کوردستان میدیا

سایت مرکزی حزب دمکرات کوردستان ایران

کابوس دیرین تمامیت‌خواهی؛ چرا جغرافیای آگاهی و مقاومت کوردستان، تهران را می‌هراساند؟

22:15 - 17 تیر 1405

شهرام سبحانی

تحلیلی بنیادین بر جایگاه تاریخی، فکری و تشکیلاتی جنبش آزادی‌خواهی کوردستان

مقدمه

امروز، در ادبیات سیاسی جهان و در نگاه بسیاری از ناظران، نام «کوردستان» فراتر از یک مفهوم صرفاً جغرافیایی، نماد مقاومت، هویت ملی و مبارزه‌ای مستمر است؛ ملتی که در پی معاهدات استعماری و مرزهای تحمیلی، سرزمینش پاره‌پاره شد. ملت کورد در کوردستان ایران (روژهلات)، طی دهه‌های گذشته، زیر سلطه حکومت‌های اقتدارگرا و مرکزگرا ــ چه در دوران حکومت پهلوی و چه در جمهوری اسلامی ــ از بسیاری از حقوق انسانی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی خود محروم مانده است. این محرومیت نه نتیجه یک رخداد تاریخی، بلکه حاصل سیاستی ساختاری، هدفمند و مستمر برای تضعیف هویت ملی و محدود کردن اراده سیاسی این ملت بوده است.

با این حال، هر وجب از خاک کوردستان، گواه جان‌فشانی فرزندانی است که بهای آزادی، عدالت و برابری را با جان خود پرداخته‌اند. در نگاه حکومت مرکزی، کوردستان همواره بیش از آنکه یک مسئله سیاسی تلقی شود، یک مسئله امنیتی بوده است؛ اما واقعیت آن است که هراس مداوم تهران از این جغرافیا، بیش از آنکه ریشه در توان نظامی داشته باشد، از ظرفیت فکری، تجربه سیاسی و آگاهی مدنی جامعه کوردستان سرچشمه می‌گیرد. کوردستان حامل تجربه‌ای سیاسی و افقی فکری است که نه تنها مشروعیت جمهوری اسلامی را به چالش می‌کشد، بلکه از نگاه بسیاری از فعالان سیاسی، الگویی دموکراتیک برای آینده ایران نیز ارائه می‌دهد. در این نوشتار، به واکاوی سه مؤلفه اساسی می‌پردازیم که از نگاه نویسنده، کوردستان را به یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های جمهوری اسلامی تبدیل کرده‌اند.

با نگاهی به تاریخ مبارزاتی کوردستان درمی‌یابیم که مفاهیم آزادی و دموکراسی هیچ‌گاه شعارهایی مقطعی یا تاکتیکی نبوده‌اند، بلکه به بخشی از بنیان فکری جنبش ملی کورد تبدیل شده‌اند. در اینجا پرسشی اساسی مطرح می‌شود: چرا سرنوشت سیاسی کوردستان تا این اندازه با مفهوم دموکراسی گره خورده است و چه عاملی این تجربه را از بسیاری از مناطق دیگر ایران متمایز می‌کند؟

پاسخ را باید در ماهیت ستم ملی و ساختار قدرت در ایران جست‌وجو کرد. ملت کورد تنها برای تغییر یک حکومت یا بهبود شرایط اقتصادی مبارزه نکرده است؛ بلکه هدف اصلی آن، تثبیت موجودیت ملی و دستیابی به حقوق بنیادین خود بوده است. در ساختارهای سیاسی متمرکز و مبتنی بر یکسان‌سازی هویتی ــ چه در الگوی حکومت پهلوی با شعار «یک ملت، یک زبان» و چه در نظام جمهوری اسلامی با محوریت ولایت فقیه و قرائت رسمی از تشیع ــ جایگاه چندانی برای پذیرش تنوع ملی و به رسمیت شناختن حقوق ملت‌های غیرفارس وجود نداشته است.

