کوردستان میدیا

سایت مرکزی حزب دمکرات کوردستان ایران

ضرورت گفتمان مشترک میان ملت‌های ساکن جغرافیای سیاسی ایران

09:28 - 10 خرداد 1405

ناصر باباخانی

ایران به عنوان یکی از متنوع‌ترین جوامع چندملتی جهان، میزبان ملت‌هایی با تاریخ، زبان، فرهنگ و هویت‌های متمایز است. کوردها، ترک‌ها، بلوچ‌ها، عرب‌ها، ترکمن‌ها و بسیاری دیگر، در کنار ملت فارس، می‌توانند منبع قدرتمندی برای تحولات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی باشند. این تنوع نه تنها میراثی تاریخی است، بلکه پتانسیلی برای ساخت جامعه‌ای پویا و مقاوم در برابر چالش‌های داخلی و خارجی به شمار می‌رود. با این حال، تاریخ معاصر ایران مملو از رویکردهای سرکوبگرانه رژیم‌های حاکم است. از فاشیسم ناسیونالیستی پهلوی با شعار «یک ملت، یک زبان، یک شاه» تا ارتجاع ایدئولوژیک جمهوری اسلامی که تنوع را زیر سایه ولایت فقیه دفن کرده، هر دو، تنوع ملی را تهدیدی برای هژمونی مرکزی دیده و تلاش کرده‌اند آن را همگون‌سازی یا سرکوب کنند. نتیجه این سیاست‌ها، تعمیق شکاف‌ها، حاشیه‌رانی ملت‌ها، افزایش تنش‌های اتنیکی و مانع‌تراشی جدی در مسیر توسعه دموکراتیک بوده است.

بە دلایل پیشگفتە بە نظر می‌رسد ایجاد یک گفتمان مشترک میان تمامی ملت‌های ساکن جغرافیای سیاسی ضرورتی حیاتی باشد. این گفتمان علاوە بر تمامی ملت‌های مذکور، باید ملت فارس و گروه‌های دموکراتیک از احزاب سکولار تا فعالان حقوق بشر و جنبش‌های مدنی را نیز در بر بگیرد و بر اصول آزادی، دموکراسی، پلورالیسم و حق تعیین سرنوشت استوار شود. چنین گفتمانی تنها آلترناتیو واقعی در برابر ارتجاع جمهوری اسلامی و فاشیسم پهلوی است، زیرا سرکوب را با همگرایی، شکاف را با همکاری و ترس را با اعتماد جایگزین می‌کند.

بگذارید نگاهی بە اصول یادشدە بیندازیم:

آزادی به عنوان پایه رهایی، فراتر از حق فردی است و شامل حفاظت از هویت‌های گروهی نیز می‌شود. در جوامع چندملتی، آزادی بیان زبانی و فرهنگی پیش‌شرط هر گفتگوی واقعی است. بدون لغو قوانین سرکوبگر مانند ممنوعیت آموزش به زبان مادری، ترس از سرکوب مانع شکل‌گیری اعتماد می‌شود. تجربه سوئیس با آزادی زبانی کانتون‌ها نمونه‌ای موفق از همزیستی مسالمت‌آمیز است.

اما دموکراسی فراتر از انتخابات، فرآیندی مشارکتی است که همه ملت‌ها را در تصمیم‌گیری شریک می‌کند. هانا آرنت آن را اقدام جمعی و یورگن هابرماس گفتگوی عقلانی می‌نامد. در ایران، دموکراسی واقعی می‌تواند از طریق ساختارهای فدرال یا خودمختاری منطقەای محقق شود، جایی که ملت‌ها در امور لوکال تصمیم بگیرند و در مسائل ملی همکاری کنند.

در خصوص پلورالیسم می‌توان از آن بە عنوان پذیرش تکثر به‌مثابە منبع قدرت یادکرد. همانگونکە آیزایا برلین می‌گوید: پلورالیسم نه تنها عدالت را تضمین می‌کند، بلکه خلاقیت اجتماعی را افزایش می‌دهد. در ایران، به‌رسمیت شناختن اعیاد و مناسبت‌ها، رسانه‌های چندزبانه و آموزش چندفرهنگی می‌تواند تنوع را از تهدید به فرصت تبدیل کند.

نهایتا حق تعیین سرنوشت به ویژه نوع داخلی آن، مکانیسمی برای فدرالیسم دموکراتیک است. تجربه کشورهایی مانند هند، کانادا و سوئیس ثابت کرده که خودمختاری گسترده در چارچوب کشور واحد، وحدت را بر پایه رضایت تقویت می‌کند، نه اجبار.

در حقیقت همگرایی گفتمانی ملت‌ها با مفاهیمی مانند "انعطاف‌پذیری و زنجیره معادل‌سازی" نشان می‌دهد کە مطالبات کوردها، ترک‌ها، بلوچ‌ها و عرب‌ چگونە به هم پیوند می‌خورند و علیه دشمن مشترک (رژیم سرکوبگر) ائتلاف می‌سازند. بە عبارت دیگر این همگرایی گفتمانی به مکانیسمی عملی تبدیل می‌شود کە ضمن حفظ هویت‌ها، مطالبات را یکی می‌سازد، و دقیقا در این نقطە است کە ائتلاف پایدار شکل می‌گیرد.

نمونەهای تاریخی در مورد همگرایی گفتمانی کم نیستند کە آخرین آنها جنبش «ژن، ژیان، ئازادی» (۱۴۰١) بود کە با آغاز از کوردستان و گسترش به تبریز، زاهدان و اهواز، نشان داد شعار «ژن، ژیان، ئازادی» چگونه می‌تواند بە بنمایە و اساس یک گفتمان مشترک تبدیل شود.

در این بین کوردها بە واسطە سابقه سازمانی حزب دموکرات کوردستان ایران با نقشی پیشرو در جنبش‌های اخیر، می‌توانند آغازگر طبیعی این گفتمان باشند. بەویژە اینکە دیدگاه‌های دکتر عبدالرحمن قاسملو در مورد اولویت همبستگی ملت‌های ایران و حق تعیین سرنوشت آنان، پشتوانەای تاریخی و مفهومی برای نیل بە این مقصود خواهد بود. شکی در این نیست کە این گفتمان مشترک می‌تواند لابی قدرتمندی در ایالات متحده ایجاد کند، مشابه مدل‌های موفق AIPAC ، لابی ارمنی، لابی کوبایی و لابی هندی. این لابی می‌تواند حقوق بشر، دموکراسی و تحریم‌های هدفمند را پیش ببرد و برخلاف فاشیسم پهلوی و ارتجاع جمهوری اسلامی که بر ترس و سرکوب تکیه دارند، این گفتمان بر اعتماد و مشارکت بنا شده و می‌تواند گذار مسالمت‌آمیز را تسهیل کند.

کوتاە سخن اینکە، ایجاد گفتمان مشترک بر پایه آزادی، دموکراسی، پلورالیسم و حق تعیین سرنوشت، با همگرایی گفتمانی، تنها راه غلبه بر سرکوب و ساختن ایرانی پلورال و دموکراتیک است. با توجە بە تشتت و ناتوانی کە در اپوزیسیون سراسری وجود دارد و نبود ارادە سیاسی آمریکا برای تغییر رژیم، ملت‌های ساکن جغرافیای سیاسی ایران می‌توانند تنوع را به قدرت تبدیل کنند و بدون شک نقش پیشرو کوردها عاملی تعیین‌کنندە خواهد بود.