تحلیل از: برت اچ. مکگورک
منبع: سی ان ان
اشاره: این تحلیل صرفاً بیانگر نظرات شخصی نویسنده است و لزوماً بازتابدهنده دیدگاههای کوردستانمیدیا نیست.
اکنون که ایالات متحده متن رسمی یادداشت تفاهم حاصلشده با ایران در آخر هفته گذشته را منتشر کرده است، میتوان ارزیابی منصفانهتری از مزایا و معایب آن ارائه داد.
با مطالعه متن، آنچه جلب توجه میکند میزان امتیازهایی است که ایالات متحده ارائه میدهد، در حالی که در مقابل چیز زیادی دریافت نمیکند. من در طول سالها توافقهای دشواری با ایران مذاکره کردهام و این سند از این جهت برجسته است که بخش بزرگی از مطالبات تاریخی ایران را در اختیار تهران قرار میدهد؛ مطالباتی که در گذشته بهندرت محقق شده بودند.
به نظر میرسد ترامپ به این نتیجه رسیده است که دستیابی به یک توافق ــ هر توافقی ــ از تداوم وضعیت موجود بهتر است. از سوی دیگر، ایران عملاً تنگه هرمز را به گروگان گرفته و خواسته بود آمریکا بهای مورد نظرش را بپردازد. به نظر میرسد این تاکتیک موفق بوده است.
در عمل، جوهره این یادداشت تفاهم آن است که ایران اکنون امتیازات فراوانی دریافت میکند؛ از جمله دهها میلیارد دلار منفعت مالی، در مقابل این تعهد که به کشتیها در تنگه هرمز شلیک نکند.
درک متن توافق
برای فهم سازوکار این سند باید میان اقداماتی که بلافاصله پس از امضا اجرا میشوند و اقداماتی که به آینده موکول شدهاند تمایز قائل شد.
این توافق را میتوان دارای دو مرحله دانست:
• مرحله نخست از هماکنون آغاز میشود.
• مرحله دوم همه مسائل دیگر را به «توافق نهایی» که قرار است طی ۶۰ روز آینده مذاکره شود، واگذار میکند.
این دوره ۶۰ روزه نیز با توافق متقابل قابل تمدید است.
مرحله اول: امتیازات فوری آمریکا
مانند بسیاری از توافقهای مربوط به ایران، متن حاضر تا حدی شبیه یک پازل است؛ برخی مواد به مواد دیگر ارجاع میدهند و برخی تعهدات برای آینده در نظر گرفته شدهاند، در حالی که برخی دیگر فوراً اجرایی میشوند.
برای فهم اینکه چه چیزهایی باید فوراً اجرا شود، باید به ماده ۱۳ مراجعه کرد.
این ماده تصریح میکند که بلافاصله پس از امضای یادداشت تفاهم، اجرای مواد ۴، ۵، ۱۰ و ۱۱ باید آغاز شود.
بنابراین این چهار ماده همان تعهداتی هستند که از همین حالا لازمالاجرا هستند و حتی پیش از آغاز مذاکرات مرحله دوم باید در حال اجرا باشند.
مواد ۴ و ۵: تنگه هرمز
بر اساس این دو ماده:
• آمریکا محاصره دریایی خود را برمیدارد.
• ایران موانع موجود، از جمله مینها، را برطرف میکند.
• تردد دریایی در تنگه هرمز طی ۳۰ روز به سطح پیش از جنگ بازمیگردد.
اگر توافق در همین نقطه متوقف میشد، از نگاه آمریکا و اقتصاد جهانی توافق خوبی محسوب میشد؛ زیرا مشکل اصلی مربوط به تنگه هرمز را حل میکند و هر دو کشور میپذیرند که عبور و مرور کشتیها به سطح پیش از جنگ بازگردد.
اما توافق به اینجا ختم نمیشود.
به اعتقاد مکگورک، در همین نقطه تعهدات ایران پایان مییابد و تعهدات آمریکا آغاز میشود.
