کوردستان میدیا

سایت مرکزی حزب دمکرات کوردستان ایران

معادلات جنگ اخیر و موقعیت ژئوپلیتیک کوردها؛ میان واقعیت‌های میدانی و پروپاگاندای رسانه‌ای

11:18 - 6 تیر 1405

ساسان خاتونی

وقوع جنگ ۴۰ روزه منجر به تغییرات فراوانی از جمله: حذف رهبری و رده‌های بالای مدیریتی و نظامی، تضعیف توان موشکی و پهپادی و محاصره اقتصادی رژیم شد. در سطح منطقه، این رویداد منجر به یک اجماع نانوشته و غیررسمی آمریکایی–اسرائیلی–عربی علیه رژیم ایران شد و در سطح جهانی نیز آمریکا و اسرائیل توانستند افکار عمومی سیاسی را، که بعضی از آن‌ها در ابتدا مخالف شروع جنگ بودند، اما در ادامه با آن همراه شدند، با خود همسو سازند؛ چرا که بستن تنگه هرمز قیمت جهانی نفت را بالا برد و به تبع آن اروپا درگیر افزایش قیمت سوخت و نارضایتی عمومی شد. بیم کشورهای اروپایی از نپیوستن به جبهه آمریکا و اسرائیل و به درازا کشیدن این جنگ، مسئله قیمت نفت و سوخت و بحران پناهندگی بود. جنگ‌های سوریه و اوکراین تعداد زیادی از مردمان این کشورها را به اروپا گسیل دادند و مسئله جنگ بلندمدت با ایران، زنگ خطر تکرار این مسئله را برایشان به صدا درآورده بود و این دو مورد از اصلی‌ترین دلایل عدم همراهی آن‌ها با ترامپ و نتانیاهو در این جنگ علیه ایران بود.

با این حال، مسئله آتش‌بس موقت که بیش از دو ماه از آن می‌گذرد برای اروپا خوشایند بود. همچنین آسمان کشورهای عربی منطقه که در این مدت پاک (Clear) شده بود، حمل ‌و نقل هوایی را که بخش مهمی از اقتصاد این کشورها را شامل می‌شد، به حداقل میزان خود رسانده بود. از سوی دیگر، حملات موشکی ایران به اهدافی در این کشورها امنیت عمومی را مختل کرده و بخش مهم دیگر اقتصاد این کشورها، یعنی سرمایه‌گذاری خارجی و گردشگری را نیز تحت‌الشعاع قرار داده بود. با این حال، در هر صورتی اگر مذاکرات به شکست منتهی شود و حتی پس از به ثمر رسیدن توافقی میان آمریکا و ایران، اسرائیل به حملات خود علیه نیابتی‌های ایران ادامه دهد که این امر بسیار محتمل است (از جمله: حمله به مواضع حزب‌الله در لبنان) و ایران بار دیگر بخواهد از کارت تنگه هرمز و بستن آن استفاده کند، دیگر بهانه‌ای برای خویشتن‌داری کشورهای عربی و اروپایی وجود نخواهد داشت که دوباره فقط نظاره‌گر باشند.

در معادلات جنگ اخیر، اقلیم کوردستان به دلیل اینکه دارای مرز زمینی مشترک با ایران است و از سوی دیگر محل استقرار احزاب کورد اپوزیسیون رژیم ایران است و همچنین به دلیل تلاش‌های نافرجام اربیل برای دستیابی به استقلال در سال ۲۰۱۷، همواره در پرسپکتیو امنیت ملی ایران به عنوان یک نقطه تهدیدآفرین دیده شده است. در سال‌های گذشته بارها به بهانه وجود عوامل اسرائیل، مناطق مسکونی و شهری اقلیم کوردستان از جمله: نقاطی در شهر اربیل که تلفات غیرنظامی، از جمله کودکان، را نیز به همراه داشت، هدف حملات موشکی سپاه پاسداران قرار گرفته‌اند. از همان روز اول جنگ، اقلیم کوردستان اعلام بی‌طرفی کرد و ابراز داشت اجازه نخواهد داد از خاک اقلیم کوردستان علیه تمامیت ارضی ایران اقدامی انجام شود. احتمالاً یکی از دلایل این امر، نامشخص بودن یکی از اهداف حمله به ایران، یعنی تغییر رژیم در ایران بود که باعث شد مقامات اقلیم کوردستان این تصمیم را بگیرند.

جنگ موقتاً تمام شد و آتش‌بس اعلام شد و معلوم شد که اقلیم کوردستان تصمیم عقلانی گرفته است که در جبهه هیچ‌یک از طرفین جنگ قرار نگیرد؛ چرا که اگر مواضعی علیه تهران اتخاذ می‌کرد، در دوران پس از جنگ موجودیت اقلیم کوردستان به خطر می‌افتاد. با این حال، هم رژیم تهران و هم گروه‌های شبه‌نظامی وابسته به ایران، بیش از ۷۰۰ مورد اقلیم کوردستان را هدف قرار دادند و شمار کشته‌های غیرنظامی در این منطقه به بیش از ۲۰ مورد رسید. درباره پتانسیل و موقعیت احزاب کوردستان ایران در معادلات جنگ اخیر، در اولین روزهای جنگ خبری از تماس تلفنی دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، با مصطفی هجری، دبیرکل حزب دموکرات کوردستان ایران مخابره شد. فارغ از این تماس‌ها و اینکه در این گفت‌وگوها چه چیزی مورد بحث قرار گرفته است، چند نکته شایان توجه است: نخست، توجه آمریکا و اسرائیل به احزاب کوردستان ایران؛ دوم، حملات موشکی و پهپادی رژیم به مواضع و حتی کمپ‌های غیرنظامی این احزاب؛ و سوم، هجمه فحاشی جریان تمامیت‌خواه در شبکه‌های اجتماعی.

