کوردستان میدیا

سایت مرکزی حزب دمکرات کوردستان ایران

رذالت اخلاقی رژیم حاکم بر ایران؛ خون‌آشامی در پوست آهو

09:52 - 19 خرداد 1405

کاوه آهنگری

خبرگزاری مهر تصویری از موشکی صورتی‌رنگ را منتشر کرده است که بر بدنه آن نوشته‌اند: «در پاسخ به دختر بچه انقلابی». تصویری که شاید در نگاه نخست رنگی از لطافت و معصومیت داشته باشد، اما در ژرفای خود یکی از آشکارترین جلوه‌های رذالت اخلاقی حاکم بر جمهوری اسلامی را به نمایش می‌گذارد؛ رژیمی که سال‌هاست خون می‌ریزد و اینک می‌کوشد خون‌آشامی خویش را در پوست آهو پنهان کند.
آن‌گونه که این خبرگزاری روایت می‌کند، دختربچه‌ای خطاب به یکی از فرماندهان نیروی هوافضای سپاه می‌گوید: «سیدمجیدِ نقطه‌زن! با موشک صورتی تل‌آویو را شخم بزن!» و سپس این خواسته کودکانه به مفهومی موهوم به نام «تفاوت میان غیرت و خشونت» پیوند زده می‌شود.

اما اگر غیرت نزد حاکمان جمهوری اسلامی کمترین معنا و ارزشی داشت، امروز میلیون‌ها ایرانی برای تأمین ابتدایی‌ترین نیازهای زندگی خود زیر بار فقر خم نمی‌شدند. اگر خمینی، خامنه‌ای و وارثان سیاسی آنان بهره‌ای از غیرت برده بودند، ملت ایران را به مدت نزدیک به نیم قرن درگیر نزاعی فرسایشی با جهان نمی‌کردند؛ نزاعی که حاصل آن برای کودکان، نوجوانان و جوانان ایرانی چیزی جز آینده‌ای تاریک، فرصت‌های سوخته و آرزوهای بربادرفته نبوده است.

اگر ذره‌ای غیرت در قاموس این حاکمان وجود داشت، میلیون‌ها ایرانی در چنگال فقر گرفتار نمی‌شدند. اگر به اندازه یک جو با مفهوم شرافت و مسئولیت آشنا بودند، ایران به سرزمین کودکان کار بدل نمی‌شد؛ کودکانی که به جای مدرسه و بازی، بار معاش خانواده را بر دوش می‌کشند. اگر سرسوزنی از غیرت می‌شناختند، صدها هزار و بلکه میلیون‌ها کودک و نوجوان ایرانی از تحصیل باز نمی‌ماندند و ناچار نمی‌شدند رؤیای آینده را در همان سال‌های کودکی دفن کنند.

استفاده ابزاری از کودکان و بهره‌گیری از رنگ صورتی برای بزک کردن چهره جنگ و خشونت، نه نشانی از غیرت، بلکه تلاشی مذبوحانه برای پنهان ساختن سیمای واقعی رژیمی است که جوهر وجودش با خشونت، سرکوب و مرگ درآمیخته است. این نمایش چیزی جز خودفریبی در داخل و جهان‌فریبی در خارج نیست.

خشونتی که از نخستین سال‌های استقرار جمهوری اسلامی آغاز شد؛ از نوروز خونین سنندج در سال ۱۳۵۸ تا سرکوب‌های گسترده دهه‌های بعد. خشونتی که از همان آغاز، جامعه را به «خودی» و «غیرخودی» تقسیم کرد و مرزهای نفرت را بر پایه ایدئولوژی ترسیم نمود. خشونتی که بیش از چهار دهه بعد نیز دست از قربانی گرفتن برنداشته و حتی زنان باردار و کودکان بی‌دفاع را از تیغ خود در امان نگذاشته است.

امروز مظلوم‌نمایی غیرت‌گرایانه جمهوری اسلامی، با هر رنگ و لعابی که عرضه شود، برای ملت‌های تحت ستم ایران و بخش بزرگی از افکار عمومی جهان، همان حنای بی‌رنگی است که دیگر خریداری ندارد. موشک‌های صورتی قادر نیستند سیاهی فقر، بیکاری، تبعیض و فلاکت را از چهره ایران بزدایند. رنگ صورتی نمی‌تواند زخم‌های عمیقی را که بر پیکر جامعه ایران نشسته است، پنهان کند.

پرسش اینجاست که رنگ‌آمیزی موشک‌های دوربرد چه دردی از دردهای مردم ایران را درمان می‌کند؟ آیا سفره‌های خالی را پر می‌کند؟ آیا کودکان بازمانده از تحصیل را به مدرسه بازمی‌گرداند؟ آیا برای جوانان، آینده‌ای روشن می‌سازد؟ یا تنها پرده‌ای رنگین بر واقعیتی تلخ و انکارناپذیر است؟

دخالت دادن کودکان در تبلیغات جنگی، تحت هر عنوانی، از جمله «غیرت»، مصداق سوءاستفاده از معصومیت کودکانه است. کودکان ایران، در کشوری سرشار از منابع و ثروت، باید در امنیت، آرامش و رفاه زندگی کنند؛ نه آنکه ابزار پروژه‌های ایدئولوژیک و سیاست‌های ضدانسانی حاکمان شوند.

جهان‌بینی‌ای که از یک سو شاهد کشته شدن کودکانی چون وانیار رحمانی، ناصر کریمی، شاهین آذربرزین، کیان پیرفلک، نیکا شاکرمی، سارینا اسماعیل‌زاده، جابر شیروزهی و ده‌ها کودک دیگر است و از سوی دیگر از یک «موشک صورتی» برای نمایش چهره‌ای انسانی بهره می‌گیرد، بیش از هر چیز ماهیت متناقض و هولناک خود را آشکار می‌سازد.

این تناقض، پیامی روشن برای جهانیان دارد: رژیمی که در برابر جان کودکان سرزمین خود چنین بی‌اعتناست، در ورای مرزهایش نیز می‌تواند دست به هر جنایتی بزند. رژیمی که اخلاق را قربانی قدرت کرده است، قادر است هر ابزار مرگباری را با هر رنگ و نمادی بیاراید و همچنان آن را به نام فضیلت عرضه کند.

و سرانجام، در این برهه حساس و سرنوشت‌ساز، پرسشی بنیادین پیش روی وجدان هر انسان آزاده قرار می‌گیرد:
آیا سکوت در برابر رژیمی که مرگ را با رنگ صورتی می‌آراید و خشونت را در جامه غیرت عرضه می‌کند، قابل توجیه است؟