ماده ۱۰: معافیتهای تحریمی
بر اساس این ماده:
ایالات متحده بلافاصله پس از امضای توافق، برای صادرات نفت خام ایران، محصولات پتروشیمی و مشتقات آن و همچنین خدمات مرتبط از جمله بانکداری، بیمه و حملونقل معافیتهای تحریمی صادر خواهد کرد.
مکگورک این اقدام را یک امتیاز بسیار مهم میداند.
به گفته او، این بند عملاً ایران را به جایگاهی بازمیگرداند که در دوران برجام داشت؛ یعنی امکان فروش نامحدود نفت و محصولات پتروشیمی با قیمتهای بازار جهانی.
برخی کارشناسان انرژی تخمین زدهاند که تنها همین بند میتواند سالانه بین ۶۰ تا ۷۰ میلیارد دلار درآمد مستقیم برای ایران ایجاد کند.
به تعبیر او، ایران در ازای باز کردن تنگه هرمز ــ تنگهای که پیش از جنگ نیز باز بود ــ چنین امتیازی دریافت میکند.
ماده ۱۱: داراییهای مسدودشده ایران
به گفته مکگورک، این ماده پیچیدهترین بخش توافق است.
در متن آمده است:
«وجوه و داراییهای مسدود یا محدودشده جمهوری اسلامی ایران آزاد شده و بهطور کامل در دسترس قرار خواهد گرفت.»
البته در متن رسمی عبارت دیگری نیز وجود دارد که میگوید این اقدام «در پرتو پیشرفت مذاکرات برای دستیابی به توافق نهایی» انجام خواهد شد.
از یک سو، ممکن است این عبارت چنین تفسیر شود که آزادسازی داراییها به پیشرفت مذاکرات ۶۰ روزه و عملکرد ایران در مسیر توافق نهایی وابسته است.
اما از سوی دیگر، ماده ۱۳ تصریح میکند که مذاکرات مرحله دوم اساساً بدون آغاز اجرای ماده ۱۱ شروع نخواهد شد.
از این رو، مکگورک استدلال میکند که موضوع داراییهای مسدودشده باید به شکلی از هماکنون حلوفصل شود؛ شاید حتی پیش از آنکه ایران همه تعهدات خود درباره تنگه هرمز را اجرا کرده باشد.
او همچنین بر بخش دیگری از ماده ۱۱ تأکید میکند که میگوید بانک مرکزی ایران میتواند ذینفع نهایی این وجوه را تعیین کند.
به اعتقاد او، این موضوع با توافقهای پیشین تفاوت دارد. برای مثال، در توافق تبادل زندانیان در سال ۲۰۲۳، وجوه آزادشده صرفاً برای مصارف بشردوستانه قابل استفاده بود. اما در متن فعلی چنین محدودیتی بهصراحت دیده نمیشود.
او مینویسد که متن رسمی البته از «رویههای مورد توافق طرفین» سخن میگوید، اما همچنان ماده ۱۳ ایجاب میکند که موضوع داراییها پیش از آغاز مذاکرات گستردهتر حل شود. از نظر او، این موضوع میتواند در روزهای آینده به یکی از نقاط اختلاف تبدیل شود.
تعهدات بلندمدت
ماده ۸: سلاح هستهای
مکگورک معتقد است ایران در این ماده تعهد جدیدی نداده است.
در متن آمده است:
«جمهوری اسلامی ایران مجدداً تأکید میکند که سلاح هستهای تحصیل یا توسعه نخواهد داد.»
او یادآوری میکند که در برجام ۲۰۱۵ نیز عبارت بسیار مشابهی وجود داشت:
«ایران مجدداً تأکید میکند که تحت هیچ شرایطی هرگز در پی دستیابی، توسعه یا کسب سلاح هستهای نخواهد بود.»
از این رو، به اعتقاد او، این زبان حقوقی تازه نیست و آمریکا در ازای صرفاً «تجدید تأکید» ایران، امتیازات زیادی پرداخت کرده است.
