کوردستان میدیا

سایت مرکزی حزب دمکرات کوردستان ایران

مصطفی مولودی: ادعای ترامپ بی‌اساس است و هیچ‌گونه سلاح و تجهیزاتی دریافت نکرده‌ایم

10:58 - 6 تیر 1405

مصاحبه: شهرام سبحانی

اشاره: هدف از این گفت‌وگوی اختصاصی با جانشین دبیرکل حزب، پاسخ به چند پرسش بنیادین است؛ از جمله اینکه: چرا حزب دموکرات در بحبوحه جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران، نیروی پیشمرگه را به حرکت درنیاورد؟ چرا تاکنون پاسخی شفاف و علنی به ادعاهای ترامپ نداده است که مدعی شده کوردها از او سلاح دریافت کرده‌اند، اما آن را علیه رژیم به کار نگرفته‌اند؟ و اینکه آینده مبارزه سیاسی کوردها و حزب دموکرات، وضعیت جنبش ملی کوردستان و سرنوشت جنبش‌های اعتراضی سراسری در ایران، پس از توافق ایران و آمریکا، چگونه خواهد بود؟

کاک مصطفی، در این گفت‌وگوی صریح به دغدغه‌های اصلی مردم می‌پردازیم. در جریان جنگ ۱۲ روزه و سپس جنگ ۴۰ روزه، این انتظار می‌رفت که احزاب کوردستان با حضور میدانی از این فرصت استفاده کنند و واقعیت عینی جدیدی رقم بزنند. چرا حزب دموکرات این کار را نکرد؟

واقعیت این است که در جنگ ۱۲ روزه و ۴۰ روزه آمریکا و اسرائیل با رژیم ایران، ضربات و خسارات سنگینی به رژیم وارد شد. رهبر رژیم و ده‌ها مقام بلندپایه سیاسی، به‌ویژه مسئولان نظامی، کشته شدند و بسیاری از مراکز مهم نظامی، امنیتی و حتی اداری رژیم ویران شدند؛ از این رو، اکثریت مردم در انتظار تغییرات عمیق بودند. در کوردستان ایران نیز کم‌وبیش این وضعیت مشهود بود و مردم با امید و انتظاری فراوان، چشم به مواضع و تحرکات احزاب سیاسی، به‌ویژه حزب دموکرات کوردستان ایران، دوخته بودند.

اما در پاسخ به این پرسش که چرا احزاب، علی‌رغم آمادگی مردم کوردستان برای هر سناریویی، دست به تحرک میدانی نزدند، باید گفت احزاب و به‌ویژه حزب دموکرات، با در نظر گرفتن تمامی فاکتورها، مسئولانه رفتار کردند. در واقع، این جنگ، هرچند ضربات شدیدی به رژیم وارد کرده و به آن آسیب رسانده بود، اما به همان اندازه بستر مناسبی را در خیابان‌های ایران و کوردستان ایران فراهم نکرده بود تا نیروهای سیاسی، آن‌طور که مردم انتظار داشتند، نیروی پیشمرگه را به حرکت درآورند و ضربه‌ای تعیین‌کننده بر پیکره رژیم وارد کنند؛ حتی در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز چنین بستری برای اقدامی از این دست مهیا نشده بود.

از این رو، احزاب و همچنین حزب دموکرات، با تحلیل دقیق این مرحله و شرایط خاص آن زمان، صلاح ندانستند که کوردستان ایران و مردم آن وارد جنگی شوند که به احتمال زیاد، از یک سو، ویرانی و تخریب گسترده‌ای در کوردستان به همراه می‌داشت و از سوی دیگر، خیابان‌های کوردستان را به جوی خون تبدیل می‌کرد.

من می‌دانم که در ابتدا، مردم حساس و چشم‌انتظار، توقع داشتند حزب وارد میدان شود و زمانی که نیروی پیشمرگه وارد معرکه نبرد نشد، مردم از ما خشمگین شدند؛ اما با روشن‌تر شدن ابعاد موضوع و مواضع و سیاست‌های کشورها، به‌ویژه آمریکا، امروزه صحت و درستی سیاست‌ورزی احزاب و از جمله حزب دموکرات، بیش از پیش آشکار شده است.