در چنین بستری، دکتر عبدالرحمان قاسملو با طرح دیدگاهی ماندگار، پیوند میان دموکراسی و حقوق ملی را چنین تبیین می‌کند: «ما خواهان دموکراسی هستیم، زیرا تنها در سایه دموکراسی است که می‌توان به مطالبات سیاسی و ملی دست یافت.» این نگاه نشان می‌دهد که جنبش سیاسی کوردستان، دموکراسی را نه یک هدف مقطعی، بلکه پیش‌شرط تحقق حقوق ملی می‌داند. از همین رو، بخش مهمی از نیروهای سیاسی کوردستان بر این باورند که بدون استقرار نظامی دموکراتیک، غیرمتمرکز و فدرال، هر تغییر سیاسی در ایران می‌تواند به بازتولید شکلی دیگر از تمرکز قدرت بینجامد. از نگاه نویسنده، یکی از دلایل نگرانی جمهوری اسلامی نیز همین رویکرد است؛ زیرا گسترش چنین نگاهی، مبانی ایدئولوژیک و ساختار متمرکز قدرت را با چالش روبه‌رو می‌کند.

دموکراسی؛ پیش‌شرط تحقق حقوق ملی

تاریخ مبارزات ملت کورد نشان می‌دهد که خواست دموکراسی، همواره در کنار مطالبه حقوق ملی قرار داشته است. این دو، در اندیشه بخش بزرگی از جنبش سیاسی کوردستان، مفاهیمی جدایی‌ناپذیر به شمار می‌روند. از این منظر، دموکراسی صرفاً روشی برای انتقال قدرت نیست، بلکه چارچوبی است که می‌تواند زمینه تحقق حقوق ملی، مشارکت برابر و اداره دموکراتیک کشور را فراهم سازد.

به همین دلیل، جنبش سیاسی کوردستان همواره بر این باور بوده است که تغییر چهره حکومت، بدون تغییر ساختارهای متمرکز قدرت، پاسخگوی مطالبات ملت کورد نخواهد بود. تجربه تاریخی نیز نشان داده است که تمرکز قدرت، صرف‌نظر از شکل حکومت، زمینه نادیده گرفتن حقوق ملی و فرهنگی را فراهم کرده است.

از این منظر، تأکید بر نظامی دموکراتیک، غیرمتمرکز و مبتنی بر مشارکت برابر، صرفاً یک خواسته سیاسی نیست، بلکه راهکاری برای جلوگیری از بازتولید چرخه‌های استبداد و تبعیض تلقی می‌شود. نویسنده بر این باور است که همین نگاه، کوردستان را به یکی از مهم‌ترین کانون‌های اندیشه دموکراتیک در ایران تبدیل کرده و موجب شده است جمهوری اسلامی با حساسیت ویژه‌ای به تحولات این منطقه بنگرد.

احزاب سیاسی؛ ستون سازمان‌یافتگی جامعه کوردستان

یکی دیگر از عوامل مهمی که از نگاه نویسنده، جایگاه کوردستان را در معادلات سیاسی ایران متمایز می‌کند، وجود احزاب سیاسی ریشه‌دار، سازمان‌یافته و برخوردار از پایگاه اجتماعی است. برخلاف بسیاری از نقاط ایران که دهه‌ها سرکوب، فرصت شکل‌گیری تشکل‌های سیاسی پایدار را محدود کرده است، کوردستان تجربه‌ای متفاوت را پشت سر گذاشته و احزاب سیاسی آن توانسته‌اند ارتباط خود را با بدنه جامعه حفظ کنند.

احزاب سیاسی کوردستان، به‌ویژه حزب دموکرات کوردستان ایران، در بستر تحولات تاریخی و در پاسخ به مطالبات جامعه کورد شکل گرفته‌اند. پس از تقسیم کوردستان و تشدید سیاست‌های سرکوبگرانه حکومت‌های مرکزی، این احزاب به بستری برای سازماندهی سیاسی، آگاهی‌بخشی و پیگیری مطالبات ملی مردم کورد تبدیل شدند. راهبردها و سیاست‌های آنان نیز عمدتاً بر پایه منافع ملی، واقع‌بینی سیاسی و ارزش‌های دموکراتیک تنظیم شده است؛ موضوعی که به تداوم پایگاه اجتماعی آنان در میان اقشار مختلف جامعه، از کارگران و کشاورزان گرفته تا معلمان، دانشگاهیان و روشنفکران، کمک کرده است.

همین پیوند میان احزاب و جامعه، از نگاه نویسنده، یکی از مهم‌ترین عوامل نگرانی جمهوری اسلامی بوده است. حکومت طی دهه‌های گذشته کوشیده است با استفاده از ابزارهای امنیتی، تبلیغاتی و قضایی، این احزاب را از جامعه جدا کند و نقش آنان را در سازماندهی سیاسی کاهش دهد؛ اما به باور نویسنده، این سیاست‌ها نتوانسته‌اند پیوند تاریخی میان جامعه و احزاب کوردستان را از میان ببرند.

