کوردستان میدیا

سایت مرکزی حزب دمکرات کوردستان ایران

خوانشی روان‌شناختی از پیام مجتبی خامنه‌ای در پی تفاهم اولیه ایران و آمریکا

22:18 - 2 تیر 1405

شاهرخ حسن‌زادە

جغرافیای نوین قدرت و دیپلماسی سایه‌ها در خاورمیانه پس از پشت سر گذاشتن جنگ ۳۹ روزه، اکنون در آستانه فرآیندهای گذار و نقاط عطف دیپلماتیک خود ایستاده است. در حالی که یک تفاهم‌نامه الکترونیکی اولیه میان آمریکا و ایران در کاخ ورسای فرانسە امضا شده، کانون توجه ناظران بین‌المللی به ژنو دوخته شده است؛ جایی که فرستادگان دیپلماتیک تلاش می‌کنند تا مانع از آن شوند که شلیک‌های پراکنده و تنش‌های مرزی اخیر در لبنان و اسرائیل، قلم مذاکره‌کنندگان را در روز سرنوشت‌ساز شنبه خشک کند. اما در پس این پرده‌نشینی و هیاهوی دیپلماتیک، آن‌چه در سپهر درون‌ساختاری قدرت در تهران جلب توجه می‌کند، تولد یک سنت مکتوب جدید و کلامی مبتنی بر فاصله است.

پس از کشتە شدن علی خامنه‌ای در اولین روز جنگ و انتصاب فرزند وی، مجتبی خامنه‌ای همچنان ترجیح می‌دهد به جای حضور در رسانه‌های جمعی و مواجهه‌ی مستقیم، از پشت دیوارهای بلند سکوت و به واسطه پیام‌های مکتوب با جامعه، جریان‌های داخلی و حاکمیت سخن بگوید.

مکانیسم دفاعی فاصله‌گذاری و بحران مشروعیت کاریزماتیک

تصویرسازی و لحن به کار رفته در پیام مکتوب منتسب به وی پس از عقد تفاهم‌نامه، تداعی‌کننده فرآیندی روان‌شناختی و بسیار آشنا در ساختارهای قدرت بسته و دیکتاتوری است. فرزندی که در اتمسفر یک حاکمیت مطلق و سایه‌گستر رشد کرده و اکنون ردای همان ادبیات معمایی، چندلایه و دوپهلوی پدر را بر تن کرده است. خامنه‌ای دوم، در این متن، دقیقاً در نقش یک ناظر متعالی و قاضی بی‌طرف ظاهر می‌شود؛ بازیگری که هم درون بازی است و هم از موضعی برتر، کل شطرنج سیاسی را تماشا می‌کند.

از منظر روان‌شناسی سیاسی، این مکتوب‌نویسی و پرهیز از کلام شفاهی یا زنده، جدای از مسائل امنیتی، نشان‌دهنده نوعی اضطراب مشروعیت در عین تلاش برای تثبیت انحصارطلبی قدرت است. وی با گزینش پیام مکتوب، خود را از پاسخگویی آنی، دیالوگ رو در رو و چالش‌های ناشی از مواجهه با افکار عمومی معاف می‌سازد؛ مدلی که پیش از این نیز توسط سلف او در دوران بحران‌های عمیق حاکمیتی به کار گرفته می‌شد تا خط‌ناپذیری و تقدس رهبری آسیب نبیند.

از سوی دیگر، استفاده از عبارات کلیدی نظیر «بنده نظر دیگری داشتم»، سندی آشکار از تلاش خودآگاه او برای حفظ پاکی مطلق ایدئولوژیک است. او به خوبی می‌داند که این تفاهم‌نامه دیپلماتیک ممکن است به شکست یا بحران‌های بعدی منجر شود؛ بنابراین، با رویکردی مبتنی بر فرافکنی و فرار رو به جلو، پیشاپیش مسئولیت شکست احتمالی را به تمامی بر دوش قوه مجریه می‌اندازد. این فرآیند روانی، تصویری از یک خادم دلسوز اما قاطع ترسیم می‌کند که تنها به دلیل اصرار دیگران و برای منافع عمومی، از موضع درست خود کوتاه آمده است.

