اشارە:
در شرایطی که جمهوری اسلامی با حملات مستمر موشکی و فشارهای ژئوپلیتیک، تقابل با احزاب کورد را تشدید کرده است، آقای خالد عزیزی، سخنگوی حزب دموکرات کوردستان ایران در گفتگوی اختصاصی با صدای آمریکا، به تشریح دلایل این حملات، خلاء راهبردی اپوزیسیون در آلترناتیوسازی، ضرورت گذار دموکراتیک از درون مرزها و چشمانداز ساختار سیاسی آینده ایران بر پایه تکثرگرایی و سکولاریسم پرداخته است.
جناب آقای عزیزی، ابتدا بپردازیم به حملاتی که طی هفتهها و ماههای گذشته علیه مواضع حزب دموکرات کوردستان ایران و سایر احزاب کورد صورت گرفته است. به نظر شما انگیزه و دلیل اصلی این حملات چیست؟ آیا اخیرا فعالیت ویژهای داشتهاید که واکنش جمهوری اسلامی را به همراه داشته است؟
حملات مستمر و چندساله جمهوری اسلامی به مقر احزاب کوردستانی، بهویژه حزب دموکرات، و همچنین هدف قرار دادن کمپ پناهندگان کورد ایرانی در این منطقه که اساسا هیچگونه ارتباطی با فعالیتهای سیاسی و نظامی احزاب ندارند همواره ادامه داشته است. در تحلیل علل اصلی این رویکرد میتوان گفت جمهوری اسلامی که ساختار آن اساسا برآمده از بحران و جنگ است، میکوشد تا با حفظ و بازتولید فضای جنگی افکار عمومی داخل کشور را منحرف سازد و با این فرافکنی درصدد است تا به جامعه ایران چنین القا کند که در فرامرزها توطئههای مداومی علیه امنیت کشور و نظام در جریان است.
از سوی دیگر این حملات نوعی انتقامجویی در برابر مبارزات تاریخی و دیرینه مردم کوردستان در داخل ایران محسوب میشود؛ مردمی که طی دهههای گذشته به شیوههای گوناگون علیه نظام حاکم مبارزه کردهاند. در عین حال، هدف دیگر این اقدامات بحرانآفرینی و اعمال فشارهای ژئوپلیتیکی بر دولت مرکزی عراق و حکومت اقلیم کوردستان است.
ارزیابی شما درباره تقابل نظامی ایالات متحده و اسرائیل با جمهوری اسلامی چیست؟
طبیعتا استراتژی ایالات متحده و اسرائیل در قبال این عملیات نظامی ــ همانند گذشته ــ بر محور محدودسازی فعالیتهای هستهای ایران استوار بوده است. آنها به صراحت اعلام میکنند که هدف از این تقابل، وادار ساختن جمهوری اسلامی به عقبنشینی از برنامههای هستهای و موشکی و جلوگیری از تبدیل شدن آن به یک عامل بیثباتی در منطقه است. با این حال، دامنه این جنگ فراتر از مرزهای داخلی ایران تعریف شده است.
در طول این نبرد سهماهه، آنچه مفقود مانده، پویایی اپوزیسیون در راستای "جایگزینسازی" (آلترناتیوسازی) است. در صورت تضعیف یا فروپاشی جمهوری اسلامی، پرسش اساسی این است که چه ساختاری جایگزین آن خواهد شد؟
معتقدم تعیینتکلیف سیاسی آینده ایران و گذار از این نظام، فرآیندی است که الزاما باید در داخل کشور رقم بخورد؛ چراکه با حملات هوایی و ابزارهای نظامی نمیتوان همراهی و مشروعیت ملت ایران را جلب کرد. مطالبات بنیادین مردم ایران، استقرار دموکراسی، آزادی و عبور از ساختار کنونی است.
متأسفانه تا کنون هیچ راهبرد جدی و مدونی از سوی ایالات متحده در قبال اپوزیسیون خارج از کشور مشاهده نشده است. اگر هدف، تغییر یا فروپاشی نظام است، باید مشخص شود چه جریانی سکان هدایت آینده ایران را به دست خواهد گرفت؟ این خلاء راهبردی، یکی از بزرگترین چالشها و فاکتورهای تعیینکنندهای است که تا کنون در برنامهریزیهای آنها مغفول مانده است.
