اشاره: محتوای این گزارش تحلیلی بازتابدهنده دیدگاه «کوردستان میدیا» نیست و صرفاً در چارچوب دیدگاهها و تحلیلهای متنوع منتشر میشود.
گزارش تحلیلی از: عباس اللواتی، نیک رابرتسون؛ سی ان ان
برای دههها، رهبران کشورهای عربی خلیج فارس رابطه خود با ایالات متحده را یک شراکت راهبردی تلقی میکردند. اما دونالد ترامپ اغلب این رابطه را از زاویهای متفاوت میدید.
او در سال ۲۰۱۸ گفته بود:
«پادشاه، ما از شما محافظت میکنیم. شاید بدون ما دو هفته هم دوام نیاورید. باید برای ارتشتان پول بدهید.»
این نگاه، بازتاب یک رویکرد کاملاً معاملهمحور بود؛ در حالی که رهبران خلیج فارس آن را ستون اصلی امنیت خود میدانستند.
یک سال بعد، عربستان سعودی با بزرگترین حمله به خاک خود در دهههای اخیر روبهرو شد؛ حملاتی به تأسیسات مهم نفتی که برای مدتی حدود نیمی از تولید نفت این کشور را متوقف کرد و باعث افزایش قیمت جهانی نفت شد. هرچند واشنگتن ایران را مسئول دانست و حمله را محکوم کرد، اما در کشورهای خلیج فارس این تردید باقی ماند که آمریکا تا چه اندازه آماده است بهطور عملی از آنها در برابر تهران حمایت کند.
در دور دوم ریاستجمهوری ترامپ، این نگرانیها همچنان پررنگ بود. در حالی که کشورهای خلیج فارس وعده سرمایهگذاریهای چند تریلیون دلاری در اقتصاد آمریکا را مطرح کردند، ترامپ این منطقه را برای نخستین سفر رسمی خارجی خود برگزید.
او در دوحه اعلام کرد:
«ما از این کشور محافظت خواهیم کرد.»
اما این وعده در سال جاری با جدیترین آزمون خود روبهرو شد. با وجود تلاش کشورهای خلیج فارس برای جلوگیری از یک درگیری منطقهای، ایالات متحده ــ همراه با اسرائیل ــ وارد جنگی علیه ایران شد؛ جنگی که موجی از حملات تلافیجویانه را در سراسر خلیج فارس به دنبال داشت و دولتهای منطقه را بار دیگر با پرسش بنیادین درباره میزان اتکاپذیری حمایت آمریکا مواجه کرد.
مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، این هفته به منطقه سفر کرد تا به کشورهای خلیج فارس اطمینان دهد تعهدات امنیتی واشنگتن همچنان برقرار است. با این حال، برای بسیاری از دولتهای منطقه، مسئله دیگر صرفاً میزان تعهد آمریکا نیست؛ بلکه این است که آیا توافق در حال شکلگیری با ایران وضعیت امنیتی آنها را بهبود میبخشد یا بدتر میکند.
به گفته حسن الحسن، پژوهشگر ارشد مؤسسه بینالمللی مطالعات استراتژیک (IISS)، از نگاه کشورهای عربی خلیج فارس این جنگ یک «نقطه عطف فاجعهبار» در نظم امنیتی منطقه محسوب میشود. او این روند را بخشی از کاهش نقش آمریکا در منطقه میداند و معتقد است جریان منابع اقتصادی به سمت ایران میتواند تهران را جسورتر کند.
با این حال، او تأکید میکند که کشورهای خلیج فارس از آتشبس حمایت کردهاند، زیرا از دید آنها «یک توافق بد هم بهتر از جنگ است».
تلاش برای اطمینانبخشی
روبیو به امارات متحده عربی، بحرین و کویت سفر کرد؛ کشورهایی که بیشترین آسیب را از حملات ایران در جریان جنگ متحمل شدند و بیشترین تردید را نسبت به روند کاهش تنش میان واشنگتن و تهران دارند.
او در کویت تأکید کرد که ایالات متحده هیچ اقدامی انجام نخواهد داد که امنیت متحدان خلیج فارس را تضعیف کند و افزود که هیچ تردیدی نسبت به تضمینهای امنیتی آمریکا وجود ندارد.
او همچنین گفت واشنگتن در تمامی مراحل مذاکرات با ایران، با متحدان منطقهای خود در ارتباط و مشورت خواهد بود.