این ظرفیت سازماندهی در جریان جنبش «ژن، ژیان، ئازادی» نیز بار دیگر خود را نشان داد؛ زمانی که در پی فراخوان احزاب کوردستان، بسیاری از شهرها، بازارها و اصناف کوردستان در اعتصاب سراسری شرکت کردند و یکی از گسترده‌ترین حرکت‌های اعتراضی سال‌های اخیر را رقم زدند. از نگاه نویسنده، این رخداد نشان داد که احزاب کوردستان همچنان از ظرفیت بسیج اجتماعی و تأثیرگذاری سیاسی برخوردارند.

زمانی که جمهوری اسلامی در کاهش نفوذ اجتماعی این احزاب کامیاب نشد، بار دیگر به سیاست سرکوب نظامی روی آورد. حملات موشکی و پهپادی سپاه پاسداران به مقرها و اردوگاه‌های احزاب کوردستان، به‌ویژه مقرهای حزب دموکرات کوردستان ایران در اقلیم کوردستان، از نگاه نویسنده، بازتاب همین رویکرد امنیتی است. حکومت بر این تصور بود که با هدف قرار دادن مراکز تشکیلاتی، می‌تواند روند مبارزه سیاسی را تضعیف کند؛ اما تجربه دهه‌های گذشته نشان داده است که اندیشه سیاسی و مطالبات ملی، فراتر از مرزهای جغرافیایی و مراکز سازمانی استمرار یافته‌اند.

ترور رهبرانی چون دکتر عبدالرحمان قاسملو در وین و دکتر صادق شرفکندی در برلین نیز در همین چارچوب قابل ارزیابی است. این ترورها، اگرچه ضربه‌ای سنگین بر جنبش کوردستان وارد کردند، اما از نگاه نویسنده نتوانستند روند مبارزه را متوقف کنند و در حافظه تاریخی جامعه کورد به نماد تداوم این مبارزه تبدیل شدند.

جامعه مدنی و آگاهی سیاسی؛ چالش فکری برای جمهوری اسلامی

سومین محور این تحلیل، جایگاه جامعه مدنی و سطح آگاهی سیاسی در کوردستان است. نویسنده بر این باور است که آنچه کوردستان را از بسیاری از مناطق دیگر ایران متمایز می‌کند، تنها سابقه مبارزات سیاسی یا حضور احزاب نیست، بلکه شکل‌گیری تدریجی فرهنگی سیاسی است که بر مفاهیمی چون آزادی، مشارکت، حقوق بشر، تکثرگرایی و پذیرش تفاوت‌ها تأکید دارد.

جمهوری اسلامی بر پایه ساختاری ایدئولوژیک، تمرکز قدرت و قرائتی رسمی از دین استوار شده است. در مقابل، نویسنده معتقد است که در بخش قابل توجهی از جامعه کوردستان، طی دهه‌های گذشته، مفاهیمی مانند سکولاریسم، جدایی نهاد دین از حکومت، حقوق بشر، برابری شهروندی و مشارکت مدنی بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته‌اند.

در این فضا، جایگاه زنان، پذیرش تنوع مذهبی و رواداری اجتماعی، از عناصر مهم حیات مدنی به شمار می‌روند. به باور نویسنده، این تحول فکری، نتیجه سال‌ها مبارزه سیاسی، فعالیت احزاب و نقش روشنفکران و رهبران جنبش کوردستان، از جمله دکتر عبدالرحمان قاسملو و دکتر صادق شرفکندی، در پیوند دادن اندیشه‌های مدرن سیاسی با واقعیت‌های جامعه کوردستان است.

این سطح از آگاهی سیاسی سبب شده است که کوردستان در بسیاری از تحولات سیاسی ایران نقشی پیشرو ایفا کند. پس از جان‌باختن ژینا (مهسا) امینی، اعتراضاتی که از کوردستان آغاز شد، به‌سرعت به جنبشی سراسری تبدیل شد. شعار «ژن، ژیان، ئازادی» نیز که ریشه در جنبش زنان و مبارزات جامعه کورد دارد، به یکی از شناخته‌شده‌ترین شعارهای اعتراضی در ایران و جهان بدل شد.

