کوردستان میدیا

سایت مرکزی حزب دمکرات کوردستان ایران

تحلیل: خطای فاحش ترامپ در جنگ با ایران، روزنه‌ای باریک به‌سوی جهانی امن‌تر گشوده است

08:15 - 3 تیر 1405

هوگو دیکسون | رویترز Breakingviews

توضیح سردبیر: این مقاله بیانگر دیدگاه‌های کوردستان میدیا نیست و در چارچوب بازنشر نظرات آزاد و متنوع منتشر می‌شود.

حمله آمریکا به ایران با نام «عملیات خشم حماسی» معرفی شد، اما اکنون که واشنگتن با تهران به توافق آتش‌بسی دست یافته که هیچ‌یک از اهداف اولیه جنگ را تأمین نکرده است، این اقدام بیش از آنکه «حماسی» باشد، به یک «خطای فاحش» شباهت دارد. هرچند این وضعیت برای آمریکا و دونالد ترامپ یک شکست محسوب می‌شود، اما از دل این بحران شاید روزنه‌ای هرچند باریک به‌سوی جهانی امن‌تر پدید آمده باشد.

این جنگ خسارت‌های گسترده‌ای به همراه داشته و خطراتی را از خاورمیانه تا چین و روسیه ایجاد کرده است. با این حال، ناکامی آمریکا و متحدش اسرائیل نشان داد که تهاجم به یک رقیب ضعیف‌تر همیشه به نتیجه مطلوب نمی‌رسد. از نگاه نویسنده، اروپا نیز برخلاف انتظار یکی از برندگان این بحران بوده و همین موضوع می‌تواند به شکل‌گیری موازنه‌ای بهتر در نظام بین‌الملل کمک کند.

سه پیامد منفی جنگ

نویسنده معتقد است جنگ سه خطر ژئوپلیتیک مهم را افزایش داده است.

نخست، ایران ممکن است پس از تحمل حملات گسترده آمریکا، در موقعیتی قدرتمندتر ظاهر شود. از آنجا که واشنگتن تمایل چندانی به ازسرگیری درگیری‌ها ندارد، تهران ممکن است آزادی عمل بیشتری برای اعمال نفوذ در منطقه و فشار بر رقبای خود پیدا کند.

دوم، توازن قدرت جهانی به سود چین تغییر کرده است. پکن خود را بازیگری معرفی کرده که به قواعد بین‌المللی پایبند است، در حالی که آمریکا از نگاه بسیاری از کشورها خارج از این چارچوب عمل کرده است. افزایش نفوذ چین نیز به نوبه خود می‌تواند مخاطره‌آمیز باشد، زیرا این کشور در مناقشات ارضی و اقتصادی رفتارهای تهاجمی از خود نشان داده است.

سوم، روسیه نیز تا حدی از این جنگ سود برده است. افزایش قیمت نفت و کاهش فشار برخی تحریم‌های مرتبط با صادرات انرژی، منابع مالی بیشتری در اختیار کرملین قرار داده است.

جنبه‌های مثبت بحران

با وجود این خطرات، نویسنده معتقد است جنگ پیامدهای مثبتی نیز داشته است.

به باور او، قدرت مانور آمریکا و اسرائیل محدودتر شده است. ترامپ پس از جنگ با کاهش محبوبیت روبه‌رو شده و بازارهای پیش‌بینی سیاسی احتمال از دست رفتن اکثریت شکننده جمهوری‌خواهان در انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره را افزایش داده‌اند. همچنین شماری از جمهوری‌خواهان نیز در برخی موضوعات داخلی و خارجی از ترامپ فاصله گرفته‌اند.

از نظر نویسنده، این وضعیت احتمال اقدامات نظامی گسترده جدید از سوی ترامپ را کاهش می‌دهد. او حتی معتقد است خطر عملی شدن تهدیدهای پیشین ترامپ درباره گرینلند نیز کمتر شده است.

در مورد اسرائیل نیز نویسنده استدلال می‌کند که کاهش حمایت سیاسی در آمریکا، به‌ویژه پس از جنگ ایران و بحران غزه، می‌تواند دست دولت بنیامین نتانیاهو را برای آغاز درگیری‌های تازه محدودتر کند. افزون بر این، روابط نتانیاهو و ترامپ نیز به اندازه گذشته نزدیک نیست و نظرسنجی‌ها از کاهش شانس سیاسی نخست‌وزیر اسرائیل حکایت دارند.

اروپا؛ برنده غیرمنتظره

این بحران ضعف اروپا در حوزه امنیت انرژی را بار دیگر آشکار کرد. وابستگی به منابع انرژی خلیج فارس پس از کاهش وابستگی به روسیه، آسیب‌پذیری تازه‌ای برای این قاره ایجاد کرده است. همچنین ترامپ به دلیل حمایت نکردن اروپا از جنگ، فشارهایی را بر متحدان اروپایی وارد کرده و حتی بازنگری در استقرار نیروهای آمریکایی در اروپا را آغاز کرده است.

با این حال، نویسنده معتقد است اروپا توانست در برابر فشارهای آمریکا مقاومت کند. فرانسه، آلمان و بریتانیا در قبال ایران موضعی هماهنگ اتخاذ کردند؛ امری که در مقایسه با اختلافات اروپا در جنگ‌های عراق و لیبی قابل توجه است.

به باور نویسنده، فاصله گرفتن نسبی اروپا از سیاست‌های ترامپ باعث شده اعتبار بیشتری در میان کشورهای موسوم به «جنوب جهانی» کسب کند و فرصت بیشتری برای رهبری ائتلافی از قدرت‌های میانی پیدا کند؛ کشورهایی که نه کاملاً زیر نفوذ آمریکا هستند و نه چین.

آیا خطرات قابل مهارند؟

نویسنده در پایان استدلال می‌کند که پیامدهای منفی جنگ لزوماً دائمی نخواهند بود.

او معتقد است اگر مذاکرات میان آمریکا و ایران به یک توافق پایدار منجر شود و تهران در ازای رفع تحریم‌ها و سرمایه‌گذاری خارجی، برخی محدودیت‌ها را بپذیرد، ممکن است مسیر توسعه اقتصادی و ثبات را بر تقابل ترجیح دهد.

همچنین از نگاه او، جنگ ایران نشان داده که برتری نظامی مطلق تضمین‌کننده پیروزی نیست؛ درسی که می‌تواند در محاسبات چین درباره تایوان نیز تأثیرگذار باشد.

در مورد جنگ اوکراین نیز نویسنده بر این باور است که موفقیت‌های اخیر کی‌یف و فشارهای اقتصادی بر روسیه می‌تواند مسکو را به بن‌بست بکشاند. او از اتحادیه اروپا می‌خواهد از دارایی‌های مسدودشده روسیه برای حمایت از اوکراین استفاده کند.

جمع‌بندی نویسنده این است که اگر اروپا بتواند در حمایت از اوکراین موفق عمل کند و همزمان شکست آمریکا در دستیابی به اهداف خود در جنگ ایران تثبیت شود، این پیام به جهان مخابره خواهد شد که تهاجم و زورگویی لزوماً نتیجه‌بخش نیست و دیپلماسی و حقوق بین‌الملل همچنان می‌توانند دست بالا را داشته باشند.