اما طی سه ماه گذشته، بیش از ۱۵۰ بار با موشک و پهپاد به مقرهای حزب دموکرات حمله شده است و این حملات شهید و مجروح نیز برجای گذاشته‌اند. پاسخ شما به این همه حمله و جنایت چه بود؟

جمهوری اسلامی ایران دشمنی عمیقی با جنبش آزادی‌خواهی کورد، آزادی، دموکراسی و حقوق ملت‌ها در ایران دارد و آن حملات و موشک‌باران‌های پایگاه‌ها و مقرهای احزاب، و حتی خانواده‌های این احزاب، گویای این واقعیت است. می‌دانیم که در طول ۴۷ سال حاکمیت جمهوری اسلامی ایران، این حملات به شیوه‌های گوناگون همواره وجود داشته‌اند؛ اما این بار، هدف ویژه‌تری در پسِ آن نهفته بود. مقامات جمهوری اسلامی به‌خوبی می‌دانستند که بمباران و حمله هوایی، به‌تنهایی، باعث سقوط رژیمشان نمی‌شود، هرچند خسارات انسانی، اقتصادی، امنیتی و نظامی به آن‌ها وارد شود؛ بنابراین، بیشتر تلاش رژیم صرفاً برای بقا و جلوگیری از فروپاشی بود. خطر اصلی برای سقوط رژیم، قیام مردم و جنبش‌های اعتراضی و حق‌طلبانه ملت‌های ایران بود.

در عین حال، آن‌ها به‌خوبی می‌دانستند و می‌دانند که محرک اصلی حرکت نهایی و تعیین‌کننده، به‌ویژه در کوردستان، احزاب هستند؛ چرا که احزاب در کوردستان تأثیرگذاری و نفوذ بسیار زیادی بر افکار عمومی و مردم کوردستان دارند؛ همان‌گونه که جنبش ژینا بر سراسر ایران تأثیر گذاشت. از این رو، آن‌ها با این حملات خواسته‌اند تا جایی که می‌توانند سایه سقوط را از سر خود دور کنند، یا دست‌کم فروپاشی رژیمشان را به تأخیر بیندازند.

در همین چارچوب، در این مدت زیاد گفته شد که این، جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران است و جنگ ما نیست. چگونه ممکن است این جنگ، پس از این همه حمله که به ما شده، علیه ما باشد، ولی جنگ ما نباشد؟

اگرچه رژیم جمهوری اسلامی دشمن مردم کوردستان، اکثریت قاطع مردم ایران و دولت‌های منطقه است و حتی عامل ناامنی و بی‌ثباتی در منطقه خاورمیانه به شمار می‌رود؛ اما بنا به چند دلیل، این گفته که «این جنگ، جنگ ما نیست»، درست است.

در وهله نخست، هدف جنگ آمریکا با ایران تفاوت بنیادینی با اهداف ما دارد. آمریکا می‌خواهد رژیم ایران را به پایبندی به سلسله‌ای از توافقات در راستای منافع خود در خاورمیانه وادارد؛ اما مردم کوردستان خواهان سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی ایران و روی کار آمدن یک حاکمیت دموکراتیک به‌جای آن هستند.

علاوه بر این، شیوه مبارزه و تلاش مردم کوردستان با سازوکار جنگ و منازعه آمریکا با رژیم ایران متفاوت است.

با این حال، حتی اگر فرض را بر این بگذاریم که چون رژیم جمهوری اسلامی دشمن و مخالف هر دو طرف است، پس می‌تواند نقاط مشترکی وجود داشته باشد، آیا نباید این امر از طریق برنامه‌ریزی مشترک و همکاری‌های محدود سازماندهی می‌شد؟ در حالی که برای چنین حالتی نیز هیچ برنامه مشترک و اتاق کار مشترکی برای برنامه‌ریزی و هماهنگی اقدامات میدانی وجود نداشت.

بنابراین، وقتی دو جنگ دارای هدف مشترک، سازوکار مشترک، برنامه و اتاق مدیریت مشترک برای هدایت جنگ نباشند، طبیعی است که این دو جنگ یکی نیستند؛ نه جنگ آمریکا در ایران متعلق به کوردهاست و نه جنگ کوردستان ارتباطی به آمریکا دارد.

همین که آمریکا و ایران، بدون در نظر گرفتن خواست مردم ایران و کوردستان ایران، با یکدیگر گفت‌وگو می‌کنند، آتش‌بس اعلام می‌کنند و در حال توافق هستند، خود نشان‌دهنده آن است که این سخن کاملاً با واقعیت مطابقت دارد که می‌گوید: جنگ آمریکا و ایران، جنگ ما نیست.