کشورهای خلیج فارس پیشتر با توافق هستهای ۲۰۱۵ ایران مخالفت کرده و از خروج ترامپ از آن در سال ۲۰۱۸ استقبال کرده بودند. اما توافق جدید، از نگاه آنها، نگرانیهای بیشتری ایجاد کرده است؛ زیرا نهتنها بسیاری از دغدغههای پیشین را حل نمیکند، بلکه در شرایطی شکل میگیرد که اعتماد به آمریکا نیز تضعیف شده است.
یک دیپلمات ارشد خلیج فارس گفته است این جنگ نشان داد ایران دارای طرحی دقیق و از پیش آماده برای هدف قرار دادن کشورهای منطقه است.
یکی از نقاط حساس این توافق، نقش ایران در نظارت بر تردد تجاری در تنگه هرمز همراه با عمان است؛ موضوعی که میتواند بخش مهمی از تجارت دریایی و بهویژه صادرات انرژی کشورهای خلیج فارس را تحت تأثیر قرار دهد.
این توافق همچنین برنامه موشکی ایران و شبکه گروههای نیابتی آن را در بر نمیگیرد؛ موضوعاتی که کشورهای خلیج فارس آن را حتی فوریتر از پرونده هستهای میدانند. ترامپ پیشتر گفته بود داشتن موشک برای ایران نیز همانند عربستان یک حق طبیعی است.
در این توافق همچنین ایجاد یک صندوق ۳۰۰ میلیارد دلاری برای بازسازی ایران پیشبینی شده است. با این حال، مشارکت کشورهای خلیج فارس در آن هنوز قطعی نیست؛ عربستان اعلام کرده جزئیات روشنی در اختیار ندارد و قطر تنها ابراز علاقه کرده اما تعهد رسمی نداده است. روبیو نیز گفته است در این سفر درخواست مالی در این زمینه مطرح نخواهد شد.
حرکت به سمت سازگاری منطقهای
در عین حال، کشورهای خلیج فارس میدانند که در شرایط کنونی جایگزین واقعی برای ایالات متحده به عنوان شریک امنیتی وجود ندارد. با وجود کاهش نسبی نقش امنیتی واشنگتن، همکاری اقتصادی با کشورهای منطقه همچنان قوی باقی مانده است.
برخی کشورها نیز در حال تنوعبخشی به منابع تسلیحاتی خود هستند و حتی به همکاری نظامی با ترکیه میاندیشند.
این جنگ همچنین باعث شده رهبران منطقه با جدیت بیشتری به امکان یک سازش بلندمدت با ایران فکر کنند. در شرایطی که هیچ قدرت منطقهای توان جایگزینی آمریکا را ندارد، تصور آیندهای با نقش کمرنگتر واشنگتن در معماری امنیتی منطقه تقویت شده است؛ از جمله احتمال شکلگیری یک پیمان عدم تجاوز منطقهای با ایران.
با این حال، پرسش اصلی این است که ایران چگونه به چنین توافقی پایبند خواهد بود، در حالی که ابزارهای فشار کشورهای خلیج فارس عمدتاً محدود به همکاری اقتصادی است.
کارشناسان هشدار میدهند که دیپلماسی بهتنهایی قادر به ایجاد تضمینهای امنیتی کافی نیست. به گفته الحسن، ایران بدون وجود بازدارندگی واقعی ممکن است به چنین توافقی پایبند نماند و کشورهای خلیج فارس باید توازن قوا را از طریق تقویت توان دفاعی و سازوکارهای بازدارنده اصلاح کنند.
بازنگری در روابط
در فضای رسانهای نیز نگاهها در حال تغییر است. برخی تحلیلها در رسانههای نزدیک به دولتهای منطقه، از جمله در روزنامه الشرقالأوسط، این پرسش را مطرح کردهاند که آیا میتوان رفتار منطقهای ایران را از طریق دیپلماسی تغییر داد یا نه.
حتی پیش از جنگ نیز برخی تحلیلگران سعودی تأکید کرده بودند که هدف، نابودی یا تضعیف کامل ایران نیست، بلکه تغییر رفتار و ادغام آن در یک نظم پایدار منطقهای است.
در نهایت، به گفته تحلیلگران، بحران اخیر باعث شده هم رابطه با ایران و هم اعتماد به آمریکا در کشورهای خلیج فارس بهطور همزمان مورد بازنگری قرار گیرد.
فیرس مکساد از گروه اوراسیا میگوید تصور «اتکاپذیری آمریکا به عنوان یک متحد راهبردی» در منطقه بهشدت تضعیف شده است.
او تأکید میکند کشورهای خلیج فارس ناگزیرند هم به سمت نوعی سازش با ایران حرکت کنند و هم توان بازدارندگی مستقل خود را تقویت کنند، زیرا در بلندمدت صرفاً کاهش تنش کافی نخواهد بود.