کوردستان میدیا

سایت مرکزی حزب دمکرات کوردستان ایران

ایران در جنگ پیروز نشد؛ تهران همچنان در حال باختن بازی بلندمدت است

09:06 - 8 تیر 1405

جیمز اف. جفری، دیپلمات ارشد پیشین آمریکا، در مقاله‌ای برای فارن افرز استدلال می‌کند که برخلاف برداشت رایج مبنی بر اینکه آمریکا و اسرائیل در دستیابی به اهداف اصلی خود، از جمله تغییر حکومت ایران یا پایان کامل برنامه هسته‌ای این کشور، ناکام مانده‌اند، تراز کلی تحولات منطقه به زیان تهران رقم خورده است.

به باور نویسنده، جنگ اخیر را نباید رویدادی مستقل دانست، بلکه باید آن را آخرین مرحله از درگیری گسترده‌ای تلقی کرد که با حمله حماس به اسرائیل در اکتبر ۲۰۲۳ آغاز شد و طی سه سال گذشته سراسر خاورمیانه را دربر گرفت. از این منظر، مجموعه تحولات این دوره به تضعیف چشمگیر نفوذ منطقه‌ای ایران انجامیده است.

جفری معتقد است شبکه نیروهای نیابتی ایران در منطقه تا حد زیادی از هم فروپاشیده است. حماس و حزب‌الله به‌شدت تضعیف شده‌اند، دولت بشار اسد در سوریه سقوط کرده، گروه‌های نزدیک به ایران در عراق نفوذ گذشته را ندارند و تهران نیز در این دوره حمایت مؤثری از سوی روسیه و چین دریافت نکرده است. افزون بر این، بخش قابل توجهی از زیرساخت‌های نظامی، پدافند هوایی و توان موشکی و هسته‌ای ایران نیز در جریان درگیری‌ها آسیب دیده است.

به نوشته نویسنده، تنها دستاورد مهم ایران در این جنگ، توانایی ایجاد اختلال در عبور و مرور کشتی‌ها از تنگه هرمز و افزایش هزینه‌های اقتصادی برای بازار جهانی انرژی بود. با این حال، او معتقد است این اهرم نیز محدود و موقتی است، زیرا انسداد تنگه هرمز به اقتصاد ایران نیز آسیب می‌زند و کشورهای مصرف‌کننده نفت به‌تدریج مسیرهای جایگزین، منابع انرژی جدید و تأمین‌کنندگان دیگری پیدا خواهند کرد.

این مقاله همچنین از تصمیم دولت ترامپ برای آغاز عملیات نظامی علیه ایران دفاع می‌کند. نویسنده استدلال می‌کند که پس از جنگ ۱۲ روزه سال ۲۰۲۵ و ناکامی مذاکرات بعدی درباره محدودسازی برنامه هسته‌ای ایران، واشنگتن به این نتیجه رسید که تهران حاضر نیست از برنامه غنی‌سازی و سیاست‌های منطقه‌ای خود عقب‌نشینی کند. از نگاه او، حمله در شرایطی انجام شد که ایران هنوز از جنگ پیشین و ناآرامی‌های داخلی تضعیف شده بود و فرصت مناسبی برای وارد کردن ضربه‌ای راهبردی به شمار می‌رفت.

با این حال، جفری می‌پذیرد که دولت ترامپ در برخی برآوردهای خود بیش از حد خوش‌بین بود. به اعتقاد او، کاخ سفید تصور می‌کرد می‌تواند به پیروزی کامل، از جمله فروپاشی حکومت ایران، دست یابد؛ در حالی که برای پیامدهایی مانند بسته شدن تنگه هرمز یا مقاومت طولانی‌مدت جمهوری اسلامی آمادگی کافی نداشت.

نویسنده با وجود این انتقادها تأکید می‌کند که دستاوردهای نظامی آمریکا و اسرائیل قابل توجه بوده است. به گفته او، هزاران هدف نظامی، انبارهای موشکی و سامانه‌های پدافند هوایی ایران هدف قرار گرفتند و توان نظامی جمهوری اسلامی به‌طور محسوسی کاهش یافت. در عین حال، بیشتر حملات موشکی و پهپادی ایران نیز توسط سامانه‌های دفاعی آمریکا، اسرائیل و متحدان عرب آن‌ها رهگیری شد.

جفری درباره پیامدهای اقتصادی جنگ نیز می‌نویسد که هرچند اختلال در صادرات نفت از تنگه هرمز موجب افزایش قیمت انرژی شد، اما این بحران هرگز به اندازه شوک نفتی دهه ۱۹۷۰ گسترده نبود. افزایش تولید نفت آمریکا، استفاده عربستان سعودی از خطوط لوله جایگزین و سرمایه‌گذاری کشورهای منطقه برای دور زدن تنگه هرمز، از شدت آثار این بحران کاست.

بخش مهمی از مقاله به آینده برنامه هسته‌ای ایران اختصاص دارد. نویسنده معتقد است تفاهم‌نامه آتش‌بس، هرچند هنوز درباره جزئیات محدودیت‌های هسته‌ای ایران ابهام دارد، اما فرصتی برای آغاز مذاکرات مستقیم میان تهران و واشنگتن فراهم کرده است. از دید او، آمریکا اکنون نسبت به دوران توافق هسته‌ای سال ۲۰۱۵ در موقعیت چانه‌زنی بهتری قرار دارد؛ زیرا هم تحریم‌های گسترده همچنان برقرار است و هم بخش مهمی از زیرساخت‌های هسته‌ای ایران آسیب دیده است.

جفری همچنین از برجام انتقاد می‌کند و می‌نویسد آن توافق تنها محدودیتی موقت بر برنامه هسته‌ای ایران ایجاد کرده بود و در نهایت امکان ازسرگیری غنی‌سازی گسترده را برای تهران فراهم می‌کرد. به باور او، آمریکا اکنون می‌تواند از اهرم تحریم‌ها و فشار نظامی برای دستیابی به توافقی پایدارتر استفاده کند.

در بخش دیگری از مقاله، نویسنده به اختلافات آمریکا با برخی متحدان خود، از جمله اسرائیل، کشورهای عربی خلیج فارس و اروپا، اشاره می‌کند، اما این اختلاف‌ها را موقتی می‌داند. او استدلال می‌کند که این کشورها همچنان برای حفظ امنیت خود به همکاری با واشنگتن نیاز دارند و گزینه جایگزین مؤثری در اختیار ندارند.

در جمع‌بندی، جفری نتیجه می‌گیرد که اگرچه عملیات نظامی علیه ایران به هدف حداکثری خود، یعنی تغییر حکومت یا نابودی کامل برنامه هسته‌ای، نرسید، اما در چارچوب راهبرد بلندمدت مهار جمهوری اسلامی، موفقیت‌آمیز بوده است. از نگاه او، اکنون مهم‌ترین هدف آمریکا نه دستیابی به یک «پیروزی کامل»، بلکه تثبیت دستاوردهای سه سال گذشته، حفظ فشار بر ایران و جلوگیری از احیای توان نظامی و هسته‌ای این کشور است.