مکگورک البته اذعان میکند که دولت ترامپ بخش بزرگی از برنامه هستهای ایران را در جریان جنگ از بین برده و این تفاهمنامه نیز حفظ وضع موجود در طول مذاکرات ۶۰ روزه را تضمین میکند.
اما او میگوید متن فعلی هیچ نقشه روشنی برای رسیدن به یک توافق جامع و پایدار ارائه نمیدهد.
در مورد مواد غنیشده و خود برنامه هستهای نیز متن فقط میگوید این مسائل در توافق نهایی حلوفصل خواهند شد.
به بیان دیگر، از نگاه او، ایران هنوز هیچ تعهد قطعی درباره این موضوعات نداده است.
او همچنین اشاره میکند که متن رسمی از «رقیقسازی در محل» (Down-blending on site) سخن میگوید؛ موضوعی که به نظر او عقبنشینی از موضع قبلی ترامپ مبنی بر خروج مواد غنیشده از ایران محسوب میشود.
ماده ۶: صندوق ۳۰۰ میلیارد دلاری
یکی از بحثبرانگیزترین بخشهای توافق، موضوع تأمین مالی حداقل ۳۰۰ میلیارد دلاری برای بازسازی و توسعه اقتصادی ایران است.
مکگورک تأکید میکند که تفاهمنامه چنین صندوقی را فوراً ایجاد نمیکند، اما آمریکا را متعهد میسازد که همراه شرکای منطقهای خود طرحی را با حداقل ۳۰۰ میلیارد دلار تأمین مالی تهیه کند.
این طرح باید ظرف ۶۰ روز تدوین شود و بخشی از توافق نهایی باشد.
او برداشت خود را چنین بیان میکند:
اگر این صندوق محقق نشود، توافق نهایی نیز شکل نخواهد گرفت.
به اعتقاد او، ایران بند ۶ را به این شکل خواهد خواند که بدون تحقق این برنامه مالی، هیچ توافق نهایی درباره موضوعات هستهای نیز وجود نخواهد داشت.
با این حال، این برداشت شخصی مکگورک است و متن بهصراحت چنین شرطی را بیان نمیکند.
ماده ۷: رفع همه تحریمها
مکگورک این ماده را مهمترین و در عین حال دشوارترین بخش برای مذاکرات آینده میداند.
در متن آمده است:
«ایالات متحده متعهد میشود تمامی انواع تحریمها علیه جمهوری اسلامی ایران را خاتمه دهد.»
سپس به مواردی مانند:
• قطعنامههای شورای امنیت
• قطعنامههای شورای حکام آژانس
• تحریمهای اولیه آمریکا
• تحریمهای ثانویه آمریکا
اشاره میشود.
از نگاه مکگورک، تهران این عبارت را به معنای رفع «همه» تحریمها خواهد دانست؛ از جمله تحریمهای مرتبط با:
• تروریسم
• موشکهای بالستیک
• حقوق بشر
• پهپادها
• اشاعه تسلیحات
او میگوید این فراتر از هر چیزی است که آمریکا تاکنون به ایران پیشنهاد داده است.
نبود اشاره به گروههای نیابتی، موشکها و حقوق بشر
مکگورک معتقد است یکی از مهمترین ویژگیهای این تفاهمنامه، موضوعاتی است که اصلاً در آن ذکر نشدهاند.
او مینویسد:
در سراسر متن هیچ اشارهای به موارد زیر وجود ندارد:
• حمایت ایران از گروههای مسلح و نیابتی در منطقه
• حزبالله لبنان
• حوثیهای یمن
• گروههای مسلح عراقی
• برنامه موشکی بالستیک ایران
• برنامه پهپادی ایران
• پرونده حقوق بشر در ایران
• تلاشهای منتسب به ایران برای ترور شهروندان یا مقامهای آمریکایی
به گفته او، اگر قرار باشد آمریکا در آینده همه تحریمها را لغو کند، منطقی است که در مقابل ایران نیز درباره این موضوعات تعهداتی ارائه دهد؛ اما چنین تعهداتی در متن دیده نمیشود.