پارتنر میدانی برای کشورهای طرف جنگ، همواره نیروهایی هستند که دارای ظرفیت و پتانسیل حضور در میدان نبرد باشند. احزاب کوردستان به دلیل پیشینه مبارزات سیاسی و نظامی علیه رژیم ایران، توان تشکیلاتی و پیوند ارگانیک با جامعه کوردستان و همچنین پتانسیل مانور نظامی، سازماندهی و توان به حرکت درآوردن ظرفیت موجود در کوردستان، بالقوه از نیروهای مؤثر در یک نبرد خواهند بود. همه آن پمپاژهای رسانه‌ای جریان راست افراطی ایرانی–فارسی، رهبرتراشی، آلترناتیوسازی و علم کردن فرزند دیکتاتور سابق، مورد توجه آمریکا و جهان غرب قرار نگرفت. در این بین، ادعای دونالد ترامپ مبنی بر ارسال سلاح به معترضان ایرانی از طریق کوردها و ذکر چندین‌باره این موضوع، هجمه حملات رسانه‌ای را هم از سوی رژیم و هم از سوی جریان مرکزگرای طالب سلطنت بیشتر کرد.

این ادعای دونالد ترامپ درباره ارسال اسلحه دارای ابهامات فراوانی است. نخست باید یادآور شد دونالد ترامپ در زمان‌های مشخصی این ادعا را تکرار می‌کرد؛ هرگاه میان آمریکا و ایران در مذاکرات رسیدن به توافق تنش ایجاد می‌شد، به این موضوع اشاره می‌کرد. اما به جز ترامپ، هرگز نه وزارت جنگ، نه وزارت خارجه و نه هیچ‌یک از مقامات رسمی سیاسی و نظامی دولت آمریکا در جنگ اخیر اشاره‌ای به این موضوع نداشتند که باعث پیچیدگی هرچه بیشتر این موضوع شده است. یکی از مهم‌ترین ابهامات این است که ترامپ فقط می‌گوید سلاح فرستاده و معلوم نیست که مقصد و گیرنده آن چه کسی است؛ احزاب کوردستان ایران، احزاب کوردستان عراق یا حکومت اقلیم کوردستان؟!

یک موضوع مهم دیگر که باعث رد ادعای ترامپ می‌شود این است که حتی در صورت تحویل این سلاح‌ها به احزاب کوردستان ایران به منظور مسلح کردن مردم معترض علیه رژیم، هیچ آدرس مشخصی وجود نداشت؛ نه یک حزب و جریان و گروه مشخصی وجود داشت و نه یک سازماندهی معین و برنامه‌ریزی‌شده. نکته مهم‌تر آن است که اسلحه مانند وسایل جانبی، از جمله: چراغ‌قوه، چاقو، سرنیزه یا قمقمه آب نیست که هر کسی بتواند از آن به شیوه درست استفاده کند، آن هم سلاح آمریکایی که نیاز به آموزش دارد. این در حالی است که مرزهای بین کوردستان ایران و اقلیم کوردستان جزو امنیتی‌ترین مناطق مرزی هستند و اصولاً منطقه جنگی به حساب می‌آیند که جابه‌جایی این سلاح‌ها از یک طرف مرز به طرف دیگر در حجم بسیار بزرگ و انتقال آن‌ها به مرکز ایران، آن هم در شرایط جنگی، عملاً غیرممکن است. شایان ذکر است که تام باراک، فرستاده ویژه آمریکا در امور عراق و سوریه که در روزهای اخیر به اربیل، پایتخت اقلیم کوردستان، سفر کرده بود و با ریاست اقلیم دیدار داشت، عنوان کرد هیچ اسلحه‌ای به کوردها داده نشده و اطلاعات نادرست در این مورد به ترامپ منتقل شده است.

در جریان جنگ اخیر، بسیاری از سران احزاب کوردستان این جمله را که «این جنگ، جنگ ما نیست» هر از چند گاهی عنوان می‌کردند. فارغ از اینکه این جمله به لحاظ میدانی و معادلات سیاسی منطقه‌ای و جهانی، منافع مشترک و حتی تضاد منافع چقدر درست یا نادرست باشد، باید توجه داشت که جنبش هویت‌خواهانه و ملی–دموکراتیک مردم کوردستان ایران و حتی در بخش‌های دیگر کوردستان، قبل از تأسیس کشور اسرائیل، قبل از به هم خوردن مناسبات سیاسی میان آمریکا و ایران و پیش از به روی کار آمدن رژیم جمهوری اسلامی وجود داشته است. اساساً این جنبش‌ها و مبارزات در راه احقاق حقوق ملی ملت کورد بوده و در صورت همکاری با نیروهای خارجی و کشورهای دیگر، کاملاً مستقل بوده و هیچ‌گاه این احزاب پیاده‌نظام کشور دیگری نبوده‌اند؛ چرا که منافع ملی ملت کورد و دستیابی به حقوق ملی، مبنای مبارزه بوده و این امر نیروی مستقل کوردستانی را می‌طلبد و نه نیروی وابسته به کشور دیگر که هر لحظه امکان آتش‌بس و صلح میان آن دو کشور وجود دارد. در دنیای سیاست هیچ دشمنی و هیچ دوستی همیشگی نیست و این منافع مشترک‌اند که روابط بین‌الملل را پی‌ریزی می‌کنند.