دنیل بایمن در یادداشتی در فارن پالیسی استدلال میکند که توافق اخیر میان آمریکا و ایران بیش از آنکه پایان یک بحران باشد، آغاز مرحلهای دشوار از مذاکرات و اختلافات حلنشده است. به باور او، دولت دونالد ترامپ موفق شده آتشبس و چارچوبی برای گفتوگو ایجاد کند، اما مهمترین مسائل مورد اختلاف را به آینده موکول کرده است.
بایمن مینویسد دولت ترامپ در شصت روز آینده با چالشهای بزرگی روبهرو خواهد بود. حتی بخشی از حامیان رئیسجمهور آمریکا نیز از مفاد توافق انتقاد کردهاند. منتقدان معتقدند این توافق امتیازات اقتصادی قابل توجهی در اختیار جمهوری اسلامی قرار میدهد، در حالی که تضمین روشنی درباره برنامه هستهای ایران یا ذخایر موشکی آن ارائه نمیکند.
به گفته نویسنده، یکی از مهمترین مشکلات توافق آن است که پرسشهای اصلی را حل نکرده، بلکه آنها را به مذاکرات بعدی منتقل کرده است. آینده برنامه هستهای ایران، محدودیتهای احتمالی بر توان موشکی جمهوری اسلامی، نحوه اجرای تعهدات اقتصادی و همچنین مسائل امنیتی منطقهای همچنان نامشخص باقی ماندهاند.
بایمن همچنین به نقش اسرائیل اشاره میکند. او یادآور میشود که اسرائیل اعلام کرده حملاتش علیه حزبالله لبنان الزاماً مشمول توافق ایران و آمریکا نمیشود. از نگاه نویسنده، همین مسئله نشان میدهد که توافق کنونی هنوز نتوانسته همه جبهههای مرتبط با جنگ را مهار کند و تنشهای منطقهای میتوانند روند مذاکرات را مختل کنند. این مسئله حتی در روزهای نخست پس از امضای توافق نیز بر فضای گفتوگوها سایه انداخته است.
نویسنده معتقد است دولت ترامپ در رسیدن به توافقهای پر سر و صدا و اعلام موفقیتهای دیپلماتیک مهارت دارد، اما تجربه توافق غزه نشان داده است که رسیدن به توافق اولیه لزوماً به معنای حل بحران نیست. از نظر او، چالش اصلی نه امضای توافق، بلکه اجرای آن و مدیریت اختلافات بعدی است.
در جمعبندی، بایمن استدلال میکند که آتشبس و تفاهم کنونی توانسته از ادامه فوری جنگ جلوگیری کند، اما هنوز هیچیک از مسائل بنیادینی که به درگیری منجر شدند حل نشدهاند. از این رو، اگر مذاکرات بعدی به نتیجه نرسند یا اختلافات منطقهای تشدید شوند، توافق فعلی میتواند به جای تثبیت صلح، زمینهساز دور تازهای از تنش و درگیری باشد.