آژانس بینالمللی انرژی اتمی (IAEA)
مکگورک بخش دیگری از بند ۷ را نیز مورد توجه قرار میدهد.
او میگوید وقتی ایران از پایان یافتن قطعنامههای شورای حکام آژانس سخن میگوید، در واقع به دنبال دریافت نوعی «گواهی سلامت کامل» از آژانس است؛ یعنی بسته شدن پرونده فعالیتهای گذشته هستهای.
از نگاه او:
ایران در گذشته برنامه تسلیحات هستهای داشته است و این موضوع برای همه روشن است.
او معتقد است تا زمانی که ایران درباره آن فعالیتها شفافسازی نکند، نباید چنین «گواهی سلامت کاملی» صادر شود.
این بخش البته ارزیابی شخصی مکگورک است و در متن تفاهمنامه به چنین تفسیری اشاره نشده است.
پایان جنگ
مکگورک سپس به بند نخست تفاهمنامه میپردازد.
در این بند آمده است که:
• جنگ در همه جبههها، از جمله لبنان، پایان مییابد.
• ایران و آمریکا از تهدید یا استفاده از زور علیه یکدیگر خودداری میکنند.
اما او معتقد است صرف نوشتن چنین عبارتی به معنای پایان واقعی جنگ نیست.
به گفته او:
تا زمانی که موضوع حزبالله و سایر بازیگران منطقهای حل نشود، نوشتن عبارت «پایان جنگ در لبنان» روی کاغذ تأثیر عملی محدودی خواهد داشت.
او مینویسد:
مسیر پایان جنگ در لبنان از بیروت و اورشلیم (اسرائیل) میگذرد، نه از تهران.
اشاره به اظهارات ترامپ
مکگورک همچنین به سخنان همان روز ترامپ در نشست گروه هفت اشاره میکند.
ترامپ گفته بود:
«اگر از رفتار ایران خوشم نیاید، دوباره به سمتشان شلیک میکنیم و بمب روی سرشان میاندازیم.»
مکگورک استدلال میکند که چنین اظهاراتی حتی ممکن است با روح بند اول تفاهمنامه که طرفین را از تهدید به زور منع میکند، در تعارض باشد.
ماده ۲ و مسئله عدم مداخله
او به بند دوم نیز اشاره میکند که در آن دو کشور متعهد میشوند:
در امور داخلی یکدیگر مداخله نکنند.
به اعتقاد مکگورک، ایران ممکن است این بند را چنین تفسیر کند که آمریکا در آینده نباید از تحریمهای مرتبط با حقوق بشر یا حمایت از مخالفان داخلی ایران استفاده کند.
او میگوید این نیز امتیازی است که ایران دریافت کرده، بدون آنکه تعهد مشخص جدیدی در مقابل ارائه دهد.
جمعبندی نهایی مکگورک
در پایان، مکگورک نتیجه میگیرد که:
• آمریکا برای بازگشایی تنگه هرمز امتیازات اقتصادی بسیار بزرگی داده است.
• بخش مهمی از اهرم فشار خود را پیشاپیش واگذار کرده است.
• ایران تعهدات مشخص و جدید اندکی پذیرفته است.
• موضوعات اصلی مانند برنامه هستهای، موشکی و فعالیتهای منطقهای به آینده موکول شدهاند.
او مینویسد:
با توجه به سابقه مذاکرات ایران و رفتار منطقهای جمهوری اسلامی طی ۴۷ سال گذشته، بعید است آمریکا بتواند از این تفاهمنامه یکجانبه به توافقی جامع و پایدار درباره برنامه هستهای یا سایر موضوعات دست یابد.
و در آخر هشدار میدهد:
اگر مذاکرات آینده طولانی یا متوقف شود، صلحی که این تفاهمنامه وعده میدهد ممکن است دوام چندانی نداشته باشد.
این جمعبندی، در واقع عصاره کل مقاله است: مکگورک معتقد است واشنگتن بخش عمده امتیازات را در مرحله اول داده، در حالی که موضوعات اصلی و دشوار به مذاکرات بعدی موکول شدهاند.