مقدمه
این متن بازنویسی و تلخیص امانتدارانه یک گفتوگو است که توسط وبسایت خبری–تحلیلی مستقل The Amargi در تاریخ ۳ ژوئن ۲۰۲۶ انجام شده است. در این گفتوگوی اختصاصی، عبدالله حسنزاده (ماموستا)، از چهرههای باسابقه جنبش سیاسی کوردها در ایران و دبیرکل پیشین حزب دموکرات کوردستان ایران (PDKI)، دیدگاههای خود را درباره وضعیت کوردها، جنگ احتمالی ایران و تحولات سیاسی منطقه مطرح میکند.
عبدالله حسنزاده، از رهبران باسابقه جنبش کوردی ایران، هشدار داده است که هرگونه ورود نظامی کوردها به جنگ ایران بدون تضمینهای روشن بینالمللی میتواند به «خطای استراتژیک» و فاجعه انسانی منجر شود.
او که اکنون ۸۸ سال دارد و با نام «ماموستا» شناخته میشود، از چهرههای تأثیرگذار سیاست کوردی در ایران است. او در جوانی به حزب دموکرات کوردستان ایران پیوست و سالها علیه حکومت پهلوی و سپس جمهوری اسلامی مبارزه کرد.
پس از انقلاب ۱۹۷۹، او بهعنوان معاون دکتر عبدالرحمن قاسملو، دبیرکل وقت حزب، فعالیت داشت. پس از ترور دکتر قاسملو در سال ۱۹۸۹ و دکتر صادق شرفکندی در سال ۱۹۹۲، او به یکی از رهبران اصلی حزب تبدیل شد و بین سالهای ۱۹۹۵ تا ۲۰۰۴ دبیرکل حزب بود، پیش از آنکه از مسئولیت اجرایی کنار برود.
این گفتوگو به بررسی جایگاه کوردها در شرایط جنگی، سیاست منطقهای و روابط با قدرتهای خارجی اختصاص دارد.
کوردها طرف مشورت در این جنگ نبودند
او تأکید کرد این گزاره که «این جنگ، جنگ کوردها نیست» واقعیت را تغییر نمیدهد؛ زیرا نه کوردها را از حملات ایران مصون میکند و نه آنان را به متحدان تضمینشده آمریکا تبدیل میکند.
او افزود اهداف سیاسی کوردها اساساً با اهداف قدرتهای خارجی متفاوت است.
وی با اشاره به جنگ ایران و عراق در دهه ۱۹۸۰ گفت کوردها نیز در آن زمان تلاش داشتند مبارزه خود را از جنگ دولت عراق جدا کنند؛ زیرا عراق اهداف ژئوپلیتیک و سرزمینی دنبال میکرد، در حالی که کوردها برای حقوق سیاسی و ملی خود میجنگیدند.
حمایت از خودداری احزاب کوردی از ورود به جنگ
حسنزاده از موضع احزاب کورد ایران که از مداخله نظامی در داخل ایران خودداری کردهاند، حمایت کرد.
او گفت با وجود انتظار بخشی از جامعه کورد برای اقدام نظامی، چنین اقدامی در شرایط کنونی لزوماً نمیتواند نتیجه تعیینکنندهای در جنگ ایجاد کند.
او تأکید کرد در نبود تضمینهای سیاسی و نظامی از سوی قدرتهای غربی، ورود نظامی کوردها میتواند به شکست نظامی و فاجعه انسانی منجر شود و به همین دلیل، پرهیز از آن در این مرحله تصمیم درستی است.
شرایط احتمالی برای اقدام نظامی
به گفته او، اقدام نظامی تنها در دو حالت قابل تصور است:
زمانی که رژیم ایران در آستانه فروپاشی قرار گیرد، یا زمانی که قیام گستردهای در سراسر ایران شکل بگیرد.
در چنین شرایطی، کوردها میتوانند کنترل مناطق کوردستان را در دست بگیرند و حاکمیت خود را در آنجا برقرار کنند، اما این اقدام باید بهصورت متحد و با در نظر گرفتن شرایط مناطق حساس مانند ارومیه و کرماشان انجام شود.
رد مقایسه با عراق ۱۹۹۱
حسنزاده گفت وضعیت کنونی ایران با قیام کوردها در عراق در سال ۱۹۹۱ قابل مقایسه نیست.
او توضیح داد در عراق، ارتش در حال فروپاشی بود، قیامهای گسترده آغاز شده بود و دولت مرکزی در آستانه سقوط قرار داشت.