در همین راستا، انتقادهایی نیز متوجه حزب شماست؛ مبنی بر اینکه در چنین شرایطی، همکاری نزدیکی با سایر گروههای اپوزیسیون، از جمله جریانهای سلطنتطلب، نداشتهاید. پاسخ شما به این انتقادات چیست؟
حزب دموکرات کردستان ایران همواره پیشینه و تجربهای طولانی در گفتگو با جریانهای گوناگون سیاسی پس از انقلاب سال ۱۳۵۷ داشته است. نمود بارز این رویکرد تعاملی، تلاشهای دکتر صادق شرفکندی، دبیرکل فقید حزب بود که در مسیر گفتگو و رایزنی با سایر سازمانها، احزاب و شخصیتهای ایرانی، در برلین آلمان به شهادت رسیدند. پیش از آن نیز ما حضور رواداری در شورای ملی مقاومت داشتیم و در تمامی تحولات سالیان اخیر، همواره باب گفتگو و مذاکره را با طیفهای متنوع اپوزیسیون جمهوری اسلامی باز نگه داشتهایم.
باور بنیادین ما در حزب دموکرات بر این است که برای ترسیم نقشه راه بازسازی ایران، مدیریت دوران گذار و تدوین قانون اساسی جدیدی که بازتابدهنده تکثر و تنوع جامعه ایران باشد، باید نقشی پویا و فعال ایفا کنیم. ما بر این زمینهسازی پافشاری میکنیم که تمامی جریانهای مدعی مخالفت با جمهوری اسلامی، فارغ از وابستگیهای سیاسی، گروهی و ایدئولوژیک، حق حیات، فعالیت و ارائه برنامه خود را دارند؛ اما آینده سیاسی ایران زمانی پایدار خواهد بود که این تنوع هویتها را به رسمیت بشناسد. ما گامهای عملی ارزندهای در این مسیر برداشتهایم و امیدواریم در یک فرآیند دموکراتیک، به یک "سازوکار مبتنی بر توافق و همگرایی" دست یابیم. تاکید ما بر واژه "توافق" از آن رو است که باور داریم تقارب دیدگاهها و ایجاد یک اجماع نسبی، تنها راهبرد کلیدی برای همافزایی در مبارزه با جمهوری اسلامی است.
جناب آقای عزیزی، چرا مقر اصلی حزب دموکرات کوردستان ایران در خاک عراق مستقر است؟ فلسفه و مبنای حضور شما در عراق چیست؟ و آیا این نگرانی برای شما وجود ندارد که سرنوشتی مشابه سازمان مجاهدین خلق پیدا کنید؟
فلسفه وجودی حزب دموکرات کوردستان ایران، همواره فعالیت در درون خاک کوردستان ایران بوده است؛ حزبی که از بطن مطالبات مردم این سامان برخاسته، تمام ادوار مبارزات سیاسی خود را در آنجا سپری کرده و رهبرانش نیز در همان خاک طعم زندان و اسارت را چشیدهاند.
پس از بنبست در مذاکرات ما با جمهوری اسلامی متعاقب انقلاب ۵۷ و متعاقبا هجوم نظامی حکومت به کوردستان، مردم این دیار راهی جز دفاع مشروع از خود نیافتند. در پی همین تحولات تحمیلی بود که رهبری حزب دموکرات ناگزیر شد تشکیلات علنی خود را به کوردستان عراق منتقل کند؛ وگرنه کوردستان ایران همواره مرکز ثقل، کانون گفتگو و میدان اصلی فعالیتهای سیاسی ما بوده و خواهد بود.
طی دوران استقرار در کوردستان عراق، ما بارها آماج حملات سهمگین قرار گرفتهایم، اما همواره بر اصل عدم مداخله در امور داخلی عراق و اقلیم کوردستان پایبند بوده و برای حاکمیت ملی عراق و دولت اقلیم کوردستان احترامی تام قائل بودهایم؛ سیاستی اصولی که همچنان بر آن پای خواهیم فشرد.