موضوع دیگر، مسأله‌ای است که دونالد ترامپ هر از گاهی مطرح می‌کند؛ مبنی بر اینکه به کوردها سلاح داده، ولی آن‌ها این سلاح‌ها را به دست مردم معترض ایران نرسانده‌اند. آیا زمان آن فرانرسیده است که به‌طور شفاف در این باره روشنگری کنید؟

اول؛ می‌دانیم که نیروهای سیاسی کوردستان ایران به دلیل سیاست‌های رژیم، حق فعالیت سیاسی در داخل خاک ایران را ندارند. از این رو، بخش آشکار مبارزان این احزاب ناچاراً در کشورهای دیگر مستقر شده‌اند و بر همین اساس، متعهد و پایبند به قوانین کشورهای میزبان خود هستند. طبیعی است که قوانین آن کشورها نیز اجازه چنین اقداماتی را نمی‌دهد.

دوم؛ کشوری که مرکز تصمیم‌گیری احزاب کوردستان ایران در آن قرار دارد، بر اساس توافق‌نامه‌ای که در سال ۲۰۲۳ میلادی میان طرفین (ایران، عراق و اقلیم کوردستان) امضا شد، متعهد است که این احزاب نباید از خاک و مرزهای آن، امنیت کشور همسایه را به خطر بیندازند. قطعاً این مسئله بر نوع مبارزه احزاب کوردستان ایران، به‌ویژه در حوزه میدانی و مبارزه پیشمرگانه، تأثیرگذار بوده است.

سوم؛ مرز میان ایران و عراق، که خاک کوردستان را تقسیم کرده، کاملاً میلیتاریزه (نظامی) شده است. ده‌ها پایگاه و برجک دیده‌بانی در طول مرز مستقر شده و هزاران پاسدار و نیروی نظامی مجهز به پیشرفته‌ترین تسلیحات در آنجا حضور دارند؛ به‌طوری‌که یک کولبر کاسب‌کار به سختی می‌تواند خود و بار خود را از این مرز عبور دهد؛ پس چگونه ممکن است تسلیحات قاچاق از آن عبور کند؟

چهارم؛ همان‌طور که می‌دانید، در دیار ما مردم به‌طور مداوم به فعالیت‌های سیاسی، مدنی و فرهنگی خود ادامه می‌دهند و داوطلبانه کودکان، جوانان و تمامی اقشار جامعه را با زبان کوردی، حفاظت از محیط زیست، عشق به میهن و پاسداری از هویت خود آشنا می‌سازند. به همین دلیل نیز همواره تحت تهدید و آزار قرار دارند، دچار مشکلات شغلی، اجتماعی و امنیتی می‌شوند، بارها بازداشت شده و حتی با احکام اعدام مواجه می‌گردند. در چنین شرایطی، احزاب کوردستان ایران و به‌ویژه حزب دموکرات، هرگز حاضر نبوده‌اند زندگی و جان مردم را دستخوش چنین ریسک بزرگی کنند و مردم نیز قطعاً دست به چنین بازی خطرناکی نمی‌زنند. علاوه بر این، دلایل بسیار دیگری نیز برای رد و تکذیب این ادعاهای بی‌اساس وجود دارد. بنابراین، بار دیگر من به‌نام حزب دموکرات کوردستان ایران، این ادعا را رد می‌کنم و می‌گویم که ما از هیچ طرفی سلاح دریافت نکرده‌ایم.

کاک مصطفی، در حساس‌ترین برهه‌ها که اپوزیسیون به اتحاد نیاز دارد، ضعیف‌ترین جریان‌های مرکزگرا نیز با حقوق ملت‌ها مخالفت کرده و اتهام تجزیه‌طلبی را چماق می‌کنند. با این حال، احزاب کورد به‌جای رویکردی «کوردستان‌محور»، همچنان به رابطه با آن‌ها ادامه می‌دهند. این روند تا کی ادامه خواهد داشت؟

من برای پاسخ به این پرسش، به برنامه و پلتفرم حزب بازمی‌گردم؛ حزب دموکرات برای تعیین حق سرنوشت مردم کوردستان در کوردستان ایران مبارزه می‌کند و این هدف و استراتژی، کاملاً ملی و کوردستانی است. گمان می‌کنم در این باره که حزب دموکرات هدفی ملی دارد و به قول شما «کوردستان‌محور» است، هیچ شک و تردیدی وجود ندارد.