توزیع نامتقارن ریسک و تله‌گذاری برای قوه مجریه

از دیدگاه تحلیل رفتار سیاسی نشان می‌دهد، بندبند این نوشته یک نقشه‌برداری دقیق از آرایش نوین قدرت در تهران پسا-خامنه‌ای پدر است. در شرایطی که حاکمیت برای بقا ناگزیر از تفاهم است، این پیام نوعی توزیع نامتقارن ریسک سیاسی را به نمایش می‌گذارد تا جریان رادیکال و بدنه سنتی نظام احساس سرخوردگی نکنند.

عبارت «از باب تعهدی که رئیس‌جمهور دادند، اجازه آن را صادر نمودم»، کلیدی‌ترین فرامتن این سند است. مجتبی با این فرمول‌بندی، بدون آن‌که رسماً مسئولیت عواقب هولناک احتمالی مذاکرات را بپذیرد، خود را در جایگاه فرد تصمیم‌گیر نهایی و توزیع‌کننده اذن حاکمیتی تثبیت می‌کند. او رئیس‌جمهور را در موقعیت ضامن و پاسخگو قرار می‌دهد؛ تله‌ای سیاسی که در آن، اگر تفاهم‌نامه به فرجام نامطلوبی برسد، مقصر رئیس‌جمهور است که «تعهد داد و نتوانست»، و اگر فرجامی نیکو داشته باشد، این مجتبی بوده که با «سعه صدر و اجازه کارگشای خود» راه نجات کشور را باز کرده است.

دوگانه‌سازی میان «حسن نظر مسئولین خودی» در برابر استیصال آمریکا، تلاشی تاکتیکی برای اقناع بدنه رادیکال و فرماندهان نظامی پس از فرسایش ناشی از جنگ ۳۹ روزه است. او تلاش می‌کند پذیرش تفاهم‌نامه را نه به عنوان عقب‌نشینی، بلکه به عنوان تسلیم شدن رئیس‌جمهور آمریکا در برابر اراده حاکمیت ایران قاب‌بندی کند.

استراتژی حکمرانی مه‌آلود و نارنجک ضامن‌کشیده در جیب دولت

تصویر ذهنی برجای‌مانده از این پیام، اتاق تاریک، زیرزمینی و سردی در تهران است که در آن توافقی الکترونیکی تأیید شده، اما امضاکننده واقعی پشت سایه‌ها، خود را فرسنگ‌ها از میز حضوری و دوربین‌های ژنو دور نگه می‌دارد. عبارت «مذاکرات حضوری به معنی پذیرش نظر دشمن نیست»، دیواری دفاعی است که مجتبی دور خود و حامیان وفادارش می‌کشد تا برچسب سازش‌کاری به او الصاق نشود.

او پیشاپیش با چیدن شروط سخت‌گیرانه و به کار بردن مداوم واژه «زیاده‌خواهی»، نارنجکی ضامن‌کشیده را در جیب کت مذاکره‌کننده ارشد در آستانه سفر روز شنبه قرار می‌دهد. این یعنی حاکمیت سایه در تهران، در صورت بروز هرگونه تغییر ناگهانی در ژنو یا تشدید درگیری‌ها میان حزب‌الله و اسرائیل، بستر داخلی لازم را برای لغو یک‌طرفه یا شکست فرآیند مذاکرات کاملاً آماده و مهیا نگه داشته است.

تثبیت متدولوژی تعلیق و ابهام

مجتبی خامنه‌ای با انتشار این پیام مکتوب، ثابت کرد که نه تنها شاگرد وفادار مکتب پدر، بلکه احیاکننده و بازطراحی‌کننده متدولوژی او در مدیریت بحران‌های بقا است. او با لحنی که در آن هم «اذن حاکمیتی» وجود دارد، هم «برائت پیش‌دستانه» و هم «تنظیم خطوط قرمز برای دولت»، نشان داد که استراتژی اصلی او در دوران پسا-پدر، حکمرانی از طریق ایجاد تعلیق و ابهام سیستماتیک است. او در حالی که جهان را منتظر خودکارهای روی میز ژنو نگه داشته، خودکار شخصی خود را در تهران برای نوشتن سناریوی تاریخی «من پیشتر هشدار داده بودم» آماده نگه داشته است.