امروز تنها بخش محدودی از تشکیلات علنی حزب در کوردستان عراق یا خارج از کشور مستقر است، در حالی که بدنه اصلی، فعالان و پایگاه اجتماعی گسترده حزب دموکرات در داخل کوردستان ایران قرار دارد. نمود عینی این واقعیت را در جریان «جنبش ژینا» و دیگر تظاهراتها و مناسبتها شاهد بودیم، که چگونه مردم کوردستان توانستند از ظرفیتهای تشکیلاتی، سازماندهی و مبارزاتی خود علیه نظام جمهوری اسلامی بهره ببرند.
اگرچه جمهوری اسلامی میکوشد با فرار از واقعیت، وجود مسأله کورد در داخل کشور را انکار کند و آن را صرفا به چند حزب سیاسی مدعی نمایندگی تقلیل دهد، اما این ادعا فرسنگها با حقیقت فاصله دارد. حکومت ایران دست به ترور رهبران ما زد، مقرات ما را موشکباران کرد و سالها به این کشتار و سرکوب ادامه داد؛ با این حال، جنبش مشروع کوردستان ایران با پیشگامی حزب دموکرات کوردستان ایران و سایر جریانات سیاسی،کماکان پویا و استوار به مسیر خود ادامه میدهد.
اگر بخواهیم دربارهی حملات اخیر جمهوری اسلامی به مواضع احزاب کورد صحبت کنیم، به نظر شما واکنش رهبران اقلیم کوردستان عراق به این حملات چگونه بوده است؟ و آیا دولت جدید عراق به نخستوزیری علی الزیدی میتواند نفوذ جمهوری اسلامی را در این کشور کاهش دهد؟
موضع و واکنش حکومت اقلیم کوردستان عراق تاکنون مسئولانه بوده است؛ آنها نه در امور داخلی ما مداخله کردهاند و نه بخشی از رویکرد تقابلی آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی بودهاند. دولت مرکزی عراق نیز در چنین فرآیندی علیه ایران مشارکت نداشته است. این بدان معناست که هم دولت بغداد و هم حکومت اقلیم کوردستان، در جایگاهی قرار دارند که میتوانند در قبال چگونگی حضور ما در کوردستان عراق و به طور کلی آیندهی احزاب کورد، بهویژه حزب دموکرات کوردستان ایران، با ما به گفتگو و تبادل نظر بپردازند.
علاوه بر این، ما با سازمان ملل متحد نیز دربارهی حضور خود در کوردستان عراق و وضعیت کمپهای پناهندگان کورد ایرانی در این کشور در حال گفتگو و مذاکره بودهایم. سازمان ملل متحد به خوبی از موقعیت این کمپها آگاه است و میداند که این مکانها، مقرات نظامی حزب دموکرات نیستند. حزب دموکرات کوردستان ایران یک جریان سیاسی است که در ابعاد گوناگون با تودههای مردم در داخل کوردستان ایران ارتباط دارد. شکلگیری بخش نظامی حزب نیز اساسا پیامد و برآیندی از هجمههای جمهوری اسلامی به کوردستان ایران بود که با هدف دفاع از خود صورت گرفت.
از همین رو، پیش از این تحولات نیز حزب دموکرات کوردستان ایران همواره تلاش کرده است تا فعالیتهای سیاسی و دموکراتیک خود را در حد امکان به پیش ببرد و این گفتمان را به داخل کوردستان ایران تزریق کند. ما همواره به مردم کوردستان ایران توصیه کردهایم که در فرآیند مبارزات و فعالیتهای خود، با سایر آحاد ملت ایران در تماس، گفتگو، همکاری و هماهنگی باشند؛ چرا که ما به استقرار دموکراسی در ایران و حل مسئلهی کوردستان در چارچوب یک ایران دموکراتیک باور داریم. بیتردید، این رویکرد برای ما تعهدات، الزامات و مسئولیتهایی را ایجاد میکند و ما خود را به این مسئولیتها پایبند میدانیم.