هم‌زمان، حزب دموکرات واقع‌بینانه سیاست‌ورزی می‌کند و با واقعیت‌ها روبه‌رو می‌شود؛ چرا که با وجود مشخص بودن هدفش، شعار و برنامه آن، مبارزه برای استقرار یک نظام فدرال در چارچوب ایرانی دموکراتیک است. این رویکرد با در نظر گرفتن مرحله‌ای که ملت کورد در آن قرار دارد، موقعیت جغرافیایی کوردستان و تقسیم شدن کوردها میان چند کشور در خاورمیانه اتخاذ شده است. ما همچنین ژئوپلیتیک منطقه و ساختار و تنوع جمعیتی مردم ایران را نیز مدنظر داریم؛ از این رو، حزب بر این باور است که اگر این شعار محقق شود، کوردها در بخشی از کوردستان به بخش چشمگیری از حقوق خود دست خواهند یافت و به همین دلیل برای تحقق این شعار تلاش می‌کند.

برای رسیدن به این هدف، طبیعی است که راه سختی در پیش است و باید مبارزه‌ای بی‌وقفه و همه‌جانبه برای آن انجام گیرد. یکی از این راه‌ها نیز دیالوگ و گفت‌وگو با ایرانیان است؛ شامل همهٔ آحاد جامعه، ملت‌ها، محافل و تشکل‌های مدنی، سیاسی، احزاب و حتی دولتمردان کشورها، اگر بستر مناسب و مساعدی فراهم باشد.

در این زمینه، حزب تلاش‌های بسیاری انجام داده و این کار و مبارزه بی‌نتیجه نبوده است؛ در حال حاضر، حزب دموکرات و چند حزب دیگرِ کوردستان ایران، در «کنگره ملیت‌های ایران فدرال» با یکدیگر همکاری می‌کنند. همچنین «شورای همبستگی ایرانیان» که حزب نیز در آن عضویت دارد، به کثرت‌گرایی (پلورالیسم)، دموکراسی و حتی سیستم فدرال در ایران باور دارد. سازمان مجاهدین خلق و «شورای ملی مقاومت» نیز در برنامه‌ای از تأسیس یک نظام دموکراتیک و تأمین خودگردانی (خودمختاری) برای ملت‌های ایران سخن می‌گویند. اقدامات و فعالیت‌های فراوان دیگری نیز در جریان است تا ایرانیان، به‌ویژه آن دسته از شخصیت‌ها و احزاب سیاسی که می‌خواهند در آینده ایران نقش‌آفرین باشند، دیدگاهی مثبت به این تلاش‌ها، فعالیت‌ها و راهکارهایی داشته باشند که برای آینده ایران ترسیم می‌شوند. ناگفته پیداست که من نمی‌گویم این تمام کار و ایده‌آل نهایی است، اما آن را پیشرفتی خوب می‌دانم و ما باید در این مسیرهای درست پایدار و مداوم بمانیم.

در همین چارچوب، تجربه «کنگره آزادی ایران» و مشارکت حزب در آن را، به‌ویژه زمانی که نماینده حزب دموکرات از انتخابات کناره‌گیری می‌کند، چگونه ارزیابی و تحلیل می‌کنید؟

کنگره آزادی ایران زمان زیادی نیست که به شیوه کنونی خود فعالیت می‌کند و در مسیر مبارزه و تلاش قرار دارد؛ در این ساختار، تعداد چشمگیری از شخصیت‌های سیاسی، آکادمیک، فعالان سیاسی و اعضای احزاب مختلف از سراسر کشور و ملت‌های گوناگون گرد هم آمده‌اند و فعالیت می‌کنند تا فرمول و راهکار مناسبی برای همکاری مشترک علیه جمهوری اسلامی ایران و استقرار یک نظام دموکراتیک بیابند و این تازه آغاز راه است. در عین حال، این کنگره بستر مناسبی برای تبادل نظر و یافتن راه‌حل‌هاست. همان‌طور که می‌دانید، حزب به دیالوگ، گفت‌وگو و درک متقابل باور دارد و برای این منظور برنامه‌ریزی کرده است تا بسیار فعالانه در این کنگره حضور داشته باشد، نقش کارآمدی ایفا کند و از این طریق، همکاری میان ایرانیان پایه‌گذاری شود. این موضوع که در انتخابات، برای یک دوره کوتاه‌مدت سه‌ماهه، نماینده حزب از رقابت‌های انتخاباتی کناره‌گیری کرده است، به هیچ‌وجه از نقش و جایگاه حزب نمی‌کاهد؛ همان‌طور که نمایندگان حزب در کنگره آزادی ایران اشاره کرده‌اند و اگر دقیق‌تر بگوییم، همه شرکت‌کنندگان به‌خوبی جایگاه و پایگاه حزب را در ایران و کوردستان درک می‌کنند و با چنین دیدگاهی به حزب می‌نگرند. از این رو، حضور حزب در این کنگره و بهره‌گیری از این تریبون می‌تواند جنبش کوردستان و سیاست‌های حزب دموکرات را به شکل بهتری به ایرانیان معرفی کند.

