تحلیل از استیون کالینسون و دیوید گلدمن، سیانان
مهمترین تحول این است که ایالات متحده و ایران دیگر بهطور آشکار در حال جنگ با یکدیگر نیستند.
همین موضوع، تنها یک هفته پس از امضای تفاهمنامه میان دو کشور از سوی دونالد ترامپ در فرانسه برای توقف درگیریها، بهخودیخود یک دستاورد مهم محسوب میشود؛ دستاوردی که احتمالاً جان بسیاری را نجات داده است. با توجه به بیش از نیم قرن خصومت میان واشینگتن و تهران و سابقه شکست توافقهای صلح در خاورمیانه، تداوم این آتشبس از ابتدا نیز قطعی نبود.
تاکنون این تفاهمنامه ۱۴ بندی، که چارچوبی برای مذاکرات درباره یک صلح دائمی ترسیم میکند، در برابر تردیدهای بسیاری از قانونگذاران آمریکایی نیز دوام آورده است؛ نمایندگانی که معتقدند این توافق در عمل به معنای عقبنشینی آمریکا است.
دلیل اصلی این وضعیت آن است که بازگشت به جنگ، در شرایط کنونی، برای هر دو طرف هزینههای بسیار سنگینی دارد؛ آن هم در حالی که آمریکا در آستانه انتخابات میاندورهای کنگره قرار گرفته است. ترامپ هفته گذشته آشکارا گفت حاضر نیست هزینه اقتصادی ادامه جنگ را بپردازد. از سوی دیگر، ایران نیز در شرایطی که بدون واگذاری بخش عمده اهرمهای چانهزنی خود، در حال دریافت امتیازهای فوری است، انگیزهای برای برهم زدن آتشبس ندارد.
با این حال، این تفاهمنامه بیش از آنکه یک صلح پایدار باشد، راهی برای خروج موقت از جنگ است؛ رویکردی که با سبک سیاسی ترامپ همخوانی دارد؛ یعنی خریدن زمان و به تعویق انداختن تصمیمهای دشوار.
با وجود این، هر دو طرف از هماکنون در حال بهرهبرداری از مزایای توافق هستند.
تنگه هرمز؛ بازگشایی نسبی
شاید مهمترین دستاورد ملموس آمریکا، بازگشایی دوباره تنگه هرمز باشد.
بر اساس دادههای شرکت کپلر، که تردد کشتیها را با استفاده از سامانههای ردیابی و تصاویر ماهوارهای پایش میکند، روز چهارشنبه ۷۰ کشتی از این تنگه عبور کردند؛ بیش از دو برابر روز قبل، هرچند هنوز کمتر از میانگین بیش از ۱۰۰ کشتی در روز پیش از آغاز جنگ است.
البته تنگه هنوز بهطور کامل باز نشده است. ایران همچنان برای عبور از مسیر شمالی این آبراه حدود ۲۳ مایلی مجوز صادر میکند و وجود مینهای دریایی در بخش مرکزی، تردد کشتیها را به یک مسیر باریک در امتداد سواحل عمان محدود کرده است.
نشانهای از ادامه تنشها نیز روز پنجشنبه دیده شد؛ زمانی که به گفته یک مقام آمریکایی، یک پهپاد ایرانی به یک کشتی باری در تنگه حمله کرد. این حادثه روند تخلیه هزاران دریانوردی را که از زمان آغاز جنگ در کشتیهای متوقفشده در خلیج فارس گرفتار شده بودند، مختل کرد.
با وجود این، افزایش رفتوآمد نفتکشها نشانهای امیدوارکننده از بازگشت تدریجی جریان عادی صادرات نفت در جهان به شمار میرود.