از نگاه نویسنده، جمهوری اسلامی کوردستان را صرفاً یک منطقه جغرافیایی نمی‌بیند، بلکه آن را کانونی برای شکل‌گیری و گسترش گفتمان‌های سیاسی و اجتماعی می‌داند. به همین دلیل، سیاست امنیتی و برخوردهای سخت‌گیرانه حکومت با این منطقه، همچنان ادامه یافته است.

جمع‌بندی

در یک جمع‌بندی کلی، می‌توان گفت که از نگاه نویسنده، نگرانی دیرینه جمهوری اسلامی از کوردستان را نمی‌توان صرفاً در چارچوب ملاحظات امنیتی یا نظامی تحلیل کرد. این نگرانی، بیش از هر چیز، به وجود الگویی متفاوت از سازماندهی سیاسی، آگاهی اجتماعی و مطالبه‌گری ملی بازمی‌گردد؛ الگویی که طی دهه‌ها مبارزه، تجربه تاریخی و فعالیت احزاب و نخبگان سیاسی کوردستان شکل گرفته است.

در این تحلیل، سه مؤلفه اصلی به‌عنوان پایه‌های این جایگاه معرفی شدند: نخست، پیوند راهبردی میان دموکراسی و تحقق حقوق ملی؛ دوم، حضور احزاب سیاسی ریشه‌دار و برخوردار از پایگاه اجتماعی؛ و سوم، شکل‌گیری جامعه‌ای که در آن مفاهیمی چون آزادی، مشارکت، تکثرگرایی، حقوق بشر و نقش‌آفرینی زنان، جایگاهی پررنگ در گفتمان سیاسی و اجتماعی یافته‌اند.

از نگاه نویسنده، همین سه مؤلفه موجب شده‌اند که کوردستان در تحولات معاصر ایران، نقشی فراتر از یک منطقه جغرافیایی ایفا کند و به یکی از مهم‌ترین کانون‌های تولید اندیشه سیاسی و مطالبه تغییرات ساختاری تبدیل شود. در چنین چارچوبی، نگاه امنیتی جمهوری اسلامی به کوردستان نیز تنها واکنشی به فعالیت‌های سیاسی یا تشکیلاتی نیست، بلکه بازتاب مواجهه حکومت با گفتمانی است که ساختار متمرکز قدرت و مبانی ایدئولوژیک آن را به چالش می‌کشد.

تجربه دهه‌های گذشته نیز نشان داده است که سرکوب، زندان، اعدام، ترور رهبران سیاسی و حملات نظامی، اگرچه هزینه‌های سنگینی بر جامعه کوردستان تحمیل کرده‌اند، اما نتوانسته‌اند مطالبات سیاسی و ملی این جامعه را از میان ببرند. از نگاه نویسنده، این مطالبات همچنان در قالب فعالیت‌های مدنی، سیاسی و فرهنگی ادامه یافته و به بخشی از حافظه تاریخی و هویت جمعی مردم کورد تبدیل شده‌اند.

بر همین اساس، نویسنده بر این باور است که آینده کوردستان نه در تداوم چرخه خشونت، بلکه در گسترش آگاهی عمومی، تقویت نهادهای سیاسی و مدنی، انسجام اجتماعی و پیگیری مطالبات از مسیر سازمان‌یافتگی سیاسی رقم خواهد خورد. از این منظر، کوردستان همچنان یکی از مهم‌ترین کانون‌های طرح مباحث مربوط به دموکراسی، حقوق ملی و مشارکت سیاسی در ایران باقی خواهد ماند.

در نهایت، این نوشتار بر آن است که کوردستان را نه صرفاً به‌عنوان یک جغرافیا، بلکه به‌عنوان تجربه‌ای تاریخی و سیاسی مورد توجه قرار دهد؛ تجربه‌ای که در آن مبارزه برای آزادی، عدالت، حقوق ملی و کرامت انسانی، طی دهه‌ها به بخشی از هویت جمعی جامعه کورد تبدیل شده است. فارغ از داوری‌های سیاسی درباره این دیدگاه، نمی‌توان انکار کرد که کوردستان همچنان یکی از مهم‌ترین بازیگران و تأثیرگذارترین عرصه‌های تحولات سیاسی معاصر ایران به شمار می‌رود.