او همچنین گفت ایالات متحده در آن مقطع نقش مستقیم در شکلدهی شرایط پس از جنگ و حمایت از اپوزیسیون و کوردها ایفا کرد؛ شرایطی که در ایران وجود ندارد.
نقد سیاست آمریکا
او درباره سیاست ایالات متحده گفت مسئله اصلی، ترجیح یا مخالفت سیاسی نیست، بلکه میزان کارآمدی و انسجام سیاست واشنگتن است.
او افزود سیاست آمریکا در دوره دونالد ترامپ فاقد ثبات و انسجام بوده و تمرکز آن بیشتر بر اهداف امنیتی بوده تا دموکراسی یا حقوق بشر.
او گفت حقوق مردم ایران در سیاست آمریکا جایگاه حاشیهای دارد و زمانی که این موضوع بهعنوان ابزار فشار سیاسی بهکار گرفته میشود، نمیتوان به نیتهای واشنگتن اعتماد کامل داشت.
هشدار درباره نبود راهبرد روشن آمریکا
حسنزاده گفت سرنگونی جمهوری اسلامی بهعنوان یک راهبرد مشخص در سیاست آمریکا تعریف نشده است، زیرا در غیر این صورت واشنگتن باید متحدان داخلی جدیتری در ایران شکل میداد.
او تأکید کرد کوردها باید از آمریکا درباره جایگاه خود در هر راهبرد احتمالی نسبت به ایران شفافسازی بخواهند.
او هشدار داد در نبود تضمین روشن، هرگونه همکاری میتواند به ابزارشدگی سیاسی و رهاشدگی منجر شود.
وضعیت کوردها در منطقه
او وضعیت کوردها را در چهار بخش چنین توصیف کرد:
در ترکیه: عدم پیشرفت واقعی
در سوریه: تضعیف ساختار کوردی
در عراق: تهدید نسبت به آینده اقلیم کوردستان
در ایران: هنوز نتوانستهاند به سطح قبلی تحرک سیاسی بازگردند
او نتیجه گرفت که در مجموع، تهدیدها از فرصتها بیشتر شدهاند.
ضرورت وحدت کوردی
او گفت وحدت کوردی ضروری است اما باید بدون سلطه یک حزب یا جریان خاص شکل بگیرد.
او بر ایجاد سازوکارهای مشترک برای پیشبرد مسئله کوردها در سطح منطقهای و بینالمللی تأکید کرد.
مبارزه مسلحانه
او گفت مطمئن نیست که گزینه مبارزه مسلحانه همچنان بهعنوان یک تاکتیک پایدار مؤثر باشد یا مانند گذشته قابل اجرا باشد.
او افزود که رویکرد مطلوب، در اولویت قرار دادن مبارزه سیاسی، بسیج اجتماعی و جلب حمایت افکار عمومی داخلی و بینالمللی برای پیشبرد اهداف کوردها است.
ارزیابی از جنبش کوردی
او گفت این مبارزه طولانی شکست نبوده است.
او تأکید کرد تداوم مقاومت، افزایش آگاهی ملی و ادامه مخالفت با حاکمیت جمهوری اسلامی در کوردستان از دستاوردهای مهم این جنبش است.
پذیرش برخی خطاها
او اذعان کرد جنبش کوردی دچار خطاهایی شده است. به گفته او، در برخی مقاطع از ظرفیتهای خود بهطور کامل استفاده نکردهاند و در برخی مقاطع نیز تواناییهای خود را بیش از حد برآورد کردهاند.
او همچنین درگیریهای داخلی میان احزاب کوردی، از جمله میان حدکا و کومله را یکی از خطاهای جنبش دانست.
دفاع از تصمیم ۱۹۷۹
او با قاطعیت از تصمیم آغاز مبارزه مسلحانه پس از انقلاب ۱۹۷۹ دفاع کرد.
او گفت تلاشهایی برای همکاری با جمهوری اسلامی صورت گرفت، حتی در قالب پیشنهاد همکاری علیه عراق در صورت به رسمیت شناخته شدن حقوق کوردها.
اما به گفته او، خصومت رژیم باعث شد گزینه دیگری جز دفاع مسلحانه باقی نماند.
او افزود بدون این مقاومت، سطح کنونی آگاهی و سازمانیافتگی سیاسی کوردها شکل نمیگرفت.
جمعبندی درباره آینده
او گفت ابتدا باید یک آلترناتیو دموکراتیک شکل بگیرد که نسبت به مسئله کوردها رویکرد بازتری داشته باشد.
در غیر این صورت، مبارزه سیاسی باید ادامه یابد، اما باید از تکرار چرخه جنگ و تبعید جلوگیری شود و مسیر تدریجی سیاسی در اولویت قرار گیرد.