بسته شدن تنگه هرمز بزرگترین شوک نفتی تاریخ را رقم زد و بنا بر برآورد جیپی مورگان، موجب حذف بیسابقه ۱.۶ میلیارد بشکه نفت از بازار جهانی خواهد شد. این وضعیت، هم باعث افزایش قیمتها شد و هم ذخایر نفت را بهشدت کاهش داد؛ موضوعی که اعتماد مصرفکنندگان را به پایینترین سطح رساند و اقتصاد آمریکا را با خطر کمبود نفت مواجه کرد؛ بحرانی که ترامپ نیز اذعان کرد میتوانست به «فاجعه اقتصادی» منجر شود.
البته بازگشایی تنگه، مشکلات را فوراً برطرف نمیکند. توافق فعلی تنها برای ۶۰ روز عبور بدون پرداخت عوارض را تضمین کرده است. پس از آن، ایران و احتمالاً عمان میتوانند از کشتیهای عبوری هزینه دریافت کنند؛ رقمی که ممکن است روزانه میلیونها دلار درآمد برای تهران ایجاد کند.
ایران دوباره نفت میفروشد
باز شدن تنگه هرمز، پیامد مهم دیگری نیز دارد؛ ایران بار دیگر میتواند نفت خود را صادر کند.
برخلاف دوران پیش از جنگ، پس از تعلیق تحریمهای نفتی از سوی وزارت خزانهداری آمریکا، تهران اکنون از نظر حقوقی میتواند نفت خود را به هر کشوری بفروشد.
منتقدان این توافق هشدار میدهند که ایران ممکن است از درآمدهای جدید برای بازسازی توان نظامی، احیای برنامههای موشکی و پهپادی و تقویت گروههای همپیمان خود مانند حزبالله و حوثیها استفاده کند.
ایران هماکنون صادرات نفت را از سر گرفته است، هرچند تاکنون عمده فروش آن به چین انجام شده است. بر اساس دادههای شرکت تانکرترکرز، تهران تنها در هفته گذشته ۳.۸ میلیون بشکه نفت از طریق تنگه هرمز صادر کرده و از آن زمان صادرات خود را افزایش داده است.
خورخه لئون، رئیس بخش تحلیلهای ژئوپلیتیکی مؤسسه ریستاد انرژی، برآورد میکند ایران اکنون قادر است روزانه حدود دو میلیون بشکه نفت صادر کند؛ رقمی نزدیک به یکسوم بیشتر از پیش از جنگ. افزون بر این، چون این فروشها دیگر در بازار غیررسمی انجام نمیشود، ایران ناچار نخواهد بود نفت خود را با تخفیفهای سنگین عرضه کند.
مشوقهای مالی دیگر
تهران اعلام کرده تا زمانی که به بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار دارایی مسدودشده خود دسترسی پیدا نکند، وارد توافق نهایی نخواهد شد.
مقامهای آمریکایی گفتهاند آزادسازی این منابع مالی منوط به اجرای تعهدات ایران خواهد بود.
در متن تفاهمنامه آمده است که داراییها و منابع مسدودشده ایران بهطور کامل در اختیار بانک مرکزی این کشور قرار خواهد گرفت، اما زمانبندی و نحوه اجرای این بند هنوز مشخص نیست.
همچنین در این توافق، ایجاد صندوقی ۳۰۰ میلیارد دلاری برای بازسازی اقتصاد ایران پیشبینی شده است. جزئیات این صندوق همچنان مبهم است، اما دولت آمریکا تأکید کرده منابع آن از سرمایهگذاران خصوصی تأمین خواهد شد و ارتباطی با بودجه دولت آمریکا ندارد.
ترامپ نیز گفته است کشورهای دیگر و سرمایهگذاران خارجی میتوانند در بازسازی اقتصاد ایران مشارکت کنند، هرچند معتقد است در کوتاهمدت استقبال گستردهای از این موضوع نخواهد شد.
در صورت دستیابی به توافق نهایی، بخش عمده تحریمهای ایران نیز برداشته خواهد شد و این کشور امکان تجارت آزادتر با جهان را پیدا میکند.