تحلیل و ارزیابی شما از وضعیت کنونی و آینده کوردستان و ایران چیست؟ چه افقی را در آینده منازعه و تقابل میان مردم و حاکمیت پیش‌بینی می‌کنید؟

می‌دانیم که رژیم جمهوری اسلامی ایران مدت‌هاست مشروعیت مردمی خود را از دست داده و دچار گسست و شکاف بزرگی با ملت‌های ایران شده است. هم‌زمان، مجموعه‌ای از بحران‌های بزرگ سیاسی، اقتصادی و اجتماعی در ایران گریبانگیر این رژیم شده و می‌دانیم که رژیم توانایی حل آن‌ها را ندارد و سال‌به‌سال این بحران‌ها بزرگ‌تر و عمیق‌تر می‌شوند.

به‌ویژه پس از جنگ ۷ اکتبر ۲۰۲۳ میلادی که حماس با تحریک رژیم ایران، به‌خصوص شخص اول این رژیم (خامنه‌ای)، به مردم اسرائیل حمله کرد و باعث آغاز این جنگ شد. این جنگ بر منطقه خاورمیانه، محدود شدن قدرت رژیم ایران و تضعیف این رژیم تأثیر گذاشته است.

پس از جنگ مستقیم ۱۲ روزه و ۴۰ روزه آمریکا و اسرائیل با رژیم ایران و کشته شدن رهبر این رژیم و شمار زیادی از مقامات آن، و همچنین فشارهای روزمره‌ای که بر آن وارد می‌شود، وضعیت رژیم آشفته‌تر از پیش است؛ از این رو، من آینده روشنی برای این رژیم نمی‌بینم و بر این باورم که پس از پایان جنگ، بیشتر دچار تنگنا و چالش شده و در نهایت فرو خواهد پاشید.

در حال حاضر، سیاست و برنامه عملی حزب دموکرات در مبارزه علیه جمهوری اسلامی بر چه استراتژی‌ای استوار است؟

سیاست و برنامه حزب دموکرات در عمل، تلاش برای سرنگونی جمهوری اسلامی ایران و تأمین حقوق و آزادی‌های مردم کوردستان در کوردستان ایران است که در این زمینه‌ها نمود می‌یابد:

اول؛ حزب می‌کوشد تمامی انرژی‌ها و توانمندی‌های مردم کوردستان را منسجم کرده، آن‌ها را جهت‌دهی کند و تشویق نماید تا در همه سطوح به مبارزه، تلاش و مقاومت خود علیه رژیم جمهوری اسلامی ایران ادامه دهند. همچنین نهادها و جامعه مدنی را ترغیب می‌کند تا جامعه را هرچه بیشتر سازماندهی کرده و به هر نحو ممکن و میسر، این مبارزه اثرگذار و تعیین‌کننده، اما کم‌هزینه‌تر را گسترش دهند.

دوم؛ از تمامی توان، ظرفیت و پتانسیل‌های حزب برای کار و فعالیت تشکیلاتی، رسانه‌ای، دیپلماتیک، روابط عمومی و توان مبارزه میدانی پیشمرگانه بهره می‌گیرد تا تأثیرگذاری بیشتری بر جامعه داشته باشد و مبارزه ملی کورد در کوردستان ایران را به پیش ببرد.

سوم؛ تشکیل مرکز همکاری احزاب سیاسی کوردستان ایران، اقدام شایسته‌ای است که با همت و آمادگی شش حزب کوردستان ایران شکل گرفته است؛ تلاش می‌کنیم این مرکز تقویت شود و با تشکیل کارگروه‌ها در تمامی زمینه‌های مبارزه میدانی و دیپلماسی، به آدرسی مشخص برای جنبش سیاسی کورد در ایران تبدیل گردد.

چهارم؛ تعامل و کار مشترک با ایرانیان و سایر ملت‌های ایران. این سخن بسیار تکرار می‌شود که یکی از دلایل بقای رژیم جمهوری اسلامی، نبود یک آلترناتیو یا جایگزین قدرتمند و فراگیر در ایران است. حزب دموکرات به‌طور جدی روی این موضوع کار می‌کند تا تفاهم خوبی میان همه جریان‌ها شکل بگیرد، تا جایی که نهادی دموکراتیک و سکولار با هدف سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی و استقرار یک سیستم فدرال در ایران ایجاد شود.