خود را از تهران فراخواندند؛ اما متأسفانه، بعدها منافع اقتصادی خود را بر جلوگیری از توطئهها و تجاوزهای جمهوری اسلامی علیه حاکمیت سیاسی کشورهایشان ترجیح دادند.
در این رابطه، لازم است یادآوری کنیم که هرچند دستگاه قضایی آلمان تمامی مدارک و شواهد لازم برای رسیدگی به پرونده ترور میکونوس را در اختیار نداشت، اما بهدلیل برخورداری از اراده و عزم لازم، روند رسیدگی قضایی به این پرونده را در چارچوب قانون به سرانجام رساند؛ برخلاف دستگاه پلیس و قضایی اتریش که شواهد و مدارک انکارناپذیر بسیاری درباره ترور دکتر قاسملو در اختیار داشتند، اما بهدلیل عدم استقلال دستگاه قضایی آن کشور و دخالتهای منفعتطلبانه دولت وقت اتریش، مانع از طی شدن روند قانونی پرونده ترور وین شدند. بیگمان، اگر دولت اتریش و دستگاه قضایی آن کشور در آن زمان همانند دولت و دستگاه قضایی آلمان رفتار میکردند، میشد همانجا ماشین ترور جمهوری اسلامی را متوقف کرد و دیگر شاهد همه آن ترورهایی که در اروپا رخ دادند، از جمله ترور میکونوس، نمیبودیم.
هممیهنان گرامی!
۲۶ شهریور امسال در حالی یاد و خاطرهٔ دکتر شرفکندی و یارانش و اهداف و مبارزات آنان را گرامی داشته و وفاداری خود را به راه و آرمانشان تجدید میکنیم که جمهوری اسلامی ایران بیش از هر زمان دیگری در عرصه سیاست بینالملل منزوی شده است.
سیاستهای جنگطلبانه، مداخله در امور کشورهای منطقه و بحرانآفرینی از طریق گروههای نیابتیاش در خاورمیانه، جمهوری اسلامی را به کانون بحران و تنش در منطقه تبدیل کرده است؛ به طوری که آمریکا و کشورهای منطقه را به این باور رسانده که لازم است برای مقابله با زیادهخواهیها و سیاستهای نادرست این رژیم، حد و مرزی تعیین شود.
جمهوری اسلامی پس از پشت سر گذاشتن دو جنگ در یک سال گذشته، بیش از هر زمان دیگری در تاریخ حکومت سرکوبگر خود، تحت فشارهای بینالمللی قرار گرفته است. تحریمهای اقتصادی و به دنبال آن سقوط ارزش پول ملی، ضربهای کاری بر اقتصاد ایران وارد کرده؛ به گونهای که معیشت و زندگی مردم ایران را در شرایط بسیار سخت و ناگواری قرار داده و اداره زندگی روزمره را برای مردم دشوار ساخته است؛ مرحلهای که خطر گرسنگی مردم را به دلیل فشارهای اقتصادی به همراه داشته است.
از سوی دیگر، با وجود تمام این چالشهایی که برای مردم ایجاد شده، عدم همکاری جمهوری اسلامی با آژانس بینالمللی انرژی اتمی باعث شد تا این آژانس با اکثریت آرا، پرونده هستهای ایران را به شورای امنیت سازمان ملل ارجاع دهد. شورای امنیت نیز روز پنجشنبه، ۱۹ شهریور ۱۴۰۵، تصمیم به بازگرداندن تحریمها علیه ایران گرفت که البته متعاقب آن، مشکلات اقتصادی بیشتری گریبانگیر این رژیم و در نهایت مردم کشور خواهد شد.
مشخص است که جمهوری اسلامی در طول نزدیک به پنج دهه حکومت خود به اثبات رسانده که نه تنها زندگی و معیشت مردم برایش اهمیتی ندارد، بلکه تمامی سیاستها و اقداماتش در راستای تقویت نیروهای نیابتی خود در منطقه و حفظ بقای حکومتش قرار دارد و ثروت و سرمایههای کشور را در راه این هدف به هدر میدهد.
در کنار این وضعیت، تصرف تنگه بابالمندب توسط حوثیهای یمن به دستور سپاه پاسداران، بحران دیگری را به مشکلات منطقه و جهان افزوده است؛ چرا که امنیت یکی از آبراههای حیاتی تجارت جهانی به خطر افتاده و این امر به احتمال زیاد واکنشی از سوی کشورهای اروپایی به همراه خواهد داشت. این رویداد به معنای زبانه کشیدن آتش جنگی است که جمهوری اسلامی میخواهد آن را به سراسر منطقه گسترش دهد.
هممیهنان گرامی!
۲۵ شهریور امسال (۱۴۰۵ خورشیدی) چهار سال از جنبش ژینا میگذرد؛ جنبشی که پس از قتل حکومتی ژینا امینی، دختر ۲۲ ساله کورد در تهران، با شعار «ژن، ژیان، ئازادی» منجر به یک جنبش سراسری در ایران گردید که جرقه آن از کوردستان زده شد؛ شکلگیری جنبشی که برآمد اتحاد نیروهای سیاسی کوردستان و فراخوان مشترک آنها بود. در همین راستا، تودههای وسیع مردم کوردستان پیام خود را به احزاب کوردستان فرستادند که اگر شما متحد شوید، ما یکصدا و متحد خواهیم بود. همچنین به جمهوری اسلامی پیام دادند که حامی نیروهای سیاسی خود هستند و از خون بهناحق ریختهشدهٔ فرزندان کورد نخواهند گذشت.
لازم به یادآوری است که دکتر شرفکندی در حالی به شهادت رسید که همراه با چند شخصیت اپوزیسیون ایرانی در حال تبادل نظر درباره همکاری و اتحاد بودند. اکنون پس از گذشت ۳۴ سال از شهادت ایشان، بیش از هر زمان دیگری نیاز است که نیروهای اپوزیسیون در سطح کوردستان و ایران متحد باشند؛ موضوعی که حزب دموکرات کوردستان ایران در هر دو سطح برای آن تلاش میکند، به گونهای که تحقق حقوق ملی کورد در این اتحاد تضمین شود و همبستگی را بهترین راه برای رهایی از جمهوری تروریستی میداند.
درود به روان پاک دکتر صادق شرفکندی و یارانش، کاک فتاح عبدلی، کاک همایون اردلان و کاک نوری دهکوردی و تمامی شهدای راه آزادی کوردستان!
پاینده باد مبارزه حزب ما در راه دموکراسی و تحقق حقوق ملی ملتمان.
حزب دموکرات کوردستان ایران
هیئت اجرایی
۲۵ شهریور ۱۴۰۵ خورشیدی