البته بسیاری از مؤسسات مالی بینالمللی همچنان تا زمان صدور مجوزهای مشخص از سوی وزارت خزانهداری آمریکا، با احتیاط عمل خواهند کرد. افزون بر آن، هنوز روشن نیست ترامپ تا چه اندازه اختیار دارد بهتنهایی همه تحریمها را لغو کند و احتمال دارد بخشی از این روند به تصویب کنگره نیاز داشته باشد.
چالش بازرسیهای هستهای
ترامپ این هفته در شبکههای اجتماعی نوشت که بازرسان هستهای سازمان ملل «برای همیشه» اجازه ورود به ایران خواهند داشت.
جیدی ونس نیز این موضوع را یک «دستاورد مهم» توصیف کرد.
اما واقعیت پیچیدهتر از این است.
هنوز مشخص نیست ایران با چنین دسترسی گستردهای موافقت کرده باشد. اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران، تنها گفته است تهران به تعهدات خود در چارچوب پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای (NPT) پایبند خواهد بود؛ آن هم پس از آنکه همکاری خود با آژانس بینالمللی انرژی اتمی را در پی حملات آمریکا به تأسیسات هستهایاش متوقف کرده بود.
آژانس معتقد است تفاهمنامه نقش مهمی برای آن در نظر گرفته است، اما ایران تأکید میکند هرگونه بازرسی باید پس از دستیابی به توافق نهایی انجام شود.
اختلاف بر سر اختیارات، دامنه و نحوه فعالیت بازرسان بینالمللی، پیشتر نیز سالها میان آمریکا و عراقِ صدام حسین و همچنین ایران ادامه داشته است.
به نظر میرسد تهران نیز بار دیگر همان الگو را دنبال خواهد کرد و بسیاری از کارشناسان معتقدند هر توافقی که فاقد سازوکارهای سختگیرانه راستیآزمایی باشد، ارزش چندانی نخواهد داشت.
لبنان؛ پاشنه آشیل توافق
یکی از بندهای تفاهمنامه، توقف فوری و دائمی عملیات نظامی در همه جبههها، از جمله لبنان، است.
اما همین موضوع میتواند شکنندهترین بخش توافق باشد.
منتقدان ترامپ، بهویژه در اسرائیل، معتقدند این توافق در عمل به ایران فرصت میدهد حزبالله را که طی ماههای گذشته بهشدت تضعیف شده، دوباره بازسازی کند.
از نگاه آنان، تهران با گنجاندن لبنان در متن توافق، تلاش کرده است بنیامین نتانیاهو را تحت فشار قرار دهد تا عملیات نظامی اسرائیل را محدود کند؛ زیرا در غیر این صورت، ممکن است کل توافقی که برای ترامپ از نظر سیاسی، اقتصادی و نمادین اهمیت فراوانی دارد، فرو بپاشد.
در مقابل، اسرائیل خود را ملزم به اجرای این تفاهمنامه نمیداند.
توافقهای آتشبس میان اسرائیل و حزبالله در گذشته نیز بارها شکست خوردهاند و درست پیش از امضای تفاهمنامه، ارتش اسرائیل عمیقترین پیشروی خود در جنوب لبنان طی حدود ۲۵ سال گذشته را انجام داد.
اختلاف دیدگاه میان دولت ترامپ و کابینه نتانیاهو درباره پایان جنگ نیز پنهان نیست.
اسرائیل همچنان بر حق خود برای اقدام نظامی در لبنان و دیگر نقاط خاورمیانه با هدف حفظ امنیتش تأکید دارد؛ موضوعی که در ادامه مذاکرات واشینگتن و تهران، میتواند یکی از مهمترین آزمونهای دولت ترامپ باشد.
از سوی دیگر، ایران نیز احتمالاً همچنان از مهمترین اهرم فشار خود استفاده خواهد کرد؛ یعنی تهدید به بستن دوباره تنگه هرمز.